منوی اصلی


نویسندگان


لینک دوستان

ردیاب ارزان ماشین

کاور سویچ قاب سوئیچ

بانک موبایل معماران تهران

همسریابی

جلو پنجره جک جی 5

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان همکلاسی و آدرس hamkelasi8992.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





قالب بلاگفا

آمار بازدید

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 20
بازدید دیروز : 19
بازدید هفته : 53
بازدید ماه : 424
بازدید کل : 22545
تعداد مطالب : 39
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1

Alternative content


آرشیو ماهانه


پیوند های روزانه


لوگوی ما

همکلاسی


لوگوی دوستان


بر چسب ها




قمه زنی سنت یا بدعت

شنبه 7 آذر 1394

فهرست
مقدمه 11
اهميت عزاداري 15
قمه چيست؟ قمهزن كيست؟ 18
قمهزني از منظر تاريخ 19
دلايل قمه زنان
1. افسانه سر به محمل كوبيدن 25
2. آيا قمه زني نوعي عزاداري است! 31
است! 49  3. آيا قمه زني همدردي با امام حسين
4. احياي امر مذهب 52
5. استدلال به فرازي از زيارت ناحية مقدسه 57
ادعاهاي نامشروع 59
دلايل حرمت قم هزني
1. بدعت بودن قمه زني 61
2. وهن و تضعيف مذهب 65
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 7
نماز نخوانند اما قمه بزنند! 69
3. تبعات بهداشتي و رواني قمه زني 70
*عوارض بهداشتي قمه زني 70
*اثرات زيان بار اصابت قمه بر مغز 72
*تاثير قمه زني بر كودكان 73
آساني شريعت 74
هدف توجيه گر وسيله نيست 78
سابقة حرمت قمه زني
فتاواي بزرگان حوزه علميه بر حرمت قمه زني 79
مخالفت آيت الله سيد محسن امين(ره) با قمه زني 83
تبليغات گستردة عوام برعليه علامه سيد محسن امين(ره) 85
فتواي آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني(ره) بر حرمت قمه زني 86
حمايت مرجعيت نجف از سيد محسن امين(ره) 88
فتواي شيخ عبدالكريم حائري يزدي(ره) بر حرمت تيغ زني 92
تلاش هاي آيت الله بروجردي(ره) در اصلاح مجالس عزاداري 93
8/ قمه زني سنت يا بدعت؟
پاسخ به بعضي شبهات در مورد حرمت قمه زني
-1 تعيين موضوع شأن فقيه نيست 101
-2 جايز بودن قمه زني در گذشته 103
-3 مسخره نمودن موجب حرمت اعمال نم يشود 113
-4 خواب ها و مكاشفات 117
-5 قمه زني نوعي حجامت سر است! 122
-6 قمه زني از شعائر الهي است! 125
قلوبهم معك و سيوفهم عليك 126
نقشه سيا در رابطه با فرهنگ عاشورا 128
كفنهائي براي زندهها 131
سخنان چند تن از بزرگان حوزة علميه پيرامون قمه زني
فتواي تاريخي زعيم حوزة علميه آيتالله سيد ابوالحسن اصفهاني 133
بيانات دانشمند پرآوازه شيعي سيد محسن امين در مورد قم هزني 134
سخنان علامه شيخ محمد جواد مغنيه 137
نظر مؤلف كتاب كبريت احمر در مورد قم هزني 139
سخنان شهيد آيت الله سيد عبدالكريم هاشمي نژاد 140
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 9
نظر علامه شهيد مطهري در مورد قمهزني 145
سخنان مرحوم حاج مهدي سراج انصاري در مورد قمه زني 146
سخنان شهيد آيت الله سيد محمد باقر حكيم 148
بيانية علماي شيعه عربستان در پرهيز از قمه زني 152
درخواست روشنفكران عراقي از آيت الله سيستاني 157
نظر مراجع تقليد دربارة قمه زني
امام خميني 161
آيت الله العظمي خوئي 162
حضرت آيت الله العظمي شيخ محمد حسين كاشف الغطاء 163
آيت الله العظمي سيد محسن حكيم 167
حضرت آيت الله العظمي شهيد محمد باقر صدر 168
آيت الله العظمي اراكي 169
آيت الله العظمي خامنه اي 170
آيت الله العظمي نوري همداني 171
آيت الله العظمي تبريزي 173
آيت الله العظمي فاضل لنكراني 175
آيت الله العظمي مظاهري 177
10 / قمه زني سنت يا بدعت؟
آيت الله العظمي مكارم شيرازي 178
حضرت آيت الله العظمى شهيد سيد محمدصادق صدر 182
آيت الله العظمي سيد كاظم حائري 184
آيت الله العظمي سيستاني 186
آيت الله العظمي صافي گلپايگاني 186
حكم حكومتي رهبري در مورد ممنوعيت قمه زني 187
بيانات مقام معظم رهبري دربارة قم هزدن 188
پاسخ رهبر معظم انقلاب اسلامى به نامه امام جمعه اردبيل 194
تحريف در مواضع رهبري 198
198 سخنان مقام معظم رهبري در جمع خبرگان رهبري در سال 1383
200 سخنان مقام معظم رهبري در جمع خبرگان رهبري در سال 1384
دل هاي بيمار 201
قمه زني در ملاء عام جرم قضايي است 202
اعلام نظر اعضاي آيات عظام و مدرسين حوزه علميه قم 203
اعلام حمايت احزاب و گروه هاي مختلف از حكم رهبري 232
اسامي تعدادي ديگر از علماء 238
عكس هاي قمه زني 241
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 11
مقدمه
جنبش كربلا به عنوان يك نهضت مقدس مذهبي و يك حركت سياسي از
نوع انقلابي آن پايدارترين جنبش سياسي مذهبي ، در فرهنگ سياسي شيعه
است. اين جنبش، حركتى بود در جهت احياى ارز شهاى دين و ستيز با فساد ،
ستم، بدعت و خيانت. چنين بود كه سرلوحه حركت ها و سرمشق جنب شهاى
اسوه اى ماندگار گرديد. نقش اين قيام از  بسيار قرار گرفت و امام حسين
آغاز در ماندگارى مكتب حيات بخش اسلام و پاسدارى از كيان ارزش هاى
دينى به گون هاى بوده كه گفته اند: الاسلام محمدى الحدوث حسينى البقاء. 1
اما اين رويداد بزرگ، از يك سوى به خاطر عشق ژرف و كران ناپيدايى
كه شيعيان به آفريننده حماسه آن دارند و از ديگر سوى به خاطر كينه و
دشمنى امويان و هواداران و پيروان آنان كه در درازاى تاريخ با اين حماسه
انسان ساز و ستم سوز داشته و دارند بيش از هر رويدادى گرفتار گردبادهاى
سهمگين خرافه و تحريف بوده و هست. متأسفانه از آغاز دست هايى در كار
بودند كه مي خواستند امام را از الگوشدن بركنار بدارند و به مسلمانان چنين
بباورانند كارى را كه امام انجام داد و حركتى را كه او بنيان گذارد شخصى
1. علامه اميني، الغدي ، ر ج 3، ص 246 ؛ شيخ جعفر سبحاني ، أضواء علي عقايد الشيعه
. الامامي ، ه ص 162
12 / قمه زني سنت يا بدعت؟
بود و ويژه او و شمارى از ياران و خويشان؛ از اين روى نم ىتوان و نبايد آن
را الگويى براى همه كسان و در همه زما نها قرار داد.
خوشبختانه عالمان آگاه پس از رويداد عاشورا چه در زمان حضور و چه
در زمان غيبت در برابر فتنه بزرگ تحريف چهره عاشورا و عاشوراييان
ايستادند. اينان در طول تاريخ پر فراز و نشيب اسلام با كسانى كه بر آن بودند
را وارونه جلوه د اده و از اين راه به هد ف هاى  تا هدف امام حسين
شيطانى خود دست يابند به رويارويى جدى برخاستند.
عالمان آگاه متعهد و راستين با سرمشق از امامان و اسوه قرار دادن آنان عليه
گردباد بنيان برافكن تحريف گرى و بدعت گذاري كه از سوى دربارهاى ستم
و حاكمان زر و زور بر شاخ ها دميده م ىشد و با تلاش عالمان دربارى آذين
بندى م ىگرديد قد برافراشتند و با خطاب ه ها و نوش ته ها ى خود به شرح
پرداختند و نگذاشتند  جزءجزء برنامه ها و هدف ها ى امام حسين
جامعه، به ويژه جامعه شيعى در باتلاق اين سياهى فرو رود و با كنار گذاشتن
در كُنام ذلت گرفتار آيد.  مشعل هدايتى چون حسين
اگر نبود حركت روشن گرانه آنان در درازاى تاريخ اسلام اكنون با آن موج
عاشورا مانند هزاران  لجن پراكنى عليه زيبايي ها و قداست امام حسين
هزار پديده و رويداد تاريخى در گرد و غبار گذشت زمان گم شده بود .
اينجاست كه پيامبر اسلام، صلي الله عليه وآله، مي فرمايند:
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 13
يحمل هذا الدين فى كل قرن عدول ينفون عنه تأويل المبطلين
وتحريف الغالين وانتحال الجاهلين كما ينفى الكيرُ خُبث
الحديد؛
در هر قرنى كسان عادلى به پاسدارى از دين بر م ىخيزند و تأويل »
باطل گرايان و تحريف غلوكنندگان و دروغ نادانان را از دين
مى زدايند؛ همان گونه كه دم آ هنگر مواد زائد آهن را از بين
1«. مى برد
يكي از اين بدعت ها و تحريف ها كه متأسفانه در چند سال اخير دست هايي
آگاهانه يا غيرآگاهانه به ترويج آن م يپردازد بدعت قمه زني است. قمه زني ،
نه تنها با روح و تعاليم اسلامي رابطه اي ندارد؛ بلكه در تقابلي آشكار با آنها
بوده و همين بعد آن از واقعيت هاي ديني است كه سبب شده بيشترين نقش در
تخريب چهره تشيع داشته باشد. خوشبختانه رهبر فقيه و روشنگر انقلاب
اسلامي، حضرت آيت الله العظمي خامن هاي به عنوان پيش تاز مبارزه با
اين گونه بدعت ها فرمايشات روشن گرانه اي را در سال 1373 دربارة خطر
قمه زني و آثار سوء آن بيان نمودند، كه توانست پرده هاي جهل و خرافه را
كنار زده و ماهيت اين اعمال موهن را نمايان سازد.
1. شيخ حر عاملي، وسائل الشيع ، ه ج 27 ، ص 151 و علامه مجلسي، بحار الأنوا ، ر ج 2، ص 93
14 / قمه زني سنت يا بدعت؟
البته همان گونه كه ايشان نيز پيش بيني نموده بودند عده اي كه به اين مسائل
دل بسته بودند، در مقابل اين حركت مصلحانه موضع گيري نمود ه و با متّهم
ساختن مخالفان قمه زني به مخالفت با نهضت حسيني، به تحريك احساسات
تودة عوام ناآگاه پرداختند. و با همين نيرنگ قمه زني را كه به طور معمول
در صبح روز عاشورا انجام م يگرديد به روزهاي ديگر نيز كشانيده و حتي در
هم به قمه زني مي پردازند.  و يا شهادت امام علي  اربعين سيدالشهداء
به همين سبب در اين نوشتار قصد آن داريم تا با نقد و بررسي دلائل
قمه زنان و همچنين تبيين دلائل حرمت قمه زني ، پرده از چهرة اين بدعت
برداشته و راه را بر حق جويان روشن و حجت را بدعت گزاران تمام نمائيم و
گامي هرچند كوچك در جهت اصلاح مجالس عزاداري برداشته باشيم.
حوزه علميه اصفهان
مهدي مسائلي
شب تاسوعاي حسيني سال 1427 قمري
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 15
اهميت عزاداري
در هر عصر و زمان و براى هر ملّ ت و مردمى پيام  قيام امام حسين
دارد، پيامى كه هيچ گاه كهنه نمى شود . بشر ه ميشه به اين پيام زنده و
دگرگون كننده نياز دارد؛ زيرا كه سعادت و تعالى او در آن است.
اما در شرايطي كه همواره ستم پيشگان و استعمارگران خون آشام در تلاش
بوده اند تا نقش عاشورا را كمرنگ نموده و بنيانش را براندازند، مؤثرترين
عاملي كه مي توان د آن را براي نسل ها ي آينده حفظ نمايد و به تعميم
مي باشد. برپا داشتن  آرمان هاي آن بپردازد، مراسم سوگواري امام حسين
در ايام مختلف، به ويژه دهة محرّم و روز  مراسمي به ياد سيدالشهداء
عاشورا كه مي تواند روشي براي احياء خطّ ائمه و تبيين مظلوميت آنان باشد .
و از سوئي شيعيان و طالبان حق را به دور هم جمع نموده و مباني تشيع را به
آنها بياموزد و جرأت مبارزه و روحية ايثار و فداكاري براي حفظ اسلام به
آنها دهد . تأكيدهاي فراوان پيامبر ، صلي الله عليه و آله ، و ائمه طاهرين ،
عليهم السلام، به برپائي مراسم سوگواري نيز ه مسو و هماهنگ با اين اهداف
عاليه بوده است؛ كه ما در اينجا به نقل سه روايت در اين خصوص مي پردازيم:
فرمودند:  1. امام صادق
رحم الله شيعتنا، شيعتنا والله هم المؤمنون فقد والله شركونا فى »
خداوند شيعيان ما را مشمول » ؛« المصيبة بطول الحزن والحس ر ة
16 / قمه زني سنت يا بدعت؟
رحمت خويش سازد. به خدا قسم، شيعيان ما همان مؤمني ناند، آنان به
خدا قسم! با حزن و حسرت طولانى خويش [در عزاى ما ] شريك و
1«. همدرد مصيبت هاى ما خاندانند
مى فرمايد:  2. امام رضا
من تذكر مصابنا و بكى لما ارتكب منا كان معنا فى درجتنا يوم »
القيامة، و من ذكر بمصابنا فبكى و ابكى لم تبك عينه يوم تبكى
العيون و من جلس مجلسا يحيى فيه امرنا لم يمت قلبه يوم تموت
كسى كه متذكر مصايب ما شود و به جهت ستم هايى كه بر » ؛« القلوب
ما وارد شده گريه كند، در روز قيامت با ما خواهد بود و مقام و
درجه ما را خواهد داشت و كسى كه مصيب تهاى ما را بيان كند و
خود بگريد و ديگران را بگرياند؛ در روزى كه همه چشم ها گريان
است، چشم او نگريد و هركسى در مجلسى بنشيند كه در آن مجلس،
امر ما را زنده مى كنند؛ روزى كه قلب ها مى ميرند، قلب او نخواهد
2«. مرد
به فضيل فرمود:  3. امام صادق
تجلسون و تحدثون؟ قال: نعم جعلت فداك، قال: ان تلك المجالس »
احبها فاحيوا امرنا يا فضيل، فرحم الله من احيى امرنا يا فضيل من
ذكرنا او ذكرنا عنده فخرج من عينه مثل جناح الذباب غفرالله له
. 1. شيخ صدوق، ثواب الأعما ، ل ص 217 و بحارالانوا ، ر ج 43 ، ص 222
. 2. همان، ج 44 ، ص 278
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 17
آيا مجالس عزا برپا مى كنيد و » ؛« ذنوبه و لو كانت اكثر من زبدالبحر
از اهل بيت و آنچه بر آنان گذشته است، صحبت مى كنيد؟ فضيل گفت:
آرى قربانت گردم، امام فرمود: اين گونه مجالس را دوست دارم پس
امر ما را زنده گردانيد كه هركس امر ما را زنده كند مورد لطف و
مرحمت خدا قرار مى گيرد. [اى ] فضيل: هركس از ما ياد كند، يا نزد
او از ما ياد كنند و به اندازه بال مگسى اشك بريزد، خدا گناهانش را
1«. مى آمرزد اگرچه بيش از كف دريا باشد
نكته اي كه از تمام اين روايات مي توان دريافت اين است كه ائمة طاهرين ،
عليهم السلام، به منظور حفظ واقعة كربلا و انتقال فرهنگ آن به نسل هاي
آينده، برگزاري مراسم سوگواري ساده و بي آلايشي را توصيه مي نمودند؛ اما
متأسفانه با گذشت زمان وگسترش مذهب تشيع، اين مراسم به پاره اي از
آداب و رسوم قومي و ملّي و سلايق فردي و جمعي ممزوج شد، كه خود
مي تواند مانعي براي درك مناسب پيام عاشورا باشد . از اين جهت بر تمام
علماي راستين شريعت واجب است تا با كياست خاصي در زدودن اين گونه
تلاش كنند؛ زيرا بي شك  ممارسات منفي از چهرة عزاداري امام حسين
را آن گونه كه هست و بوده، به جهانيان « مكتب عاشورا » اگر شيعه بتواند
معرفى كند، منبع الهام همه آزادي خواهان مبارزى خواهد شد كه در پى
الگوى راستين براى انقلاب و مبارزه با ست ماند.
. 1. همان، ص 282 و 289
18 / قمه زني سنت يا بدعت؟
قمه چيست؟ قمه زن كيست؟
قمه نام سلاحي است شبيه شمشير اما كوتا هتر و پهن تر بدون انحنا وكجي، و
به كسي كه با اين سلاح در روز عاشورا سر خويش يا ديگران را مجروح
گويند. « قمه زني » و به اين عمل ،« قمه زن » مي سازد
بزنند، در شب عاشورا قمة « قمه » كساني كه مي خواهند صبح روز عاشورا
شركت مي كنند و در « مشق قمه » خويش را تيز كرده در جلسة عزاداري به نام
صبح روز عاشورا بعد از نماز صبح سر برهنه، پابرهنه و كفن پوش قمه ها را
حيدر، » در دست گرفته از پهنا به سر مي زنند و با نوحه خواني و گفتن
آماده قمه زني مي شوند. استاد قمه زن با زدن دو- سه ضربه سر افراد را « حيدر
مجروح ساخته و سپس آنها از پهناي قمه بر روي زخم زده و حسين- حسين
مي گويند؛ بعضي افراد نيزكه خود توان زدن قمه را دارند به دلخواه خويش با
ضرباتي سر خويش را مجروح مي سازند و گاهي آنقدر قمه مي زنند تا از
هوش بروند.
مشاهده و ديدن اين چهر ههاي خون آلود دل هر بينند هاي را آزرده و پريشان
مي سازد و بسا افرادي كه از ديدن اين چهره ها مضطرب شد ه از هوش
مي روند.
اگرچه قمه زني از مراسم صبح عاشوراست اما بعضي افراد نيز در هر
مناسبتي مانند ايام شهادت حض رت امير و حضرت زهرا، وفات حضرت
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 19
زينب و حضرت رقيه، عليهم السلام، و در مناسبت هاي ديگري چون اربعين يا
سالروز شهادت حضرت علي بن محمد باقر ، عليهماالسلام ، قمه م ي زنند و ب ه
خصوص اخيراً با شدت بيشتري به وسيلة برخي از جوانان هميشه سياهپوشِ
اين جلسات ترويج و تبليغ م يشود. 1
قمه زني از منظر تاريخ
از نظر تاريخي مسلم است كه قم هزني در قبل صفويه هيچ گونه سابقه اي
نداشته است و ترديدها در آن است كه آيا در زمان صفويه به وجود آمده
است؟ و يا اين كه بعد از صفويه و در زمان قاجاريه رواج يافته است؟
بعضي از محققان بر اين عقيده اند كه قمه زني در زمان صفويه تأسيس
گرديده و صفويه آغازگر آن بوده اند . از دي دگاه اين افراد ايجاد و ظهور
قمه زني در اين عصر بدين صورت بوده است كه در روز عاشورا سلاطين
صفويه به بخش هاي خاصي از افواج ارتش غزلباش خود كه به گروه فدائيان
قزلباش مشهور بودند دستور مي دادند تا به طور منظم و دسته بندي شده،
دسته هاي عزاداري راه بياندازند. نصرالله فلسفي در كتاب تار يخ شاه عباس
كبير كه يكي از وسيع ترين و دقيق ترين تواريخ است(در پنج جلد) به تفصيل
1. علي اصغر شاطري، واژ هنامه محرم كاشا ، ن ص 93
20 / قمه زني سنت يا بدعت؟
فوج فدائيان را تشريح مي كند. فدائيان قزلباش كه هميشه سرشان تراشيده بود
(به نشانه آماده به خدمت بودن )در روز عاشورا شمشير به دست بيرون
مي آمدند و تصورشان اين بود كه نوعي همدردي و مواسات با اصحاب امام
و  داشته باشند. آنان مي گفتند در چنين روزي كه اما محسين  حسين
اصحابش، و بن يهاشم تير م يخورند پس ما هم اين حالت را براي خودمان
فدوي  ايجاد مي كنيم؛ يعني نشان مي دهيم كه ما در راه امام حسين
هستيم؛ و حاضريم سرمان بريده شود و اين شروع قمه زني شد. 1
1. نشست مدرسه عالي فقه و معارف اسلامي، تاريخ نگاري عاشورا و تحريفات آن(استاد
يوسفي غروي)؛ اين احتمال نيز وجود دارد كه نخست اين عمل از سوى صوفيان و درويشان
انجام مي گرفته است؛ چنانكه پيترو دلاواله از سياحان عصر شاه عباس اول مى نويسد :
بسيارى از دراويش در كوچ ههاى پر آمد و رفت شهر، تمام بدن خود تا گلو و حتى قسمتى »
از سر را در خمره هايى از گلِ پخته كه در داخل زمين پنهان شده، فرو مى كنند بطورى كه
انسان تصور مى كند واقعاً مدفون شده اند و از طلوع تا غروب خورشيد و حتى تا پاسى از
شب گذشته به همين نحو باقى م ىمانند... جمعى ديگر در ميدا نها و كوچ ه هاى مختلف و
جلوى خانه هاى مردم برهنه و عريان در حالى كه فقط با پارچه سياه يا كيسه تيره رنگ ى
ستر عورت كرده و تمام سر تا پاى خود را با ماد هاى سياه و براق شبيه آنچه ما براى
رنگ زدن جلد شمشير يا فلزات ديگر استعمال م ىكنيم، رنگ زده اند حركت م ىكنند و تمام
اين تظاهرات براى نشان دادن مراتب سوگوارى و غم و اندوه آنان در عزاى
حسين(عليه السلام) است. به همراه اين اشخاص عده اى برهنه نيز راه مى روند كه تمام بدن
خود را به رنگ قرمز درآورد هاند. تا نشانى از خو نهايى كه به زمين ريخته و اعمال ز شتى
كه آن روز نسبت به حسين(عليه السلام) انجام گرفته است، باشد و همه با هم آهنگ هاى غم
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 21
اما بعضي ديگر از محققان و تاريخ نگاران نيز بر اين عقيده مي باشند كه
آغاز قم هزني مربوط به دوره قاجار بوده و چنين عزاداري هايي حتي در عصر
صفويه نيز وجود نداشته است . محقق ارجمند استاد رسول جعفريان در
اين باره مي گويد:
پرسيده اند قمه زنى و سينه زني از كجا شروع شده است؟ حقيقت اين است
كه دو - سه احتمال هست. يك نظر جدى اين است كه بخش هايى از
صورت هاى عزادارى از هند آمده است. تشيع در زمان صفوى به هن د
رفت و در برگشتش از بندر بوشهر و شيراز وارد ايران شد . در مورد
لبنان هم همين طور است. در نبطيه، نص داريم كه يك عالم شيعه گفته
يك عده ايرانى اين جا آمدند و يك رسم و رسوم خاصى در عزاداري
دارند كه جلوى اينها بايد گرفته شود . 1 اين عبارت مال اواخرِ زمان
انگيز در وصف حسين(عليه السلام) و مصائبى كه بر او وارد شد، مى خوانند و دو قطعه چوب
يا استخوانى را كه در دست دارند به يكديگر مى كوبند و از آن صداى حز نانگيزى به وجود
مى آورند و به علاوه حركتى به سر و تن خود مى دهند كه علامتى از اندوه بى پايان آنهاست و
سفرنامه پيترو دلاوال ، ه ترجمه دكتر شعاع الدين شفا، شركت .« بيشتر به رقص شباهت دارد
124 - 1370 ه. ش، ص 123 ، انتشارات علمى و فرهنگى، ج 2
1326 ق) است . / 1. نام اين شخص شيخ حسن الحبوسي، ملقب به المكي (م 1907 يا 1908
وي با اين گونه مراسمات مخالفت نموده و از قائم مقام عثماني در صيدا در اين باب ياري
خواست. ولي والي عثماني بعد از دخالت مراكزي نامشخص به قائم مقام دستور داد تا در
مراسم مذهبي ايرانيان دخالتي نكند. همچنين در منابعي آمده است كه شخصي به نام شيخ
22 / قمه زني سنت يا بدعت؟
قاجار است.... عزادارى ريشه اش از خود ائمه ، عليهم السلام ، است؛ ولي
شكل عزادارى عرب ها به گونه ديگري است. 1 شكل عزادارى ايرانى ها
بعدها به وجود آمد. راجع به سينه زنى و قمه زنى، تاريخش به بي شتر از
اواخر قاجاريه نم يرسد... يكى از دلايل اين است كه فتاوايى كه از علما
داريم هم هاش مال اواخر قاجاريه است. و مطلقاً در استفتائات قديم ى تر
راجع به اين نصى نداريم. 2 اين سيستم سينه زنى يا زنجيرزنى يا قمه زنى
باقر بن شيخ اسد الله دزفولي(م 1838 يا 1839 ) نخستين كسي بود كه مراسم سينه زني را در
1، ش 359 ؛ همچنين ر.ك: لمعات الاجتماعيه من / حرم كاظمين برپا نمود.( نقباء البش ، ر ج 2
( تاريخ العراق الحدي ، ثج 2(بغداد 1971 )،ص 11
1. بنابر گزارش هاي معتبر تاريخي، مراسمات قمه زني و زنجيرزني تا اوائل قرن بيستم
ميلادي در كشور عراق وجود نداشته است.(تراجيديا كربلا، ابراهيم الحيدري، ص 456 ) بنابر
اين گزارش ها گردانندگان اصلي اين مراسمات نيز در ابتداء تر كها و ايراني هايي بودند كه
به قصد زيارت به كشور عراق سفر م يكردند. گزارشي نيز حاكي از آن دارد كه اولين دسته
زنجيرزني در نجف در سال 1919 و براي وفات آيت الله سيد محمد كاظم يزدي تشكيل شده
است. (طالب علي شرقي، النجف الأشرف عادتها و تقاديه،ا ص 271 ) همچنين بنابر گزارش
سفارت انگليس، تعداد افرادي كه در سال 1919 در نجف قمه مي زدند محدود به صد نفر
بوده كه همه آنها نيز ايراني ها و ترك هايي بودند كه به قصد زيارت به نجف آمده
( بودند.(ابراهيم حيدري، تراجيديا كرب ، لا ص 456
2. در منابع تاريخي از فردي به نام شيخ خضر بن شلال آل خدام نجفي (م 1840 ) به عنوان
در مؤلفات شيعه  اولين كسي نامبرده اند كه به بحث در مورد جواز لطم بر امام حسين
( پرداخته است. البته او بحثي از قمه زني يا زنجيرزني نكرده است. (همان، ص 455
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 23
مطلقاً در متون صفوى نيست. عزادارى ها معمولاً در خانه ها برپا مي شد ؛
به اين صورت كه روضةالشهداء را رو ب هروى خودشان مى گذاشتند و از
روي آن م ىخواندند. 1
اما اگر بخواهيم به يك جم عبندي ميان اين دو نظريه دست يابيم بايد گفت
كه ريشه هاي اين گونه عزاداري ها از زمان صفويه نشأت مي گيرد ولي در آن
زمان نيز اين اعمال نه به صورت كنوني ، بلكه به صورت فردي و بسيار
محدود و بي ضابطه انجام مي گرفته است . و خواستگاه آن نيز معمولا شهرهايي بوده است كه دراويش و صوفيه در آن نفوذ بيشتري داشت ه اند .
گزارشي از اولياء چلپي در عهد شاه صفي در مورد عزاداري مردم تبريز كه
مركز اصلي تجمع دراويش و صوفيان بوده اظهارات فوق را تأييد م يكند:
هنگامي كه خوانندة كتاب به قسمتي مي رسد كه طرز كشته شدن امام
حسين مظلوم به دست شمر ملعون را توصيف مي كند، درست در همان
لحظه تصاوير اجساد اطفال كشته شدة امام را از چادر شهيدان كربلا
واي » بيرون مي آورند. از تماشاي اين منظره فريادها و نال ه و شيون هاي
گوش فلك را كر مي كند و تمامي تماشاگران گريه و ناله سر « حسين
1. نشست مدرسه عالي فقه و معارف اسلامي؛ تاريخ نگاري عاشورا و تحريفات آن.
24 / قمه زني سنت يا بدعت؟
مي دهند. صدها تن از مخلصان با شمشير و قمه به سر و صورت و پيكر
خود زده مجروح مي شوند. 1
با اين حال در طول دورة صفويه و زنديه، عزاداري رسمي و سنتي شيعيان
همواره به صورت روضه خواني و برگزاري تعزيه انجام مي گرفته است و
همين امر منجر گرديده تا سياحان خارجي عصر صفوي كه گزارشي از
عزاداري ايرانيان ارائه نموده اند حرفي از قمه زني يا زنجيرزني به ميان نياورده
و فقط اشاره اي به رفتاري داشته باشند كه مي توانسته سرآغازي براي اين اعمال
باشد. اما اين سبك عزاداري ها در دورة قاجاريه صورت منظم تري به خود
گرفته و با گسترش نفوذش در ميان عوام، توانست به مراسم رسمي عزاداري
ايرانيان رسوخ نمايد. از گزارش سياحان خارجي هم بر مي آيد كه اين سبك
عزاداري در اواسط دوره قاجاريه به اوج خود رسيده و تا پايان دورة قاجاريه
كه د ر زمان مظفر الدين شاه « پير لوتي » . به قوت خود باقي بوده است
1901 م/ 1317 ق) به ايران سفر كرده طي گزارشي در مورد قمه زني م ينويسد: )
مردان سر برهنه در ميان گيسوان خود شكاف خو ن آلودي ايجاد
كرده اند(قمه زده اند) و عرق و قطرات خون روي شانه هايشان جاري
است. 2
. 1. اصغر فروغي ابري، ايرانيان و عزاداري عاشور،ا ص 61
. 2. همان كتاب، ص 68
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 25
دلايل قمه زنان
مدعيان قمه زني براي اثبات جواز قمه زني و حتي رجح ان آن به دلايلي
استدلال م يكنند كه در ابتداء به نقد و بررسي اين دلايل م يپردازيم.
1. افسانه سر به محمل كوبيدن
بارها شنيده ايم كه قمه زنان به اين روايت دروغ تمسك مي كنند و بي خبر
 از هم هجا مي گويند: اگر قمه زني و سر شكافتن در عاشورا و عزاي حسين
جايز نيست پس چرا زينب، سلام الله عليها، سرش را به چوب محمل كوفت و
همراه زينب نبود  سر و صورتش را آغشته به خون كرد! مگر امام سجاد
و اين اقدام عمه را نديد. آيا سكوت امام معصوم در اينجا نمي تواند در تأييد و
تقرير اين عمل باشد؟!
« مسلم ج ص اص » اما اصل ماجرا به اين صورت مي باشد كه فردي به نام
(گچكار) نقل مي كند:
من از طرف ابن زياد اجير شده بودم كه دارالامارة كوفه (و يا به قولي
دروازة شهر) را تعمير و گچكاري كنم. مشغول كار بودم كه هياهويي در
شهر بلند شد. دست از كار شستم و به سوي هياهو و ازدحام مردم رفتم .
ديدم سرها را بر سر نيز هها كرده اند و همراه با اسرا كه در چهل كجاوه
بودند، وارد شهر م يكنند. زينب دختر علي، عليهماالسلام، خطبه مي خواند
26 / قمه زني سنت يا بدعت؟
را  و مردم كوفه را به باد ملامت گرفته بود كه ناگهان سر حسين
بالاي نيزه كرده، جلوي كجاوه زينب آوردند. زينب چون چشمش به سر
بريده برادر افتاد و ديد كه باد موي محاسن برادرش را گاه به سمت
راست و گاه به سمت چپ مي برد، از شدت تأثر و ناراحتي سرش را به
چوب محمل كوبيد؛ چنانچه خون از زير مقنع هاش جاري شد و با چشم
گريان رو به برادر كرد و اين اشعار را خواند:
يا هلالاً! لمّا استتم كمالا غاله خسفة فابدي غروبا
ما توهمت يا شقيق فؤادي كان هذا مقدراً مكتوباً
يا اخي فاطم الصغيرة كلّمها فقد كاد قلبها أن يذوبا
يا اخي قلبك الشفيق علينا ما لَه قد قسي و صار صليبا... 1
محدث متقي، صاحب مفاتيح الجنان؛ مرحوم شيخ عباس قمي(ره) در مورد
اين خبر مي نويسد:
« مسلم جص اص » مؤلف مي گويد كه ذكر محامل و هودج در غير خبر
نيست و اين خبر را اگرچه علامه مجلسي نقل فرموده، لكن مأخذ نقل
آن منتخب طُرَيحي و كتاب نورالعين است كه حال هر دو كتاب براي
اهل فن حديث مخفي نيست، و نسبت شكستن سر به جنا ب زينب،
سلام الله عليها، و اشعار معروفه نيز بعيد است از آن مخد ره كه عقيل ة
. 1. عباسقلي خان سپهر، ناسخ التواري ، خ ج 6، ص 54 و 55
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 27
هاشميين و عالمة غير معلّمه و رضيعة نبوت و صاحب مقام رضا و تسليم
است. 1
محدث قمي(ره) سپس با استناد به كتاب ها ي معتبر مي نويسد كه اصلا محامل يا هودجي در كار نبود تا حضرت زينب، عليها السلام ، سرش را به آن
بكوبد.
عالم بزرگوار آيت الله حاج ميرزا محمد ارباب (متوفي 1328 ه ق) نيز در
اين باره م ينويسد:
...[از]كتب مقاتل نمايد كه حمل اهل بيت بر جهاز شتران بوده، و ذكر
كه « نورالعي ن » محامل از خصايص خبر مسلم جصاص است در كتاب
كتابي است بي اعتبار و مجهول المؤلّف و شيخ طُريحي از آن جا حكايت
كرده. و شكستن پيشاني حضرت زينب نيز از مشتملات اين خبر مجهول
است، و اشعار مذكورة معروفه در اين خبر نيز از مقام فصاحت و
بلاغت عقيلةالهاشميين بسيار دور است؛ چنانچه بر اهل بصيرت و خبر ة
فن مخفي نيست. 2
به دلايلي كه گفته مي شود اين خبر ساختگي است:
1. سند ندارد و به عبارت ديگر سلسله راويان آن در جايي ذكر نشد هاست.
2. منابع اوليه وكتا بهاي معتبر هي چگاه آن را گزارش نكرد هاند.
. 1. شيخ عباس قمي، منته يالآما ، ل ج 1، ص 75
. 2. ميرزا محمد ارباب، الاربعين الحسيني ، ه چاپ اسوه، ص 232
28 / قمه زني سنت يا بدعت؟
3. تنها در كتاب نورالعي ، ن نوشته شده و نويسنده و يا به عبارت صحيح تر
جاعل آن كتاب تا به حال معلوم نشده است ؛ تنها به ابراهيم بن محمد
نيشابوري اسفرايني نسبت داده م يشود كه شخصي اشعري مذهب و شافعي
مسلك بود و حتي اين انتساب هم مورد قبول كارشناسان كتاب نيست 1 و شيخ
طُرَيحي نيز كه آن را در منتخب2 آورده، از نورالعي نگرفته است.
است براي نخستين بار دويست سال « نورالعين في مشهد الحسين » 1. نام كامل اين كتاب
پيش يعني در سال 1298 ق در مصر چاپ شده و پس از آن نيز ده بار در بمبئي و مصر و
بغداد چاپ و افست شده است. همه نويسندگاني كه در عاشورا پژوهي با تأمل و تحقيق قلم
زده اند به ساختگي و غيرمستند بودن اين كتاب، تصريح كرده اند . چنانچه شهيد قاضي
مجعوله و ضعيفه و مجهول » و « از كتب بسيار ضعيف و غير قابل اعتماد » طباطبايي آن را
.« مقتل اسفرايني پر از جعليات و نقليات قصه سرايان است » وصف كرده و نوشته « المؤلف
كتابشناس بزرگ معاصر، علامه سيد عبدالعزيز طباطبائي يزدي نيز انتساب كتاب را اسفرايني
من احتمال بيشتر مي دهم كه اين كتاب ساختگي، و منسوب به » : رد كرده و مي نويسد
محمد اسفندياري، ) .« اسفرايني است؛ چرا كه اسلوب آن به آثار قلميِ قرن چهارم نمي سازد
كتابشناسي تاريخي امام حسين(ع)، ص 64 و محمد صحتي سردرودي، عاشورا پژوهي با
( رويكردي به تحريف شناسي تاريخ امام حسي ، ن ص 64
1085 ق) نسبت داده مي شود، براي مقتل - 2. اين كتاب كه به فخرالدين طُريحي نجفي( 979
خوانان و مرثيه سرايان نوشته شده است تا دستشان در گرياندن مردم هرچه بيشتر باز باشد.
از آنجا كه اين كتاب كشكول گونه، به صورت غير مستند و بدون تحقيق تأليف شده بسياري
از كتاب شناسان و حدي ثپژوهان از آن انتقاد كرده اند. براي نمونه ميرزا محمد ارباب درباره
در كتاب منتخ ، ب مسامحات بسياري نموده كه بر اهل بصيرت و اطلاع » : آن مي نويسد
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 29
4. شعر معروفي كه در متن اين گزارش آمده است، حاوي مصرعي است كه
اي برادر با من حرف نمي زني، نزن؛ » ؛« يا اخي فاطم الصغيرة كلمها » : مي گويد
چگون ه اين سخن مي تواند «! لااقل با دختر صغيره خود فاطمه سخن بگو
صحيح باشد، در حالي كه بنا به تصريح همة تاريخ نويسان و پژو هش گران
كه فاطمة كبري هم خوانده م ي شود، آن ، اسلامي، فاطمه بنت الحسين
روز، زن بزرگ و شوهرداري بود كه با شوهرش حسن مثني همراه پدرش از
معروف به حسن مثني  مدينه خارج شده بودند و شوهرش حسن بن حسن
در روز عاشورا پس از آن كه زخم هاي فراوان برداشته بود، از مرگ نجات
كه فاطمه نام داشته باشد و در  يافت. و دختر ديگري براي امام حسين
كاروان اسراي كربلا باشد نام برده نشده است و آن كه در ميان روضه خوانان
به نام فاطمه صغري معروف است، به قول خود روضه خوانان به علّت بيماري
در مدينه مانده بود و در حماسة عاشورا شركت نداشت.
را به سن گدلي و  5. در بيت بعدي نيز، جعل كنندة خبر، امام حسين
قساوت قلب متهم كرده است كه با تمسك به صنايع ادبي، مانند تجاهل
عارف، هم نم يشود درستش كرد!
روايت مختص به آن كتاب( منتخ ) ب اعتباري »: و در جايي ديگر مي نويسد .« پوشيده نيست
( همان كتاب، ص 71 )« ندارد
30 / قمه زني سنت يا بدعت؟
6. با توجه به شخصيت رضا و تسليم و خويشتن داري حضرت زينب با
قاطعيت بايد گفت آن زينب كبرائي كه متون اسلامي او را توصيف م ي كند ،
از زمين تا آسمان با اين زينب كه اين خبر ساختگي م يگويد، فاصله دارد آيا
مي توان گفت اين زينب همان زينبي است كه وق تي جنازه برادرش را در
گودال ديد، دستانش را به سوي آسمان گرفت و گفت : الهِ ي تَقَب ل منّ ا ه ذا
«. خدايا اين قرباني را از ما بپذير » ؛ القُربان
مسلم جصاص، مزدور ابن زياد، م يگويد: زينب سرش را با چوب محمل
شكافت و خون سرش را جاري ساخت تا شماتت دشمنان را باعث شود ! اما
مي فرمايد: ما رأيت عمتي  پيام آورِ معصوم عاشورا حضرت زين العابدين
هرگز نديدم عمه ام كه نماز » ؛ تصلي الليلَ عن جلوس الاّ ليلةَ الحادي عشَ ر
«. شب را نشسته بخواند، مگر در شب يازدهم
زن مگو، مردآفرين روزگار زن مگو، بنت الجلال، اخت الوقار
زن مگو، خاك درش نقش جبين زن مگو، دست خدا در آستين
علاوه بر آنچه گفته شد بايد متوجه بود كه اگر اين روايت درست هم
باشد، كه البته نيست، زمين تا آسمان با كار قم ه زن ان فرق دارد. زيرا نه
موقعيت قمه زنان، موقعيت زينب، عليها السلام، است و نه كار آنها مانند كار
ايشان است. 1
. 1. محمد صحتي سردرودي، تحريف شناسي عاشورا و تاريخ امام حسي ، ن ص 209
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 31
2. آيا قمه زني نوعي عزاداري است!
يكي ديگر از دلايلي كه موافقان با قمه زني براي انجام كار خويش به آن
استناد مي نمايند اين است كه قمه زني از مصاديق ج زع و عزاداري است و
مستحب و از شعائرالهي م يباشد  چون جزع و عزاداري براي امام حسين
پس قم هزني نيز به تبع آن بايد جايز و حتي مستحب باشد.
در جواب بايد گفت:
هر فعل و شيئي داراي تعريف و محدودة مشخصي است تا با افعال و امور
ديگر اشتباه نگردد.كه اين تعريف و محدوده يا از ناحية شرع مقدس معين
شده و يا - در جايي كه از طرف شرع تعريفي وجود ندارد - عقل و عرف
عقلاء بايد براي آن محدوده و حدي معين كند. در بحث مورد نظر ما نيز
بايد محدودة عزاداري به وسيله شرع و يا عرف مشخص گردد . در غير اين
صورت عزاداري ضابطة خاصي نخواهد داشت و ممكن است بسياري از اعمال
خلاف شرع يا مخالف با فلسفه وجودي عزاداري وارد آن شوند. به صورتي
كه حتي مي توان خودكشي را كه هم عقل و هم دين آن را حرام و گناه
بزرگي مي دانند يك نوع عزاداري دانسته و آن را جايز و يا حتي مستحب
فرض نمائيم. امام خميني(ره) در اين رابطه م يفرمايند:
در اينجا بايد سخني هم در خصوص عزاداري و مجالسي كه به نام حسين
بن علي، عليهما السلام ، بر پا مي شود، بگويم. ما و هيچ يك از دينداران
32 / قمه زني سنت يا بدعت؟
نمي گوييم كه با اين اسم، هركسي هركاري مي كند خوب است، چه بسا
علماي بزرگ و دانشمندان، بسياري از اين كارها را ناروا دانسته و از آن
جلوگيري كرد هاند. 1
در مورد قمه زني نيز وضع چنين است يعني يا بايد دليل شرعي و روائي
وجود داشته باشد كه در آن از اين اعمال به عنوان نوعي عزاداري نام برده
شده باشد و يا آن كه با رجوع به عرف مردم اين اعمال را نوعي عزاداري
ببينيم.
اما در مورد شرع بايد گفت هيچ دليل معتبر شرعي كه بتوان با آن قمه زني
يا اعمالي شبيه به آن را به عنوان عزاداري و جزع محسوب نمود ، موجود
نبوده و آنچه بيشتر مورد توصية ائمة معصومين ، عليهم السلام ، بوده است
است .  نوحه سرائي و گريه نمودن به خاطر مصائب حضرت سيدالشهداء
از رواياتي هم كه در مورد نهي جزع و عزاداري در ديگر ابواب فقهي آمده
است نيز مي توان فهميد كه اين اعمال ر ا نمي توان از مصاديق عزاداري به
دربار ة (جزع ) سؤال  حساب آورد. چنان كه جابر مي گويد: از امام باقر
نمودم حضرت فرمود:
اشَد الجزَعِ الصراخُ بالويلِ و لَطْم الوجه  و الص درِ و ج زُّ الشَّ عرِ م ن
؛ النَّواصي و منْ اقام النُواحةَ فَقَد تَرَك الصبرَ و اخَذَ ف ي غَي رِ طَريق ه 2
. 1. امام خميني، كشف الاسرا ، ر ص 173
. 2. شيخ كليني، كاف ، ي ج 3، ص 222 و شيخ حر عاملي، وسائل الشيع ، ه ج 3، ص 271
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 33
شديدترين مرتبه جزع عبارت است از فرياد همراه واي گفتن، زدن به »
صورت و سينه و چيدن مو از جلوي سر، و هركس نوحه گري برپا
«. كند به طور حتم صبر را رها كرده و در غير صبر قرار گرفته است
كه با اين بيان كه شديدترين مراتب عزاداري موارد ذكر شده است مي توان
با قاطعيت گفت كه از ديدگاه شرع قمه زني و اعمال شبيه آن را نمي توان به
كه در اي ن « لطم » عنوان گونه اي عزاداري و جزع به حساب آورد. زيرا كلمة
روايت آمده و آن را بالاترين درجة عزاداري دانسته اند ، بنابر تصريح كلية
اهل لغت به معناي زدن به صورت با كف دست است كه اين داراي معنا يي
بسيار متفاوت با عمل قمه زني است . چنانچه جوهري در صحا ح خود
اللطم: الضرب علي الوجه بباطن الراحه؛ لطمه، زدن به صورت است » : مي نويسد
اللطم : ضرب الخ د  » : 1 صاحب قاموس نيز مي نويسد « به وسيله كف دست
2 همچنان كه بسياري از فقهاء نيز بر اين معني « وصفحة الجسد بالكف مفتوحة
تصريح نمود هاند؛ شهيد ثاني در كتاب الروضةالبهي همي نويسد:
ولا يلحق به (اي خدش الوجه ) خدش غيره و إن أدمي، و لا لطمه
ملحق نم يشود به خدش صورت، خدش غير صورت هرچند »؛ مجردا
. 1. صحاح جوهر ، ي ج 5، ص 2030
. 2. فيروز آبادي ، القاموس المحي ، ط ج 4، ص 176
34 / قمه زني سنت يا بدعت؟
خون بياورد، و همچنين ملحق نمي شود سيلي به صورت در حالي كه
1«. مجرد از خدش باشد
اما متأسفانه با اين حال بعضي از طرفداران قمه زني براي اين كه كار خود را
توجيه نمايند و وجهة شرعي به آن بدهند دست به تحريفاتي در متون
روايات نيز زد هاند كه نمونه هايي از آن را در برنامة تصويري كه چندي پيش
توسط عده اي از آنها ساخته شده بود شاهد بوديم كه مثلا در آن روايت 
(...لاشيئ في اللطم علي الخدود سوي الاستغفار و التوبة، و قد شققن الجيوب و
لطمن الخدود الفاطميات علي الحسين بن علي، عليهما السلام ، و علي مثله تلطم
چيزي در زدن بر صورت به جز استغفار و توبه » ؛ الخدود و تشق الجيوب) 2
نيست، زيرا زنان فاطمي در سوگ حسين بن علي، عليهما السلام، گريبان چاك
لطمه به صورت زده و ، داده و به صورت زدند. و براي مثل حسين
در بيان اين معنا مي باشند كه  كه امام صادق ) «. گريبان چاك داده اند
براي لطمه زدن به صورت كفاره اي لازم نيست و چون اين عمل توسط بعضي
انجام شده فقط توبه و  از زنان هاشمي و براي سروراني همچون حسين
استغفار براي آن كافي است؛ و امام در اين روايت هيچ گاه قصد تأييد اين عمل
توسط آنها را ندارد.)
. 1. شهيد ثاني، الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقي ، ة ج 3، ص 17
. 2. شيخ طوسي، تهذي ، ب ج 8، ص 325
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 35
و » ؛( به اين گونه بيان شده بود: (و علي مثله فلتلطم الخدود و لتشق الجيوب
كه در آن نقل ، «. بايد به صورت زد و گريبان چاك داد  بر مثل حسين
فعل هاي روايت به صورت امر در آمده بود (و البته امر بودن فعل هاي روايت
چندين بار نيز توسط آنها مورد تأكيد قرار گرفت)كه اين عمل تحريفي بسيار
زشت و آشكار در متون روايات است. 1
در نقد اين روايت نيز بايد بگوييم:
1. سند اين روايت ضعيف مي باشد؛ و بسياري از فقهاء به اين امر تصريح
نموده اند؛ شهيد ثاني در مسالك الافها مدربارة اين روايت م يگويد:
طرق الرواية ضعيف، فإن خالد بن س  دير غير موثق و قد قال »
الصدوق: إن كتابه موضوع و في طريقه أيضا محمد بن عيسي و هو
علي مثله تلطم الخدود و تشق » 1. در اينجا ممكن است اين تصور به وجود آيد كه جمله ي
از نوع جمله هاي خبريه اي كه دلالت بر طلب دارد و به هر حال اين جمله داراي « الجيوب
وعلي مثله تلطم الخدود و تشق » معناي امر است. اما نظر مؤلف كتاب بر اين است كه جمله
ابتدا فعلي را حرام  را بايد خبريه معني نمود زيرا دليلي وجود ندارد كه امام « الجيوب
دانسته و براي آن استغفار و توبه را لازم بداند و سپس در مقام توجيه برآيد و حتي به آن
امر كند. چنانچه فقيه متبحر آيت الله سيد احمدخوانساري در كتاب جام عالمدار كمتذكر اين
مطلب شده اند. (رك: جام عالمدار ، ك ج 5، ص 14 ) اما اگر اين جمله را خبريه معني نمود
مي توان گفت اين جمله و جمله قبل از آن دليلي از سوي امام براي عدم وجوب كفاره در
لطمه زدن و گريبان چاك دادن است و آن حضرت هرگز نخواسته اند اين اعمال را تأييد يا
توصيه نمايند.
36 / قمه زني سنت يا بدعت؟
سند اين روايت ضعيف مي باشد؛ زيرا خالد بن سدير كه در » ؛« ضعيف
سند آن است فردي غيرموثق مي باشد. و شيخ صدوق در مورد او گفته
كه روايات كتابش جعلي است. همچنين در سند اين روايت محمد بن
1«. عيسي است كه او نيز فردي ضعيف است
الرو اية » : آقا رضا همداني(متوفي 1322 ) هم در كتاب مصباح الفقي همي نويسد
اين روايت به خاطر » ؛2« لضعف سندها و اعراض الاصحاب عنها لا تصلح دليلا
ضعف سندش و اعراض اصحاب از آن صلاحيت براي دليل واقع شدن را
هذه الرو اية » : نيز مي نويسد « قدس سره » آيت الله العظمي گلپايگاني «. ندارد
3 ايشان همچنين اختصاص دادن « ضعيفة السند غير منجبرة بعمل الأصحاب
با استناد به اين روايت، رد مي كند  جواز لطم زدن را به عزاي امام حسين
و م يفرمايد:
من المستبعد اختصاص الجواز بمصيبة مولانا الحسين صلوات الله
عليه وآله فإنه إذا كانا محرمين في الإسلام لم يرتكبن ذلك و لو
؛ كانا جائزين علي الحسين لإشمئزاز النفوس من ذلك 4
. 1. مسالك الأفها،م ج 10 ، ص 27
. 2. مصباح الفقي ، ه ج 1، ص 430
. 3. كتاب الطهارة الاو ، ل ص 218
. 4. همان كتاب، ص 218
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 37
بسيار بعيد است كه جواز لطم به صورت و گريبان چاك دادن را به »
اختصاص دهيم زيرا وقتي كه اين دو فعل در  عزاداري امام حسين
اسلام حرام باشد محققاً زنان فاطمي نيز آن را انجام نداده اند اگرچه
جايز باشد زيرا انجام اين اعمال موجب  اين اعمال براي امام حسين
«. تنفر و بي زاري نفوس مردم از آن عمل (و انجام دهنده اش) مي شود
همچنان كه آيت الله العظمي خويي نيز در همين راستا مي فرمايد:
بعضي از اصحاب انجام دادن اين اعمال(لطم و گريبان چاك دادن ) را
در حق ائمه و امام حسين، عليهم السلام، از حرمت خارج نموده اند و
براي اثبات اين مدعي، به لطم زنان فاطمي كه در روايت خالد بن سدير
آمده است استناد كرده اند. ولي اين مطلبي است كه نمي توان از آن
حمايت كرد؛ زيرا بر فرض حرمت اين اعمال، اين حكم عموميت دارد
و روايتي كه دلالت بر صدور اي ن اعمال از زنان فاطمي دارد
ضعيف السند است و نمي توان بر آن اعتماد نمود. 1
2. فقرات اين روايت 2 داراي تناقضاتي با يكديگر مي باشد كه بعضي فقهاء
به آن تصريح نمود هاند. آيت الله العظمي سيد احمد خوانساري(متوفي 1405 ) در
كتاب جامع المدار كقسمتي از اين تناقضات را بيان نموده و م ينويسد:
.236 - 1. كتاب الطهار،ة ج 9، ص 235
عن رجل شق ثوبه على أبيه  2. متن كامل اين روايت بدين شرح است: سألت أبا عبدالله
أو على أمه أو على أخيه أو على قريب له فقال: لا بأس بشق الجيوب، قد شق موسى بن
38 / قمه زني سنت يا بدعت؟
و لا صلاة لهما حتي » هذه الرواية يشكل استفادة الوجوب منها ففيها
ولا شيئ في اللطم علي الخدود سوي » و فيها « يكفرا أو يتوبا
فكيف يلتزم بعدم صحة الصلاة ب دون التكفير و « الاستغفار و توبه
التوبة و كيف يلتزم بوجوب الاستغفار و الت و بة في اللطم علي
فإن الاستغفار و « و علي مثله تشق الجيوب » الخدود مع ما في ذيلها
؛ التوبة فرع الحرمة 1
استفاده وجوب كفاره از اين روايت (به خاطر تناقضاتي كه در آن »
است) مشكل است زيرا در آن آمده است نماز كسي (كه گريبانش را
در عزاي زوج يا فرزندش چاك دهد) صحيح نيست تا اين كه كفاره
بدهد و همچنين در آن آمده است كه چيزي در لطم هزدن به صورت
غير از استغفار و توبه نيست، پس چگونه م يتوان متلزم شد كه نماز
على أخيه هارون، و لا يشق الوالد على ولده، و لا زوج على امرأته و تشق المرأة  عمران
على زوجها و إذا شق زوج على امرأته أو والد على ولده فكفارته حنث يمين و لا صلاة لهما
حتى يكفرا، أو يتوبا من ذلك، فإذا خدشت المرأة وجهها أو جزت شعرها أو نتفته، ففي جز
الشعر عتق رقبة أو صيام شهرين متتابعين أو إطعام ستين مسكيناً، و في خدش إذا أدمي ت، و
في النتف كفارة حنث يمين، و لا ش يء في اللطم الخدود سوى الاستغفار و التوبة، ولقد شققن
و لطمن الفاطميات على الحسين بن علي، عليهماالسلام، و على مثله تلطم الخدود و تشق الجيوب.
. 1. جامع المدار ، ك ج 5، ص 14
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 39
شخص بدون دادن كفاره و توبه صحيح نباشد و همچنين چگونه
مي توان ملتزم به وجوب استغفار و توبه در لطم بر صورت شد با وجود
« وعلي مثله تشق الجيوب » آنچه كه در ذيل اين روايت آمده است كه
«. زيرا كه استغفار و توبه فرع حرمت است
كه در اين روايت « لطم » 3. همان گونه كه پيش از اين نيز گفته شد كلمه
نيز به آن اشاره شده است به معناي زدن به صورت با كف دست مي باشد، نه
وارد كردن خراش و خدشه به صورت، تا بتوان با آن بر جواز عملي همچون
قمه زني احتجاج نمود. چنانچه اين معني را مي توان از متن همين روايت نيز
بدست آورد زيرا در صدر روايت براي وارد كردن خراش به صورت كفاره
قرار داده شده است؛ ولي در ادامه، لطمه را از موارد وجوب كفاره خار ج
نموده و استغفار را براي آن كافي مي داند؛ كه اين عمل بيان گر آن است كه
لطمه چيزي غير از خراش و خدشه است.(توجه كنيد.)
4. با وجود روايات متواتري كه از پيامبر، صلي الله عليه و آله ، و اهل بيت ،
عليهم السلام، در نهي از آسيب رساندن به بدن در عزاداري ها رسيده اس ت،
استدلال به اين خبر ضعيف، راهي نادرست است. و بر همين اساس است كه
گفته شده فتاوي كه غالباً از علماء در مورد جواز قمه زني صادر مي شود به
و ترس آنها از آسيب  خاطر محبت شديد ايشان نسبت به امام حسي ن
وارد شدن به عزاداري آن حضرت است و مبناي محكم فقهي ندارد : وقد
40 / قمه زني سنت يا بدعت؟
صدر ما صدر عن بعضهم لاجلاء غفلتاً من القواعد الإجتهادية لما غلب
. عليهم من المحبة المكنونة الحسينية 1
5. در صورت اثبات لطم توسط زنان فاطمي و همچنين اثبات اين كه امام
بر اين اعمال سكوت نمودند باز نيز نمي توان حكم آن را براي  سجاد
ديگران جاري نمود؛ چون ممكن است اين حكم فقط اختصاص به زنان
فاطمي داشته باشد كه در آن شرايط حضور داشتند و داراي رابطه
خويشاوندي نزديك با آن حضرت بودند . مرحوم شيخ محمد حسن
نجفي(قدس سره) صاحب جواهرالكلام در اين رابطه م ينويسد:
وما يحكي من فعل الفاطميات كما في ذيل خبر خالد بن سدير عن »
هو موقوف علي فعل ذلك غير ذات الاب و الاخ و علي ... صادق
علم علي بن الحسين، عليهما السلام، و تقريره المفيد رضاه به، دونه
استدلال به]آنچه كه در مورد فعل زنان فاطمي نقل ]» ؛2« خرط القتاد
نيز آمده،  شده است و در ذيل خبر خالد بن سدير از امام صادق
متوقف بر آن است كه عمل آنها بر غير پدر و برادرشان باشد و
همچنين اين كه حضرت علي بن حسين، عليهماالسلام، بر عمل آنها علم
داشته و در مقابل آن نيز سكوت نموده اند كه اين سكوت هم به
گونه اي باشد كه نشانه اي از رضايت آن حضرت از عمل آنها داشته
1. آيت الله محمد باقربيرجندي ، كبريت احم ، ر به كوشش عليرضا اباذري، ص 152 با اندكي تصرف
. 2. شيخ محمد حسن نجفي، جواهر الكلا،م ج 4، ص 371
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 41
باشد. كه چنگ زدن به خارهاي بيابان براي كندن خارهاي آنها با
1« . دست، از پذيرش اين گفته ها آسان تر است
اما با اين حال همچنان اين مشكل وجود دارد كه در تعدادي از روايات ،
زنان فاطمي را هم از گريبان چاك دادن و خراش زدن به  امام حسين
صورت، بعد از شهادتشان نهي فرموده اند. چنانچه در لُه و فو ديگر م قاتل
در شب عاشورا به زنان حرم چنين  معتبر آمده است كه امام حسين
فرمودند:
يا اُخْتاه يا اُم كُلْثُومٍ، و أنْت يا زينَب، وأنْت يا فا طمة ، وأنْت يا »
رباب، اُنْظُرْنَ إِذا أنَا قُتلْت فَلا تَشْقُقْنَ علَي جيبا ولا تَخْمشْنَ علَي
اى خواهرم اُم كلثوم، و تو زينب و هم » ؛2« وجها ولا تَقُلْنَ علَي هجرا
ضرب المثل معروفي در كلام عرب است كه براي بيان سختي يا « دونه خَرط القتاد » .1
به معناي درخت خاردار است كه « قتاد » غيرممكن بودن عملي مي آورند توضيح آنكه
خارهايش به طرف بالاست و معلوم است كه چيدن خارهاي چنين درخت به كيفيت مزبور
كه انسان با دست بالاي شاخه را بگيرد و آن را تا پائين بكشد تا خارهاي او بريزد بسيار
مشكل و يا غير ممكن است، زيرا خارها به دست فرو مي رود. ضرب المثل مزبور در موقعي
گفته مي شود كه انجام عملي يا قبول سخني غيرممكن باشد(و يا بخواهند مبالغه در عدم
امكان آن عمل يا قبول آن سخن كنند) يعني چيدن خارهاي درخت خاردار درخت با دست
به آن كيفيت، با اينكه جراحت و خون زيادي را به دنبال دارد، از انجام فلان عمل و قبول
فلان گفتار، آسا نتر است.
.141- 2. سيد بن طاووس، اللهو ، ف ص 140
42 / قمه زني سنت يا بدعت؟
تو اى فاطمه و تو اى رباب! توجه كنيد! هرگاه كشته شدم، گريبان
«. چاك نزنيد و صورت نخراشيد و سخن ناروا بر زبان جاري نكنيد
نقل  اين روايت به همين مضمون و با الفاظ گوناگون از امام حسين
شده است. 1
روايت مي كند كه  در كتاب كام لالزيارات نيز از امام محمد باقر
در صدد كوچيدن از مدينه برآمد، زنان  هنگامي كه امام حسين
 بني عبدالمطلب آمدند و به نوحه سرائي پرداختند، تا آن كه امام حسين
ميانشان رفت و گفت: شما را به خدا سوگند مبادا كه نافرماني خدا و رس ول
باشد كه از شما سر بزند. 2 كه مراد آن حضرت از نافرماني خدا، لااقل شق
جيوب و خمش وجوه را شامل م يشود. 1
1. ارشا،د ص 232 ؛ بحار الانوا ، ر ج 45 ، ص 3؛ عوال ، م ج 17 ، ص 245 ؛ مستدرك الوسائ ، ل
ج 2، ص 45 ؛ تاريخ طبر ؛ ي ج 3، ص 316 ؛ الكامل في التاري ، خ ج 2، ص 560 ؛ البدايه و
. النهاي ، ه ج 8، ص 191 و الفتو ، ح ج 5، ص 94
2. كام لالزيارا ؛ ت ص 195 ، ح 275 ، باب 29 (متأسفانه در بعضي مقاتل معمولاً نسبت هاي
نادرستي به اهل بيت امام حسين، عليهم السلام، داده مي شود كه اگر بخواهيم همه اين نسبت هاي
داشته است  نادرست را بپذيريم و بگوئيم كه اين موارد اختصاص به عزاي امام حسين
بايد گفت بسياري از محرمات و سيئات- نعوذ بالله- به عنوان عزاداري حلال شده و نهضتي
كه خود داعيه نهي از منكر داشته محلل بعضي از محرمات الهي بوده است! نمونه اي از اين
نسبت هاي نادرست عبارتند از: نسبت سر برهنه دادن به حضرت زينب در شب عاشورا در
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 43
6. لطمه زدن هميشه عملي بوده است كه توسط زنان در مصيبت ها انجام
مي گرفته است و اختصاص به آنها داشته است؛ بدان گونه كه رواياتي هم كه
در نهي آن وارد شده همگي خطاب به جمعيت نساء است؛ چنانچه در كافى
روايت كرده كه فرمو دن د: بعد از  به سند خود از ابان از امام صادق
آن كه رسول خدا، صلي الله عليه و آله، مكّه را فتح كرد و با مردان بيعت فرمود .
يأَيها  سپس زنان آمدند تا بيعت كنند، خداى تعالى آيه 12 سوره ممتحنه
النَّبى إِذَا جاءك الْمؤْمنَات يبايِعنَك على أَن ... لا يعصينَك فى معرُوف
را فرستاد. ام حكيم دختر  فَبايِعهنَّ و استَغْفرْ لَهنَّ اللَّه إِنَّ اللَّه غَفُور رحيم
حارث بن هشام عرضه داشت: يا رسول الله! اين معروفى كه خدا شرط كرده
اين است كه » : تو را در مورد آن معصيت نكنيم، چيست؟ حضرت فرمودند
لطمه به صورت نزنيد، و چهره خود را نخراشيد، و موى خود مكنيد، و
زنان «. گريبان چاك نكنيد، و جامه سياه نپوشيد، و صدا به واويلا بلند نكنيد
ميان نامحرمان(ميرزا ابوالحسن شعراني، ترجمه نفس المهمو،م ص 199 ) نسبت سر برهنه
( دادن به زنان حرم در روز عاشورا (همان، ص 327
1. البته مي توان لطمه زدن زنان فاطمي را به طريقي ديگر توجيه نمود و گفت آنچه زنان
فاطمي مرتكب آن شده اند لطم صورت بوده است اما در روايات حضرت آنها را از خدش و
خراش وارد كردن به صورت نهي مي نمودند. و همان گونه كه در قبل نيز متذكر شديم ماهيت
لطم و خدش بسيار با يكديگر متفاوت است.
44 / قمه زني سنت يا بدعت؟
مكّه پذيرفتند، و با آن جناب بر طبق اين شرايط بيعت كردند. 1 روايات بسيار
زيادي در اين معني، هم از طريق شيعه و هم از طريق اهل سنت ، وارد شده،
كه با مراجعه با آنها خواهيم ديد خطاب قاطبة آنها در نهي نمودن از
لطمه زني نسبت به زنان است و چنان كه گويا انجام چنين اعمالي توسط
مردان، كه معمولاً صبر بيشتري نسبت زنها دارند، تصور نمي شده است. پس از
اين رو در صورتي هم كه از روايت فوق جواز لطمه زني در مصيبت امام
برداشت شود بايد آن را اختصاص به همان قشر داد به علاوه ، حسين
اين كه روايت فوق نيز از لطم هزدن زنان بحث م ينمايد.
همان گونه كه بررسي شد استدلال به اين روايت براي اثبات جواز قمه زني
هم از حيث دلالت آن و هم از حيث سند آن ب يمورد م يباشد.
و از طرف ديگر عقل نيز هيچ گاه حكم نم يكند كه قمه زني مصداق جزع و
عزاداري مي باشد زيرا در عزادارى، يعني اظهار حزن نسبت به امام
انسان بايستى به گون هاى برخورد كند كه عرفاً صدق كند كه اين ، حسين
شخص حالت حزن به خودش گرفته و عزادار است. كسى كه با كارد تيز به
جان خودش م ىافتد و به سر خودش م ىكوبد، حالت حزن و عز اداري است،
يا يك حالت وحشت و ترس؛ خصوصاً براى بچ هها و افرادي كه تحمل ديدن
اين صحنه را ندارند؟! صحنه، صحنه اى نيست كه ايجاد حزن كند، بلكه
. 1. ترجمه تفسير الميزا ، ن ج 19 ، ص 417
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 45
احساس خشونت و توحش در بعضى ها به وجود مى آيد. علامه سيد محمد
فضل الله در اين مورد م يگويد:
انسان نبايد به اين شكل اندوه خويش را بيان كند براي مثال اگر براي
پدر يا مادر يك شهيد خبر بياورند كه پسرتان در جبهة جنگ شهيد يا
مجروح شده است آيا بر سر خود شمشير مي زند؟! يا گريه مي كند؟... من
از تمامي براداران و خواهران مي خواهم به نكات منفي و مثبت اين
عادت ها كه بر ما تحميل شده فكر كنند، تا بتوانيم واقعة عاشورا را از
تمامي اين واپ سگرايي ها كه دستخوش آن شده رهايي بخشيم .
واپس گرايي هايي كه بدان قداست بخشيده ايم . به گونه اي كه اينك
هركس در برابرشان ايستادگي كند در نظر مردم فردي مخالف اهل بيت ،
عليهم السلام، به شمار م يرود. 1
گذشته از اين، بايد اين نكته را نيز درك نمودكه عزاداري اگر ب ه نحوة
متعارف خود باشد، اثري كه بر آن مترتب است بر جاي خواهد گذاشت. ولي
اگر به گونه هاي غير متعارف همچون قمه زني انجام شود نه تنها اثر و ضعي
خود را ندارد، بلكه ممكن است نتائج بد و سوئي بر جاي گذارد. و به همين
جهت بوده كه اسلام اجازه نداده است كه انسان هر روشي كه دلش خواست
در تحقق عمل انتخاب كند. اسلام براي انسان، تشريع عبادت كرده است . اما
اجازه نداده است كه هر طور دلش خواست، عبادت كند . بلكه عبادت را
. 1. علامه سيد محمد فضل الله، حديث عاشور،ا ص 167
46 / قمه زني سنت يا بدعت؟
مشخص كرده و آن را توقيفي قرار داده و اجازه زيادت و نقصان نداده است،
چه در اقوال و چه در افعال. همان طور كه اسلام به انسان اجازة فعاليت
جنسي داده است. اما اجازة نداده كه هرگونه دلش خواست، غريزة جنسي را
ارضاء كند، بلكه در چارچوب روابط زناشويي چنين اجازه اي داده است
وانگهي چارچوب زناشويي هم محدود به اين كرده كه صيغة عقد جاري و
شرايط آن، رعايت شود. به خاطر همين است كه ما بايد هم دربارة روش و
هم دربارة خود عمل، مطالعة كامل داشته باشيم زيرا غفلت از اينها به خود
انديشه لطمه مي زند، چنان كه در مورد زناشويي ملاحظه مي كنيم . چه بسا
بعضي از روش ها مضر به انديشه است و آن را از محيط فكري و عملي ما
دور مي سازد. ما بايد روش هايي را تقويت كنيم كه با جو انديشه و معاني آن
هماهنگ است. 1 براي بيان اندوه رو ش هاي متمدن تري وجود د ارد كه
بجاست به مدد انسانيت خود آنها را بشناسيم. اندوه، كنشي براي خودآزاري
نيست بلكه راهي براي كمال بخشيدن به انسانيت است.
بر همين اساس است كه روش هماهنگ با فكر و عقيده اين است كه اندوه
از راه قداست قهرمانان آن، راهي براي هماهنگي با مصيبتي باشد كه آنها
داشته اند، تا شهادت، قداست اسلامي خود را حفظ كند و مصبيت در گام هاي
رسالت مؤثر واقع شود و ميان مسلمانان و قهرمانان اسلام، رابطه اي به وجود
. 1. علامه سيد محمد فضل الله، گامهايي در راه تبلي ، غ ص 265
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 47
آيد كه مسلمانان به خاطر تأثر از رسالت آنها متأثر شوند. زيرا آنها تجسم
عملي اين رسالت ها هستند و علاقه به آنها نبايد خشك و بي روح باشد بلكه
آلام گذشته را به آلام حال وآينده ارتباط دهد.
بنابر اين، بايد غم و اندوه آنان را به گون ه اي مجسم كرد كه رسالت را
مجسم كنند و جنبه هاي انساني آن را آشكار سازد. تا مردم بدانند كه اين
مصيبت، مصيبت انساني تاريخي نبوده، بلكه مصبيت انسانيت در تمام مراحل
زندگي.
پس مجالس عزاداري بايد به صورتي درآيد كه ميان مشكلات و آلام انسان
گذشته و انسان حاضر، ارتباط برقرار كند، تا هم اشك آور باشد و هم
حركت آفرين. بايد از همه اينها در تبليغات اسلامي استفاده كرد كه امام
به خاطر آن قرباني شد و انقلاب كربلا به خاطر تحقق بخشيدن  حسين
به پار هاي از اهداف والاي آن در زندگي بود.
راستي چگونه مي توان ميان همة اينها و شمشير بر پيشاني زدن و پشت ها را
با زنجير زخم كردن توافق برقرار نمود ؟! آنچه امروز انجام مي گيرد،
شخصيت جامعه را نشان مي دهد، نه شخصيت قهرمان كربلا را. 1 مقام معظم
رهبري در اين مورد م يفرمايند:
. 1. همان، ص 269 و 270
48 / قمه زني سنت يا بدعت؟
است  « بين الغَي » ما چند سال پيش اين جا راجع به قمه زني  امري كه
مطالبي گفتيم؛ بزرگاني صحبت كردند، نجابت كردند، قبول كردند و
مردم زيادي هم پذيرفتند؛ يك وقت ديديم از گوشه ها يي سرو صدا
سفين ة النجا ة و » بلند شد كه آقا شما با امام حسين مخالفيد ! معناي
اين است كه ما عملي را كه بلاشك شرعا محل « مصباح الهدي
اشكال است و به عنوان ثانوي هم حرام مسلم و ب ي ن است ، انجام
دهيم! بايد اين روشنگري ها را بكنيم تا نسل جوان ما به اسلام بيشتر
علاقه مند شود. گرايش جوان ها را به اسلام مي بينيد . اين گرايش ،
گرايش عاطفي است. اين گرايش، بسيار ارزشمند است؛ اما مثل موجي
است كه ممكن است بيايد و برگردد. ما اگر بخواهيم اين موج همچنان
استمرار داشته باشد، بايد پاي ههاي فكري جوان ها را محكم كنيم. دعاي
ابوحمزه ثمالي، دعاي امام حسين در روز عرفه، اينها را جوان ها ي ما
الهي هب لي قلبا يدنيه منك » . مي خوانند؛ اما معنايش را نم يفهمند
چقدر از اين گونه مناجات ها و از اين گونه مباني و از اين ؛« شوقه
حرف هاي عميق در دعاهايي مثل مناجات شعبانيه و صحيف هي سجاديه
وجود دارد كه احتياج هست ما اينها را براي جوان ها بيان و تبيين و
روشن كنيم تا بفهمند و با علاقه و عاطفه و شوقي كه دارند، بخوانند. 1
1. بيانات حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار منتخبان ملت در
2005 م، مكان: تهران. /9/ 1426 ه.ق  8 /8/ 1384 ه.ش  3 /6/ مجلس خبرگان، زمان: 17
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 49
متأسفانه اين روش هاي نادرست چنان اهميتي پيدا كرده اند كه اين فكر را به
وجود آورده اند كه ميان اينها و بقاء و استمرار دين يا علاقه مردم به
اهل بيت، عليهم السلام، رابطه است. به طوري كه اگر كسي از جنبه هاي منفي
اين روش ها سخن بگويد، گويا دعوت به كفر و خروج از دين كرده است .
كار به جايي رسيده است كه بعضي مي ترسند كه آنهايي كه اين روش ها را
انكار يا مورد مناقشه قرار مي دهند از جانب اهل بيت ، عليهم السلام ، گرفتار
بلايي بشوند يا ضربتي از آسمان بر سر آنها فرود آيد. زيرا در موقف دشمني و
مخالفت با شعارهاي آنها قرار گرفته اند. بعضي از علماء ديني تصريح مي كنند
 كه اگر دربارة برخي از اين مسائل ، سخني بگويند از امام حسين
بيمناكند. گويا آن حضرت، كه در پيشگاه خداست، انساني است كه چون
افراد معمولي دربارة مسائل شخصي خود مي انديشد و مثل آنها مي خواهد از
مخالفين خود انتقام بگيرد. و لو اين كه شخص، مطلبي را از روي اجتهاد يا
حسن نيت گفته باشد.
است!  3. آيا قمه زني همدردي با امام حسين
يكي از دلائلي كه قمه زنان براي عمل خود مي آوردند اين است كه عمل ما
است . به گونه اي كه حتي  نوعي مواسات و همدردي با امام حسين
50 / قمه زني سنت يا بدعت؟
مي توان گفت يكي از علل اصلي قمه زني در ابتداء ايجاد آن، اين استدلال بوده
است.
در جواب از اين استدلال نيز بايد گفت:
چنانچه در پاسخ به استدلال قبل نيز بيان شد بايد ابتداء تعريف و محدودة
مشخصي براي مواسات و همدردي مشخص نمود سپس حكم كرد كه قم هزني
مصداق مواسات است يا نه. در غير اين صورت بايد بتوانيم بسياري از اعمال
و يارانش انجام بدهيم كه تعدادي از  را به عنوان مواسات با امام حسين
آنها حرام بين و مشخص است. به طور مثال مي توان حكم نمود به عنوان
افراد در اين روز لخت شوند و يا اين كه به  همدردي با امام حسين
زن هايشان تازيانه زنند و يا در بدن خود نيزه فرو ببرند و... 1
مواسات در لغت به معناي آن است كه از آنچه داريم ب ه طرف مقابل
خويش بدهيم تا با او مساوي و برابر گرديم. كه با اين معني اطلاق مواسات
بر قمه زني از نظر معناي لغوي آن صحيح نيست . زير ا مواسات به فعلي
مي گويند كه در آن چيزي از طرف ما به طرف مقابل اهدا مي گردد ولي در
داده نشده است زيرا انجام اين امور يا به  اينجا چيزي به امام حسين
1. اگرچه بعضي از اين اعمال خلاف شرع، همانطور كه در قبل گذشت، توسط بعضي از
دراويش و صوفيان در زمان صفويه انجام مي گشته است. كه علّ ت آن را مي توان فاصله
داشتن سلاطين صفويه از فقهاء و نزديكيشان به دراويش و صوفي ه در ابتداء به قدرت
رسيدنشان دانست.
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 51
خاطر دنياي ايشان است، كه آن حضرت در دنيا نيستند، و يا به خاطر آخرت
آن حضرت است كه ايشان در آخرت، به اين كارها نيازي ندارند.
اما اگر مواسات را به گونه اي ديگر معني كنيم و بگوئيم مواسات با امام
داده شود بلكه  نه براي آن است كه چيزي به امام حسين  حسين
راهي است كه ما در شرايط آن حضرت قرار مي دهد تا به اين وسيله ما را به
ياران حضرت متصل نموده و به عبارت ديگر جزئي از آنها نمايد . در اين
و اصحابش براي رسالت  صورت نيز بايد همان گونه كه امام حسين
خويش قيام كردند و خود را براي رسالت و شعارهاي عمومي مي خواستند و
نه شعار ها و مسائل شخصي، عزاداري ما هم به همان گونه نشاني از آن
شعارها و رسالت ها داشته باشد. اگر مصيبت شخصي باشد، بايد همدردي هم
شخصي باشد. اما اگر مصيبت، مربوط به رسالت باشد، بايد همدردي هم
مربوط به همان باشد.
به خاطر نبرد در راه خدا متألّم م يشد، همدرد ي  پس اگر سيدالشهداء
ما اين است كه ما هم به خاطر نبرد در راه خدا متألّم شو يم، زي را معنا ي
 مشاركت همين است كه در جاي او قرار بگيريم، انقلاب امام حسين
براي اين نبوده كه اشخاص تنبل و خانه نشين به وجود آيند و در راه رسالت
باشد  خود فداكاري نكنند. بلكه زندگي ايشان مخالف رسالت امام حسين
و در عين حال به خود قداست دهند.
52 / قمه زني سنت يا بدعت؟
همدردي مي كنند مجاهداني هستند كه رو در روي  آنان كه با حسين
دشمن مي ايستند؛ دشمني كه ما را در دو راهي شمشير و ذلت قرار مي دهند، و
و بر او « هيهات منّا الذله؛ هيچ گاه تن به ذلت نمي دهيم » : ما در پاسخ مي گوييم
يورش مي بريم و او بر ما يورش مي آورد و شايد زخمي مان سازد... و اين گونه
همدردي مي كنيم. اما اين كه در جشن واره هايي  است كه ما با حسين
نمايشي بنشينيم، و تماشاي كساني مشغول باشيم كه در صحنه اي ساختگي بر
ناميد؟  سر خود م يزنند آيا م يتوان اين را همدردي با امام حسين
4. احياي امر مذهب
مدافعان قمه زني ادعا مي كنند كه با قمه زني پايه هاي دين را تقويت مي نمايند
و از آن به عنوان يك نوع تبليغ براي مذهب شيعه ياد مي كنند كه قادر است
ديگران را به اسلام و تشيع علاقه مند نمايد.
در جواب بايد گفت:
بطلان اين استدلال نيز بسيار مشخص و واضح مي باشد و نيازي به اثبات
ندارد؛ زيرا اصلي ترين دليل حرمت قمه زني موضوع وهن و تضعيف مذهب
بودن آن است؛ به گونه اي كه انجام آن چهره اي زشت و وحشيانه از اسلام و
تشيع در منظر غير مسلمانان يا حتي بعضي از مسلمانان، بر جاي م ي گذارد .
دانشمند پرآوازه شيعي علامه سيد محسن امين(ره) در اين زمينه مي گويد:
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 53
چه لزومي وجود دارد در برانگيختن به كاري (قمه زني) كه اگر فرض
شود آن عمل جزء قطعي و يقيني دين اسلام است موجب نسبت داده
شدن عار و ننگ به دين و اهل آن مي شود و مردم را از دين متنفر
مي كند و باعث خرد هگيري بر دين خواهد شد . آيا تقوا و احتياط
ايجاب نمي كند كه بايد از قمه زني خودداري نمود، آيا مقتضاي اصلاح
دين آن نيست كه فعلي (كه جزء دين بودن آن مشخص نيست) و باعث
دوري و تنفر مردم از دين مي گردد، ترك گردد. حتي اگر ما قمه زني
را مباح هم بدانيم بايد آن را ترك نمود چون از واجبات نمي باشد كه
ترك آن ضرري به دين وارد كند (و بايد به خاطر مصلحت ترك
شود.)
از محضر امام ، همچنين از قمه زدن به عنوان عزادارى براى امام حسين
خميني(ره) سؤال شده بود كه به عرض معظ مله رسيد. فرمودند:
شما مى خواهيد براى خدا كارى انجام دهيد. در شرايطى كه كارى به
ضرر اسلام تمام شود، بهتر است كه چنين كارهايى انجام نگيرد . مثلا قمه زدن كه موجب وهن اسلام مى شود. شما تا م ى توانيد دستجات و
سينه زنى را با شكوهتر انجام دهيد. 1
1. محمد حسن رحيميان، در سايه آفتا ، ب ص 116 ؛ (آقاي رحيميان از اعضاي دفتر
ت امام بوده اند)؛ گفتني است مضمون اين گفتار خردمندانه امام كه همچون مردان الهي Ĥ استفات
ديگر با الهام از منبع وحي انشاء گرديده در روايات بسياري مورد تأكيد قرار گرفته است
54 / قمه زني سنت يا بدعت؟
واقعيت اين است كه بسياري از مردم در داير ة تنگي زندگي مي كنند، و
گمان مي برند كه دنيا همان دايرة تنگ آنان است. از اين رو بايد به اينان
فهماند كه اسلام براي تمامي جهانيان آمده است. ما مي خواهيم درك كنيم
كه چگونه به حرف جهانيان گوش فرا دهيم . م ا با چال ش ها ي فرهنگي،
فكري و سياسي، بيش از چال شهاي نظامي مواجهيم . اگر عده اي، ابزارها و
شيوه هاي خود را پيش برده اند و با شمشير بر سر خود مي زنند و يا با زنجير
پشت خود را مجروح مي نمايد، اين قبيل اعمال ناشي از محيط و جامع ة
روزگارشان بوده است و آنها را از قرآن مجيد يا سخنان پيامبر، صلي الله عليه
يا برنامه ريزي يك عالم يا فقيه برنگرفته اند؛ بلكه اينها ، وآله، يا امام
احساساتي بوده كه جوشيده است، و مردم هم بدون چون و چرا از آن پيروي
كرده اند. مشكل برخي از مردم چنان كه قرآن مي فرمايد، اين است كه
ما » 1؛ إنّا وجدنا ءاباءنا علي اُمةٍ و إنّا علي ءاثارهم مقتَدو ن  : مي گويند
«. پدران خود را بر آييني و راهي يافتيم و ما از پي ايشان رهسپاريم
چنانچه پيامبر اكرم، صلي الله عليه وآله، فرمودند: آنچه شك داري ترك كن و آنچه را شك
نداري انجام ده و همچنين آن حضرت فرمودند: امور بر سه قسم است : حلال آشكار، و
حرام آشكار، و شبهات بين آن دو. كسي كه شبهات را ترك كند، از محرمات نجات مي يابد؛
و هركس كه به شبهات أخذ كند، مرتكب حرام مي شود، و (ناآگاه ) از جايي كه نمي داند
هلاك م يشود.
. 1. زخرف: 23
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 55
واقعيتي كه ما در پي تثبيت آن هستيم، جاري شدن اسلا م زلال به سمت
جهانيان و گرويدن آنان به اسلام است. هدف ما اسلام آوردن جهانيان است،
و لو آن كه صد سال ديگر اين امر تحقق يابد. امروز ذهنيت سر خورده و در
عين حال پيچيدة انسان معاصر، آماده پذيرش پيامي نجات بخش است، و اسلام
داراي چنين پيامي هست حتي براي عصرهاي آينده با هرچه پيشرفت ... تنها
مسئله، مسئلة پيا مرسانان و پيام گزاران اسلام است!
اگر مصلحانى چون علامه سيد محسن امين(قدس سره )، هفتاد سال پيش به
موضوع وهن مذهب توجه كرده اند و همگان به ويژه عالمان را به مبارزه با
برخى پديده هاى عزادارى كه موجب وهن مذهب م ىشود، دعوت نمودند، در
زمان حاضر كه سطح علمى و آگاهى افكار عمومىِ مردم، به ويژه جوانان و
دانشجويان، ارتقاء يافته است و در اين عصر، كه عصر ارتباطات نام گرفته و
فن آورى اطلاعات بشر را قادر كرده، در زمانى بسيار اندك با استفاده از
شيوه هاى نوين رسان هاى و نرم افزارى هر پيامى را به دورترين نقاط زمين
بفرستد، در چنين زمانى، هرگاه مطلبى ب ىپايه گفته يا نوشته شود، يا رفتا رى
ناصحيح و نامعقول از گروهى سر زند يا شعار و رثايى غلوآلود و شر كآميز
سرداده و خوانده شود، فوراً اين قبيل شعار، گفتار، نوشتار و رفتار به سراسر
عالم مخابره مى شود و زمينه را براى دشمنانى كه مترصد ضربه زدن و ايراد
اتهام بر مذهب اهل بيت، عليهم السلام، و مسلمانان مى باشند، فراهم م ى آورد و
56 / قمه زني سنت يا بدعت؟
در نتيجه خسارات جبران ناپذيرى را بر جاى خواهد گذاشت كه با اساس
پيام عاشورا ناسازگار است. 1
به ويژه در حال حاضر كه در پى وقوع انقلاب اسلامى، فرهنگ عاشورا،
توان نيرومند خويش را در صحنه بين المللى در مبارزه با قدرت هاى شيطانى
و افشاى چهره واقعى استكبار جهانى به اثبات رسانيده است و آنان كه منافع
در خطر مى بينند، آماد ه اند با هر بهان ه اى سيل  خود را با پيام حسين
خروشان امواج تبليغى خود را گسيل دارند و افكار عمومى جهانيان، به ويژه
جوانان آرمان گراى مسلمان و حقّ طلب را كه اكنون در بسيارى از مناطق
جلب شده است،  حساس همچون لبنان و فلسطين به سوى اهداف حسين
مأيوس  منحرف كنند و آنان را از دنبال كردن سيره و روش حسين
1. شيخ محمد تيجاني در يكي از سخنران يهايش در مؤسس ه ي آيت الله خوئي به سال
1994 م خاطره اي از نخستين برخورد يك مسلمانِ اهل سنت با مراسم قمه زني نقل كرده
است. دكتر تيجاني در يكي از سفرهايش به عراق، برادرش را جهت آشنايي با مذهب تشيع
به همراه آورده بود. ورود آنها به نجف مصادف شده بود با روز عاشورا كه مراسم قمه زني در
آن روز برگزار مي شد. برادر تيجاني با ديدن سرهاي خونين قمه زنان از آن منظره ي هولناك
به شدت متأثر شده و بلافاصله به تونس باز مي گردد و از آن زمان به بعد از آگاه شدن
نسبت به فكر و انديشه شيعه گريزان است. (ابراهيم حيدري، تراجديا كرب ، لا ص 459 )؛ گفتني
است دكتر تيجاني پس از مشرف شدن به مذهب حقه ي تشيع، توانسته است تاكنون بسياري
از مسلمانان را نسبت به مكتب اهلبيت، عليهم السلام، علاقه مند نموده و به مذهب تشيع
مشرف سازد.
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 57
گردانند. براساس همين هوشمندى و زمان شناسى است كه فقيهان بزرگى
همچون امام خمينى(ره) عزادارىِ موهن مذهب را ناروا دانسته و تحريم
كردند. معمار جمهورى اسلامى با آن كه معتقد بودند عاشورا با همان
سنت هاى سابق باقى باشد و دسته جات سينه زنى و نوحه خوانى به همان قوت
خودش باشد و سينه زنى و نوحه خوانى ها را رمز پيروزى ملّت م ى شمرد و
هشدار مى داد كه قل مفرساها، با اسامى مختلف، شما را از اين مسير منحرف
نكنند. با اين همه نسبت به جهات غيرشرعى عزادارى حساس بود و م ىفرمود:
ما و هيچ يك از دينداران نمى گوييم كه با اين اسم، هركسي هركارى
مى كند خوبست. 1
5. استدلال به فرازي از زيارت ناحيه مقدسه
ولانْدبنَّك » : در قسمتي از زيارت منسوب به ناحية مقدس ه آمده است
من صبح و عصر بر تو نُدبه » ؛« ء، و لاََبكينَّ لَك بدلَ الدموعِ دماً Ĥ صباحاً و مس
بعضي ها خواسته اند از اين «. مي كنم و به جاي اشك ها بر تو خون مي گريم
عبارت، جواز قمه زني و خون ريزي را استفاده نموده و به عبارتي ديگر بگويند
خون  چون امام زمان(عج) حاضر است براي جد بزرگوارشان امام حسين
گريه كنند پس ما نيز م يتوانيم قم هزني و خون ريزي راه بيندازيم!
. 1. امام خميني، كشف الاسرا ، ر ص 173
58 / قمه زني سنت يا بدعت؟
اولا؛ً بايد گفت اين گونه استدلال هاي عاميانه يا از قلّت سواد اين افراد و يا
شدت تعصب آنها نشأت مي گيرد. زيرا هر شخص غيرمغرضي با شنيدن اين
جملات متوجه م يشود كه درآنها به نوعي مجاز و مبالغه 1 بكار رفته است و
نبايد معناي مورد نظر را از آنها اراده نمود؛ زيرا كه خون گريه كردن امري
است كه عرفاً محال بوده و تحقق عملي ندارد؛ پس اگر معناي كلام را آن گونه
كه قمه زنان معني م يكنند تصور كنيم، لازم م يآيد كه- نعوذ بالله- امام زمان
در اين كلمات دروغ گفته باشند؛ زيرا چنين عملي از ايشان امكان عملي ندارد.
پس همة اين قرائن نشان مي دهد كه كلام داراي مجاز بوده و در غير از معناي
حقيقي استعمال گرديده است. و اين گونه استعمالات ادبي كه براي بيان شدت
احساسات فرد بكار مي رود در كلام فُصحاء به فراوان يافت مي شود و نبايد
آن را در غير محل آن، معني نمود.
ثانياً؛ هيچ فقيهي را نخواهيم يافت كه بخواهد با استدلال به اين گونه
روايات ضعيف 2 كه صراحت در موضوع نيز ندارد ، حرامي را حلال و يا
1. مبالغه اي كه در اينجا صحبت از آن مي شود يكي از فنون علم بديع است كه در كلام هاي
فصيح از آن استفاده مي شود و بر حسن و زيبائي كلام مي افزايد. اين نوع مبالغه در آيات
؛«( يكاد زيتها يضيء و لَو لَم تَمسسه نَار (نور : 35 » : قرآن كريم نيز بكار برده شده مانند آيه
( (سيد احمد هاشمي، جواهرالبلاغ ، ه ص 327
2. زيارت ناحيه مقدسه، زيارتي است فاقد هرگونه سند، كه معلوم نمي باشد واقعاً از ناحيه ي
مقدسه صادر شده و يا از جانب يكي از علماء تأليف شده است. چنانچه علامه مجلسي در
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 59
حلالي را حرام كند و در حقيقت همان گونه كه گذشت معمولاً اين گونه
استدلال ها از جانب بعضي افراد جاهل و يا متعصبي صورت م يگيرد كه اطلاع
چنداني از فقه اسلامي ندارند.
ثالثاً؛ بحث مربوط به اين روايت فقط در عنوان اولي حكم قمه زني وجود
دارد، و آن اين كه آيا آسيب رساندن به بدن در عزاداري جايز است يا نه؟ و
از اين رو در فرض دلالت اين روايت بر جواز قمه زني نيز حكم آن مربوط به
عنوان اولي قمه زني است. اما بحث از عنوان ثانوي قمه زني، كه وهن مذهب
بودن آن است، همچنان به قوت خويش باقي است و به عبارتي ديگر قمه زني
همچنان به عنوان ثانوي حرام خواهد بود.
ادعاهاي نامشروع
بسياري از افرادي كه دست به اين گونه اعمال مي زنند، ادعا مي نمايند كه
آن گونه در ايشان ايجاد حزن و اندوه مي كند كه آنها  مصيبت امام حسين
والظاهر انه من تأليف السيد مرتضي رضي الله »: ابتداي نقل آن از كتاب مصباح مي نويسد
بحارالانوا ، ر ج 98 ، ص 238 ) علامه شعراني، رضوان الله عليه، نيز در آنجا كه سخن از ) « عنه
از اختلاف علما درباره ي قاتلِ آن حضرت » قاتل حضرت سيدالشهداء مي شود، مي نويسد كه
معلوم مي شود كه اطمينان به صحت زيارت معروفه به ناحيه نداشتند، چون در آن زيارت نام
ترجمه ) .« شمر، صريحاً مذكور است و اگر اطمينان داشتند، به صحت آن خلاف نمي كردند
( نفس المهمو،م ص 317
60 / قمه زني سنت يا بدعت؟
را از خود بي خود كرده و كنترل عقل را ازآنها مي گيرد، و به قول خودشان
مي گردند و در انجام اين امور تكليفي بر آنها نيست.  ديوانه امام حسين
جاي بسي تعجب است كه با اين ادعاها بايد جايگاه و منزلت ايشان نسبت
از ائمة اطهار، عليهم السلام ، هم بالا تر باشد ، زيرا ا ئمه  به امام حسين
اطهار، عليهم السلام، با وجود اين كه با علم الهي خويش هميشه ناظر آن وقايع
بودند، هيچ خبري از آنها به دست ما نرسيده كه اين افعال را هر چند به
در شب عاشورا از  صورت كوچ كتر انجام بدهند؛ و حتي امام حسين
خواهر خويش زينب، عليهاالسلام، مي خواهد تا پس از وي گريبان پاره نكند ،
صورت نخراشد و فرياد نكشد. 1
اين افراد بايد بدانند قيام عاشورا، قيامي نيست كه هدف نهايي آن تحويل
دادن آدم ديوانه به جامعه باشد؛ بلكه هدفي بسيار بزرگ تر و با ارزش تر در
آن نهفته است و آن عزت و آزادگي براي زيستن و زندگي كردن است كه اين
هدف جز با فكري باز و تأملي دقيق در نهضت عاشورا به دست ن مي آيد و
هيچ ميان هاي با ديوانگي ندارد.
.141- 1. سيد بن طاووس، اللهو ، ف ص 140
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 61
تبيين دلائل حرمت قمه زني
1. بدعت بودن قمه زني
بدعت در دين، امر نكوهيده اي است كه به هر نام و هدفي كه باشد،
سرانجام جز خسران و ضربه بر اصل و سيماي دين، حاصل ديگري ندار د.
غالباً آنهايي كه اقدام به بدعت گذاري در دين مي كنند، كساني هستند كه از
راه هاي معمول و متداول نتوانسته اند براي خود جايگاه مناسبي را در ميان
متدينان فراهم سازند و از طريق صحيح و سالم، قادر نبوده اند كه در اعتلاي
مذهب گامي بردارند يا اين كه اشخاص غافل و جاهلي هستند كه به گمان
خود از اين راه، مي توانند خدمتي به دين و دين داران كنند. اين دسته، مصداق
در حديثي آنها را چنين معرفي  بارز افرادي هستند كه امام صادق
دو نفر كمر مرا » ؛1« قطع ظهري اثنان؛ عالم متهتّك وجاهل متنسك » : مي كنند
شكستند؛ عالم پرده در نابكار و نيز جاهل و ناداني كه صرفاً به ظاهر دستورات
از اين رو است كه در روايات نيز با شدت خاصي با «. دين توجه مي كند
بدعت گذاري برخورد شده و بر برائت اسلام از بدعت گذاران تأكيد فراوان
شده است. پيامبر خدا، صلي الله عليه وآله، مي فرمودند:
. 1. محمد محمدي ري شهري ، ميزان الحكم ، ه ج 8، ص 4003
62 / قمه زني سنت يا بدعت؟
بدترين كارها آن است كه نوپديد و بي سابقه باشد . بدانيد هر
بدعتي گمراهي است و هرگمراهي فرجامش آتش است. 1
نيز تقابل سنت و بدعت را چنين فرموده است:  حضرت امير
هيچ بدعتي نهاده نشد مگر آن كه بدان سبب سنتي ترك شد . از
بدعت ها بپرهيزيد و راه روشن را در پيش گيريد، بهترين كارها
آن است كه پيشينه داشته باشد و بد ت رين آنها آن است كه
نوپديد و بي سابقه باشد. 2
بدعت داراي دو معناي لغوي و اصطلاحي م يباشد. بدعت در معناي لغوي ،
به معناي ايجاد هر امر جديد و بي سابقه است. و در معناي اصطلاحي آن به
معناي افزودن مسأل ه و حكمي نو و جديد به دين است كه سابقه و ز مين ة
ديني ندارد؛ مانند: حلال كردن حرامي و يا حرام كردن حلالي.
هر كدام از دو معناي بدعت بنابر اقتضائاتي حكم به حرمت آنها مي گردد .
قمه زني نيز در هر دو معني قرار گرفته و از اين رو حكم به حرمت آن
مي گردد كه در اينجا به توضيح بيشتر آن خواهيم پرداخت.
اما اثبات حرمت قمه زني از جانب معناي لغوي بدعت به اين صورت است
كه هرگاه فعل و امر جديدي -كه جزء دين بودن آن ثابت نشده- سبب وهن
. 1. امالي شيخ مفي ، د ص 188 و شيخ كليني، اصول كاف ، ي ج 1، ص 57
. 2. محمد محمدي ري شهري، ميزا نالحكم ، ه ج 1، ص 453
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 63
و تضعيف دين شود، به يقين انجام آن فعل حرام بوده و بايد از انجام آن
خودداري نمود. و همان طور كه دانسته شد قمه زني نيز از امور اختراعي
مي باشد كه هيچ گونه سابقه اي در عصر ائمه، عليهم السلام، و حتي قرون نزديك
به آن نداشته و از اختراعات مردم عوام در قرن ها ي اخير مي باشد . شهيد
مطهري در اين رابطه م ينويسد:
قمه زني و بلند كردن طبل و شيپور از ارتدوكس هاي قفقاز 1 به ايران
سرايت كرد و چون روحيه مردم ب راي پذيرفتن آنه ا آمادگي داشت،
همچون برق در هم هجا دويد. 2
و از طرفي چون اين عمل موجب وهن و تضعيف مذهب نيز مي شود؛ پس از
اين جهت حرام بوده و به خاطر حفظ مذهب بايد از آن خودداري نمود.
1. تيغ زني، زنجيرزني، حمل صليب(= حمل علَم)، زدن طبل و شيپور و.... حتي هم اكنون نيز
ساليانه در سال روز شهادت مسيح! برگزار مي شود. Lourdes به همين شكل در لورد
ص 154 ؛ تعدادي ديگر از اين انحرافات كه از ، 2. شهيد مطهري، جاذبه و دافعه عل ي
عالم مسيحيت به عالم عوام شيعه نفوذ كرده است را مي توان در عزاداري امام حسين مشاهده
به استقبال شهادت رفت تا  نمود. كه از جمله آنها اين تفكر عوامانه است كه امام حسين
مردم براي او گريه و عزاداري كنند و از اين رهگذر، گناهانشان آمرزيده شود . و اينها،
انحرافاتي است كه از تحريف تعاليم عيسي بن مريم، عليهما السلام- توسط ارباب كليسا- سر
جايگاهي داشته  چشمه مي گيرد و هرگز نمي تواند در تفسير عاشورا و قيام سيدالشهداء
( مدثر / 38 ) « كل نفس بما كسبت رهين ة » فاطر/ 18 ) و ) « ولا تزر وازرة وزر اخري » : باشد
( (محمد صحتي سردرودي، شهيد فاتح در آينه انديش ، ه ص 240
64 / قمه زني سنت يا بدعت؟
قمه زني تحت نام معناي اصطلاحي بدعت نيز قرار مي گيرد و به همين
خاطر حكم به حرمت آن مي گردد. بدين گونه كه به طور كلي اگر شخصي
عملي را كه دليلي بر وجوب يا استحباب آن نداريم به اعتقاد اين كه آن عمل
واجب يا مستحب است، انجام دهد، به يقين انجام آن فعل با اين ني ت حرام
مي باشد. از اين معناي بدعت گاهي به تشريع نيز ياد مي شود امام خميني (ره)
در اين مورد م ينويسد:
تشريع، يعني به دين وارد كردن چيزي كه از دين نيست. اين مساوي با »
1«. بدعت است
و همان طور كه مي دانيد تقريباً همه افراد قمه زن، اين عمل را با اين نيت كه
از اعمال عبادي و مطلوب شارع است، انجام مي دهند. در حالي كه همان طور
كه از بحث هاي پيشين دانسته شد نه تنها هيچ دليل شرعي و روايي را نمي توان
يافت كه در آن به گونه اي به اين اعمال توصيه شده باشد بلكه چنين اعمالي
نيز نبوده؛ و  قابل انطباق بر عمومات بحث استحباب عزاداري امام حسين
حتي مغاير با اصل و فلسفة وجودي عزاداري نيز هستند. علامه سيد محسن
امين(قدس سره) در اين رابطه مي نويسد:
بزرگ ترين گناهان اين است كه انسان بدعت ها را به جاى مستحب
گرفته و يا امور مستحبى را بدعت وانمود كند. امور نهى شده، كه در
. 1. امام خمينى، انوارالهداي ، ه ج 1، ص 225
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 65
عزادارى ها فراوان اتفاق مى افتد، از قرار زير است : 1. كذب و دروغ
گفتن؛ 2. آزار نفس و اذيت كردن بدن، كه همان قمه زدن و شاخ حسينى
است...حرام بودن اين امور، عملاً و فعلاً ثابت است . 3. جيغ زدن و
فريادهاى بلند زنان، كه علاوه بر زشت بودن آن، اصلاً گناه و معصيت
است. 4. داد و فرياد و نعره هاى وحشيانه با صداهاى نكره 5. غير از
اين ها آن چه به نام دين در اين گونه مجالس، موجب آبروريزى و هتك
حرمت فو قالعاده دين م ىشود و حد و مرزى نيز نمى توان براى آن
شمرد! 1
2. وهن و تضعيف مذهب
مهمترين دليلي كه براي حرمت قمه زني ذكر شده بحث وهن مذهب ببودن
آن است.
وهن در لغت، به معناي تضعيف و سست نمودن كسي يا چيزي است؛ و
منظور از آن در اينجا اين است كه اگر ديگران اين عمل را در عزاداري امام
ببينند مذهب شيعه را متهم به خشونت، توحش و خرافه گري  حسين
مي كنند، كه در نتيجه منجر به تضعيف و وهن تشيع مي گردد.
1. آيت الله سيد محسن امين، التنزي ، ه ص 13
66 / قمه زني سنت يا بدعت؟
تاكنون در شبكه هاي تلويزيوني و رسانه هاي ضداسلامي در جهان، با استناد
به صحنه هاي قمه زني  كه در برخي كشورهاي ديگر از جمله هند، پاكستان
و عراق هم معمول است  توليدات زيادي بر عليه اسلام و مسلمين با معرفي
چهره اي خشن و زشت از آنها، ساخته شده كه نمونة آن فيلمي بود كه چند
تهيه و پخش گرديد؛كه در آ ن « شمشيراسلام » سال پيش توسط بي بي سي، بنام
با استفاده از موضوعاتي چون قمه زني، خشونت و نمادهاي ديني تحريف شده
سعي در مشوه نشان دادن دين اسلام و به خصوص بدبيني افكار عمومي نسبت
به مصلح جهاني حضرت مهدي(عج) و حكومت ايشان داشتند. نمونه اي ديگر
بود كه از تلويزيون فلوريداي آمريكا پخش شد « ترور شيعي » نيز فيلمي به نام
و در آن شيعيان به گونه اي معرفي شده بودند كه به چيزي جز قتل و
خون ريزي فكر نمي كنند و هنگامي كه به دشمني دست نمي يابند، با شمشير
به خود حمله مي كنند . در پايان اين برنامه نيز براي اثبات اين ادعا ها
تصويرهايي از قمه زني در روز عاشورا پخش گرديد . 1 همچنين فيلم ها ي
محاصره، ساوايور و.... كه در اين راستا تهيه و توزيع جهاني شده است . كه
قطعاً اثرات منفي خود را بر اذهان جهانيان بر جاي گذاشته است. همچنان كه
در آينده نيز در مناسبت هاي مذهبيِ مسلمانان، خبرنگاران رسانه هاي غربي،
1415 ، شماره 3113 /1/ 1. كيهان عرب : ي 6
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 67
منتظرند تا چنين سوژه هايي را شكار كرده، خوراك تبليغي مناسبي را براي
اربابان خود فراهم كنند. 1
از آنجا كه ياران كفر و ضلال، روي اين مسائل جزئي كه ربطي به دين
ندارد، تكيه مي كنند و در ممارسات و رفتار بر ما خرده م يگيرند و به طور
عام، دين را و به طور خاص، اسلام را زير سؤال مي برند ما باي د با اين
خرده گيري ها مواجه شده و تأكيد كنيم كه اينها ربطي به دين ندارد و اموري
1. با تأسف بسيار از چند سال گذشته و با امكان مساعدي كه براي زيارت عتبات عاليات
فراهم شده است و خيل گسترده عاشقان به اماكن مقدس سفر مي كنند، عده اي اندك، فرصت
را مناسب يافته در فضاي شلوغ و پرسروصداي عتبات، خاصه كربلاي معلي، هر اقدامي را
كه در ايران و در انظار عموم موفق به آن نمي شدند، انجام مي دهند. مثلا در روز اربعين چند
دسته 10  15 نفره در ابتداي صبح، در حالي كه همگي بر اثر قمه زدن، با صورت و
لباس هاي خوني بودند، در فضاي مطهر بين الحرمين به عزاداري پرداختند كه اين عمل آنان
باعث تعجب بسيار و البته تأسف قاطبه ي زايران شد. اين عده در همين حال به سمت حرم
در جهت خلاف قبله) نماز خواندند )  و پشت به بارگاه حضرت ابوالفضل  امام حسين
و پس از آن، در حالي كه به گردنشان قلاده بسته بودند و عوعو مي كردند، به سوي حرم
به صورت چهار دست و پا حركت كردند و سپس در صحن مطهر حرم، در  اباعبدالله
حالي كه با يك دست، قلاده گردن خود را گرفته بودند، با دست ديگر به سينه مي كوبيدند
و... كه با نگاهي گذرا به عملكرد اين افراد، آنچه به ذهن مي رسد، شباهت اين كارها با
اعمال برخي گروه هاي سرخ پوست يا شيطان پرست در غرب است كه به سرعت هم در حال
رواج و اقبال جوانان ناآگاه در سراسر جهان و حتي در ايران هستند.
68 / قمه زني سنت يا بدعت؟
هستند كه از ناحية عوامل شخصي و اجتماعي و غير آن، وارد دين شده اند در
اين صورت است كه ما مي توانيم با دور انديشي و قدرت، در مقابل آنها
بايستيم و فرصت را از آنها كه دنبال آبِ گل آلود مي گردند، سلب كنيم و
همزمان به توضيح صورت حقيقي اسلام بپردازيم. تا هر مسلماني آگاهي پيدا
كند و نقاط ضعف را بداند و عناصر اصيل را بشناسد، تا بتواند بر اساس چنين
معرفتي با تحديدات رو به رو شود.
اين واقعيتي است كه ائمه اطهار، عليهم السلام، بارها بر آن تأكيد داشته و ما را
بارها  به آن سفارش نموده اند. پيشواي ششم شيعيان امام جعفر صادق
مي فرمودند:
يا معشر الشيعة إنّكم قد نسبتم إلينا، كونوا لنا زيناً ولاتكونوا »
اى گروه شيعه! كه به ما منسوب هستيد، براى ما » ؛1« علينا شيناً
« زينت باشيد، و ماية عار و ننگ ما نباشيد
فاتّقوا الله وكونوا زيناً ولاتكونوا شيناً، جر وا إلينا كل م و دةٍ »
تقواى خدا را پيشه كنيد و براى ما زينت » ؛2« وادفعوا عنّا كلّ قبيحٍ
باشيد نه مايه ننگ، تمام محبت و دوستى را به طرف ما جلب
«. كنيد و هر نسبت زشت و ناپسندى را از ما دور نماييد
. 1. علي بن حسن بن فضل بن طبرسي، مشكاة الانوار في غرر الاخبا ، ر ص 123 ، ش 311
. 2. همان، ص 121 ، ش 307
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 69
نماز نخوانند، اما قمه بزنند!
بهره بردن دشمنان از اعمال موهني، همچون قمه زني، در راه پيشبرد مقاصد خود،
موضوعي است كه شايد كمتر به آن توجه شده است. مقام معظم رهبري در اين
مورد مطلب جالبي را نقل فرموده اند:
مطلبي را گفتم و « قمه زني » من در دو، سه سال قبل از اين راجع به
مردم عزيز ما آن مطلب را با همه وجود پذيرفتند و عمل كردند. اخيرا
مطلبي را كسي به من گفت كه خيلي برايم جالب و عجيب بود ؛ براي
شما هم آن مطلب را نقل مي كنم.
كسى كه با مسائل كشور شوروى سابق و اين بخشى كه شيعه نشين
است - جمهورى آذربايجان - آشنا بود، مى گفت: آن وقتى كه
كمونيست ها بر منطقه آذربايجان شوروى سابق مسلط شدند، همه آثار
اسلامى را از آ نجا محو كردند؛ مثلاً مساجد را به انبار تبديل كردند؛
سالن هاى دينى و حسيني هها را به چيزهاى ديگرى تبديل كردند و هيچ
نشانه ايى از اسلام و دين و تشيع باقى نگذاشتند؛ فقط يك چيز ر ا
بود! دستورالعمل رؤساى كمونيستى به « قمه زدن » اجازه دادند و آن
زيردستان خودشان اين بود كه مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند؛ نماز
جماعت برگزار كنند؛ قرآن بخوانند؛ عزادارى كنند؛ هيچ كار دينى نبايد
بكنند؛ اما اجازه دارند كه قمه بزنند! چرا؟ چون خود قمه زدن، بر اى
آنها يك وسيله تبليغ بر ضد دين و بر ضد تشيع بود ! بنابراين، گاهى
70 / قمه زني سنت يا بدعت؟
دشمن از بعضى چيزها اين گونه عليه دين استفاده مي كند . 1 هرجا
خرافات به ميان بيايد، دينِ خالص بدنام خواهد شد. 2
3. تبعات بهداشتي و رواني قمه زني
*عوارض بهداشتي قمه زني
قمه زني از لحاظ بهداشت رواني سلامتي فرد و جامعه را به مخاطره مي اندازد.
به اعتقاد كارشناسان بهداشتي و متخصصان امور بهداشتي قمه زني ممكن است
از يك سو باعث خونريزي، عفونت هاي موضعي و قطع شدن برخ ي عروق و
اعصاب فرد قمه زن شود و از سوي ديگر مي تواند بيماري هاي عفوني خطرناكي
را در جامعه گسترش دهد. B همچون هپاتيت
با توجه به ا ينكه » : دكتر حسين ملك افضلي استاد دانشگاه تهران مي گويد
پوست سر داراي گردش خون خوبي است، حتي جراحات كوچك آن هم
1«. مي تواند خونريزي فراواني به همراه داشته باشد
1. در اسناد سفارت انگليس در تهران، مدركي پيدا شده با ا ي ن مضمون : در سال 1324
شمسي، سفارت انگليس در ايران، تعداد 15000 قمه خريد و به هيئات مذهبي اهدا كرد! كه
دفاع از ح ريم ش يع ، ه » خودتان را بزنيد و كاري به كار ما نداشته باشيد.(به نقل از مقاله
(http://www.rahpouyan.com : از سايت « قسمت نهم
. 2. نقل شده در ديدار عمومي با مردم مشهد در اول فروردين 1376
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 71
وي سپس خون ريزي، ايجاد جوشگاه ناهنجار (محل ترم يم زخم بد شكل )
عفونت موضعي و قطع شدن برخي عروق و اعصاب را از جمله عوارض فرد ي
قمه زني ذكر مي كند و مي افزايد:
احتمال بروز شوك ناشي از كم شدن حجم خون (به دليل خونر يزي شد يد) »
احتمال بروز آنمي(كم خوني) احتمال انتقال عفونت از ب ي رون جمجمه به
درون آن و بروز عفونت هاي خطرناكي همچون مننژيت، احتمال بروز كزاز و
احتمال آلوده بودن قمه مورد استفاده و انتقال بيمار ي ها ي عفو ني خطرناك ي
«. و حتي در موارد نادري بيماري هاري وجود دارد B همچون هپاتيت
عده اي از متخصصان مغز و اعصاب نيز بر اين عقيده اند كه قمه زني خطر ابتلا
به عفونت هاي پوست و عفون تهاي استخوا ني را در بر دارد و ممكن است
عفونت هاي عمقي ناشي از قمه زني كانون هاي چركي داخل نسج مغز موسوم
به آبسه را ايجاد كند . آنان همچن ين شكستگ ي استخوان ها ي جمجمه و
فرورفتگي آن، پارگي سيستم وريدي مغز و مرگ سلولي را در قمه زني محتمل
مي دانند.
1. تاكنون نمونه هاي متعددي از فوت افراد قمه زن در اثر خون ريزي زياد در شهرهاي
مختلف ايران، عراق، بحرين و پاكستان گزارش شده است . كه يكي از مشهورترين اين
38 ساله، ساكن « عبدالنبي عباس احمد بورنكس » گزارش ها مربوط به فوت فردي به نام
بحرين بود كه در سال 2001 م طبق شهادت دكتر ابراهيم محمد سليم، در اثر قمه زني
وخون ريزي به وجود آمده از آن درگذشت.
72 / قمه زني سنت يا بدعت؟
*اثرات زيان بار اصابت قمه بر مغز
دكتر علي رضا زالي جراح مغز و اعصاب و استاديار دانشكده پزشكي دانشگاه
علوم پزشكي شهيد بهشتي در مورد عوارض قمه زني مي گويد:
پوست و مو، استخوان و نسج مغزي زي ر استخوان در جر ي ان اصابت قمه »
ممكن است دچار آسيب شوند. قسمت اعظم سيستم وريدي مغز كه زِهكش ي
ناميده مي شود، ممكن است در « بلياژيتال » تمام مغز را بر عهده دارد و سينوس
مسير اصابت قمه قرار بگيرد كه اين مسئله ممكن است باعث ايجاد مشكلاتي
نظير، لخته، پارگي، جراحت هاي وريدي و خون ريزي بسيار شديد شود. بعضي
اوقات اصابت قمه باعث مي شود كه قطعات استخواني زيرين شكسته شده و
به داخل فرو رود كه اصطلاحاً شكستگي فرو رفته ناميده مي شود.
در شكستگي فرو رفته خطري كه وجود دارد اين است كه مي تواند در آينده
كانون هاي عفونت در آنجا شكل بگيرد. همچنين با توجه به ا ينكه در زي ر
استخوان جمجمه پرده مغز قرار گرفته و اصابت قمه ممكن است باعث شود
عفونت به پردة مغز هم راه پيدا كند و موجب مننژيت و عفونت ها ي عمق ي
مغز شود، ضمن اينكه خود نسج مغز هم ممكن است به علّت اصابت قمه
«. دچار دمه و دچار كوفتگي، خون ريزي و عوارض ديگر شود
اصولاً در اثر ضربات نوك تيز كه به مغز وارد مي شود چون » : وي مي افزايد
اين نواحي داراي مو هستند، ممكن است با اصابت اجسام نوك ت ي ز، مو و
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 73
اجسام خارجي به داخل راه پيدا كنند كه اي ن خطر عفونت را چند برابر
مي كند و ممكن است اين مسئله از چشم پزشك هم مخفي بماند، يعني نگاه
ظاهري در زخم اين بيماران ممكن است مشكلات را چندان هويدا نكند ول ي
«. ممكن است بيمار با يك مدت زمان تأخيري علايم عفوني پيدا كند
*تأثير قمه زني بر كودكان
قمه زني مي تواند تعادل رواني برخي از افراد حساس جامعه را نيز بر هم بزند.
متخصصان روان پزشكي معتقدند قمه زني در روحيه افراد حساس جامعه از
جمله كودكاني كه شاهد اين عمل هستند اثر منفي بر جا ي م ي گذارد . آنان
مي گويند از آنجا كه نمي توان كودكان را نسبت به ا ي ن كار توج ي ه كرد،
ممكن است قمه زني باورهاي مذهبي آنان را سست نماي د. دكتر مهد ي بينا
دانشيار رشتة روان پزشك ي در مورد اثرات قمه زن ي بر روح ي ه كودكان
چون در قمه زني خون جاري مي شود و اين حركت ر ي تم دار و با » : مي گويد
حركت هاي بدني و تكرار همراه است، قطعاً روي بچه ها اثر مي گذارد. برخي
از بچه ها با ديدن اين عمل دچار رعب و هراس شده و حالت چندش به آنان
دست مي دهد. حالا اگر كودكي يا بزرگسالي به اي ن مسئله به عنوان ي ك
پديده مذهبي نگاه كند، ممكن است قمه زن ي در آينده باعث گر ي ز او از
«. مذهب شود
74 / قمه زني سنت يا بدعت؟
وي قمه زني را داراي رنگ مذهبي، اما شبه مذهب م ي داند و م ي گوي د:
اعمالي مثل قمه زني جنبه محدود نگري فكري دارد و اگر از بيشتر افراد ي »
كه دست به اين كار مي زنند، سؤال كنيد كه قيام كربلا بر اي چه بود، شا يد
نتوانند پاسخ درستي بدهند. فردي كه بدون هيچ دليلي خودزني مي كند، به اي ن
شناخت نرسيده كه در عرفان اسلامي بدن متعلق به فرد نيست، بلكه اعضا ي
بدن ما، امانت خداوندي است و حق نداريم با امانت اين گونه رفتار كنيم. البته
بديهي است كه مسئله شهادت و جانبازي در راه خدا عين عرفان است و نبايد
1«. آن را با اين مسئله اشتباه گرفت
همان گونه كه بررسي شد، قمه زني بر روي فرد و جامعه تأثيرات منفي
مي گذارد. افراد قمه زن هم به خود آسيب م يرسانند و هم به جامعه . قمه زن
مي تواند با مراجعه به بانك خون، خون خود را به بيماراني كه نياز به خون
دارند، هديه نمايد كه عملي خداپسندانه است.
آساني شريعت
با اندكي تأمل و دقت در متن دين اسلام در خواهيم يافت كه اساس و بناي
آن برآساني و از بين بردن هرگونه آزار و اذيت به فرد مكلّ ف و ديگران
گذاشته شده است؛ چنانچه با بررسى و مطالعه آيات قرآنى كه از چارچوب
.14 - 1. پيرامون قم هزني در عاشور،ا اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي، ص 11
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 75
كلى حاكم بر دين سخن م ىگويد، مى بينيم كه اين آيات به روشنى از آسا ن
گيرى و سخت نبودن دين خبر داد هاند. در اين آيات، مشقت زياد (حرج ) از
ساحت شريعت نفى شده است. تعدادي از اين آيات را زير مشاهده مي كنيد:
و براي شما در دين هيچ تنگنائي » ؛1 و ما جعلَ علَيكم فى الدينِ منْ حرَجٍ 
«. قرار نداد
خداوند براي شما خواستار » ؛2 يرِيد اللَّه بِكم الْيسرَ و لا يرِيد بِكم الْعسرَ 
«. آساني است و برايتان سختي نم يخواهد
خداوند مي خواهد كار را بر شما آسان » ؛3   يرِيد اللَّه أَن يخَفِّف عنكُم 
« كند
خداوند(در دين) هيچ گونه سختي » ؛4 ما يرِيد اللَّه ليجعلَ علَيكم منْ حرَجٍ 
«. براي شما قرار نخواهد داد
اگر به سنت هم سرى بزنيم، احادي ثى هماهنگ با آيات ياد شده را
مى يابيم، چنانچه رسول خدا، صلي الله عليه وآله، مي فرمودند:
1. حج/ 78
2. بقره/ 185
3. نساء/ 28
4. مائده/ 6
76 / قمه زني سنت يا بدعت؟
؛ لاضرَر و لا ضرار في الإسلامِ، الإسلام يزيد خيراً و لا يزيده شرّ ا 1
در اسلام ضرر و زيان رساندن به خود و ديگري ممنوع است؛ زيرا »
« اسلام بر خير مسلمان م يافزايد و شري به او نمي رساند
و همچنين ايشان فرمود ه اند:
«. اي مردم! همانا دين خدا آسان است » ؛ يا ايها النَّاس إنَّ دين الله يسر 2
در حديث نبوى معتبر ديگري نيز فرمودند:
برايتان شريعتى آسان و نادشوار » ؛ اتيتكُم بِالشَّريعةِ السهلةِ السمحةِ 3
«. آورده ام
پس در اسلام هيچ گاه سختي و ايذاء نفس خواسته نشده، به صورتي كه در
نماز كه بهترين عبادات است، اگر ايستاده نماز خواند ن براي كسي دشوار
باشد، به او اجازه داده شده كه نشسته نماز بخواند؛ اگرچه م ي دانيم كه با
ايستاده نماز خواندن ضرر جدي بر آن شخص وارد نخواهد شد. و اگر باز نيز
فرد قادر نبود بدين صورت نماز بخواند مي تواند حتي نمازش را خوابيده
بخواند. همچنان كه بسياري از عبادات ديگر نيز با احتمال ايذاء نفس باطل و
حتي حرام مي گردند. كه همة اينها براي راحتي مكلّف و دور بودن او از
. 1. شيخ حر عاملي، وسائل الشيع ، ه ج 26 ، ص 14
. 2. محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكم ، ه ج 2، ص 951
. 3. شيخ حر عاملي، الإثنا عشري ، ة ص 104
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 77
هرگونه آزار و اذيت است. 1 رسول خد ا، صلي الله عليه و آله ، در اين رابطه
مي فرمايند:
من براي » ؛ بعثت بالحنيفية السمحة، ومن خالف سنّتي فليس منّي
آوردن دين آسان حنيف برگزيده شد هام و هر كه با سنت و روش من
2«. مخالفت كند از من نيست
آسان گيريد و سخت » ؛ يسرُوا و لا تُعسروا، و سكِّنوا ولا تُنفروا
3«. مگيريد و مردم را در دين ثابت كنيد و آنها را از دين متنفر نكنيد
با توجه به آنچه گفته شد آيا مي توان تصور كرد كه اسلام بگويد كه با
شمشير بر سر خود بزنيد؛ عملي كه حتي بعضي توانائي ديدن آن را ندارند چه
برسد به انجام آن.
كساني نيز مي گويند: تمام اين كارها، راه » : 1. علامه سيد محسن امين در اين باره مي نويسد
انداختن اين نوع دسته ها و انجام دادن اين نوع فجايع، چون به پا داشتن شعائر اسلام است
اشكالي نخواهد داشت، ولي فراموش نبايد كرد كه حتي امور واجب نيز در صورت ايذاء و
اذيت نفس، ساقط مي شود. روزه در هنگام مرض و وضو در بودن زخم و حج در هنگام
ناامني، نه تنها همه ساقط مي شود بلكه عمل كردن به آنها نيز حرام است، چه رسد به اين
امور مستحب. به اين كسان بايد گفت كه مثَل شما مانند آن كسي است كه انگورهاي وقف
مسجد را شراب كرده و مي فروخت و چون از او علّت كار را پرسيدند گفت : چون وقف
مسجد است و فايده فروش آن صرف مسجد خواهد شد، حرام كه نيست هيچ خوردنش هم
«!!! مستحب است
. 2. محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكم ، ه ج 2، ص 951
. 3. رسائل شريف مرتض ، ى ج 2، ص 246
78 / قمه زني سنت يا بدعت؟
چه شده كه قاعدة نفي عسر و حرج و آساني دين و شريعت چنين ناديده
انگاشته م يشود؟ آيا موقع آن نيست كه اندكي تأمل كنيم و دين را از خرافات
1 و « إنّ الدين أوسع من ذلك » و اوهامي كه به آن افزوده ايم پاك سازيم، كه
.2« إنّ الدين ليس بمضيق »
هدف توجيه گر وسيله نيست
بر اساس مبانى دينى، هدف توجيه گر وسيله نيست و تنها با استفاده از
روش ها و ابزارهاى مجاز و مشروع است كه اقامه مجالس و مراسم عزادارى
عبادت شمرده مى شود و اين محافل را به اهداف والاى نهضت كربلا نزديك
مى كند. إنَّما يتَقبل اللهُ منَ الْمتَقِّين. 3 آن هنگام كه فرزندان آدم قربانى كردند
و قربانى يكى پذيرفته و از آنِ ديگرى مردود شد هابيل، در پاسخ قابيل كه او
همانا الله از تقواپيشگان و » : را به كشتن تهديد كرده بود، اعلام كرد
اين سخنى است كه در هم هجا، سارى و جارى است، «. پرهيزكاران مى پذيرد
از جمله در مراسم حسينى.
. 1. شيخ حر عاملي، وسائل الشيع ، ه ج 3، ص 491
. 2. همان، ج 1، ص 163
3. مائده/ 27
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 79
چگونه مى توان در رثاى سيدالشهداء و مصائب جا نسوز او، در ماتم نشست
ولى مراسم او را با انجام اعمالي كه بوي گناه مي دهد سرپا نگه داشت. مراسم
عزادارى چنانچه با كار خلاف شرع و آميخته با گناه و ارتكاب حرام باشد،
نمى توان براى آن چندان ارزشى قائل شد. 1 به قول حاج ميرزا حسين نورى(ره):
مستحب هرچند بسيار بزرگ باشد با حرام هر چند در نظر بسيار
محقّر باشد، نتواند معارضه كند و طاعت الهى را نتوان به وسيله امرى
كه سبب غضب و سخط اوست به جاى آورد و به آن نزد خداوند
تبارك و تعالى، متقرب شد بلكه مورد و محلّ تمام مستحبات آن فعلى
است كه به حب ذات جايز و مباح باشد. 2
سابقه حرمت قمه زني
بر خلاف آنچه تصور م يشود كه حرمت قمه زني در سال هاي اخير و بعد از
فتواي رهبري مطرح گرديده است، بايد گفت فقهاء و علماي بزرگي قبل از
مقام معظم رهبري و حتي قبل از انقلاب وجود داشته اند كه حكم بر حرمت
قمه زني نموده اند؛ كه از اين ميان مي توان از فقهاء بزرگي همچون:
1. مصطفي جعفرپيشه فرد، آسي بشناسى فرهنگ سياسى عاشور.ا
. 2. محدث نوري ، لؤلؤ و مرجا ، ن ص 176
80 / قمه زني سنت يا بدعت؟
- آيت الله العظمي سيد محمد حسن شيرازي مشهور به ميرزاي شي رازي ( 1230
1312 ق)
،1
آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي (مؤسس حوزة علمية
1355 ق) - قم)( 1267
،2
- زعيم بزرگ جهان تشيع آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني ( 1284
1365 ق)
،3
- دانشمند پرآوازة شيع ي آيت الله العظمي سيد محسن امين عاملي ( 1284
1318 ق)
،4
1. ابراهيم حيدري، تراجيديا كرب ، لا ص 449 و پيرامون قم هزني در عاشور،ا اداره فرهنگ و
. ارشاد اسلامي، ص 18 و مجله الموس ، م شماره 12 ، سال 1991 ، ص 216
2. منتخب الأحكا،م ص 108 ؛ علماء و رژيم شا،ه ص 136 به نقل از اطلاعات در يك ربع
. قر ، ن ص 28
. 3. دايرة المعارف تشي ، ع ج 2، ص 531 و سيد محسن امين، اعيان الشيع ، ه ج 10 ، ص 378
4. علامه عظيم الشان سيد محسن امين حسينى عاملى مقيم دمشق، صاحب آثار خيري ه و
علم واسع و يكى از مفاخر شيعه در قرن حاضر و آخرين مجتهد اماميه در شام و فقيه
اصولى، مجتهد متكلم مؤرخ اديب شاعر، جامع علوم بوده است . ايشان علاوه بر تربيت
شاگردان فرزانه حدود 100 جلد كتاب و رساله از خويش بر جاي گذاشته اند كه از آن جمله
مي توان از كتاب نفيس و گرانقدر اعيان الشيع هنام برد. اين دانشمند بزرگ همچنين يكي از
مشايخ حديث امام خميني بود هاند. امام در اول كتاب اربعي نخويش مي فرمايند : اخبرني
اجازة مكاتبة و مشافهة عدة من المشايخ العظام و الثقات الكرام منهم: السيد السند الفقيه
المتكلم الثقة العين الثبت العلامة السيد محسن الأمين العاملي. قبر مطهر ايشان در در زينبيه
دمشق مورد توجه شيعيان است.
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 81
فقيه نامدار آيت الله العظمي سيد محسن حكيم (متوفي 1348 ش)
،1
1400 ق) - علامه شيخ محمد جواد مغنيه ( 1322
،2
1342 ق) - فقيه مجاهد آيت الله العظمي شيخ عبدالكريم جزائري ( 1289
،3
1373 ق) 4 - آيت الله العظمي شيخ محمد حسين كاشف الغطاء( 1294
1352 ق) - آيت الله محمد باقر بيرجندي( 1276
،5
آيت الله سيد محمد مهدي قزويني (متوفي 1358 ق)
،6
. 1. شيخ محمود الغريفي، شعائر الحسينيه بين الوعي و الخراف ، ة چاپ منامه، ص 137
. 2. محمد جواد مغنيه، الشيعة في الميزا ، ن ص 14 و 98
3. آيت الله العظمي شيخ عبدالكريم جزايري از برجسته ترين فقهاي مجاهد شيعه ي عراق در
قرن چهاردهم است. وي رهبر ديني شيعيان عراق بود و سا لهاي دراز، خانه او محل آمد و
شد بزرگان كشور بود. مردم دشواري هاي خود را نزد او م يبردند و با نظرخواهي از وي، به
حل آنها مي پرداختند. آيت الله جزايري گذشته از مهارت در علوم ديني در شعر و ادب نيز از
سرآمدان روزگار خويش به شمار مي رفت. وي در عرصه سياست نيز از چهره اي درخشان
برخوردار بود و نقش بزرگي در استقلال ملت عراق از بيگانگان بر عهده داشت به گون ه اي
كه از او به عنوان كابوس حاكمان خودكامه ي عراق نام برده اند. ايشان در سال 1382 به ديار
باقي شتافت و در نجف اشرف به خاك سپرده شد.
4. شيخ محمد حسين كاشف الغطاء، الفردوس الاعل ، ي ص 21
. 5. آيت الله محمد باقر بيرجندي ، كبريت احم ، ر به كوشش علي رضا اباذري، ص 150
6. آثار وي كه شامل اظهارات انتقادي او درباره قمه زني است عبارتند از: كشف الحق لغفلة
لغفلة الخل ، ق دولة الشجرة المعلونة الشامية علي العلوي . ة
82 / قمه زني سنت يا بدعت؟
1386 ق) - آيت الله هبةالدين حسيني شهرستاني( 1301
1 ،
آيت الله شيخ جعفر بديري (متوفي 1369 ق)
،2
علامه شيخ محسن شراره (متوفي 1365 ق)
،3
آيت الله شيخ محمد خالصي(متوفي 1383 ق)،
عالم و زاهد معروف آيت الله شيخ علي قمي (متوفي 1371 ق)
،4
1359 ش) - آيت اللَّه شيخ غلامحسين تبريزى( 1260
،5
1. ايشان يكي از چهره هاي برجسته علمي، فرهنگي و سياسي معاصر عراق مي باشد كه
علاوه بر كسب درجه اجتهاد در علوم ديني توانست در حوز ه ي فرهنگ نيز با انتشار
مقاله ها، شعرها و گزار شهاي روشنگر در مجلات جهان عرب هدف بيداري و اتحاد
مسلمانان را دنبال كند. ايشان در راه استقلال عراق از دست بيگانگان و انگليس نيز
جانفشاني هاي بسياري نمود به صورتي كه چندين بار دستگير و حتي يك مرتبه نيز به اعدام
محكوم شد كه مورد عفو پادشاه عراق قرار گرفت. علاوه بر اين مدتي نيز مسئوليت وزارت
معارف عراق را نيز بر عهده داشت كه توانست خدمات بسياري را در اين مدت كوتاه انجام
دهد. از او بيش از 109 كتاب و رساله به يادگار مانده است كه نشاني از علم و سخت كوشي
اين دانشور بزرگ دارد.(انتقادات وي نسبت به قمه زني و دودلي علماء در محكوميتش در
درسال 1911 م در مجله العل مبه چاپ رسيد.) « علماؤنا و التجاهر بالحق » مقاله اي به عنوان
. 2. جعفرالخليلى، هكذا عرفته ، م ج 1، ص 209
. 3. همان، ج 3، ص 230
. 4. همان، ج 1، ص 209
. 5. گلشن ابرا ، ر ج 5، ص 395
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 83
، امام خميني 1
آيت الله شهيد مطهري 2
و آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر 3 نام برد.
با « التنزيه لاعمال الشيب ه » مرحوم سيد محسن امين در كتاب خويش به نام
استدلال و برهان ثابت مي كند قمه زني و برخي ديگر از خرافات رايج در
نه تنها ثوابي ندارد بلكه از نظر شرع مقدس حرام و  عزاداري امام حسين
از كار هاي شيطان است . 4 در پي انتشار اين اثر ، كه با هدف پاك سازي
. 1. استفتائا ، ت ج 3، سؤالات متفرقه، س 37
. ص 154 ، 2. شهيد مطهري، جاذبه و دافعه علي
. 3. ابراهيم حيدري، تراجيديا كرب ، لا ص 459
4. سيد محسن امين در كتاب التنزي همي نويسد: و لما كان إبليس و أعوانه إنما يضلون الناس
من قبل الأمر الذي يروج عندهم، كانوا كثيرا ما يضلون أهل الدين عن طريق الدين، بل هذا
أضر طرق الإضلال، و قلما تكون عبادة من العبادات أو سنة من السنن لم يدخل فيها إبليس
و أعوانه ما يفسدها. فمن ذلك إقامة شعائر الحزن على سيد الشهداء أبي عبد الله الحسين بن
إلى اليوم، ولما  علي، عليهما السلام، التي استمرت عليها طريقة الشيعة من عصر الحسين
رأى إبليس و أعوانه ما فيها من المنافع و الفوائد و أنه لا يمكنهم إبطالها بجميع ما عندهم من
الحيل و المكائد، توسلوا إلى إغواء الناس بحملهم على أن يدخلوا فيها البدع و المنكرات و ما
يشينها عند الأغيار، قصدا لإفساد منافعها و إبطال ثوابها، فأدخلوا فيها أمورا أجمع المسل مون
على تحريم أكثرها، وأنها من المنكرات، و أنها من الكبائر التي هدد الله فاعلها و ذمه في كتابه
العزيز... و منها إيذاء النفس و إدخال الضرر عليها بضرب الرؤوس و جرحها بالمدي والسيوف
84 / قمه زني سنت يا بدعت؟
گردهمايي هاي مذهبي از بدعت ها و گمراهي ها انجام شد، مردم ناآگاه چنان
1 را به « انقلاب عوام » در برابرش موضع گرفتند، كه برخي از دوستانش خطر
وي گوشزد كردند. ايشان در اين باره مي گويد:
در برابر اين رساله برخي از مردم برخاسته، هياهو برپا ساختن د و
ناآگاهان را به هيجان آوردند... آنها در ميان بخش گست رده ناآگاه
جامعه چنين پخش كردند كه فلاني (سيد محسن امين ) برپا داشتن
حتى يسيل دمها، وكثيرا ما يؤدي ذلك إلى الإغماء بنزف الدم الكثير و إلى المرض أو الموت
و تأخر برء الجرح، وبضرب الظهور بسلاسل الحديد وغير ذلك، وتحريم ذلك ثابت بالعقل
والنقل، و ما هو معلوم من سهولة الشريعة و سماحتها الذي تمدح به رسول الله، صلي الله عليه
وآله، بقوله: جئتكم بالشريعة السهلة السمحاء، ومن رفع الحرج والمشقة في الدين، بقوله تعالى:
( ما جعل عليكم في الدين من حرج. ( رسالةالتنزي ؛ ه ص 13
1. مرحوم ملك الشعراء بهار در قسمتي از اشعارش، عوام و تفكر عوامانه را مورد سرزنش
قرار داده و مي گويد:
از عوام است هر آن بد كه رود بر اسلام داد از دست عوام
كار اسلام ز غوغاي عوام است تمام داد از دست عوام....
غم دل با كه بگويم كه دلم خون نكند غمم افزون نكند
سر فرو برد به چاه و غم دل گفت امام داد از دست عوام....
چه توان كرد، علي گفت كه الناس ينام داد از دست عوام...
نه بر اين قوم نمايد نفس عيسي كار نه مقالات بهار....
پيش جهال ز دانش مسراييد سخن پند گيريد ز من
كه حرام است حرام است حرام داد از دست عوام
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 85
را حرام كرده و علاوه بر اين مرا به خروج از  عزاي امام حسين
دين متهم ساختند. 1
تبليغات فراگير دربارة دانشمند مصلح دمشق چنان مؤثر افتاد 2 كه حتي
گروهي از گويندگان مذهبي در مسجدها به بيان گمراهي هايش پرداختند و
برخي از مردم با گرو نهادن خانة خود و به دست آوردن ا ندكي پول ، در
جهاد نامقدس ضد سيد محسن شركت جستند. 3
ولي از آنجا كه حق با سيد بود، بالاخره پيروز و سربلند شد. تا آنجا كه پس
از اندك زماني، آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني(كه در آن زمان مقام
رياست تامه و مرجعيت عامه را داشتند) 4 به طرفداري از امين عاملي وكتاب
بيداري بخش او فتوا صادر كرد و با صراحت گفت:
. 1. آيت الله سيد محسن امين، اعيان الشيع ، ه ج 10 ، ص 363
2. مي توان گفت همزمان شدن اين اصلاحات با قدرت يافتن وهابيون در حجاز و پاسخ
مثبت به اين جريانات در مراكز تسنن در عراق و از طرف ديگر اقدامات رضا شاه در ايران
عليه عزاداري موجب شده بود تا با هرگونه اصلاحات كه كمابيش با انتقادات سنيان به رفتار
شيعه مشابه باشد برخورد شود.
. 3. گلشن ابرا ، ر ج 2، ص 612
4. مقام مرجعيت و زعامت ديني شيعيان، بعد از درگذشت آيت الله ناييني در س ال 1355 ق
در وجود آيت الله اصفهاني متمركز و منحصر گرديد. مرحوم آيت الله اصفهاني، اعلي الله مقامه،
86 / قمه زني سنت يا بدعت؟
إنَّ استعمالَ السيوف و السلاسل و الطُبول و الأبواق و ما ي جري
اليوم أمثالُه في مواكبِ العزاء بيوم عاشورا إنَّما هو م حرم و هو
؛ غير شرعي 1
بكاربردن شمشيرها(= قمه زني) و زنجيرها و طبل ها و بوق ها و
كارهايى مانند اين امور كه امروزه در دسته هاى عزادارى و در روز
عاشورا معمول است همه حرام و غيرشرعى است.
يكي از شموس درخشان فضل و تقوي و يكي از بزرگان علماء و دانشمند اسلامي در قرون
اخير و يكي از مفاخر ملّي ايران بود. در مدت 27 سال كه رياست روحاني عالم تشيع و
مرجعيت تقليد شيعيان با ايشان بود؛ حوزه روحانيت اسلام را در نجف اشرف و كربلاي معلا
و سامرا و كاظمين بخوبي اداره مي فرمودند و تمام ساعات و دقايق عمر گرانبهاي آن
بزرگوار صرف بحث و تدريس و پرورش روحانيون و ترويج اسلام و مكارم اخلاق و حل و
عقد امور شيعيان بود. در درس اختصاصي مرحوم آيت الله بالغ بر هزار نفر كه اغلب به رتبه
اجتهاد رسيده بودند تلمذ مي كردند و از خرمن دانش و معارف اسلامي آن بزرگوار استفاده
مي نمودند.
1. سيد محسن امين، اعيان الشيع ، ه ج 10 ، ص 378 ؛ استاد حسن شبر، تاريخ العراق السياسي
المعاص، ر ج 2، ص 340 ؛ دايرة المعارف تشي ، ع ج 2، ص 531 ؛ و جعفرالخليلي، هكذاعرفته ، م
ج 3، ص 207 ؛ سخنان سيد ابوالحسن اصفهاني بر ضد قمه زني در يك رساله فارسي به نام
انيس المقلدين در نجف در سال 1345 ق/ 1926 م چاپ شده است . (آقا بزرگ تهراني،
( الذريع ، ه ج 2، ص 466 و هكذا عرفته ، م ج 3، ص 229
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 87
اين فتوا نيز موجب اختلافات و سر و صداي شديدي شد و برخي از وعاظ در
سخنراني هاي خود آيت الله اصفهاني را به سختي مورد انتقاد و حتي اهانت
قرار دادند. ولي وي هرگز حاضر نشد از فتوا و عقيدة خود د ست بردارد و
خوشايند جاهلان و ب يخردان سخن بگويد. 1
در بصره نيز آيت الله سيد مهدي قزويني به حمايت از علامه سيد محسن امين
برخاسته و در آثار خويش به انتقاد از قمه زني پرداخت. 2 وي بر اين اعتقاد بود
كه استفاده از آهن، يعني زنجير و قمه در مراسم عزاداري حدود يك قرن قبل
و توسط مردماني كه تسلط زيادي به قوانين شريعت نداشتند پديد آمده است. 3
سيد حسن امين فرزند علامه سيد محسن امين گزار ش جالب ي از اين
وقايع م يدهد:
اين كتاب(كتاب التنزيه) سر و صداها را بيشتر نمود و جو مخالفت با
ايشان را تشديد كرد تا آنجايى كه در مراسم عاشورا در شهر بصره زن
فاحشه اي را به عنوان بازيگر نقش سيد محسن امين در خيابان هاى شهر
. 1. گلشن ابرا ، ر ج 2، ص 589
كشف » 2. وي درسال 1345 ه ق. 1926 م يعني يك سال قبل از انتشار رساله التنزيه كتاب
را منتشر نمود و در آن به انتقاد از قمه زني پرداخت. مدتي بعد او انتقادش « الحق لغفلة الخلق
كه بر ضد يك عر ب « دولة الشجر ة الملعونة الشاميه علي العلوي ه » را در كتابي به نام
ملي گراي سني بود تكرار كرد.
. 3. دولة الشجر ة الملعون ، ة ص 136
88 / قمه زني سنت يا بدعت؟
به گردش درآوردند. 1 مخالفين ايشان استدلال مى كردند كه شمشيرزنى و
قمه زنى با اين كه اذيت نفس است ليكن مانعى ندارد، زيرا حضرت
نيز اين اذيت را تحمل نمود. 2 ايشان پاسخ دادند كه اگر اي ن  عباس
معصوم نبوده و فعل ايشان براى  خبر صحيح باشد اولاً حضرت عباس
ديگران حجت نمى باشد و ثانياً اين بزرگوار در راه اسلام و امام حسين
آن شكنجه و اذيت را تحمل نموده نه در راه باطل . اين پاسخ آ ن ه م
كه ع وام الناس آن بزرگوار را در رتب ة  دربارة حضرت اباالفضل
امامان معصوم قرار م ىدهند طوفانى از مخالفت در عراق و ايران و حتى
هند بر پا ساخت اما او هم چون كوه مقاومت و استوارى به خرج داد و
البته در اين راه بزرگانى چون سيد ابوالحسن اصفهانى و شيخ عبدالكريم
جزائرى و ديگران و جالب اين كه گروهى از زهاد و عباد معروف نيز
از او حمايت كردند، از آن جمله مرحوم شيخ على قمى 3 معروف به
1. آنها براي تحقير نام سيد محسن، مرداني را كه به عزاداران آب مي فروختند، تحريك
كردند تا به جاي (لعنت خدا بر حرمله) بگويند: (لعنت خدا بر امين)
براي آوردن آب به نهر علقمه رفتند  2. منظور آنها هنگامي مي باشد كه حضرت عباس
و مشك را آب نمودند ولي خود از آن آب استفاده ننمودند. در حالي كه مي دانيم چنين
خبري در تواريخ و منابع معتبر ذكر نشده است .(نگاه شود : علامه ميرزا ابوالحسن
( شعراني(ره)، ترجمه نفس المهمو،م ص 288
3. شيخ علي بن شيخ محمد ابراهيم قمي نجفي در سال 1273 ق در تهران به دنيا آمد . او
پس تعليم علوم پايه و مقدماتي در سال 1300 ق رهسپار نجف شد و در دروس اصول و فقه
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 89
زاهد و شيخ جعفر بديرى. 1 اين فتوى نجف را به دو گروه تقسيم كرد
گروهى موسوم به امويين كه همان طرفداران مرحوم امين و گروهى به
نام علويين كه همان مخالفين او بودند. 2 پس از يك سال از شروع سر و
صداها مرحوم امين قصد سفر به عراق را نمود و با آ ن كه بسيارى از
علماي بزرگي همچون ميرزا حبيب الله رشتي، شيخ عبدالله مازندراني و شيخ محمد كاظم
خراساني حاضر شد. او حديث را در نزد شيخ ميرزا حسين نوري فرا گرفت و در اخلاق
يكي از شاگردان عارف بزرگ مولي حسين قلي همداني و بعد از او از اصحاب و خواص
مرحوم سيد مرتضي كشميري بود. او در زمان حيات ضر بالمثل تقوا و زهد در ميان علماء
عصر خويش بود به گونه اي كه همه ي اهل دين و علم از عرب و عجم بر اين نكته اتفاق
داشتند كه او پرهيزگارترين و باتقواترين علماء زمان خود است. ايشان در سال 1371 ق در
نجف به ديار باقي شتافت و در همانجا به خاك سپرده شد.( سيد حسن امين، مستدركات
( اعيان الشيع ، ه ج 3، ص 152
1. ايشان يكي از علماء و زهاد معروف نجف بود كه قنائت و ساده زيستي او در نزد عام و
خاص مشهور بود.
2. طرفداران قمه زني با اموي ناميدن دشمنان توانستند جمع فراواني از شيعيان عراق را قانع
كنند كه انتقاد سيد محسن به برخي آداب محرم برابر يا. تلميحاً در حد. زنده كردن امويان
است؛ مخالفان همچنين يك سخنران محبوب را كه به خاطر توانايي بيانش شهره بود، جذب
خود كردند تا مردم را عليه سيد محسن و طرفدارانش در نجف برانگيزانند. در نتيجه، تعداد
قمه زنان كه در سال 1307 ش شركت كردند از هميشه بيشتر بود؛ و اين در حالي بود كه
(اموييان) از ترس كشته شدن؛ مجبور به پنهان شدن و حتي خروج موقتي از شهر
( شدند.( هكذا عرفته ، م ج 1، ص 212
90 / قمه زني سنت يا بدعت؟
دوستانش او را از سفر به نجف منع نمودند ليكن وى به نجف آمد
1 مى گويد: نجف به استقبال « هكذا عرفتهم » جعفرالخليلى در كتاب خود
او بيرون از شهر رفت. همچنين سيد ابوالحسن اصفهانى در مقدم
پيشوازكنندگان بود. خليلى اضافه مى كند كه من اشخاصى را ديدم و نام
آنها را ذكر مى كند كه بر روى دست و پاى ايشان افتاده و از او طلب
عفو و بخشش مى كنند و سيد مى گفت: من از همه شما گذشتم بجز آن
افرادى از شما كه غافلين را تحريك نمودند. از اين رو افرادى همچون
على الوردى وى را در عداد مصلحين بزرگى همچون شيخ محمد عبده
مى دانند، 2 ليكن ديگران به اين تعبير اعتراض كرده م ىگويند: شيخ عبده
1. جعفر الخليلي در سال 1322 ق در نجف به دنيا آمد. جعفر الخليلي برخاسته از خانواده اي
بود كه به جهت تعليمات مذهبيشان مشهور بودند؛ پدر بزرگ وي، ملا علي خليلي، در نجف
مرجع تقليد بود. عموي پدرش، ميرزا حسين الخليلي نيز چنين مقامي داشت . او در زمان
حيات اقدام به تأسيس چندين روزنامه نمود كه بعضي از آنها توسط حكام وقت بسته شد .
علاوه بر اين وي داراي تأليفات بسياري در عرصه تاريخ و فرهنگ مردم عراق مي باشد كه
اشاره نمود . او در « هكذا عرفته م » و « موسوعة العتاب المقدسه » از ميان آنها م يتوان به
سال 1405 ق در دوبي فوت نمود و در همانجا به خاك سپرده شد . نوشته هاي او درباره
شخصيت هاي معاصر عراق، اطلاعات غني و با ارزشي را درباره ي مجادلات مربوط به آداب
محرم در اختيار ما قرار مي دهد، چرا كه خود وي يكي از معدود پيروان متعصب سيد محسن
امين در نجف بوده است.
يعجبني من المصلحين في هذا العصر رجلان : الشيخ محمد » : 2. وي در اين باره مي نويسد
عبده في مصر، والسيد محسن الأمين في الشام... وإنّي لا أزال أذكر تلك الضجة التي اُثيرت
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 91
تنها به اصلاح الأزهر پرداخت و از تعارض با عقيده باطل عوام پرهيز
نمود، در حالى كه سيد عقايد باطل عوام را مستقيماً تخطئه نمود و در اين
راه مشكلاتى را تحمل نمود. 1
عزادار يهاي » كتاب التنزيه2 را نخستين بار جلال آل احمد با عنوان
ترجمه كرد كه اولين اثر قلمي جلال آل احمد خوانده مي شود . او « نامشروع
مي نويسد: « مثلاً شرح احوالات » در
كه سال 22 چاپ « عزادار يهاي نامشروع » جزوه اي از عربي به اسم
شد و يكي دو قران فروختيم و دو روزه تمام شد. نگو كه باز اري هاي
مذهبي هم هاش را چكي خريده اند و سوزانده. اين را بعدها فهميدم. 3
حول الدعوة الإصلاحية التي قام بها السيد محسن قبل ربع قرن . ولكنّه صمد لها وقاومها
باسلا، فلم يلين ولم يتردد. وقد مات السيد أخيراً، ولكن ذكراه لم تمت ولن تموت، وستبقى
دهراً طويلا حتّى تهدم هاتيك السخافات التي شوهت الدين وجعلت منه اضحوكة
(. علي الوردي، مهزلة العقل البشر ، ي ص 299 و أعيان الشيع ، ة ج 10 ، ص 382 ) .« الضاحكين
. 1. مجله حوز،ه شماره 27
2. خوشبختانه به تازگي رساله التنزي هبه ضميمه چندين مقاله مربوط به آن توسط محمد
توسط انتشارات دارالجديد « الثورة التنزي ه » قاسم حسيني نجفي گردآوري شده و با نامِ
بيروت، منتشر گرديده است.
3. محمد صحتي سردرودي، تحريف شناسي عاشورا و تاريخ امام حسي ، ن ص 213 ؛ كتاب
عزاداري هاي نامشروع در سال 1371 شمسي به كوشش سيد قاسم ياحسيني در بوشهر، نشر
92 / قمه زني سنت يا بدعت؟
شيخ محمد گنجى نيز در سال 1347 ق فتاوى علماي موافق با رسالة التنزي ه
گردآوردي نمود و به جواب « كشف التمويه عن رسالة التنزيه » را در كتاب
از اشكالات وارده بر رساله التنزي هپرداخت. 1
از سوئي ديگر نيز اين اصلاحات در شهر مقدس قم توسط مؤسس و
بنيانگذار حوزة علميه آن مرحو م شيخ عبدالكريم حائري يزدي صورت
مي گرفت. مرحوم حاج شيخ عبدالكريم،كه فقيهي روشن بين بود اين روش
تعزيه و عزادارى را با پيام عاشورا ناسازگار م ى ديد؛ از اين روى، در صدد
برآمد تا از رواج اين رويه هاى نادرست و كارهاى خرافى به اسم دين و امام
شروه، تجديد چاپ و منتشرشد. اما مثل اينكه اين بار نيز به همان بلاي پيشين گرفتار آمد و
كتاب بلافاصله پس از انتشار ناپديد و ناياب شد.
1. اين كتاب در المطبعة العلويه نجف به سال 1347 ق چاپ گرديد . (آقا بزرگ تهراني،
الذريع ، ة ج 18 ، ص 24 و أعيان الشيع ، ة ج 10 ، ص 382 )؛ همچنين در الذريعة از كتاب
ديگري با عنوان دفع التمويه عن رسالة التنزيه في اعمال الشيب هاز علي جمال ياد و
درباره ي آن گفته شده كه در تأييد رساله ي التنزي ه است .( الذريع ة، ج 8، ص 228 )؛ خود
علامه امين تنها به يكى از آن رد كنندگان- كه از اعاظم بود- در جزوه اى مختصر جواب
داده و گله كرده، زيرا آن شخص درباره ي علامه امين و علامه سيد محمد مهدى قزوينى
كل عين بكت على » بصرى كه هم عقيده با مرحوم امين بوده اين عبارت را نوشته
كه بصرى و شامى را به اين دو بزرگوار تفسير و « الا عين البصري والشامي  الحسين
تطبيق نموده!!
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 93
جلوگيرى كند. از اين روى، در فتوايى، با تيغ زنى به مخالفت  حسين
برخاست. 1
حاج شيخ در گامى ديگر، پاره اى از مجلس هاى تعزيه و شب يه خوانى را
تبديل به مجالس روض هخوانى كرد. 2 اقتدار حاج شيخ، سبب شد كه در محافل
تعزيه قم از رواج كارهاى ناروا جلوگيرى شود و مجلس گردانان و صاحبان
مجالس، به احترام حاج شيخ، به گرد برگذارى تعزيه ها ى ناروا نگردند و
عزاداران را از چنين كارهايى بازدارند. ولى پس از حاج شيخ، دوباره
برگذارى تعزيه هاى نامناسب و ناسازگار با باورهاى اسلامى و شيعى از سر
گرفته شد.
همچنان كه مرجع بزرگ جهان تشيع آيت الله العظمي بروجردي نيز كوشش
بسياري در جهت اصلاح مجالس عزاداري از اين گونه انحرافات نمودند ولي
متأسفانه با مخالفت شديد بعضي از گردانندگان دستجات روبر و شدند به
صورتي كه بعضي از آنها مي گفتند: ما داوزده ماه سال را در تمام امور به
حضرت آيت الله مراجعه نموده و از ايشان تقليد مي كنيم، ولي دهة عاشورا از
1. منتخب الأحكا،م ص 108 و علماء و رژيم شا،ه ص 136 به نقل از اطلاعات در يك ربع
قر ، ن ص 28
. 2. امام خمينى، كشف الاسرا ، ر ص 173
94 / قمه زني سنت يا بدعت؟
معظم له تقليد نخواهيم نمود بلكه از آ نچه كه خودمان تشخيص مي دهيم،
پيروي خواهيم كرد!
حاج سراج انصارى 1، در ديدار خود از قم، عاشوراى 1330 ش، صحنه ها ى
قفل بستن و تي غزنى و… را در اين پايگاه مذهب و دانش، موجب سرافكندگى
بزرگان دين و شماتت مخالفان شمرده و از مردم خواسته است كه از اي نگونه
كارها دست بردارند:
من در دهة عاشورا در قم ناظر جرياني بودم كه هيچ گاه با حيثيت و
معنويات قم متناسب نبود؛ زيرا كساني كه از خارج وارد اين شهر مقدس
مي شوند، انتظار دارند كه از رفتار و كردار ساكنين آن و جريانات
مذهبي آن و مخصوصاً از كيفيت عزاداري آن سرمشق بگيرند؛ ولي وقتي
مي بينند اهالي محترم قم موكب هاي عزا را بر خلاف اصول متعارف به
راه انداخته اند، با نظر تحقير به موقعيت قم نگاه نموده و سخت عصباني
مي شوند و مي گويند: درست است كه پيشوايان دين مقدس اسلام براي
1. مرحوم حاج مهدي سراج انصاري(م هشتم شهريور 1341 )يكي از روحانيون فرهيخته و
فرهنگ دوست و آزادانديش آذربايجاني است كه در تبريز و عراق تحصيل كرده و از
روزهاي پس از شهريور 1320 تا شهريور 1341 كه در گذشت، سخت مشغول كارهاي
مذهبي. فرهنگي و نيز سياسي بود. وي مؤسس اتحاديه مسلمين ايران و از خط دهندگان
اصلي مطبوعات ديني طي دو دهه ي بيست و سي است كه در بيشتر آنها مقاله مي نوشت. وي
كتاب هايي نيز در رد كسروي و ماترياليسم نگاشته و با نثر شيوا و زيباي خود خدمات
گرانبهايي به ترويج فرهنگ مذهبي در اين دوره كرده است.
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 95
اقامة عزا اصول و مواردي تعيين نفرموده اند و فقط استحسان عزاداري و
گريه كردن و گرياندن و نوحه سرايي نمودن را ضمن اطلاقات بيان
فرموده اند ولي اجازه نداده اند كه هركس هرچه دلش خواست به عنوان
عزاداري مرتكب شود. اگر اين طور باشد، بايد به اساس دين و مذهب و
تعليمات قرآن براي هميشه فاتحه خواند، زيرا اسلام از طلوعش با فساد
و كارهاي زشت و ناروا مبارزه كرده است . چگونه ممكن است به
پيروان خود ارتكاب اعمال ناشايسته را اجازه دهد؟ بنابر اين روح اسلام
از كارهاي زشت و نادرست بي زار است.
عزاداري و گريه كردن و گريانيدن و نوحه سرايي در مصيبت سالار
شهيدان حضرت اباعبدالله- روحي فداه - بسيار خوب و لازم و مستحسن
است؛ اما اعمالي كه هيچ ربطي به عزاداري و گرياندن ندارد بلكه صرفاً
وحشي گري و ديوانگي و براي بازي كردن و تفنّن و تشريفات باشد، نه
تنها مستحسن نيست، بلكه قبيح و مستهجن است؛... امسال در قم نظير اين
اعمال ديده مي شد و خيلي هم زننده و خنك و زشت بود. اميدوارم كه
سال آينده اهالي غيرتمند قم ا ز اي ن گونه اعما ل جلوگيري نمايند و
نگذارند حيثيت يك مركز مهم علمي با اين گونه اعمال ناشايسته آلوده
گردد و زبان بدگوئي دشمنان باز شود. امروز اوضاع جهان جوري نيست
كه هر كاري در هر نقطه اي از نقاط دنيا مستور و مخفي بماند، بلكه هر
كاري در هر جا مشاهده شود فوراً به تمام نقاط دنيا پخش مي گردد. مثلاً
اگر از همين موكب هاي عزا فيلم برداري شود، فيلم برداران مي توانند
96 / قمه زني سنت يا بدعت؟
فوري عين جريانات را از نظر اهل دنيا بگذرانند. 1 بنابر اين چقدر ماية
سرافكندگي و شرمساري است كه اگر فيلم آن موكب ها در ميان ساير
ملل دنيا نمايش داده شود؟ آيا برابر يك چن ين تبليغات مؤثر چگونه
مي توانيم عظمت اسلام و اهميت مركز علمي قم را براي جهانيان تبليغ
كنيم؟ 2
آيت الله محمد يزدي نيز دركتاب خاطراتشان خاطرة جالبي را از آن روزها
نقل مي كنند كه نقل آن در اينجا خالي از وجه نم يباشد:
يك بار در اصفهان در خصوص قمه زدن ، استفتايي طرح شد تا از طري ق
بنده به قم برده و جواب آن از حضرات آيات بروجردي ، خوانساري ،
صدر و حج ت گرفته شود. من هم غافل از اين كه استفتا ء مزبور داراي
بعد سياسي است ، در كما ل سادگي ، آ ن را ب ه نزد علما برد م و جواب
خواستم . قرار بر اين شد كه آقايان بعداً پاس خ دهند. من قضيه را پي گيري
كردم و جواب ها را يك به يك دريافت نمودم ؛ ك ه البته بعضي از آنها
سربالا بود.
در اي ن ميان مرحوم آيت الله بروجرد ي از پاسخ گويي خودداري كردند
و بنده در سؤال ، اصرار ورزيدم و حتي يك بار پي شكار ايشان ، حاج
1. اين گزارش مربوط به سال 1333 شمسي است كه هنوز تلويزيون و اينترنت و ماهواره
و… وجود نداشته است!
2. رسول جعفريان، بر گهايي از تاريخ حوزه علميه ق ، م ص 69.70
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 97
احمد به من پرخاش كرد و گفت : آقا به اين گونه استفتائات پاسخ
نمي دهند. چرا شما متوج ه نيستيد و هر روز مراجعه مي كنيد؟
من هم با لح ن نسبتاً تندي گفتم : چرا اي ن را از اول نگفتيد؟ من
نمي دانستم كه پاي مسائل سياسي در بين است . بعدها بيشتر واقف شدم
كه پاسخگويي به سؤالاتي از اين دست بسيار حسا س است و بايد اطراف
قضيه به دقت ملاحظه شود تا تبعا ت منفي به بار نيايد.
براي مثال اگر در خصوص تعزيه و شبيه خواني ، علماي اعلام ، حكم به
عدم جواز نمايند، بسا كه از سوي مردم عوام متهم به مخالفت با امام
شوند.  حسين
بنده در ايام اقامت در ق م به ياد دارم كه همه ساله در ايام عاشورا،
دسته اي در قم به حركت در مي آمد كه به شكل تجسمي حادثه كربلا را
از اسارت تا انتها به نمايش در مي آوردند . در اي ن نمايش خياباني كه
مركب از قافله اسرا به همراه اسب و شتر و ديگر عناصر نمايش بود،
صحنه هاي بديع و تماشايي خلق مي شد و طبل ها و دهل ها با برپا كردن
سر و صدا ي بسيار، در شهر ولوله مي افكندند. بنده هم كه در مدرسه
فيضيه حجره داشتم براي تماشا بيرون مي رفتم و انصافاً ه م صحنه ها
تماشايي بود. دستجات و گروه ها مسير خيابا نها را طي مي كردند و وارد
صحن مطهر مي شدند و سپس بيرون مي رفتند. به قدري اين برنامه ابهت
داشت كه حتي افراد از شهرستان ها براي تماشا به قم مي آمدند.
98 / قمه زني سنت يا بدعت؟
يك سال مرحوم آيت الله بروجردي در روز تاسوعا سردسته هاي قم را
دعوت كردند تا ب ه آنها رهنمود دهند. بنده سردسته هاي قم را مي شناختم
و به عنوان مثال مي دانستم كه دسته چهارمردان يا دسته باغ پنبه از چه
كسي فرمان مي برند. به هر حال سردسته ها در منزل آقاي بروجردي
اجتماع مي كنند. اين قضيه را مرحوم آقاي سيف زاده كه خودش در آن
جمع بود، براي من نقل مي كرد و از ديگران هم بارها شنيده ام كه مرحوم
آقاي بروجردي در آن جمع شروع به سخن كردند و فرمودند: شيوه شما
صحيح نيست . اين كه مردان لباس زنان را  در عزاداري سيدالشهدا
بپوشند و به شكل اسرا در آيند و شبيه خواني كنند، يا طبل و دهل ها به
نيست و به يك معنا معصي ت  كار بيفتد، مورد رضاي ت سيدالشهدا
است . عزاداري در حد معمول و معقول همچون سينه زني و زنجيرزني
نيست .  بلااشكال است ، اما فراتر از آن ، مناسب شؤون امام حسين
جلسه مزبور به درازا كشيد و بعد از آن سردسته ها از اتاق آقاي
بروجردي بيرون آمدند و در قسمت هشتي خانه ، فرد ي كه در ميان
سردسته ها از همه بزرگ تر بود خطا ب به ساير سردسته ها گفت :
دوستان ما در تما م طول سال از آقاي بروجردي تقليد مي كنيم ؛ اما در دهه
را نمي توان رها  محرم ديگر مقلد ايشا ن نيستيم چون امام حسين
كرد! بنابر اين ما برنامه ها و سن تهايمان را تعطي ل نمي كنيم . در ميان آن
جمع تنها ي ك نفر حاضر مي شود كه در دهة محرم مقلّد آقاي بروجردي
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 99
باشد و فرداي آن روز دسته اش را در كمال سادگي بيرون مي آورد. 1 اين
ماجرا نشان مي دهد كه وقتي يك رسم و عادت با خون و گوشت فرد يا
جامعه عجين شد ديگر مشكل بتوان آن را حتي به مدد حك م شرعي و
فتواي مرجع تقليد تغيير داد. 2
1. در سي دي كه اخيرا توسط عده اي از طرفداران قمه زني ساخته شده است و نمونه اي از
تحريفات موجود در آن بيان شد اين قضيه معروف تاريخي كه شهيد مطهري نيز آن را در
كتاب حماسه حسيني نقل نموده كاملا تحريف شده بود و از زبان آيت الله بروجردي چنين
شما همه سال از من تقليد مي كنيد روز عاشورا را از من تقليد نكنيد و هر » : بيان شده بود
در اين سي دي، همچنين از سخنان آيت الله جوادي آملي، كه «! كار مي خواهيد انجام دهيد
مواضع صريحي در زمينه عزاداري صحيح اهل بيت دارد، سوء استفاده و تلاش شده بود از
سخنان عرفاني ايشان درباره ي عقل و عشق به عنوان مجوزي براي قمه زني استفاده شود! در
پايان اين سي دي هم فتواي چند سال قبل رهبر انقلاب، مبني بر حرمت قمه زني علني آورده
شده است. علاوه بر اين در آن سي دي به بيان خواب ها و داستان هاي بدون مدرك و
غيرمعتبر پرداخته شده بود كه بحث درباره آنها مجالي ديگر را مي طلبد. گفتني است، در چند
سال اخير، هم زمان با گسترش نفوذ و قدرت شيعيان در بخش هاي مختلف جهان، اقدامات
مشكوكي براي تخريب وجهه ي شيعيان انجام شده است؛ كه از جمله اين اقدامات، پوشش
گسترده فعاليت هايي چون قم هزني توسط رسانه هاي خارجي بوده است . هم زمان برخي
گروه هاي داخل ايران هم تلاش مي كنند، به رغم كاهش قمه زني در ايران پس از فتواي رهبر
انقلاب، به ترويج اين اقدام بپردازند.
138 - 2. خاطرات آيت الله محمد يزد ؛ ي مركز اسناد انقلاب اسلامي، ص 137
100 / قمه زني سنت يا بدعت؟
عارف كامل آيت الله شيخ علي
قمي(معروف به شيخ علي زاهد)
آيت الله العظمي سيد آيت الله العظمي بروجردي
ابوالحسن اصفهاني
آيت الله العظمي شيخ
عبدالكريم حائري يزدي
آيت الله العظمي شيخ محمد
خالصي
آيت الله سيد هبت
الدين شهرستاني
آيت الله العظمي سيد
محسن امين
آيت الله العظمي شيخ
عبدالكريم جزائري
آيت الله العظمي شيخ محمد
حسين كاشف الغطاء
تصاوير تعدادي از مصلحيني كه فتوي به حرمت قمه زني داده اند:
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 101
پاسخ به بعضي شبهات در مورد حرمت قم هزني
1. تعيين موضوع شأن فقيه نيست
يكي از شبهاتي كه مدعيان قمه زني در باب حرمت قمه زني وارد مي كنند اين
است كه تعيين موضوع شأن فقيه نمي باشد و آنچه بر عهدة مجتهد است بيان
حكم است و موضوع را بايد خود مكلّف تشخيص بدهد. و ما در اين مورد
تشخيص م يدهيم كه قمه زني موجب وهن مذهب نم يباشد.
در جواب بايد گفت:
موضوعات فقهي به دو دسته تقسيم مي گردند:
يك دسته از آنها احتياج به اجتهاد ند ارد و تشخيص آن از شئون فقيه
نمي باشد مانند تشخيص اي نكه مايع خاصي آب است يا شراب . ولي دسته
ديگري از اين موضوعات وجود دارند كه احتياج به اجتهاد داشته و مكلَّف به
تنهايي قادر به تشخيص آنها نمي باشد، مانند تشخيص معناي ص عيد. تشخيص
وهن نسبت به مذهب نيز در بسيارى از موضوعات، پيچيده است. دربارة اين
كه انجام دادن كاري الآن وهن مذهب است يا نه، هركسي شايستگى تشخيص
ندارد. كسى مى تواند اين موضوع را تشخيص دهد و كارشناسى كند كه با
مسايل زمان و مكان آشنا باشد و فكر باز و اطلاعات خوبى در اين زمينه
102 / قمه زني سنت يا بدعت؟
داشته باشد و واقعاً بداند كه اين فيلم ها و تصاويرى كه در اختيار دشمن قرار
گرفته است چه اثرات منفي خواهد گذاشت . موضوع شناسى ، كارشناسى و
تخصص مى خواهد و هركسى قابليت تشخيص موضوع را ندارد. كسى م ىتواند
موضوع شناسي كند كه از آمار و ارقام آگاهى داشته باشد و ترفندهاى دشمن
و سياس تهاى نامرئى و مرموز دشمن را تشخيص دهد.
و از طرفي ديگر تشخيص موضوعات عامه كه سود و زيان آ ن به تمام
جامعة اسلامي مي رسد، از شئون حاكم حكومت اسلامي مي باشد و هر
شخصي نمي تواند خودسرانه تشخيص دهد كه كار ي موجب وهن مذهب
نيست و آن را انجام دهد، زيرا اگر آن عمل موجب وهن مذهب باشد، ضرر
آن به خود شخص ختم نمي شود بلكه بر پيكر اسلام و جامعه اسلامي آسيب
وارد خواهد شد.
پس تشيخص آن موضوعاتي بر عهده مكلّف است كه؛ اولاً در تشخيص آن
احتياج به اجتهاد نباشد و ثانياً آن موضوع از موضوعات شخصي ه بوده و از
موضوعات عامه نباشد. 1
درباره اين گفته قم هزن ها كه مي گويند: (اين كار نزاع عقل و « حفظه الله » 1. آيت الله مظاهري
عشق است) يا (اين امور در محدوده فقه نيست) مي فرمايند: اين گونه بيان ها كه نظير آن را
هم، اينجانب در كتاب جهاد با نفس نقل كرده ام، فرار از جواب است و چون مسئله، يك
( مسئله ي فقهي است بايد فقيه پاسخِ آن را بدهد.( خون موعو،د ص 59
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 103
2. جايز بودن قمه زني در گذشته
بارها شاهد بوده ايم كه هنگامي به عده اي از قمه زنان گفته مي شود قمه زني
امروز موجب وهن مذهب است و از اين رو حرام بوده و بايد از آن دوري
كرد، در جواب مي شنويم : چگونه ممكن است قمه زني حرام باشد در
حالي كه بسياري از فقهاء در زمان گذشته فتوي به جواز قمه زني داده اند و در
صورتي كه ما قمه زني را جايز ندانيم بايد اعتقاد داشته باشيم كه آنها از اين
موضوع مهم، غافل بود هاند و در اجتهاد خويش خطا نمود هاند.
در جواب بايد گفت:
هرگز ما ادعا نداشته ايم كه علماي گذشته در اين مورد غافل بوده ان د بلكه
بايد گفت موضوع حكمي كه در گذشته وجود داشته تغيير نموده است و
موضوعي كه در اين زمان مطرح مي باشد اصلاً در آن زمان مطرح نبوده است.
زيرا اين عده از فقهاء در بررسي حكم قمه زني بر مبناي حكم اول ي آن كه
وارد نشدن ضرر به بدن است، فتوي به جواز قمه زني- تا زماني كه موجب
ضرر جدي بر بدن نشود- مي نمودند . 1 و چون در آن زمان وسائل ارتباط
1. ميان فقهاء اختلاف وجود دارد، كه آيا اضرار به نفس كلاً حرام است، يا تنهاء در صورتي
كه منجر به مرگ شود حرام مي گردد؛ شيخ انصاري و عده اي ديگر از علماء معتقدند كه
اضرار به نفس حرام است حتي اگر منجر به هلاكت شخص نشود؛ مثل اين كه انسان انگشت
خود را زخمي كند. بنابر اين طبق نظر اين فقهاء هرگونه قمه ي ا زنجي رزدن كه منجر به
104 / قمه زني سنت يا بدعت؟
جمعي و پخش سريع وقايع به صورت كنوني وجود نداشت بحث وهن مذهب
بودن قمه زني كه حكم ثانوي آن مي باشد نيز مطرح نبوده و به آن توجهي
نداشته اند ولي در اين زمان با به وجود آمدن وسائل ارتب اطي و پخش سر يع
اخبار، بحث وهن مذهب بودن قم هزني تشديد گرديده است و به صورت كلي
موضوع جديدي به وجود آمده است. پس ممكن است قمه زني در بعضى از
مكان ها يا در بعضى از زمان ها موجب وهن مذهب نشود؛ ولى در زمان ما
كه حتى در بعضى از جايگا ههاى خلوت هم اين مراسم قمه زن ى برگزار
مى شود و فيلم ويدئويى آن در اختيار دشمن قرار مي گيرد، موجب وهن
مذهب مي شود. از تأثير مكان و زمان نبايد غافل باشيم. اگر پنجاه سال قبل
مرجع تقليدى قمه زنى را جايز شمرده، دليل نم ىشود كه الآن نيز جايز باشد .
ما تأثير زمان و مكان را در احكام قبول ند اريم، ولى در موضوعات قبول
داريم كه زمان و مكان باعث تغيير موضوع م ىشود. مفسر عالي قدر حجت
الاسلام والمسلمين قرائتي در اين مورد مي فرمايند:
خون ريزي يا نظاير آن شود تحت اين عنوان يعني حرمت اضرار مي گنجد. اما تعدادي ديگر
از علما نيز اعتقاد دارند كه اضرار به نفس اگر به نقص جسمي شديد يا به فوت منتهي نشود
بر انسان حرام نيست. اگرچه همين فقهاء معتقدند كه اگر اين اعمال منجر به هتك حرمت
مذهب گردند، جايز نيستند؛ و در غير اين صورت جايزند. چنانچه آيت الله العظمي خويي در
پاسخ به سؤالي مي نويسند: اگر اين امور مستوجب هتك و توهين باشد حرام است. ( حديث
( عاشور،ا ص 265
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 105
مي گويند مراجع تقليد در قديم گفتند قمه زدن جايز است،... مراجع قديم
اجازه دادند ولي شما مي دانيد تلويزيون اروپا دوازده بار قمه زدن ايراني ها
را نشان داده و بعد يك دكتر روانشناس آنجا نشسته گفته شيعه ها يك
مرضي دارند نظير خودكشي، خودآزاري، خودآزار، خودشان را آزار
مي دهند، خودزني، خودشان را مي زنند، شيعه ها يك مرض رواني دارند
به نام خودآزاري، ببينيد، هي قمه زدن شما را نشان داده و اين روانشناس
هم نشسته تحليل چپكي كرده و اروپا به ريش شيعه خنديده. شما اينطور
سؤال كن اي مراجع تقليد اجازه مي دهيد جوري عزاداري كنيم كه اروپا
به شيعه بخندد؟ هيچ مرجعي اجازه نمي دهد. سؤال شما چپكي است .
سؤال كردي آي مرجع تقليد اجازه مي دهي چند قطره خون ؟ مي گويد
جايز است. شما بگو اجازه مي دهي جوري عزاداري كنم كه اروپا به
شيعه بخندد؟ هيچ مرجعي اجازه نمي دهد. 1
و هم از اين رو است كه حضرت امام خميني(ره) در موارد متعددي توجه
فقهاي عظيم الشأن را به اين گونه تأثيرات زمان و مكان در صدور احكام و
تغييرات صفات موضوعات احكام متوجه مي ساختند؛ چنان كه در آن پيام
معروف چنين فرمودند:
زمان و مكان دو عنصر تعيين كننده در اجتهادند. مسئله اى كه در قديم
داراى حكمى بوده است به ظاهر همان مسئله در روابط حاكم بر
1. تفسير سوره فلق 13
106 / قمه زني سنت يا بدعت؟
سياست و اجتماع و اقتصاد يك نظام ممكن است حكم جديدى پيدا
كند، بدان معنا كه با شناخت دقيق روابط اقتصادى و اجتماعى و سياسى
همان موضوع اول كه از نظر ظاهر با قديم فرقى نكرده است، واقعا موضوع جديدى شده است كه قهراً حكم جديدى مى طلبد. مجتهد بايد
به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد. 1
و در جايي ديگر شناخت كامل از اوضاع و شرايط بيروني موضوعات را از
ويژگي هاي يك مجتهد جامع معرفي م يكنند:
آشنايى به روش برخورد با حيله ها و تزويرهاى فرهنگ حاكم بر
جهان، داشتن بصيرت و ديد اقتصادى، اطلاع از كيفيت برخورد با اقتصاد
حاكم بر جهان، شناخت سياست ها و حتى سياسيون و فرمول هاى ديكته
شده آنان… از ويژگي هاى يك مجتهد جامع است. 2
ايشان در نامه اي كه به منشور تحكيم برادري جنا ح هاي سياسي شهرت
يافت، با تأكيد بيشتري بر اين مطلب اظهار داشتند:
همين جاست كه اجتهاد مصطلح در حوزه ها كافي نمي باشد، بلكه يك
فرد اگر اعلم به علوم معهود حوزه ها باشد، ولي نتواند مصلحت عامه را
تشخيص دهد و نتواند افراد صالح و مفيد را از افراد ناصالح تشخيص دهد
1. صحيفه نو ، ر ج 21 ، ص 98
2. همان، ج 21 ، ص 98
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 107
و در زمينه اجتماعي فاقد بينش صحيح و قدرت تصميم گيري باشد، اين
فرد در مسائل اجتماعي و حكومتي مجتهد نيست.
و از طرفي ديگر همان گونه كه در بحث هاي سابق گذشت فقهاء در گذشته
در اين مورد در تنگنا قرار داشته و دست آنها بسته بود، زيرا در صورت حكم
مي شد ند 1 و  به حرمت قمه زني متهم به مخالفت با عزاداري امام حسين
آنها در اين موارد اقتداء به ائمه اطهار، عليهم السلام ، كرده و در مسائلي كه
جامعه قابليت درك و پذيرش آن را نداش تند، سكوت اختيار م ي نمودند . 2
در خطبة چهارم نه جالبلاغ ه  همان گونه مولاي متقيان اميرالمؤمنين
از روزي كه حق به من نشان داده شد، هرگز در آن شك و » : مي فرمايند
برابر ساحران است كه بر  ترديد نكردم! كناره گيري من چونان موسي
1. براي نمونه مرجع بزرگ معاصر آيت الله شيخ محمد حسين كاشف الغطاء (م 1373 ) با
وجود آن كه در اساس با قمه زني مخالف بود و آن را جايز نمي دانست ولي به خاطر شرايط
اجتماعي حاكم بر جامعه آن روز كشور عراق، با رعايت شرايطي فتوي به جواز قمه زني
مقتضاي قواعد فقهي حرمت » : صفحه 21 مي نويسد « فردو سالاعلي » مي نمود. وي در كتاب
همانند اين موضع گيري در مورد يكي ديگر از مراجع بزرگ معاصر .« قمه زني را مي ر ساند
يعني آيت الله سيد محسن حكيم نيز وجود داشته است.
2. علامه سيد محسن امين(ره) در اين مورد مي گويد: اگر اينان(علماء) واقعاً به مستحب بودن
اين اعمال باور دارند، چرا هيچ يك از علماء تا به حال در حال قمه زدن در طول مراسم
محرم ديده نشده است؟!
108 / قمه زني سنت يا بدعت؟
خويش بيمناك نبود، ترس او براي دين بود كه مبادا جاهلان پيروز شده و
«. دولت گمراهان حاكم گردد
در جو غوغاسالاران و هوچي گري و فتنه انگيزي متحجران و خشك
انديشان با استفاده از احساسات مذهبي توده عوام، گاهي بعضي اظهار نظرهاي
مخالف با فضاي جهالت زده جامعه يك خودكشي علمي و از دست دادن
حيثيت و آبرو و نام و نان به شمار مي آي د. در چنين شرايطي برخورد
محافظه كارانه از بعضي عالمان خلاف انتظار نيست و عذر آنها پذيرفته
مي شود، اما بايد پذيرفت كه تسلي مپذيري عالمان دين در برابر چنين مسئله اي
و تحمل چنين شرايطي به طور مستمر، نتيجه اش عوام زدگي است و بسيار
زيان بار و ناپذيرفتني است.
تسليم خواسته نابجاي عوام و جامعه و نداشتن موضع فعال در مبارزه با
چنين جوي، باعث ك مرنگ شدن اصول و ارزش ها، تحريف و تغيير مفاهيم و
مباني و سرانجام رواج خرافات و بدعت ها و فاصله گرفتن از دين و معارف
ناب آن مي شود. اينجاست كه فقيه فرزانه شهيد مطهري با عالي ترين تجليل و
تكريم ها به قداست و رسالت بزرگ حوزه هاي علميه، خطر و آفت بزرگ
عوام زدگي را كه مانع رشد و پيشرفت حوز ههاست چنين گوشزد م يكند:
1« عوام زدگي از سيل زدگي، زلزله زدگي مار و عقرب زدگي بالاتر است »
1. علامه مطهري، بحثي درباره روحانيت و مرجعي ، ت ص 184
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 109
مبارزه با چنين جوي و شكستن حصار جمود و تحجر و ركود و بازگشايي
راه هاي تازه از دل معارف اسلامي بر روي رهروان شريعت ناب و پاك
محمدي، افزون بر شرايطي مانند: فقاهت و استادي مهارت، نيازمند شجاعت،
قاطعيت و بصيرت و ايثار و گذشت از همه منافع است؛ بديهي است كه اين
ويژگي ها به راحتي در هر دوره و زماني براي هركس فراهم نيست. اما امروز
كه روز حاكميت اسلام است ديگر هيچ بهان هاي براي مبارزه ننمودن با اين
بدعت ها باقي نمي گذارد و با احترام به مقام شامخ علمي همة بزرگان بايد
پذيرفت كه رشد و توسعه فقه و عمق و غناي فقاهت و حيات و بالندگي آن
همواره وام دار اجتهادهاي شجاعانه و جوشكني هاي فقيهان مجاهدي است كه
در راه رشد و تعالي اسلام فقاهتي از هيچ خطري نهراسيد هاند، با عوام زدگي ها
مبارزه كرده اند، همواره همة مقام و موقعيت ها و جان خويش را نثار اسلام
عزيز نموده اند و جز به رضاي خد ا و ترس از نافرماني او از هيچ قدرتي
هم هنگامي كه  چنانچه امام علي « والله احقّ ان تخشوه » . نهراسيده اند
شرايط و زمينه هاي مناسب مهيا گرديد در مقابل ناكثين و قاسطين و مارقين
ايستادند و لحظه اي تسليم خواست ههاي آنان نگرديدند. 1
1. آنچه در بحث پيامدهاي ناگوار علمي، اجتماعي و تربيتي محافظه كاري مطرح مي شود، به
معناي تضعيف روحانيت عزيز شيعه نيست بلكه بيان مظلوميت هايي است كه فقهاي عزيز ما
از دست خودي ها ديده اند و امروز نيز گرفتارند. غرض، بيدارسازي و آگاهي و فراهم سازي
جو آزادي است تا بستر طرح انديشه هاي زنده، تازه و بالنده بر روي فقاهت ما باز شود. بايد
110 / قمه زني سنت يا بدعت؟
گذشته از اين امور ما معتقديم كه علما و انديشمندان پيشين هنگام انديشدن
به امور مرتبط به باورها يا مفاهيم اعتقادي، تمامي تلاش خود را بكار
بسته اند و تمام اجتهاد فقهي خويش را هنگام فتوا دادن به كار گرفته اند؛ اما
خداوند از ما خواسته است كه جز انديشة معصومان، انديشه اي را مقدس
نشماريم. پس همان گونه كه علما و انديشمندان پيشين اين حق را داشته اند كه
در زمانه خود با يكديگر اختلاف نظر داشته باشند، ما نيز از آن حق
برخورداريم كه با آنان اختلاف نظر داشته باشيم. البته واضح است كه ما در
پي هوا و هوس براي دگرگون سازي به هر شكل ممكن نيستيم. از اين رو، ما
در تمامي دوره هاي فقهي خودمان فقه را تدريس مي كنيم، و اح كام را بر
اساس روشي كه حوزه ها بر پاية آن در حركت اند استنباط مي كنيم؛ براي
مثال در عرصة فقه، علماي متأخر ما فتواهايي د ارند كه علماي متقدم با
قاطعيت برخلاف آن رأي داد هاند. براي نمونه علماي فقه شيعي به نجاست
تمامي غير مسلمانان چه كتابي و چه غيركتابي، رأي مي دادند و در اين زمينه
مناقشات و جدل هايي نيز وجود داشت؛ اما فتوايي در اين زمينه صادر نشده
از صاحبان فكر زنده و برخوردار از صلاحيت هاي لازم علمي و اجتهاد استقبال و حمايت
كرد و بدون ترس از غوغاسالاري ابواب جديدي را در اجتهاد باز كرد فقاهت را به پيش برد
تا بزرگاني مانند آقاي بروجردي، شيخ عبدالكريم حائري، سيد ابو الحسن اصفهاني، سيد
محسن امين و ده ها مجتهد ديگر با آن همه افكار بلند و اصلا ح طلبانه براي ترس از
غوغاسالاري و عوام زدگي از اجراي آن مقاصد بلند باز نمانند.
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 111
بود. اما مرجع بزرگ شيعيان آيت الله سيد محسن حكيم(متوفي 1391 ه ق) كه
خود در آغاز و ميانة حيات علمي خويش رأي به نجاست غير مسلما نان
مي داد، در اواخر كار و پس از آن كه قضيه را بار ديگر بررسي كرد، خود به
نقد خويش پرداخته، و اين قضيه را مورد مناقشه قرار داد و آراي علماي
گذشته را مورد بحث و بررسي قرار داد؛ حال آن كه پيش از آن هيچ يك از
علماي شيعه به اين صراحت چنين فتوايي نداده بودند . در پي اين افتاء
جنجال هايي عليه ايشان به پا شد، اما فتوا راه خود را در پيش گرفت و
بسياري از آن پيروي كردند. علامه محمد جواد مغنيه با اشا ره به ديدگاه
فقيهان دربارة طهارت و نجاست اهل كتاب م ينويسد:
بيشتر فقها عقيده به نجاست دارند و بعضي از پيشيني ان و گروهي از
متأخران فتوي به طهارت داده اند و برخي نيز پنهان كاري مي كنند و از
اظهار رأي خودداري مي ورزند.
سه تن از مراجع بزرگ تقليد در روزگار ما، عقيده به طهارت اهل
كتاب دارند و محرمانه تنها به افراد مورد اعتماد به طور خصوصي
مي گفته اند و از اظهار فتوي براي عموم خودداري م يورزيده اند.
و من يقين دارم كه بسياري از فقها در ديروز و امروز اهل كتاب را از
نظر ذاتي پاك مي دانند ولكن به دليل ترس از هوچ ي گران و مردم
112 / قمه زني سنت يا بدعت؟
نادان كوچه و بازار از اظهار آن خودداري مي ورزند و در خلوت گاه ها
و جلسات سرّي به افراد مورد اعتماد م يگويند. 1
در مورد بازي شطرنج نيز چنين بود؛ در بين تمامي علماي شي عه و در اكثر
مذاهب اهل سنّت، مجتهدي كه فتوا به حلال بودن شطرنج بدهد وجود
نداشت. امام خميني متوجه شدند كه شطرنج از آن رو حرام است كه ابزار
قمار محسوب مي شود، لذا هنگامي كه از حالت ابزار قمار بودن خارج شود
حرمت آن نيز منتفي خواهد شد. از اين رو ايشان فتواي حليت شطرنج را
صادر كردند؛ اگرچه علما حكم به تحريم آن حتي اگر از اين حالت خارج
شود، داده بودند. در پي انتشار چنين فتوايي از امام خميني كه بر خلاف جو
حاكم بر جامعه بود، يكي از فضلاي حوزه با رعايت كمال ادب نامه اي به
امام نوشت كه در بخشي از آن آمده بود:
...اگر ساحت قدس حضرت عالي از اين گونه مسائل به دور باشد، به
نظر من بهتر است و ضرورتي در نشر آنها ديده نمي شود.
امام در پاسخ نوشت:
...اگر بناست با اعلام و نشر حكم خدا به مقام و موقعيتمان نزد
مقدس نماهاي احمق و آخوندهاي بي سواد صدمه اي بخورد، بگذاري د
هرچه بيشتر بخورد. 2
1. مجله فق ؛ ه شماره 43 ، ص 38
67/7/2 : 2. صحيفه نو ، ر ج 21 ، ص 152
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 113
و در تأكيد بر اين مطلب نوشتند:
ما بايد سعي كنيم تا حصارهاي جهل و خرافه را شكسته تا به سرچشمه
زلال اسلام ناب محمدي، صلي الله عليه وآله، برسيم. و امروز غريب ترين
چيزها در دنيا، همين اسلام است و نجات آن قرباني مي خواهد و دعا
كنيد من نيز يكي از قربان يهاي آن گردم. 1
بر تمام آنچه گفته شد بايد اين را نيز افزود كه فقهاء نام دار و بزرگي نيز در
گذشته وجود داشته اند كه در فتاوي خويش از قمه زني به عنوان يك بدعت نام
« سابقه حرمت قمه زني » برده و آن را حرام دانسته اند و همچنان كه ما در بحث
به معرفي برخي از آنها پرداختيم از ميان آنها مي توان به فقهاء نامداري همچون
سيد ابوالحسن اصفهاني، شيخ عبدالكريم حائري يزدي، سيد محسن امين، سيد
محسن حكيم، امام خميني و... اشاره نمود. پس اين حرف كه علماء گذشته
همگي قمه زني را تأييد مي كردند حرف كاملاً ب ياساسي است.
3. مسخره نمودن موجب حرمت اعمال نمي شود.
يكي ديگر از ايراداتي كه قمه زنان وارد مي كنند اين است كه ملاك در
حرمت يك فعل نبايد مسخره و استهزاء غير مسلمانان باشد زيرا آنها ديگر
احكام اسلامي مانند حجاب را نيز مسخره م ينمايند.
1. همان، ص 160
114 / قمه زني سنت يا بدعت؟
در پاسخ به اين شبهه نيز بايد نكاتي را متذكر شويم:
1. چنانچه از بحث هاي پيشين دانسته شد قمه زني ذاتاً با مفاهيم اسلامي تغاير
دارد به عبارتي ديگر قمه زني به حكم اولي حرام است اما در صورتي كه
چنين اعتقادي را نيز دربارة آن نداشته باشيم عملي است كه به خودي خود
مباح م يباشد نه مستحب و يا واجب. 1
2. ميان مسخره نمودن ذات اسلام، يعني واجبات و محرمات اسلام با مسخره
كردن اُمور مباح تفاوت است . در واجبات و محرمات ضرورت ايجاب
مي كند كه بر موضع خود تأكيد ورزيم و با رويارويي نيرومند، با مسخره
كنندگان برخورد كنيم. ا  ما در اُمور مباح وضع چنين نيست. هنگامي كه يك
عمل مباح دستاويز دشمنان م يشود ت ا مسلمانان را استهزاء نموده و به ا ين
وسيله آنها را تضعيف نمايند وظيفه هر مسلماني است كه از اين گونه اعمال
كناره گيري نمايد. اين حقيقتي است كه در آيات قرآن به خوبي به آن اشاره
شده است. چنانچه مي بينيم در آيه 104 سوره بقره خداوند مؤمنان را از بكار
يا أَيها الَّذينَ آمنُوا لا تَقُولُوا  : برحذر داشته و مي فرمايد « راعنا » بردن كلمة
اى كسانى كه ايمان » ؛ راعنا و قُولُوا انْظُرْنا  و اسمعوا و للْكافرِينَ عذاب أَليم
آورده ايد (هنگامى كه از پيامبر تقاضاى مهلت براى در ك آيات قرآن
1. بايد توجه داشت كه اگر در گذشته فقهائي يافت مي شده اند كه فتوي به استحباب قمه زني داده اند
اين استحباب متعلّق به عزاداري بوده است نه قمه زني. وگرنه از نظر آنها خود قمه زني عملي است
كه في نفسه مباح مي باشد و حتي در شرايطي مانند زمان ما م يتوان حكم به حرمت آن نيز نمود.
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 115
چرا كه همان مفهوم را دارد ) « اُنْظُرنا » بلكه بگوئيد « راعنا » مى كنيد) نگوئيد
و دستاويزى براى دشمن نيست) آنچه به شما دستور داده مى شود بشنويد، و
« براى كافران و استهزاء كنندگان عذاب دردناكى است
از اين آيه به خوبى استفاده مى شود كه مسلمانان بايد در ب رنامه هاى خود
مراقب باشند كه هرگز بهانه به دست دشمن ندهند، حتى از يك جمله كوتاه
كه ممكن است سوژه اى براى سوء استفاده دشمنان گردد احتراز جويند، قرآن
با صراحت براى جلوگيرى از سوءاستفاده مخالفان به مؤمنان توصيه م ى كند
كه حتى از گفتن يك كلمه مشترك كه ممكن است دشمن از آن معن ى
ديگرى قصد كند و به تضعيف روحية مؤمنان بپردازد پرهيز كنند، دامنه
سخن و تعبير وسيع است چه لزومى دارد انسان جمله اى را به كار برد كه
قابل تحريف و سخريه دشمن باشد. 1 در مورد عزاداري نيز وضع چنين است،
هنگامي كه مي توان به روش هاي صحيح و مناسبي كه چنين آثار منفي در پي
نداشته باشد عزاداري نمود چه لزومي دارد بر اعمالي تكيه كنيم كه براي خود
ما مسلمانان نيز جنب ة توجيه پذيري ندارد چه برسد به كفار، كه حتماً آن را
عملي خرافي و جاهلانه مي پندارند. به علاوة اين كه هيچ كدام از اين اعمال،
جنبة شرعي نداشته و اعمالي هستند كه بعضي عوام در طول تاريخ ب ه وجود
آورندة آن بوده اند.
1. تفسير نمون ، ه ج 1، ص 385
116 / قمه زني سنت يا بدعت؟
3. موضوع وهن بودن قمه زني تنها به تمسخر كفار ختم نمي شود، بلكه
تأثيرات سوئي كه قمه زني بر عقايد و افكار افراد، اعم از مسلمانان و
غيرمسلمانان، مي گذارد را نيز شامل مي شود، زيرا هر انسان عاقلي مي فهمد كه
عقلاً آسيب رساندن به بدن جايز نيست و هيچ گاه شريعتي، چنين اعمالي را
توصيه نمي كند، حال اگر ما اين اعمال كه خويش به وجود آورنده آن هستيم
را به اسلام منتسب كنيم، اين عمل موجب پيدايش ديدي خرافي نسبت به
اسلام از سوي غير مسلمانان و همچنين شك در تع اليم اسلامي براي بعضي
مسلمانان خواهد شد. لذا شايسته است از اين گونه اعمال كه جنبة
توجيه پذيري ندارند خودداري نمائيم تا بتوان با بينش صحيح نسبت به اسلام،
به تبيين و توضيح صورت حقيقي آن پرداخت.
4. در نهايت بايد بدانيم كه ما ملتزيم كه از اسلامي دفاع كنيم كه بر قلب
پيامبر گرامي اسلام، حضرت محمد، صلي الله عليه و آله ، نازل گرديده و به
مردم ابلاغ كرده است. معيار سلامت و قداست هر عملي همين است . اما
چيزهايي كه مجسم كننده حقيقت خالص اسلام نيستند، به اين علّت كه از
امور زائد و تحريف شده هستند، يا به اين علّت كه از روش هايي هستند كه
بر حسب اختلاف اوضاع و احوال زماني و اجتماعي، ارزش و اعتبار آنها
مختلف مي شود، هيچ التزامي نداريم كه در زندگي خود با آنها هماهنگ
شويم چه رسد به اين كه بخواهيم از آنها دفاع كنيم. زيرا اينها نه از اصول
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 117
اسلامند و نه از فروع آن، بلكه بايد براساس معيارهاي صحيح اسلامي مورد
نقد و بررسي قرار گيرند تا معلوم شود كه به مصلحت هستند يا نيستند .
مقدسات ديني، همان حقايق اصيلي است كه در برابر نقد، استوار مي ماند و از
هيچ چيز، جز حجت و دليل، تبعيت نمي كند. از اين راه است كه مي ت وان
اسلام را از تحريف و آلودگي، و معيارها را از انحراف، و حال و آينده را از
اسارت اموري كه به آنها انس گرفته ايم، حفظ نمود. اگر بخواهيم دين، تبديل
به تقاليد و عادات بي ارزش نشود و ارزش فكري و عقلي خود را حفظ كند،
راه همين است. 1
4. خواب ها و مكاشفات
در مورد قمه زني غالباً از گوشه و كنار مي شنويم كه از بعضي علماي بزرگ
به آنها  نقل مي كنند كه در عالم خواب يا شهود مي بينند كه معصوم
مي گويد وقتي كه قمه مي زنيد ملائكه از آب كوثر بر سر شما مي ريزند تا
زخم سرتان خوب شود و...
در جواب بايد گفت:
1. غالب اين نقل قول ها غير مستند بوده و معمولاً جاعلان اين گونه خواب ها و
مكاشفات با استفاده از اسماء بزرگان و انتساب اين امور به ايشان به نوعي در
1. گامهايي در راه تبلي ، غ ص 274
118 / قمه زني سنت يا بدعت؟
تلاشند تا اذهان مردم را از واقعيت امر منحرف نموده و نقاط خلاف و مغاير
شرع اين خوا بها را در پشت نام اين بزرگان مخفي سازند.
2. خواب و مكاشفه براي خود بيننده حجت نيست تا چه رسد به ديگران . و
از آن بدتر مكاشفاتي كه بعضي ها مدعي آنند. مرحوم ملا احمد نراقي كه از
بعضي از علماي اماميه قول و فعل » : اساتيد شيخ اعظم انصاري است مي فرمايد
معصوم را كه در خواب صادر شود حجت دانسته اند، اما اكثريت قريب به
در روايت حسنه ابراهيم بن « اتفاق علماء بر خلاف اين قول مشي نموده اند
در جواب سائلي كه از خواب اب يبن كعب  هاشم وارد شده كه امام صادق
1؛ دين خدا عزيزتر از « إن دين الله أعزّ أن يري في النوم » : سؤال نموده فرمود
آن است كه در خواب ديده شود. سرانجام مي فرمايد آنچه مسلم است حجيت
كلام معصوم در بيداري و وضع عادي است، نه در خواب و رؤيا. وي روايات
را پذيرفته « عدم حجي ت » ديگر را هم توجيه كرده و سرانجام قول مشهور
است. مرحوم ميرزاي قمي نيز در كتاب قواني نمسئله را طرح و حجيت آن را
مردود دانسته است. 2 ممكن است رؤيا صادقه باشد ولي حجت شرعي ندارد. 3
1. شيخ كليني، كاف ، ي ج 3، ص 483
2. ميرزاي قمي، قوانين الأصو ، ل ص 496
3. سيد احمد خاتمي، چكام ههايي در شيو ههاي عزادار ، ي ص 23
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 119
3. غالباً براي استدلال بر صحت اين خواب ها به اين موضوع تكيه مي شود كه
فرد بيننده خواب يكي از معصومين ، عليهم السلام ، را در خواب ديده و در
روايات آمده است كه شيطان به صورت معصوم ظاهر نم ي شود پس اين
خواب ها حتماً بايد صحيح باشد. اما مشكل اي نجاست كه اين افر اد حضرات
معصومين، عليهم السلام، را نديده اند تا آنها را در خواب بشناسند و چه بسا
ممكن است شيطان به صورت شخصي ديگر به خواب شخص بيايد و
همان گونه كه ادعاي ربوبيت كرد ادعاي نبوت و امامت نيز بكند . آيت الله
جوادي آملي در اين مورد م يفرمايند:
در مورد اين كه اگر كسي پيامبر ، صلي الله عليه و آله، يا ائمه ،
عليهم السلام، را در خواب ببيند چگونه بفهمد آن ها خودشان هستند يا
شيطان به صورت آنها درآمده است، بايد يادآور شد روايتي داريم كه
مي فرمايد: شيطان به صورت معصوم ظاهر نمي شود. اما مشكل اين جا
است كه اغلب ما معصوم را نديده ايم. اگر صورتي نوراني در خواب
ببينيم و صاحب صورت ادعا كند كه من فلان امام هستم، چگونه
بفهميم شيطان نيست؟ چون شيطاني كه ادعاي ربوبيت كرده، از كجا
معلوم كه ادعاي نبوت و امامت نكند؟! پس اگر كسي در بيداري يكي
از ذوات مقدس معصوم را ببيند و بعد در خواب صورتي نوراني
مشاهده كند و بشناسد كه چهرة امام است، اين خواب صحيح است؛
اما اگر صورت ناشناس ادعاي امامت كرد، تشخيص آن مشكل است،
120 / قمه زني سنت يا بدعت؟
چون امام را قبلاً نديده است و شيطان مي تواند ادعاي دروغين كند .
البته او نمي تواند به شكل امام و معصوم در آيد؛ ولي همان گونه كه
ادعاي ربوبيت كرد مي تواند ادعاي امامت كند. 1
4. كشف و شهود هم در بسياري از موارد آن از وهم و خيال شيطاني
سرچشمه مي گيرد. چنانچه در بعضي از موارد نيز ممكن است اشتغال فراوان
فكر به يك موضوع و تكرار آن در مغز، كم كم صورت خارجي و خيال
شيطاني به خود بگيرد، به اين معني كه در برابر ديدگان فكر كننده مجسم
شود. كه اين موضوع گاهي در خواب به صورت رؤيا و زماني در حالت
بيداري اتفاق مي افتد. موضوع تجسم اوهام يكي از پديده هاي مورد بحث در
علم روان شناسي است و بسياري از مردم مكرر آن را در زندگي خود تجربه
نموده اند. 2 در شرح فصوص الحك مقيصري راجع به اين موضوع آمده است:
1. توصي هها پرس شها و پاس خها در محضر آيت الله جوادي آمل ، ي ج 2، ص 69
2. آيت الله مكارم شيرازي، جلوه ح ، ق ص 146 ؛ نمونه هايي از اين تصورات را مي توان به
جن هاي سم دار! كه مردم در حمام ها در موقع سحر يا هنگام شب ديد هاند اختصاص داد. ما
شكي در وجود جن و اينكه از نظر پنهان است نداريم زيرا در قرآن مكرراً تصريح به وجود
آن شده ولي آيا او همان است كه مردم به صورت انسان يا حيوان سم داري در حمام خلوت
ديده اند؟! بعضي هم شايد غول هاي خيالي را در بيابان هاي دور دست و يا در قبرستان ها در
هنگام شب ديده باشند ولي اين امور جز مجسم شدن اوهام چيز ديگري نيست.
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 121
مكاشفه و مشاهده گاه در بيداري است، و گاه بين خواب و بيداري،
و گاه در خواب است، و همچنان كه خواب به اضغاث احلام و غير آن
منقسم مي شود آنچه در حال بيداري هم مكاشفه شود به امور واقعي
نفس الامري، و به امور خيالي صرف و شيطاني كه حقيقتي براي آنها
نيست منقسم مي شود، و گاه هم شيطان خلط مختصري از امور حقيقي
مي كند تا رأيي را گمراه كند. 1
5. در نقل نمودن يك خواب بايد توجه داشت كه اگرچه كسى كه خواب
ديده عادل و راس تگو مي باشد اما خواب او با اصلى از اصول شناخته شده در
روايات معصومان ناسازگار نباشد در غير اين صورت بى گمان نقل آن حرام و
دروغ بستن بر معصومان است. امروزه بازار نقل خواب ها از اين و آن بدون
توجه به سازگار و ناسازگارى آن با اصول شناخته شده اسلامى و روايات
معصومان بسيار گرم است و صحن هها ى نفر ت انگيز و اشمئزازآورى را در
محفل ها و مجلس هاى سوگوارى پديد آورده كه بايد عالمان و روحانيان
بيدار و با احساس مسئوليت به رويارويى با اين صحن ههاى زشت برخيزند.
به هر حال ورود خواب و مكاشفات در عرصة معارف اسلامي به عنوان
يك مبنا موجب طرح سست معارف اسلامي شده و اگر خواب مقدس باشد،
چون راهي براي اثبات و نفي آن نيست، حربه اي مي شود به دست شيادان كه
از اين رهگذر درو غهاي خود را جا بيندازند.
1. شرح فصوص الحكم قيصر ، ي ص 32
122 / قمه زني سنت يا بدعت؟
5. قمه زني نوعي حجامت سر است
يكي از شبهاتي كه قمه زنان در مورد حرمت قمه زني ايجاد نمود ه اند اين
است كه قمه زني نوعي حجامت سر است و چون حجامت حرام نيست ،
قمه زني نيز نبايد حرام باشد.
در جواب از اين شبهه نيز بايدگفت:
1. اگر شخصي حداقل يك بار عمل حجامت را ديده باشد متوجه م ي گردد
تفاوت بسيار فاحشي ميان حجامت و قمه زني وجود دارد . زيرا در مورد
حجامت معمولاً با استفاده از ابزارهاي مخصوصي، با مكش پوست ، خ ون را
در يك ناحيه از بدن جمع م يكنند و سپس با تيغي تيز، خراشي بسيار سطحي
بر روي پوست ايجاد نموده و خون را خارج مي كنند ؛ به صورتي كه چند
ساعت بعد از حجامت آن زخم ها شروع به خوب شدن م ينمايند و چند روز
بعد ديگر اثري از زخم ها باقي نمي ماند. اين در حالي است كه زخم هايي ك ه
معمولا در اثر قمه زني ايجاد مي گردد، احتياج به بخيه و مداوا داشته و بعضي
از آنها آن قدر عميق است كه به استخوان جمجمه نيز آسيب مي رساند و حتي
بعد از بهبودي هم آثار آنها تا پايان عمر بر روي پوست باقي مي ماند. 1 از اين
1. بايد به اين امر نيز توجه داشت كه بهبود زخم هاي ناحيه سر و صورت نسبت به اعضاي
ديگر بدن سريع تر انجام مي گيرد، و به همين علّت معمولاً زخم هاي قمه زني كمي زودتر از
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 123
رو بايد دانست كه اگر ما اصول و قواع د خاصي براي حجامت در نظر
نگيريم بايد هر زخمي كه در بدن ايجاد مي گردد را به گونه اي يك حجامت
بپنداريم پس اگر شخصي با كارد به سر يا بدن شخص ديگري زخمي وارد
نمايد، مي تواند بگويد كه من قصد حجامت او را داشتم و قصد م خير بوده
است.
2. آنچه موجب عدم حرمت حجامت گردي ده است اثري است كه در
حجامت مي باشد و آن دفع امراض و بيماري ها يي است كه در بدن وجود
دارد، كه اين امر با رعايت نكات بهداشتي و قواعد مخصوص حجامت حاصل
مي گردد و اگر اين فوايد حجامت نبود حجامت نيز به خاطر اين كه ايذاء
نفس و آسيب رساندن به بدن است حرام م يبود. پس اگر در مواردي نكات
بهداشتي را در مورد حجامت رعايت نكنيم و يا قواعد و اصول آن مورد
توجه قرار نگيرد حجامت، نيز تنها ضرر و آسيب رساندن به بدن بوده و
حرام مي باشد. 1 در مورد قمه زني نيز حتي اگر آن را به عنوان حجامت قبول
جراحاتي كه در قمست هاي ديگر بدن ايجاد مي شود، بهبود مي يابد كه متأسفانه اين موضوع
بسيار ساده و روشن توسط قمه زنان به عنوان معجزه و كرامت قمه زني برداشت گرديده است!
1. در روايات بسياري توصيه هاي لازم براي انجام صحيح اين عمل ذكر گرديده و اين
هشدار داده شده است كه اگر اين شرايط و نكات رعايت نشود چه بسا ممكن است حجامت
خود به عاملي براي پيدايش بيماري ها منجر گردد. اين توصيه ها كه مربوط به سه زمان قبل،
124 / قمه زني سنت يا بدعت؟
نمائيم از اين دسته اخير حجامت خواهد بود؛ زيرا نه در آن نكات بهداشتي
رعايت م يگردد و نه اصول و قواعد حجامت.
3. اگر قصد افراد قمه زن از قمه زني، تنها حجامت است چه لزومي دارد كه
آن را آشكارا و در حضور مردم انجام دهد، آيا نمي توانند در خلوت اين
حجامت را انجام دهند! مگر اين افراد هنگامي كه م يخواهند عمل جراح ي
بر روي بدن خود انجام دهند در خيابان و كوچه اقدام به آن م ي كنند كه
براي حجامت چنين مي كنند. پس اگر حتي قمه زني را به عنوان يك نوع
حجامت نيز بپذيريم اصلي ترين دليل حرمت آن يعني وهن مذهب بودن آن
همچنان به قوت خويش باقي مي ماند زيرا قمه زنان با انجام اين عمل در منظر
و مرآي ديگران و نسبت دادن آن به دين و يك عمل عبادي، موجب پيدايش
چهره اي خشن و خشونت طلب از دين مي شوند. و به عبارتي ديگر حرمت
قمه زني در اين موارد به عنوان ثانوي همچنان باقي است اگرچه به عنوان اولي
آن را جايز بدانيم. 1
بعد و هنگام حجامت است هرگز در قمه زني رعايت نمي شود و شايد علّت آن در اين باشد
كه هدف از قمه زني هي چگاه حجامت نبوده است.
1. مغالطه اي كه غالباً در اين گونه شبهات ديده مي شود و پاسخ گويي به آن را مشكل به نظر
مي رساند اين است كه آنها قضايا را به عنوان امور ذاتي مطرح مي كنند و از اين جهت كه
ضرر زدن به خويش مطلقاً حرام است و يا از اين جهت كه مصداق ضرر و يا خطر و نظير
اينها بر اين عناوين قابل صدق است در حكم قمه زني مناقشه مي كنند در حالي كه بحث
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 125
6. قمه زني از شعائر الهي است!
امري را مي توان جزو شعائرالله قلمداد كرد كه توقيفي باشد؛ يعني حتماً از
سوي شارع جزو شعائر تصريح شده باشد. بنابر اين در مورد آنچه از پيامبر يا
امام يا شارع تأييدي وارد نشده باشد نمي توان گفت كه جزو شعائر است و
و » ؛1 و من يعظم شعائرَ اللَّه فَإِنَّها من تَقْوى الْقُلُو ب  آن را مصداق آية
« هركس شعائر خدا را بزرگ دارد در حقيقت، آن حاكي از پاكي دل هاست
آيت الله العظمي خويي در پاسخ به « المسائل الشرعيه » تصور نمود. در كتاب
نصي در شعا ر » : سؤالي دربارة خونين ساختن سر يا عملي مشابه آن آمده است
بودن اين امر نيامده است؛ بنابر اين امكان حكم به استحباب آن وجود
2«. ندارد
پس همچنان كه پيش از اين نيز بيان شد در اين گونه امور كه دليلي براي
انتساب آنها به دين نداريم تقوي و احتياط اقتضا مي نمايد كه از انجام آنها
خودداري شود. و به انجام آنچه از طرف شارع مقدس بر آن تأكيد شده است
اصلي در حرمت قمه زني مربوط به عناوين عمومي و ثانوي آن است و اينكه قمه زني
نمي تواند به عنوان يك روش اسلامي در چهارچوب مصلحت جامعه اسلامي مؤثر واقع شود.
1. حج: 3
. 2. مسائل الشرعي ، ه دارالزهراء، بيروت، ج 2، ص 327
126 / قمه زني سنت يا بدعت؟
بپردازيم. پيامبراكرم، صلي الله عليه وآله، مي فرمايند: عمل اندكي كه با سنت
همراه باشد بهتر است از عمل بسيار كه با بدعت. 1
اين نكات گذشته از آن است كه اعمالي كه به عنوان شعار براي يك طرز
تفكر معرفي م يگردند بايد به نوعي حاوي معارف و و يژگي هاي آن تفكر
باشد تا بتوانند به عنوان يك نشانه و شعار براي آن مؤثر واقع شوند. نمي دانيم
قمه زني چه سنخيت و تناسبي با اسلام و به ويژه تشيع دارد؛ جز آن است كه
چهره اي زشت و وحشيانه از آن جلو هگر مي سازد. اينجاست كه معارف ناب
و زلال اسلامي را به قربانگاه جهل و خرافه مي بريم و بجاي آن كه در صدد
تحقق شعاري باشيم كه بتواند حقيقت دل نشين اسلام را براي بشريت جلوه گر
سازد به اموري مي پردازيم كه نه تنها نخواهد توانست شعاري از آن تعاليم
الهي باشد بلكه موجب تنفر و بي زاري جهانيان از دين اسلام و به ويژه تشيع
مي گردد.
قلوبهم معك و سيوفهم عليك
درسال 1330 هجري قمري زماني كه ثقةالاسلام (ميرزا علي آقاي تبريزي )
توسط روس ها در تبريز به دار آويخته شد روز عاشورا بود و با فاصله اي نه
چندان دور دسته ها و گروه هايي به قمه زني و عزاداري، به سبك خود مشغول
. 1. ميزان الحكم ، ه ج 1، ص 453
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 127
بودند. تعدادي از حاميان ثقةالاسلام به طلب ياري نزد عزاداران شتافتند و
گفتند: شما بر مظلوميت امام اشك مي ريزيد و حتي از فرط ناراحتي قمه
مي زنيد و م يگوئيد كه اي كاش در كربلا بوديم و از امام دفاع مي كرديم و در
ركاب امام به شهادت مي رسيديم. حال موقعيتي پيش آمده بيائيد و نگذاريد
گلويي ديگر را به ناحق خفه كنند. شما بيش از دو سه هزار نفر هستيد حال
آن كه تعداد روس ها از صد نفر تجاوز نم يكند، حتماً بر آنها غلبه
خواهيدكرد. اما سرگروه عزاداران به در خواست حاميان ثقةالاسلام، پاسخي
آنها » يعني «. آقا جان! اولارين توفنگي وار، آدمي اولْدرلْلَر » : منفي داد و گفت
1«. تفنگ دارند وآدم را م يكشند
خواهم كه كناره زين غم آباد كنم خود را بخرم ز نفس وآزاد كنم
در گوشه اي از بهر خدا بنشينم در ماتم دين نوحه و فرياد كنم
1. محمد اسفندياري، از عاشوراي حسين تا عاشوراي شيع ، ه ص 40 به نقل از مصطفي دلشاد
تهراني، مدرس هي حسين ، ي ص 12 ؛ همچنين آقاي بهاءالديني داماد شهيد مدني(ره) نقل مي كند
كه در اوائل انقلاب عده اي از عناصر مخالف نظام و اعضاي حزب خلق مسلمان در تبريز با
نام هيئت قمه زني به خانه شهيد مدني حمله ور مي شوند.
128 / قمه زني سنت يا بدعت؟
نقشه سيا در رابطه با فرهنگ عاشورا
1 در آمريكا انتشار « نقش هاي براي جدايي مكاتب الهي » اخيراً كتابي به نام
يافته كه در گفت و گوي مفصلي با دكتر مايكل برانت يكي از معاونان سابق
سيا (سازمان اطلاعاتي مركزي آمريكا) انجام شده است. وي در اين مصاحبه
از اسرار تكان دهند هاي پرده برداشته است و در جريان اتهام كاركنان سيا به
فساد مالي به طور ناخودآگاه اعتراف كرده است كه در ا ي ن سازمان، مبلغ
نهصد ميليون دلار براي سازماندهي مبارزه با تشيع اختصاص يافته بوده است .
مدتي طولاني در بخش مذكور فعاليت « دكتر مايكل برانت » گفتني است كه
داشته ولي چندي پيش به خاطر فساد مالي و اداري از كار بركنار شده و او
نيز از باب انتقام جويي خيلي از اسرار محرمانه را بر ملا كرده است.
او در اين زمينه مي گويد بعد از مدت ها تحقيق به اين نتيجه رسيديم كه
قدرت رهبر مذهبي ايران و استفاده از فر هنگ شهادت در انقلاب ايران
ثأثيرگذار بوده است. ما همچنين به اين نتيجه دست يافتيم كه ش يعيان بيشتر
از ديگر مذاهب اسلامي فعال و پويا هستند.
در اين گردهم آيي تصويب شد كه بر روي مذهب شيعه تحقيقات بيشتري
صورت گيرد و طبق اين تحقيقات برنامه ريزي هايي داشته باشيم . به همين
منظور چهل ميليون دلار بودجه براي آن اختصاص داديم و اين پروژه در سه
A plan to divis and desnoylte theology .1
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 129
مرحله به ترتيب زير انجام شد... پس از نظرسنجي ها و جم ع آوري اطلاعات
از سراسر جهان به نتايج مهمي دست يافتيم و متوجه شديم كه قدرت مذهب
شيعه در دست مراجع و روحانيت م يباشد...
اين تحقيقات ما را به اين نتيجه رساند كه به طور مستقيم نمي توان با مذهب
شيعه رودرو شد و امكان پيروزي بر آن بسيار سخت است و بايد پشت پرده
كار كنيم. ما به جاي ضرب المثل انگليسي اختلاف بينداز و حكومت كن، از
سياست اختلاف بينداز و نابود كن استفاده كرديم و در همين راستا
برنامه ريزي هاي گسترده اي را براي سياست هاي بلندمدت خود طرح كرديم، از
جمله حمايت از افرادي كه با مذهب شيعه اختلاف نظر دارند و ترويج كافر
بودن شيعيان به گونه اي كه در زمان مناسب عليه آنها توسط ديگر مذاهب
اعلام جهاد شود. همچنين بايد تبليغات گسترده اي را عليه مراجع و رهبران
ديني شيعه صورت دهيم تا آنها مقبولي ت خود را در ميان م ردم از دست
بدهند.
يكي ديگر از مواردي كه بايد روي آن كار مي كرديم موضوع فرهنگ عاشورا
و شهادت طلبي بود كه هر ساله شيعيان با برگزاري مراسمي اين فرهنگ را
زنده نگه مي دارند. ما تصميم گرفتيم با اضافه و يا حفظ كردن رسوماتي در
عزاداري كه با عقايد شيعه منافات داشته باشد و همچنين حمايت هاي مالي از
برخي سخنرانان و مداحان و برگزاركنندگان اصلي اين مراسم كه افرادي
130 / قمه زني سنت يا بدعت؟
سودجو و شهرت طلب هستند عقايد و بنيا نهاي شيعه و فرهنگ شهادت طلبي
را سست و متزلزل كنيم و مسائل انحرافي را در آن به وجود آوريم به
گونه اي كه شيعه يك گروه جاهل و خرافاتي در نظر آيد. و اين گونه ، تشيع
كه يك مذهب داراي قوت منطقي است تبديل به مذهبي درويشي محض
مي شود و از درون، پوك و تو خالي م يگردد و در ذهن عوام الناس، نفرت و
در خود شيعه، افتراق و پراكندگي گسترش م ييابد. در مرحله بعد بايد مطالب
فراواني عليه مراجع شيعه جمع آوري شده و به وسيله مداحان و نويسندگان
سودجو انتشار دهيم و تا سال 2010 ميلادي ( 1389 شمسي ) مرجعيت را كه
سد راه اصلي اهداف ما مي باشند تضعيف كرده و آنان را به دست خود شيعيان
و ديگر مذاهب اسلامي نابود كنيم و در نهايت تير خلاص را بر اين فرهنگ
و مذهب بزنيم. دكتر مايكل برانت در پايان مي گويد: تاكنون به بعضي از اين
برنامه ها عمل شده و بعضي ديگر در حال اعمال است و مقدار ي ني ز جزء
برنامه هايي است كه بايد در آينده عمل شود. 1
1. سيد احمد خاتمي، چكام ههايي در شيو ههاي عزادار ، ي ص 10 ؛ به نقل از روزنامه
.83/3/ جمهوري اسلامي 5
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 131
كفن هائي براي زنده ها
تحت عنواني « تجارب محمد جواد مغنيه » علامه محمد جواد مغنيه در كتاب
و هنگامي كه از عالمي فلسطيني دربارة نظر « كفن هايي براي زند هها » به نام
علماي فلسطين نسبت به شيعه سؤال م يكند، مي نويسد:
إنّ السبب لهذه التفرقة هو الاستعمار وعملاء الاستعمار »
يثيرونها ويغذّونها بكلّ وسيلة. ومن هذه الوسائل إنّ الانجليز
يهدون ألف كفن في شهر المحرم للضاربين أنفسهم بالسيوف
والسلاسل، وأرادت أمريكا أن لا تفوتها الفرصة فأهدت هؤلاء
همانا سبب اصلي اين تفرقه اي كه ميان مسلمين ايجاد »1؛« ألفي كفن
شده است استعمار و اياديش هستند؛ به گونه اي كه آنها دائماً مسلمانان
را با هر وسيله اي كه شده تحريك و تجهيز نموده و در مقابل هم قرار
مي دهند كه از جمله اين وسائل اين بود كه دولت انگليس در ماه
محرم هزار كفن به قمه زنان هديه نمود و هنگامي كه دولت آمريكا
از آن با خبر شد، براي آن كه فرصت را از دست ندهد دو هزار كفن
«. به آنها هديه نمود
علامه مغنيه پس از بيان اين مطلب توقف نموده و م ينويسد:
.450 – 1. تجارب محمد جواد مغني ، ه ص 449
132 / قمه زني سنت يا بدعت؟
لقد حزّ الألم في نفسي لهذه الحقيقة المرّة، وأحسست عند سماعها »
انّ كلّ عضو في جسمي ينتزع قسراً ولكنّي تجلّدت وأخفيت ما أنا
پس از شنيدن اين حقيقت، اندوه تمام وجودم را به يكباره فرا » ؛«... فيه
گرفت و احساس نمودم كه تمام اعضايم از هم در حال جدا شدن
است؛ وليكن شكيبائي و بردباري نموده و حالتي كه در آن بودم را
1«... پنهان داشتم
در اين باره مي نويسد: « اه لبيت كليد مشك لها » دكتر تيجاني نيز در كتاب
يكى از علماى گذشته مى فرمود: شمشيرهايى كه درگذشته، شيعيان آن »
را در برابر ظالمان بلند م ىكردند، امروز براى زدن به سرهاي خود ، از
آن استفاده مى كنند تا جايي كه انگليسى ها مقدار زيادى از شمشير بر
2«! دسته هاى عزادارى  در كربلا  تقسيم م ىكردند
وزير مختار فرانسه هم در خاطرات خود از روزهاي آغازين مشروطيت
مي نويسد:
امسال دسته ها در برابر سفارت انگلستان براى ابراز قدرشن اسى از »
سياست بريتانيا و كمك هايى كه به انقلاب ايران كرده بود، با شور و
«. شوق تمام، سينه و قمه زدند
1. براي آگاهي بيشتر از جزئيات دخالت دولت انگيس در مراسم عزاداري و كمك آنها به
. دسته هاي قمه زني نگاه شود به: ابراهيم حيدري، تراجيديا كرب ، لا ص 69 و 433
. 2. دكتر تيجانى، اه لبيت كليد مشك له،ا مترجم سيد محمد جواد مهرى، ص 186
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 133
سخنان چند تن از بزرگان حوزه علميه دربارة قمه زني
فتواي تاريخي زعيم بزرگ حوزه علميه آيت الله العظمي
سيد ابوالحسن اصفهاني(قدس سره)
انّ استعمال السيوف و السلاسل و الطبول و الابواق و ما يجري اليوم
. أمثاله في مواكب العزاء بيوم عاشورا انّما هو محرم و هو غيرشرعي 1
بكاربردن شمشيرها(= قمه زني) و زنجيرها و طبل ها و بوق ها و كارهايى
مانند اين امور كه امروزه در دسته هاى عزادارى و در روز عاشورا معمول
است همه حرام و غيرشرعى است.
1. سيد محسن امين، اعيان الشيع ، ه ج 10 ، ص 378 ؛ استاد حسن شُبر، تاريخ العراق السياسي
المعاص، ر ج 2، ص 340 ؛ دايرة المعارف تشي ، ع ج 2، ص 531 ؛ و جعفرالخليلي، هكذاعرفته ، م
. ج 3، ص 207
134 / قمه زني سنت يا بدعت؟
قسمتي از بيانات مرجع و دانشمند بزرگ شيعي آيت الله
العظمي سيد محسن امين(قدس سره) در مورد قمه زني
از آنجا كه ابليس و لشگريانش عموماً مردم
را به وسيله اموري كه در ميان آنها رايج
است گمراه مي كنند ، بسياري مواقع نيز
مردم را به وسيله دين از دين منحرف
مي كنند، بلكه اين نحوه گمراهي ، بيشترين
ضرر را در پي خواهد داشت، عبادات و
سنت هاي كمي را مي توان يافت كه ابليس و
اعوانش به طريقي در آن داخل نشده و آن را فاسد ننموده اند ؛ از جمله اين
عبادات اقامه شعائر حزن و عز اي بر سيدالشهداء حضرت
 است كه در راه و روش شيعه از عصر امام حسين  اباعبدالله الحسين
تا به امروز استمرار داشته است، اما هنگامي كه ابليس و لشگريانش منافع و
فوائد نهفته در آن را مي بينند و اين كه آنها نخواهند توانست آن را به تمامي
با نيرنگ و حيله نابود كنند، متوسل به اغواء و فريب مردم ش ده و آنها را
ناخواسته مجبور به داخل كردن بدعت ها و منكراتي مي كنند كه فس ادش در
نزد غيرمسلمانان نيز آشكار است. و اين شياطين قصدي جز باطل نمودن منافع
و ثواب عزاداري ندارند، (و با همين نيت شوم ) اموري را در عزاداري امام
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 135
داخل مي كنند كه جميع مسلمين بر تحريم اكثر آنها اجماع دارند  حسين
و همگي معترفند كه آنها از منكرات و كبائر الهي است كه خداوند در قرآن
كريم فاعلش را تهديد نموده و مذمومش قرار داده است ... از جمله اين
منكرات ايذاء نفس و ضرر زدن به بدن است كه با زدن شمشير و چاقو بر
سر و مجروح نمودن آن صورت مي گيرد؛ به گونه اي كه خ ون از سر روان
شده و در بسياري مواقع به خاطر رفتن زياد خون از شخص منجر به اغماء يا
بيماري و تأخير در درمان جراحت و حتي مرگ او مي گردد و همه اينها
مغاير است با آنچه كه از سهولت و آساني شريعت معلوم است و مورد مدح
رسول خدا، صلي الله عليه وآله، قرار گرفته ، چنانچه آن حضرت در اين باره
جِئْتُكُم بِالشَّرِيعةِ السهلَةِ السمحاء؛ شريعتي آسان و راحت براي » : مي فرمايند
و همچنين مغاير است با آيات قرآني كه حاكي از رفع هرگونه « شما آورده ام
و ما جعلَ  : حرج و مشقت از دين دارد مانند قول خداوند كه م ي فرمايد
«. و براي شما در دين هيچ تنگنائي قرار نداد » ؛1 علَيكم فى الدينِ منْ حرَجٍ
نيز در اي نباره م ينويسد: « اعيا نالشيعه » علامه امين دركتاب
قمه زني و اعمالي ديگر از اين قبيل در مراسم عزاداري حسيني، به حكم عقل »
و شرع حرام است و زخمي ساختن سر، كه نه خود سود دنيوي دارد و نه اجر
اخروي، ايذاء نفس است كه خود در شرع حرام است و در مقابل، اين عمل،
1. حج/ 78
136 / قمه زني سنت يا بدعت؟
شيعه اهل بيت را در انظار مردم مورد تمسخر قرار داده و آنها را وحشي
قلمداد مي كند و شكي نيست كه اين اعمال، ناشي از وس واس شياطين بوده و
موجب رضايت خدا و پيامبر و اهل بيت اطهار ، عليهم السلام ، نيست و البته
تغيير نام اين اعمال، در ماهيت و حكم شرعي آن كه حرمت است تغييري
نمي دهد و من هيچ وقت در اين مراسم كه توسط كنسولگري ايران در مقام
سيده زينب در دمشق برگزار مي شود شركت نكرده ام و مردم را هم از
را نوشتم كه « التنزيه » شركت در آن نهي نموده ام و به همين دليل هم رسالة
چاپ شد و به فارسي هم ترجمه گرديد و به دنبال آن بود كه گروهي از
قشريون و كساني كه خود را به دين منسوب مي دارند، قيام كردند و غوغا برپا
ساختند و حتي در ميان مردم عوام شايع نمودند كه فلاني عزاداري بر امام
را تحريم كرده است و بر اين هم بسنده نكرده و مرا به خروج از  حسين
دين، متهم ساختند و متأسفانه بعضي از معممين متحجر هم اين تهمت را دامن
زدند و آنگاه سرودي بر ضد من ساختند و اموال بسياري در اين راه خرج
كردند و سيد صالح حلّي را مأمور قدح و ذم من نمودند 1... اما آنچه كه به
1. مخالفان سيد محسن براي تحريك توده ي بي سواد جامعه عليه او سيد صالح حلي را كه
به خاطر توانايي بيانش شهره بود جذب خود كردند وي نيز در منابر خود با تصريح به نام
سيد محسن به اهانت به او مي پرداخت. او از گفتن هرگونه اتهام و اهانتي نسبت به سيد
محسن و طرفدارانش ابا نداشت. به گونه اي كه در منابر خويش نسبت به مرجع بزرگ شيعه
سيد ابوالحسن اصفهاني نيز به علّت طرفداريش از سيد محسن امين جسارت مي نمود. از اين
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 137
سود مردم است، در روي زمين ماندني و حباب هاي تو خالي از بين رفتني
1«! بود
انديشمند بزرگ معاصر، آيت الله شيخ محمد جواد م غنيه 2 نيز در
آثار خويش به انتقاد از قم ه زني پرداخته و آن را از اختراعات عوام
مي داند. ايشان در اين باره مي نويسد:
جهت آيت الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني در فتوائي استماع سخنان سيد صالح را حرام
دانست. ولي اين فتوا نيز مانع از اهانت وي به بزرگان دين نشد. (شيخ محمد الحسون، قراءة
(31- في رسالة التنزي ، ه ص 30
. 1. اعيان الشيع ، ه ج 10 ، ص 363
2. فقيه نوانديش آيت الله محمد جواد مغنيه نمونه اي از انديشه هاي ناب اسلامي بود كه در
عمر پربركت خويش خدمات بي شماري را به اسلام و تشيع ارائه نمود. او انساني بود كه با
زمان به جلو گام برداشته و به اين واقعيت رسيده بود كه زندگي در حال دگرگوني و تغيير
است و يكي از صفات حيات و زمان، تغيير است و اسلام برخي از مسائل عصر جديد را
مي پذيرد و برخي را رد مي كند. كتاب هاي او پر از نصوص صريح و روشن است لذا آنچه از
مسائل زندگي امروزه را كه با شرع مقدس و سنّت رسول خدا، صلي الله عليه و آله ، و فقه و
احاديث، عليهم السلام، اهل بيت تباين و تضاد دارد و در ميان مردم رواج داده شده را رد كرده
اكنون براي نخستين بار، ملاحظه مي كنيم كه عنصر فهم » : است. شهيد صدر مي نويسد
فقه » اجتماعي نصوص، به صورتي مستقل مطرح مي شود و هنگامي كه بخش هاي كتاب
را مي خوانم، مي بينم استاد بزرگ ما شيخ محمد جواد مغنيه در اين تأليف « الامام الصادق
138 / قمه زني سنت يا بدعت؟
يكي از كارهاي نادرست، اعتماد و تكيه بر عادات و روش هايي است كه عوام
از آن پيروي م ينمايند؛ زيرا بسياري از اين اعمال حتي مورد تأييد ديني كه
عوام از آن پيروي مي كنند نمي باشد، اگرچه بعضي شيوخ منتسب ب ه دين از
آنها حمايت بكنند. روشن ترين نمونه اي را كه مي توان براي اين معني تصور
نمود اعمالي است كه بعضي از عوام در روز عاشورا در شهرهاي مختلف
ايران، عراق و در شهر نبطيه واقع در جنوب لبنان، انجام مي دهند. اعمالي مانند
پوشيدن كفن و مجروح ساختن سر و پيشاني خود به وسيله شمشير. بايد گفت
اين گونه بدعت هاي زشت و شر م آور در عصرهاي متأخر از زمان ائمه و
بزرگان علماي شيعه به وجود آمده است و از اختراعات جاهلاني است كه از
سوي خويش و بدون اذن و اجازه امام يا عالم بزرگي آن را به وجود آورده اند
و بعضي شيوخ فريب خورده نيز آن را به خاطر تجارت و منافع خويش تأييد
نمودند. عده اي نيز از ترس اهانت يا آسيب وارد شدن بر نهضت حسيني و يا
به خاطر مصالحي كه خود مي پنداشتند سكوت نموده و جرياني تاكنون در
برخورد با اين اعمال به وجود نيامد؛ مگر عدة كمي از علماء، كه در پيشاپيش
آنها مرحوم آيت الله العظمي سيد محسن امين(قدس سره) مي باشد. ايشان در اين
در حرمت و بدعت بودن « التنزيه لاعمال الشبيه » مورد رساله اي خاص به نام
خود اين موضوع را طرح كرده و با دست خويش فقه جعفري را به شكلي زيبا از نظر شيوه
«... و تعبير و بيان در آورده است
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 139
قمه زني به تحرير درآورد. اگرچه به همين خاطر عده اي فريب خورده و نادان
در مقابل او به موض عگيري پرداختند. 1
علامه مغنيه در جايي ديگر از كتاب خود نيز مي نويسد:
تا به امروز در تمامي بخش هاي جامعه شيعي برپا  عزاداري امام حسين
بوده است،...اما در بعضي موارد گروه هايي از غير عرب ها دست به زياده روي
و افراط در آن زدند و بدعت هايي را در عزاداري به وجود آوردند كه هم
خداوند و هم مردم از آن بي زار بوده و آن را زشت مي شمارند. اعمالي مانند :
قمه زني و جاري نمودن خون بر لبا س هايشان و اعمالي كه آن را شبيه
مي نامند.كه علماي شيعه نيز اين موارد را زشت و ناهنجار شم رده اند و از
طرفي عامه مردم نيز در بيشتر شهرهايي كه اين عادات در آنها جاري م يباشد
تسليم آن نشده و به آن تن در نم يدهند. 2
محقق دانشمند مرحوم آيت الله محمد باقر بيرجند ي در كتاب
نيز دربارة شرايط و آدابِ مستمعين « كبريت احمر » معروف خود به نام
مي نويسد:
در حال شنيدن مصيبات وارده بر اولياء خداوند، اشك بريزد و به صداي بلند
ندبه و نوحه كنند... وليكن زخم بر خود نزند و به كارد و خنجر، خود را
. 1. محمد جواد مغنيه، الشيعة في الميزا ، ن ص 14
. 2. همان، ص 98
140 / قمه زني سنت يا بدعت؟
مجروح نكند؛ چنان كه جهال عجم مي كنند و در آتش نرود، زيرا كه ممنوع
است از شارع مقدس، و هيچ يك از ائمه طاهرين نكرده اند و شيعيان در
مجالس ايشان نم يكرده اند. 1
روحاني مبارز شهيد آيت الله سيد
عبدالكريم هاشمي نژاد 2 نيز يكي از
كساني است كه حدود 40 سال پيش
تأثيرات سوء قمه زني را در تخريب
چهرة اسلام و تشيع متذكر شده و
. 1. آيت الله محمد باقر بيرجندي، كبريت احم ، ر به كوشش عليرضا اباذري، ص 150
2. شهيد سيد عبدالكريم هاشمي نژاد يكي از چهره هاي برجسته سياسي و مذهبي قبل و بعد
از انقلاب مي باشد كه فعاليت هاي سياسي خويش را قبل از سال 1340 ش شروع نموده و از
سال 1341 به بعد كه نهضت امام خميني(ره) آغاز گرديد تحت لواي ايشان به مبارزه
مي پرداخت. او طي اين مدت بيش از پنج مرتبه به علّت سخنراني و مبارزه عليه شاه دستگير
و روانه زندان شد. شهيد هاشمي نژاد پس از انقلاب نيز فعاليت هاي سياسي خود را ادامه داد
و در آغاز به عنوان نماينده استان مازندران در مجلس خبرگان انتخاب شده، و در تدوين
قانون اساسي و به خصوص در جهت تثبيت اصل ولايت فقيه زحمات فراواني كشيد .
سرانجام ايشان در هفتم مهر سال 1360 ش در پايان كلاس درس، به دست منافقي كوردل به
شهادت رسيد.
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 141
ضرورت پرهيز از اين گونه اعمال را تأكيد مي نمايد:
سوگواري براي حسين بن علي، عليهما السلام، و ياد نمودن از فاجعة خونين
نينوا، اگر با طرز صحيح انجام گيرد، علاوه بر ارزش هاي اسلامي و معنوي كه
دارد، اصولاً خود يك عمل منطقي و معقولي است كه از عواطف انسانيت و
حس حمايت از مظلوم سرچشمه مي گيرد. اما با كمال تأسف گاهي به نام
كارهايي انجام مي شود كه در  عرض ارادت به پيشگاه مقدس حسين
برابر دنياي روز موجب شرمساري و سر افكندگي است. كارهايي كه نه با
مقررات اسلامي سازش دارد و نه از نظر منطق صحيح و قابل درك است .
را ياد كرد . اين عمل ناراحت كننده و « قمه زدن » براي نمونه بايد موضوع
چندش آور... نه تنها با هيچ اصلي قابل تفسير نيست، بلكه مخالفان و دشمنان
اسلام در داخل و خارج، از آن به صورت يك حربة مؤثر و قاطع عليه آيين
مقدس ما استفاده م يكنند.
نويسندگان دغل و قلم هاي شومي كه سالياني دراز در اين كشور مشغول
سمپاشي و آلوده ساختن افكار بي خبران از اسلام و نظام عالي و جهاني آن
بودند، اكثراً از اين نمونه كارها كه جمعي از شيعيان پاك دل به نام دين و
اسلام انجام مي دادند سوء استفاده مي كردند و در نوشته هاي خود – كه سراپا
تهمت و افترا به اسلام و تشيع است – آنها را به نام يكي از دستورات مذهبي
مي شمرده اند . سپس در پناه اين « شيعه گري » شيعه معرفي كرده و از مظاهر
142 / قمه زني سنت يا بدعت؟
حربه هاي مؤثر، فحش ها و ناسزاهاي خود را نثار اسلام و مكتب آسماني آن
نموده و با اين قبيل تهمت ها (كه اين كارها جزء دستورات اسلامي است) اين
آيين مقدس را ناصحيح و غيرمعقول جلوه م يدادند.
ماهيت اين تبليغات سوء هرچند براي افراد باخبر و مطلع از اسلام روشن
بود، اما براي بي خبراني كه از اسلام و مقررات آسماني آن كمتر اطلاع دارند،
قطعاً مؤثر و كوبنده است.
و مانند آن اين گونه « قمه زدن » اگر در داخل يك كشور اسلامي موضوع
مورد بهره برداري و سوء استفادة دشمنان اسلام قرار گيرد، در خارج از كشور
نسبت به قدرت هاي بزرگ و مذاهبي كه به نيروهاي استعماري تكيه دارند
مي توان به خوبي استنباط كرد كه چگونه از اين حربه هاي مؤثر عليه اسلام و
مكتب آسماني آن از يك طرف و تحقير نمودن و كوچك شمردن مردم
مشرق زمين از سوي ديگر استفاده م يكنند.
يكي از دوستانم كه دانشجوست و در آلمان غربي مشغول تحصيل است،
سال گذشته برايم حكايت مي كرد كه در آنجا ما به ديدن فيلمي رفتيم كه در
آن قسمتي از عادات و اعمال مردم مشرق زمين نشان داده م يشد؛ اعمالي كه
نشان دهندة انحطاط فكري آنها است. (ما در اينجا به اين حقيقت كاري
نداريم كه غربي ها همواره درصدد تحقير مردم مشرق زمين و ملل آن هستند
و اكنون درصدد آن هم نيستيم كه ببينيم آيا آنها حق دارند شرقي ها را
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 143
اين گونه تحقير كنند يا نه؟ زيرا اين اعمال و افكار خرافي و نامعقولي كه با
هيچ اصلي قابل سازش نيست، در بين آنها هم فراوان يافت مي شود .) در آن
فيلم، از كشور هندوستان مثلاً داستان گاوهاي مقدس و احترام هايي كه مردم
آن جا در برابر آنها انجام مي دادند نشان داده شد، ولي هنگامي كه نوبت به
با همان وضع چند شآور در فيلم منعكس شد. « قمه زدن » ايران رسيد، منظرة
دوستم مي گفت در بين مناظر گوناگوني كه از كشورهاي مختلف نشان داده
چنان حس نفرت و انزجار را در بينندگان تحريك « قمه زدن » شد، منظرة
كرد كه غيرقابل وصف است. باز داستان ديگري در اين باره دارم كه دانشجوي
آلماني به علّت آن كه منظرة قمه زدن را در يك فيلم تلويزيوني ديده بود و
يكي از دستورات اسلامي كه بايد يك مسلمان » دشمنان اسلام آن را به عنوان
به او معرفي كرده بودند، از اين نظر تا مدت ها حاضر « واقعي آن را اجرا كند
نبود مسلمان شود و اسلام را بپذيرد (با آن كه به اصالت اين آيين و وسعت
قوانين آن ايمان داشت) تا بالاخره براي او روشن شد كه قمه زدن هي چ گونه
ارتباطي با اسلام و دستورات رهبران و پيشوايان بزرگ اين دين ندارد.
در اي نجا تذكر اين نكته لازم است كه ما قمه زدن و مانند آن را نه از اين
نظر مورد انتقاد قرار مي دهيم كه تنها از ديدة مردم اروپا نفرت آور و غيرقابل
هضم است، بلكه موضوع فوق را علاوه بر آن كه غيرمنطقي و ناصحيح است،
از آن جهت طرد مي كنيم كه ارتباطي با اسلام ندارد. عملي است نادرست كه
144 / قمه زني سنت يا بدعت؟
نه با مقررات اسلامي سازش دارد و نه خاندان پيغمبر، صلي الله عليه وآله، مانند
اين اعمال را به نام سوگواري انجام مي دادند و نه در عصر امامت آن پيشوايان
عملي  حسين « عزاداري » بزرگ اين گونه كارها را ديگران به نام
مي ساختند و از اين جاست كه بايد ديد چگونه شد كه سالياني دراز اين عمل
در بين جمعي از دوستان ساده دل آن حضرت شايع  به نام عزاداري حسين
بوده است؟
و حيرت انگيزتر اي نكه، جمعي در برابر پرسشي كه از نظر آنان دربارة اين
اين اعمال مي نگرند و اگر « عنوان اولي » عمل و مانند آن مي شود بلادرنگ به
از نظر اسلام جايز بود پاسخ مي دهند، بدون آن كه به بازتاب آن كار و عناوين
ثانويه اي كه بر آ نها مترتّب است توجه كنند!
جايز بود اجازه « عنوان اولي » آيا اين صحيح است كه ما هر كاري را كه به
بدهيم تا مردم مسلمان مراسم پاك اسلام را به آن صورت و در آن قالب
انجام دهند؟
مراسم سوگواري « عدم حرمت عنوان اولي » اگر هركسي بخواهد با رعايت
بهره برداري از » را با سليقة عام و خاص خود انجام دهد آهسته آهسته داستان
و مراسم سوگواري آن بزرگوار به چه صورت در خواهد « نهضت حسين
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 145
آمد؟ و در آن روز آيا نتايج سوء آن مستقيماً متوجه آيين مقدس اسلام و
اساس پاك آن نهضت نخواهد گشت؟ 1
شهيد استاد مطهري(ره) در مورد قمه زني مي نويسند:
قمه زني و بلند كردن طبل و شيپور از ارتدوك س ها ي قفقاز به ايران
سرايت كرد و چون روحية مردم براي پذيرفتن آنها آمادگي داشت،
همچون برق در همه جا دويد. 2
.263- به انسانها آموخ ، ت ص 261  1. شهيد سيد عبدالكريم هاشمي نژاد، درسي كه حسين
. ص 154 ، 2. علامه مطهري، جاذبه و دافعه علي
146 / قمه زني سنت يا بدعت؟
مرحوم حاج سراج انصاري نيز يكي ديگر از روحانيان روشن فكري
است كه حدود 50 سال پيش، در روزگاري كه هنوز دستگاه هاي تلبيغاتي
دشمن با درا نبودن تلويزيون، ماهواره، اينترنت و... قدرت چنداني
نداشتند، ما را بر ضرورت درك اوضاع جهاني و تأثير تبليغات سوء
دشمنان آگاهي مي دهد، ضرورتي كه هم اكنون نيز بعضي ها نمي خواهند آن
را درك كنند:
... چيزي كه هست و داراي اهميت فوق العاده مي باشد، آن است كه پيروان
مكتب تشيع بايد در اقامة عزاداري مرتكب اعمالي نشوند كه بسيار زننده
باشد. بايد اوضاع كنوني جهان را نيز در نظر بگيريد و ظاهر شرع مقدس
اسلام را شديداً مراعات كنند و كاري نكند كه وسيلة حمله دشمنان و بهانه و
بدگوئي آنان باشد. امروز ما مي بينيم كه تبليغات در هر رشته عكس العمل هاي
مؤثري دارد و تبليغات به اندازه اي مؤثر است كه مي تواند بر چهرة زيباي
حق، پردة باطل بكشد و با هيكل زشت، باطل را يك موجودي زيبايي معرفي
نمايد. مثلاً وقتي كه در ميان اعمال عزاداري، يك عمل ناروايي مانند قمه زدن
و زنجيرزدن مشاهده مي شود، دشمنان ما همان عمل را به رخ جهانيان كشيده
و در اطراف آن، آن قدر تبليغات مي نمايند كه آن مرد آمريكايي يا آن دانشمند
اروپايي چنين تصور مي كند كه مكتب تشيع مروج چنين اعمالي است و به
همين مناسبت با نظر تحقير به آن مكتب مقدس مي نگرد.
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 147
اين حقيقت را سيزده قرن پيش رهبر معظم ما پيشواي ششم حضرت امام
در يك جمله كوتاه بيان فرمود و آن جمله اين است: كُونُوا  جعفر صادق
لَنا زيناً و لاتَكُونوا علَينا شَيناً، يعني شما پيروان مكتب تشيع به وسيله
كارهاي نيك سربلندي ما باشيد و كاري نكنيد كه براي ما ماية ننگ و عار
باشيد. حتي در دنبالة اين جمله مي فرمايد: وقتي كه شما پيروان ما كار بدي
كرديد و اعمال ناروايي را مرتكب شديد، دشمنان ما آن اعمال را از ناحية ما
و اثر تربيت ما خواهند پنداشت و خواهند گفت كه مكتب جعفر بن محمد،
عليهما السلام، است كه چنين پيروان بدكاري را تربيت نموده است.
آري كارهاي زننده از قبيل قمه زدن و قفل به تن كردن و نظاير آ ن ها سبب
آبروريزي مكتب تشيع مي شود و بيگانگان چنين تصور خواهند نمود كه
اين گونه اعمال از آيين مذهبي تشيع است، و حال آن كه آيين جعفري و
مذهب تشيع منزّه و مبرّا از اين قسم اعمال ناروا بوده و م يباشد. 1
.70- 1. رسول جعفريان ، بر گهاي از تاريخ حوزه علميه ق ، م ص 69
148 / قمه زني سنت يا بدعت؟
سخنان شهيد آيت الله سيد محمد باقر حكيم 1 در
مورد قم هزني
از آنجا كه هدف ما بازگشت به اهل بيت ،
عليهم السلام، است؛ و آن بزرگواران آگاه ترين
افراد بر شريعت اسلام و بر آنچه بر پيام بر
نازل شده و مسائل مربوط به آن، مي باشند، با
اين حال چيزي از آنها به دست ما نرسيده كه
1. شهيد آيت الله سيد محمد باقر حكيم فرزند مرجع عال يقدر آيت الله العظمى سيد محسن
حكيم (قدس سره) در 1358 ه ق در نجف اشرف ديده به جهان گشود و در حوزه ديرين و
پرآوازه آن شهر، آموزه هاى علمى و دينى را فرا گرفت و به ويژه از محضر آيت الله شهيد
سيد محمد باقر صدر استفاده وافر برد و از ياران خاص آن متفكر شهيد شد. از او ده ها اثر
علمى- دينى نشر يافته است. شهيد سيد محمد باقر حكيم در مبارزه با رژيم سفاك بعثى
تلاش فراوان داشت و از پرچمداران رايت جهاد با آن دستگاه خودكامه بود. از خاندان وى
(آل حكيم) حدود 90 نفر به دست رژيم حاكم عراق به شهادت رسيدند. او پس از سقوط
صدام، در ميان استقبال پرشور، به كشور محنت زده عراق بازگشت و كانون توجه مردم آن
ديار شد. سرانجام آن شهيد والا مقام در اول رجب سال 1424 ه.ق پس از اقامه نماز جمعه
و در راه بازگشت به منزل به واسطه انفجار بمبى كه در كنار ، در حرم مطهر امام على
صحن شريف كار گذاشته شده بود، به مقام عظماى شهادت نائل شدند.
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 149
بتواند ربطي به اين امور منفي كه ه ماكنون در عزاداري ها صورت م ي گيرد
داشته باشد. به گونه اي كه نه در زمان ائمه اطهار، عليهم السلام ، و نه بعد از آن
مردم با اين امور منفي آشنائي نداشتند و اين شيوه هاي عزاداري در زمان هاي
معاصر ايجاد و رواج يافته اند. همچنان كه اگر چيزي از اين امور مي توانست
در خدمت به اهداف نهضت حسيني مفيد و سودمند واقع شود حتماً اهل بيت ،
عليهم السلام، اولين كساني بودند كه به آن سفارش مي نمودند. و يا حداقل بايد
در اين مورد حرفي زده و يا اين كه تشويق و حمايتي از اين امور مي نمودند؛ در
حالي كه مي بينيم آن بزرگواران حتي در احاديث ضعيفشان نيز هيچ گونه
اشاره اي به اين امور نكرده اند. اين در حالي است كه اهل بيت، عليهم السلام، مثلاً
از زيارت پياده آن حضرت و ، هنگامي كه در موضوع زيارت امام حسين
مشكلات و سختي هاي راه آن سخن گفته اند به بيان جزء جزء ثوابي كه زائر
در هر قدمش كسب مي كند پرداخته و ريزترين امور را متذكر مي شوند. پس
مي بينيم كه ائمه، عليهم السلام، حتي از اين مسائل كوچك نيز سخن گفته اند اما
هيچ اشاره اي به اين اشكال عزاداري ننموده اند. همچنين مي توان در تأكيد اين
موضوع به صورتي واضح به سيرة علماي بزرگ در طول تاريخ از زمان ائمه ،
عليهم السلام، تاكنون نيز اشاره نمود؛ به گونه اي كه مي بينيم علماي اعلام با
اين كه تنها در پي عمل به واجبات شرعيه نبوده اند و به مستحبات و سفارشات
رسيده از جانب شرع كه وسيلة قرب به خداوند متعال مي باشند نيز اهميت
150 / قمه زني سنت يا بدعت؟
خاصي داده و خويش اولين كساني بودند كه به آنها عمل مي نمودند ، با اين
حال در تمام طول تاريخ و حتي تاريخ معاصر شاهد نبود ه ايم كه يكي از
مراجع تقليد و يا علماي معروف اين گونه اعمال منفي را انجام داده باشند . در
صورتي كه اگر اين اعمال از مقربات الهي بود اين علماء اولين كساني بودند كه
قيام به آن مي نمودند.
از طرفي نيز روشن است كه در شريعت اسلام، تمام مردم مخاطب احكام
شرعي هستند و وجهي وجود ندارد كه بگوئيم احكامي نزد ما وجود دارد كه
مخاطب آن مثلاً فقط علماء هستند و يا اين كه احكامي وجود دارد كه
مخاطب آن فرد جاهل مي باشد؛ به گونه اي كه بعضي از احكام مخصوص
علماء و بعضي مخصوص جهلاء باشد يا مثلاً بعضي از آنها مخصوص فرد
آبرومند و بعضي مخصوص فرد فرومايه باشند و... از اين رو بايد گفت كه
همه احكام شرعي مشترك بين مسلمانان مي باشند ؛ چه واجب و چه
مستحب. پس اگر عمل مورد نظر ما نيز مستحب باشد براي همة مردم
مستحب است چه آنها عالم باشند و چه عامي. اين در حالي است كه تا به
حال شاهد نبوده ايم كه هيچ يك از علماء در طول تاريخ اقدام به اين عمل
كنند كه اين بدان معناست كه آنها اين اعمال را مستحب و مقرّب كننده نزد
خداوند نمي دانسته اند و بنده شخصاً هيچ عالمي را تاكنون نمي شناسم كه اصرار
بر انجام اين صورت هاي عزاداري داشته باشد و شاهد نبوده ام كه مثلاً عالمي
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 151
قمه بزند. پس اگر عالمي وجود دارد كه بر انجام شدن اين گونه اعمال اصرار
دارد و آن را مستحب مي داند او بايد خود اولين كسي باشد كه قمه بزند و آن
را نيز هميشه ادامه دهد تا مردم نيز بر او اقتدا نمايند.
و من خويش شاهد اين حقيقت بودم كه مرجع كبير آيت الله العظمي سيد
همانا قضيه قم ه زني، اندوه و غص ه اي در » : محسن حكيم(رض) مي فرمودند
پس ايشان با اين ديد به قم هزني نگاه م ينمودند، ولي در همين « گلوي ماست
حال در جواب به سؤالات نيز مي نوشتند: اگر قمه زني باعث ضرر به بدن يا
هتك حرمت به مذهب اهل بيت و شيعيان گردد، حرام است. 1
.127 - 1. شيخ محمود الغريفي، شعائر الحسينيه بين الوعي و الخراف ، ه ص 119
152 / قمه زني سنت يا بدعت؟
بيانية علماي شيعه عربستان در پرهيز از قم هزني
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على خاتم المرسلين نبينا محمد
وآله الطيبين الطاهرين.
أورد الشيخ الصدوق في عيون الأخبار بسنده عن عبد السلام بن صالح
رحم الله عبداً أحيا أمرنا. » : يقول  الهروي قال سمعت أبا الحسن الرضا
يتعلم علومنا ويعلمها الناس فإن : فقلت له: فكيف يحي أمركم؟ قال
«. الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتبعونا
وبقية ، نعزي إخواننا المؤمنين بذكرى أربعين شهادة الإمام الحسين
المناسبات الدينية، ونهيب بهم لإحياء ذكر أهل البيت ، عليهم السلام ،
بحضور المجالس التي هي في واقعها مدارس تربوية لتبيين مبادئ الدين
وأخلاق الإسلام وسيرة رسول الله، صلي الله عليه و آله ، والأئمة الهداة ،
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 153
عليهم السلام، والمشاركة في مراسيم العزاء التي تكرس الولاء والانشداد
لأهل البيت، عليهم السلام، في نفوس أبنائنا وشبابنا.
كما ننصح المؤمنين بالابتعاد عن الممارسات التي تشوه الوجه المشرق
للشعائر الحسينية كالتطبير، وخاصة في بلادنا وحيث تتجه الأنظار للتعرف
على مذهب أهل البيت وممارسات أتباعهم ، مما يوجب علينا تقديم
الصورة الناصعة لنهج أهل البيت ، عليهم السلام ، ولا شك أن ممارسة
التطبير لا تساعد على ذلك بل تعوقه وتعطي الذريعة للمتعصبين لتشويه
المذهب والتنفير منه.
لذلك نؤكد على جميع المؤمنين الابتعاد عن ذلك وتوعية من حولهم
بسلبيات هذه الممارسة وخاصة في بلادنا. نسأل الله تعالى الثبات على
الدين والولاء لمحمد وآله الطاهرين، وأن يحمي بلادنا وبلاد المسلمين
من الأخطار والفتن... والحمد لله رب العالمين.
19 صفر 1427 ه ق
1. السيد علي السيد ناصر السلمان - الدمام.
2. الشيخ محمد علي العمري - المدينة المنورة.
3. الشيخ حسن موسى الصفار - القطيف.
4. الشيخ حسن محمد النمر - الدمام.
5. الشيخ عبدالكريم كاظم الحبيل - تاروت.
154 / قمه زني سنت يا بدعت؟
6. الشيخ حسين صالح العايش - الأحساء.
7. السيد هاشم الشخص - الأحساء.
8. الشيخ عبدالله أحمد اليوسف - القطيف.
9. الشيخ فهد إبراهيم أبوالعصاري - المدينة المنورة.
ترجمه:
از عبدالسلام بن صالح هروي  شيخ صدوق در كتاب عيون اخبارالرضا
كه مي فرمودند :  روايت نموده است كه مي گويد: شنيدم از امام رضا
عرض كردم : چگونه «. رحمت خدا بر آن بنده اي كه امر ما را زنده كند »
به اين كه علوم ما را بياموزد و » : امر شما زنده مي شود؟ آن حضرت فرمودند
به ديگران بياموزانَد، زيرا اگر مردم محاسن سخنان ما را بدانند ب ي گمان از
«. ما تبعيت مي كنند
 خدمت تمامي برادران عزيزمان فرا رسيدن اربعين حضرت سيدالشهداء
و باقي مناسبات ديني را تسليت عرض نموده و از همه دوستان مي خواهيم تا
با حضور خويش در مجالس عزاداري ذكر اهل بيت ، عليهم السلام ، را زنده
نمايند. مجالسي كه در حقيقت مدارسي تربيتي براي روشن نمودن مبادي
دين، اخلاق و سيرة رسول خدا، صلي الله عليه و آله، و ائمه اطهار ، عليهم السلام ،
مي باشند. همچنين تمامي برادارن را به مشاركت در مراسمات عزاداري
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 155
دعوت مي نمائيم زيرا كه اين مراسمات موجب پي ريزي و منسجم شدن
ولايت اه لبيت، عليهم السلام، در نفوس فرزندان و جوانان ما م يگردد.
همچنانكه همة مؤمنين را به دوري و پرهيز نمودن از انجام اعمالي همچون
قمه زني كه موجب آبروريزي و زشت جلوه دادن چهره تابناك شعائر
حسيني مي گردد نيز توصيه مي نمائيم؛ خصوصاً در كشور ما كه همة ديدگان
مترصند تا بر چگونگي مذهب اهل بيت، عليهم السلام، و اعمال كساني كه پيرو
آنند اطلاع يابند. پس از اين جهت بر همة ما واجب است صورت صحيح و
روشني از روش و سير ة اهل بيت، عليهم السلام، را معرفي نمائيم. و شكي نيست
كه انجام عملي همچون قمه زني نه تنها ما را بر اين هدف ياري نخواهد كرد
بلكه ما را باز داشته و خود وسيله اي براي متعصبين خواهد بود تا مذهب
تشيع را زشت جلوه داده و ديگران را از آن دور نمايند.
به همين جهت مجدداً دوري گزيدن تمامي مؤمنين را از اين گونه اعمال
تأكيد مي نمائيم و آنها بر هوشياري و عنايت داشتن به اثرات منفيِ اين گونه
اعمال در پيرامونشان و مخصوصاً در سرزمين ما، هشدار م ي ده يم و از
خداوند متعال ثبات بر دين و ولاء محمد و آل طاهرينش، صلي الله عليه و آله ،
را طلب نموده و از او مي خواهيم تا سرزمين ما و تمامي مسلمين از خطرها
و فتن هها حفظ نمايد. والحمدالله رب العالمين
19 صفر 1417 هجري قمري
156 / قمه زني سنت يا بدعت؟
امضاء كنندگان بيانيه:
1. سيد علي سيد ناصر سلمان – از شهر دمام.
2. شيخ محمد علي عمري - از شهر مدينة منوره.
3. شيخ حسن موسى صفار - از شهر قطيف.
4. شيخ حسن محمد نمر - از شهر دمام.
5. شيخ عبدالكريم كاظم حبيل - از شهر تاروت.
6. شيخ حسين صالح عايش - از شهر أحساء.
7. سيد هاشم شخص - از شهر أحساء.
8. شيخ عبدالله أحمد يوسف - از شهر قطيف.
9. شيخ فهد إبراهيم أبوالعصاري - از شهر مدينة منوره.
تصوير بيانيه:
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 157
درخواست روشنفكران عراقي از آيت الله سيستاني
چندي پيش جمع كثيري از روشنفكران عراقي از قوميت ها و طوائف مختلف
اين كشور، در نامه اي به آيت الله العظمي سيستاني خواستار پاكسازي مراسم
عزاداري از بعضي اعمال ناهنجار و وهن آميز شدند. اين عده با بيان اين كه
قمه زني و اعمال شبيه به آن صورتي زشت و نامأنوس از مذهب تشيع در
اذهان جهانيان بر جاي گذارد ه و شيعيان را شبيه به كساني نمود ه است كه در
اين كشور دست به ترور و بريدن سر افراد خارجي مي كنند ، از آيت الله
سيستاني خواستند تا با حرام نمودن اين گونه اعمال وهن آميز از تخريب هرچه
بيشتر چهره تشيع در خارج و داخل عراق جلوگيري نمايند و از طرفي ديگر
يكي از بهانه هاي اصلي گروه هاي ضد شيعي را براي مواجهه با تشيع از آنها
سلب كند.
اين روشن فكران كه بيش از 60 نفر و از 15 شهر عراق بودند در پايان تأكيد
نمودند؛ شايسته است افرادي كه مي خواهند محبت خويش را به اهل بيت ،
عليهم السلام، با اهداء خونشان نشان دهند، به پايگاه هاي انتقال خون مراجعه
نمايند تا علاوه بر نجات جان بيماران از تخريب هرچه بيشتر چهرة تشيع نيز
جلوگيري نموده باشند. 1
www. Iraqcenter.net : 1. شبكه العراق الثقافيه
158 / قمه زني سنت يا بدعت؟
متنِ نامه ارسالي:
بسم الله الرحمن الرحيم
سماحة المرجع الأعلى آية الله العظمى السيد علي السستاني (دام ظله)
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
لقد اطلعنا بمرارة وأسف والعالم كله عبر الفضائيات وشبكات التلفزة
والانترنيت وبقية الوسائل الاعلامية المسموعة والمكتوبة والمصورة على
المشاهد المحزنة وما حدث في مناسبة عاشوراء وذكرى استشهاد الإمام
حيث الدماء سالت في كل مكان! التطبير والأكفان البيضاء ، الحسين
الملطخة بالدماء، واللطم وضرب السلاسل والتي شملت حتى الأطفال.
جرى ذلك المشهد المؤسف في الوقت الذي يتطلع فيه العراقيون إلى تأييد
وتضامن العالم معهم في محنتهم الكارثية مع الإرهاب البعثفاشي وفرق
التكفير والزندقة المتطرفة! فأين نحن من التضامن ووحدة الكلمة ضد
الإرهاب، وهناك معتقدات خاطئة وبعيدة عن روح الإسلام يمارسها بعض
أبناء الطائفة مما يعكس صورة مشوهة وغير حضارية عنها أمام العالم، في
الوقت الذي نصبوا فيه إلى حوار الحضارات في العالم؟
تعكس تلك المظاهر صورة غير حضارية أمام العالم خاصة أنها عرضت
على المحطات الفضائية العالمية، وأعطت انطباعاً سيئاً للغاية عن الطائفة
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 159
المظلومة على مر التاريخ كونها تماثل صور السيافين التكفيرين اللذين
يقومون بقطع رؤوس العاملين الأجانب في المجالات الإنسانية في العراق.
نحن لفيف من المثقفين العراقيين ومن مختلف القوميات والأديان والطوائف
نناشد سماحتكم توجيه نداء لأبناء الطائفة بغرض الكف عن ممارسة هذه
البدع التي لا تنم عن أي صلة بجوهر الإسلام. ويمكن لمن يريد التعبير عن
عن طريق إسالة دمه أن يتبرع بهذا الدم إلى  حبه لأهل البيت
وبطريقة صحية وإنسانية  المستشفيات لمساعدة المرضى باسم الحسين
لا عن طريق التطبير.
ففي الثلاثينات من القرن الماضي تصدى المرجع الشيعي الأعل ى الشيخ
محسن الأمين العاملي لهذه الظاهرة، فأصدر فتوى بتحريمها وتلقى التأييد
من المرجع الشيعي السيد أبو الحسن الأصفهاني ولفيف أخر من علماء
الدين في النجف الأشرف وكذلك من المثقفين الشيعة أمثال هبة الدين
الشهرستاني وجعفر الخليلي. كما هو الآن ممنوع في إيران الإسلامية بفتوى
من مرشد الجمهورية آية الله خامنئي.
لذلك نناشد سماحتكم ومراجعنا الأفاضل بإصدار نداء أو فتوى تحد أو
تحرم ممارسة هذه الظواهر البعيدة عن جوهر الإسلام خاصة ونحن نعاصر
مفاهيم وقيم وتطور جديد في القرن الحادي والعشرين.
160 / قمه زني سنت يا بدعت؟
إذ تمنح تلك المظاهر غير الحضارية الحجة للتكفيرين لإطلاق المزيد من
الفتاوى ضد أبناء الطائفة الشيعية بغرض قتلهم وتشويه صورتهم أمام العالم.
وهذا الأمر يجلب الأذى على أبناء الشيعة ولنا الرجاء من سماحتكم أن
تضعوا حداً لهذه الظواهر غير الحضارية.
لكم منا بالغ التقدير والاحترام
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 161
نظر مراجع تقليد دربارة قمه زني
امام خميني
در وضع موجود قمه نزنند.
162 / قمه زني سنت يا بدعت؟
حضرت آيت الله العظمي خوئي
در صورتي كه موجب ضرر معتد به يا هتك و توهين به مذهب باشد
جايز نيست. 1
. 1. طريق النجا ، ت ج 2، ص 445
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 163
حضرت آيت الله العظمي شيخ محمد حسين
كاشف الغطاء
سؤال:
خدمت حضرت آيت الله العظمي شيخ محمد حسين كاشف الغطاء
آيا دليلي بر استحباب يا جواز لطم به صورت زدن وجود دارد، زيرا بعضي از
كساني كه با ما هم اعتقاد نيستند اين موضوع را انكار كرده و آن را جايز
نمي شمارند؛ در حالي كه بعضي ديگر مي گوين د: ما جواز اين عمل را از
لطمه زدن زنان فاطمي بدست مي آوريم. خواهشمند است پاسخ اين سؤال را
هرچند به صورت اجمال براي ما بيان نمائيد.
164 / قمه زني سنت يا بدعت؟
پاسخ:
اگر بخواهيم موافق قواعد فقهي و استباط احكام شرعي در مورد مسأله لطم ه
به صورت زدن و اعمالي از اين قبيل، همچون قم هزني و... كه در اين روزگار
جريان دارند، نظر دهيم به چيزي جز حرمت دست نيافته و چاره اي جز فتوا
به منع و تحريم آنها نخواهيم داشت؛ زيرا هيچ مخصصي كه بتواند عمومات
حرمت اضرار و ايذاء به بدن و حرمت به خطر انداختن جان انساني را در
اين موارد تخصيص زده باشد وجود نداشته و دليلي نداريم كه بتوان اين موارد
را از حكم به حرمت خارج نمود.
ولي آنچه در اين ميان نيز نبايد از آن غفلت نمود اين است كه از قطعيات و
مسلمات مذهب حقة اماميه اثني عشري است كه فاجعة طف و شهادت
شهيدان كربلا واقعه اي بسيار بزرگ و نهضت ديني شگف ت بوده است .
نيز رحمت بيكران الهي، ماية نجات امت، وسيلة  همچنان كه امام حسين
قرب الهي، شفيع مطلق و دريچة رحمت خداوندي است كه هرگز مسدود
نمي گردد.
از اين جهت من اعتقاد دارم كه حقيقت اين امر و مسأله نزد خداوند آشكار
است. اما اگر مكلّف اين اعمال را به جهت عشق و محب ت حقيقي به امام
انجام دهد به گونه اي كه از سوز دل او و به جهت برافروخته  حسين
شدن شعله هاي اندوهي باشد كه در جگرها به خاطر مصيبت اين گل مظلوم
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 165
پيامبر، صلي الله عليه وآله، فرو مي كشد در حالي كه عمل او نيز از تمامي
پليدي ها، رياكاري ها و اغراض نفساني خالي و پاك است پس بعيد نيست كه
در اين صورت چنين عملي را جايز و بلكه از مقربات و بزرگترين عبادات
بدانيم. و بر همين راه و روش مي توان بعضي از اعمالي را كه به اهل بيت
عصمت و طهارت، عليهم السلام، نسبت داده شده - مانند نسبت شكستن سر
حضرت زينب، سلام الله عليها، در اثر برخورد با محمل و يا آنچه كه در
زيارت ناحيه مقدسه به زنان اهل بيت، عليهم السلام، نسبت داده شده- را توجيه
نمود.
البته بايد به اين مطلب نيز بايد توجه داشت كه چنين معني و درجه اي چيزي
نيست كه براي هركسي به آساني حاصل شود و هر تازه واردي بتواند آن را
ادعا نموده؛ و از هر آزمندي انتظار رود. بلكه فقط از اهل آن انتظار رفته و به
صرف اداء و خيال پردازي براي كسي حاصل نمي شود؛ زيرا اين معني داراي
مرتبه اي بس والا و جايگاهي بسيار رفيع و شامخ م يباشد.
اين در حالي است كه بيشتر اشخاصي كه اين كارها [قمه زني و...]را انجام
مي دهند ، بيشتر از روي تظاهر، ريا، تعصب و تملّق ب  ه عمل م ي آورند،
بي آن كه قصدي درست و نيت صالحي داشته باشند. كه از اين جهت نيز
166 / قمه زني سنت يا بدعت؟
خالي از اشكال نبوده، بلكه حرام بودن آن به خاطر بعضي از دلايل زماني
و مكاني مضاعف خواهد بود. 1
بنابراين بهترين و پاكيزه ترين روش در يادآوري عاشورا و حماسة حسيني، تنها
نوحه سرائي، مرثيه خواني،گريه نمودن براي اين گل آستان نبوي، صلي الله عليه
وآله، سلام دادن بر آن بزرگوار، به زيارت آن حضرت رفتن، لعن بر دشمنان
ايشان و تبري جستن از ظالميني در شهادت آن حضرت مشاركت داشته يا به
آن راضي بوده اند، است. سلام خداوند بر آن حضرت و پدران و فرزندان
برگزيده ايشان باد.
22 ؛ كتاب الفردو سالاعل ي مجموعه اي از آراء، مقالات و - 1. الفردوس الأعل ، ى ص 19
جواب هاي آيت الله العظمي شيخ محمد حسين كاشف الغطاء است كه شاگرد ايشان سيد
محمد علي طباطبائي آن را گرد آورده و با مقدمه و تقريض آيت الله العظمي كاشف الغطاء در
سال 1370 ه ق به چاپ رسيد. آيت الله العظمي كاشف الغطاء در مقدمه اي كه بر اين كت اب
نوشته تصريح نموده است كه در هنگام نوشتن تقريض هشتاد سال داشته اند، و از اين جهت
بايد گفت كتاب فردوس الاعلي آخرين كتاب و نظرات ايشان است . همان گونه كه در
صفحه ي دوم اين كتاب نيز بر اين مطلب تأكيد شده است.
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 167
حضرت آيت الله العظمي سيد محسن حكيم
فرزند ايشان، شهيد آيت الله سيد محمدباقرحكيم، نقل نموده اند كه پدر
بزرگوارشان در مورد قمه زني مي فرموند:
1« إنَّ قضيةَ التطبير هي غُصة في حلقومنا »
« مسئلة قمه زني، غصه و اندوهي در گلوي ماست »
1. شيخ محمود الغريفي، شعائر الحسينيه بين الوعي و الخراف ، ه ص 137 ، ابراهيم حيدري،
. تراجيديا كرب ، لا ص 459 و شهيد محمد باقر حكيم، الحوارا ، ت ج 2
168 / قمه زني سنت يا بدعت؟
حضرت آيت الله العظمي شهيد محمد باقر صدر
ان ما تراه من ضرب الأجسام وإسالة الدماء هو من فعل عوام الناس »
وجهالهم ولا يفعل ذلك أي واحد من العلماء بل هم دائبون على منعه
؛« وتحريمه
ترجمه:
آنچه كه امروز با نام قمه زني و جاري ساختن خون بر بدن انجام مي شود از
افعال عوام مردم و جاهلين آنها است و هيچ يك از علماء اقدام به اين كار
نكرده اند بلكه آنها دائماً از اين كار منع نموده و آن را حرام م يدانسته اند. 1
. 1. دكتر تيجاني، كل الحلول عند آل الرسول ،چاپ اول 1997 م ، ص 150
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 169
حضرت آيت الله العظمي اراكي
دستور ولي امر مسلمين مبني بر جلوگيري از اعمال خرافي در عزاداري
محرم لازم الاطاعه است.
در پي سخنان حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در
ضرورت جلوگيري از اعمال خلاف شرع و بدعت آميز نظير قمه زني و ... در
ايام عزاداري سالار شهيدان در سال 1373 ، در همان سال و قبل از رحلت
حضرت آيت الله العظمي اراكي(قدس سره )، طي تماسي با دفتر ايشان نظر آن
بزرگوار را پيرامون موضوع فوق جويا شديم كه اين دفتر اعلام كرد : بنا به
نظر حضرت آيت الله العظمي اراكي، دستور ولي امر مسلمين جهان مبني بر
جايز نبودن اين اعمال براي همه لازم الاطاعه و قابل اجراست . اين دفتر
همچنين افزود: پيروي از سخنان ايشان در مورد اين گونه اعمال خرافي كه
موجب وهن دين و مذهب و بهر هبرداري سوء دشمنان اسلام م يگردد بنا به
170 / قمه زني سنت يا بدعت؟
اعلام ولي امر مسلمين كه آگاه به مصلحت اسلام و كشور هستند لازم و
ضروري است. 1
حضرت آيت الله العظمي خامنه اي
هركاري كه براي انسان ضرر داشته يا باعث وهن دين و مذهب گردد حرام
است و مؤمنين بايد از آن اجتناب كنند قمه زني علاوه بر اين كه از عرفي از
مظاهر حزن و اندوه محسوب نمي شود و سابقه اي در عصر ائمه، عليهم السلام، و
 زمان هاي بعد از آن ندارد و تأييدي هم به شكل خاص يا عام از معصوم
در مورد آن نرسيده است. در زمان حاضر موجب وهن و بد نام شدن مذهب
مي شود. بنابراين در هيچ حالت جايز نيست. 2
. 1. پيرامون عزاداري عاشور،ا دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، ص 37
. 2. اجوبة الاستفتائا ، ت ترجمه فارسي، ص 326
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 171
حضرت آيت الله العظمي نوري همداني
باسمه تعالي
مكتب امر به  از آنجا كه مكتب سالار شهيدان حضرت ابي عبدالله
معروف و نهي از منكر و چشمة جوشان ارزش ها ي اسلامي است و تاريخ
خونبار عاشورا هميشه با آفريدن حماسه ها و موج ها و با به حركت درآوردن
احساسات و عواطف الهام بخش كلية نهضت ها و قيام هايي كه عليه ظالمان و
جباران روزگار صورت گرفته بوده است و همواره مجاهدين اسلام با
قيام هايي كه عليه ظلم و ستم بجا آوردند -كه نمونة آن را در زمان خود
ديديم- نام حسين بر لب و اشك حسيني در چشم و هواي كربلا و عاشورا در
سر داشتند تا موفق شدند كه پيروزي خون بر شمشير را ثابت و بيان بلند
را معني « حسين منّي وأنا من حسين » : حضرت رسول اكرم، صلي الله عليه وآله
كنند و ايام محرم و عاشورا هميشه زنده كنند ة اين خاطره و بجوش آورندة
خون هايي است كه در دل علاقه مندان اين مكتب موج م يزند لذا لازم است
172 / قمه زني سنت يا بدعت؟
مخصوصاً در جهان كنوني كه دشمنان اسلام سيلي خورده و منافع نامشروع
خود را از دست رفته مي بيند و در فكر انتقام گرفتن از اسلام ناب محمدي
هستند مراسم عزاداري كار زينبي بكند يعني با منطق اسلام توأم و از هرگونه
حركتي كه اين دين مقدس را بي منطق قلمداد نمايد منزّه باشد و عزاداران
محترم و متعهد بجاي اين كه قمه را بر فرق خود بكوبند در فكر آن باشند
قمه را بر سر دشمنان اسلام كه اراضي آنان را اشغال و در فكر تضعيف
آنان مي باشند و منابع آنان را غارت و بالاخره هر روزي با ترفند جديدي
حيات اسلامي آنها را به مخاطره مي اندازند بكوبند. خداوند توفيق بيشتر
براي پيمودن اين راه را به همة مسلمانان عنايت بفرمايد.
7 محرم الحرام 1415
الاحقر حسين نوري همداني
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 173
حضرت آيت الله العظمي تبريزي
عزاداري بايد طوري باشد كه موجب وهن بر شيعه نباشد . 1داخل بودن
جاي تأمل دارد. 2  اين اعمال در عزاداري امام حسين
سؤال:
ما رأي سماحتكم في مسألة التطبير؟
پاسخ:
و اهل  بسمه تعالي: دخول التطبير في قضية الجزع علي سيدالشهدا ء
بيته و اصحابه سلام الله عليهم غير محرز فينبغي للمؤمنين اختيار ما هو
. 1. استفتائات جدي ، د ص 456
. 2. ميرزا جواد تبريزي، طريق النجا ، ت ج 2، ص 445
174 / قمه زني سنت يا بدعت؟
محرز كالبكاء و اللطم علي الصدور و اق ا مة المواكب و اخراجها الي
الاماكن العامة بقدر الامكان للعزاء وفقكم الله لخدمة اهل البيت،
عليهم السلام، و جزاكم الله خيرا في الدنيا و الاخره والله الموفق.
ترجمه:
و اهل بيت و اصحاب ايشان،  داخل بودن قمه زني در عزاداري سيد الشهداء
سلام الله عليهم، ثابت نيست، پس بر همة مؤمنين لازم است كه آنچه را كه به
عنوان گونه اي عزاداري محرز و ثابت است اختيار نمايند؛ همچون گريه
نمودن و سينه زني و برپا نمودن دسته هاي عزاداري و حركت آن - تا حد
امكان- به سوي امكان عمومي براي عزاداري، خداوند شما را در خدمت به
اهل بيت، عليهم السلام، موفق دارد و جزاي خير در دنيا و آخرت بدان دهد.
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 175
حضرت آيت الله العظمي فاضل لنكراني
از هر نوع عمل كه ج نبه توجيه پذيري ندارد و موجب سوء استفاده
مغرضان و موجب وهن مذهب م يشود بايد اجتناب كرد. با توجه به گرايشي
كه نسبت به اسلام و تشيع بعد پيروزي انقلاب اسلامي ايران در اكثر نقاط
جهان پيدا شده و ايران اسلامي به عنوان ام القراي جهان اسلام شناخته
مي شود و اعمال و رفتار ملت ايران به عنوان الگو و بيانگر اسلام مطرح است
لازم است در رابطه با مسايل سوگواري و ع زاداري سالار شهيدان حضرت
به گونه اي عمل شود كه موجب گرايش بيشتر و علاقه  ابي عبدالله الحسين
176 / قمه زني سنت يا بدعت؟
مندي شديدتر به آن حضرت و هدف مقدس وي گردد . پيداست در اين
شرايط مسئله قمه زدن نه تنها چنين نقشي ندارد بلكه به علّت عدم قابليت
پذيرش و نداشتن هيچ گونه توجيه قابل فهم مخاطبين نتيجه سوء بر آن
مترتب خواهد شد. لذا لازم است شيعيان علاق همند به مكت ب آن امام از آن
خودداري كنند و چنانچه در اين مورد نذري وجود داشته باشد نذر واجد
شرايط صحت و انعقاد نيست. 1
. 1. جامع المسائ ، ل ج 1، ص 622
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 177
حضرت آيت الله العظمي مظاهري
چون مقام معظم رهبري فرموده اند كه در عزاداري ها قف ل و قمه زدن و
مانند اينها نباشد، پيرو ي از امر ايشا ن بر هم ه واجب است .
حوزه علميه قم  حسين مظاهري
6 محرم الحرام 1415
178 / قمه زني سنت يا بدعت؟
حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي
متن جوابية آيت الله العظمي مكارم شيرازي به سؤالات مختلف مردم
 دربارة وظائف مسلمانان در ايام عاشورا و مراسم عزاداري حسيني
باسمه تعالي
بدون شك عزاداري سالار شهيدان از افضل قربات و احياي خون آنان ماية
نجات در دنيا و آخرت است.
افراد ناآگاه و بي خبر، حادثه خونين كربلا را مربوط به گذشته مي پندارند، و
از تكرار سوگواري ما در هر سال دچار تعجب مي شوند، در حالي كه آگاهان
آن را مربوط به يك جريان مهم و مستمر در سراسر زندگي بشر م ي دانند،
كه در كربلا به اوج خود رسيد، و به عنوان يك الگوي جاودانه در تاريخ اند.
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 179
و آن جريانِ مبارزه با كفر و ظلم و بيدادگري و ترجيح مرگ سرخ توأم با
آزادگي بر زندگي ذلّت بار و ننگين است.
آنها مي گويند چرا شما براي حادثه اي كه مربوط به سيزده قرن پيش است
اشك مي ريزد؟ ولي نمي دانند كه اشك ما اعلان جنگ ما به ظالمان و
بيدادگران و زشت كاران در هر زمان است . قطره هاي اشكي كه از روي
و يارانش جاري مي شود گلوله هاي  معرفت نسبت به اهداف والاي حسين
آتشيني است بر ضد تبهكاران و جنايتكاران تاريخ، و گوهرهاي گ رانبهايي
است براي هديه به مظلومان و ستمديدگان و ملّت ها ي دربند، و اين است
معني كل يومٍ يومِ عاشورا و كل ارضٍ ارضِ كربلا.
و به همين دليل هميشه طاغوتها و دشمنان از انجام اين مراسم در هراسند و
مي خواهند آن را به تعطيل بكشانند.
و درست به همين دليل ما مي گوييم به هر قيمت كه ممكن شود بايد اين
مراسم حفظ گردد، حتي در بعضي از كشورها كه دشمنان اهل بيت قصد
خاموش كردن اين چراغ فروزان را داشتند و از ما سؤال كردند گفتيم به هيچ
قيمت عقب نشيني نكنيد، و لو بلغ ما بلغ، و هر چند خون خود را در اين راه
نثار كنيد.
درست است كه اين مراسم ذاتاً مستحب است ولي زنده نگه داشتن آن در
مواردي از اوجب واجبات است.
180 / قمه زني سنت يا بدعت؟
در اينجا لازم مي دانم همة برادران و خواهران ايماني را به چند نكته توجه
دهم:
1. بايد همه بكوشند با خالص ترين نيات در اين مراسم شركت جسته، و قلب
و روح خود را در اختيار سالار شهيدان قرار دهند، و به اهداف والاي اين قيام
بزرگ تاريخ اسلام و بشريت بيانديشند، و گويندگان عزيز و نويسندگان
محترم اهداف مهم اين قيام پربار را تشريح كرده، و سوگواران را روز به روز
حاصل گردد. « عارفاً بحقّه » با آن آشناتر سازند تا مصداق كامل
2. برادران و خواهران ايماني بايد خلوص اين مراسم را از اموري كه مخالف
شرع اسلام و دستورهاي پيشوايان بزرگ دين است حفظ كنند و از هر كاري
كه بهانه به دست دشمنان مي دهد بپرهيزند و نيز از اعمالي مانند قمه زدن و
قفل در تن كردن و امثال آن كه رهبر معظّم انقلاب در بيانات پربار خود به
آن اشاره نمودند اجتناب جويند.
زيرا اين اعمال دست آويزي به دست دشمنان خواهد داد تا كلّ اين مراسم
عظيم و سازنده را زير سؤال برند، قمه را بايد بر سر دشمن كوبيد نه بر سر
دوست، قفل را بايد بر دهان دشمن زد، نه بر تن دوست، درست است كه
و مكتب اوست ولي بايد توجه  انگيزه اين افراد عشق به امام حسين
داشت كه مقدس بودن انگيزه به تنهايي كافي نيست بايد نفس عمل هم مقدس
باشد، كيفيت عزاداري يا بايد در نصوص اسلامي وارد شده باشد و يا مشمول
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 181
عمومات و اطلاقات ادلّه گردد، و اين گونه كارها مسلماً نه منصوص است و
نه مصداق عزاداري در عرف عقلا و اهل شرع، به علاوه موانعي نيز از نظر
شرع در برابر آن قرار دارد، و به تعبير ديگر نه مقتضي شمول عمومات
موجود است و نه مانع مفقود.
درست است كه جمعي از بزرگان فقهاي پيشين، قدس الله اسرارهم، اجازه بعضي
از اين امور را در عصر خود به دلايل خاصي داده اند ولي آنها هم اگر در عصر
ما و شرايط زمان ما بودند به يقين طور ديگري فتوي م يدادند.
همان گون ه كه در  3. بايد توجه داشت كه هدف اصلي قيام امام حسين
وصيت تاريخي معروف آن حضرت آمده احياي امر به معروف و نهي از
منكر بود بر همه عاشقان مكتبش لازم است اين دو فريضة الهي و قرآني را
زنده كنند و به امام و پيشواي بزرگشان اقتدا نمايند، و از طريق صحيح و
حساب شده با منكرات به مبارزه برخيزند، و با گفتار و اعمال خود معروف
را زنده كنند.
خداوندا همة ما را از پيروان راستين مكتب آن بزرگوار قرار ده، و مشمول
شفاعتش در دنيا و آخرت بنما، آمين يا رب العالمين 1
قم- ناصر مكارم شيرازي
73/3/26 مطابق با ششم محرم الحرام 1415
. 1. پيرامون عزاداري عاشور،ا دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، ص 44
182 / قمه زني سنت يا بدعت؟
حضرت آيت الله العظمى شهيد سيد
محمدصادق صدر
طبيعي لن يكون في أدماء الرأس بهذه الصورة المتعمدة أستحباب ولا
مواساة لأهل البيت، عليهم السلام، ولم يقل بالحلية أي من العلماء
الذين أعرفهم. وحتى لو أفترضنا أن هذا العمل مباح بالعنوان الأولي،
ولكن بما أنه صار موجبا لوهن المذهب وهتك أتباعه ورميهم
بالوحشية والتخلف، فيحرم بالعنوان الثانوي وقد أمرنا الأئمة
شيعتنا كونوا زينا لنا ولا » عليهم السلام بأن لا نفعل ما يسيء اليهم
«. تكونوا شينا علينا
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 183
ترجمه:
طبيعي است كه در اي نگونه جاري كردن خون از سر، به صورت عمدي، نه
استحبابي وجود دارد و نه مواسات و همدردي با اهل بيت، عل يهم السلام ، در آن
ديده مي شود. همچنان كه هيچ يك از علمائي كه من مي شناسم اعتقاد به حليت
اين عمل ندارد. و حتي در صورتي كه ما اين اعمال را به حكم اولي نيز مباح
تصور كنيم باز هم به خاطر آن كه باعث وهن و توهين به مذهب شده و
شيعيان را به وحش يگري و بدعت گذاري متهم مي كند حرام مي باشد . اين در
حالي است كه ائمه، عليهم السلام، همواره ما ر ا بر ترك كردن اعمالي كه
موجب زشت نشان دادن اهل بيت ، عليهم السلام ، مي ش ود توصيه نموده و
1« شيعتنا كونوا زينا لنا ولا تكونوا شينا علينا » : مي فرمودند
1. در جواب استفتاآت أبوقاسم بغدادي.
184 / قمه زني سنت يا بدعت؟
حضرت آيت الله العظمي سيد كاظم حائري
نحن نرى ان التطبير بالذات وبعض الاعمال الاخرى المشابهة يسيء
بسمعة الاسلام و بسمعة التشيع بالذات وان العدو الكافر قد سلط في
وقتنا الحاضر الاضوار على امثال هذه الاعمال لكي يرى ديننا دين
خرافة و وحشية.
وثانياً: سواء امتلكنا نحن هذه الرؤية علينا ان نتبع رؤية قائد المسلمين
سماحة آية الله السيد الخامنه اي (حفظه الله) وقد اتخذ بهذا الصدد
موقفا صريحا وواضحا لم يبق معه عذرا لمعتذر ويجب على جميع
المسلمين ان يتبعه سواء من يتفق معه في الفتوى او يقلده او لا يتفق
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 185
معه في الفتوى ولا يقلده فعلى كل حال يجب ع لى الجميع اتباعه
بوصفه وليا للامر. 1
ترجمه:
[اولاً:] ما شاهد آنيم كه قمه زني و بعضي اعمال شبيه به آن ذاتاً موجب
تخريب وجهة اسلام و تشيع گشته اند و دشمنان كافر نيز در زمان حاضر
براي آسيب وارد كردن به ما بر اين گونه اعمال تكيه نموده تا دين ما را دين
خرافه و وحشي گري معرفي نمايند.
و ثانياً: چه ما چنين ديدي را نسبت به قمه زني بدست آورده باشيم يا نه، بايد
از اوامر ولي امر مسلمين حضرت آيت الله خامنه اي(حفظه الله) در اين مورد
اطاعت كنيم؛ زيرا ايشان در اين مورد موضع گير ي صريح و روشني نموده
داشته اند كه ديگر هيچ گونه عذري را براي مخالفت باقي نمي گذارند و بر
تمامي مسلمين واجب است كه از دستورات ايشان اطاعت نمايند چه كساني
كه با ايشان در فتوي هم نظرند و يا از ايشان تقليد مي كنند و چه كساني كه
در اين فتوي با ايشان هم نظر نبوده و يا از كس ديگري تقليد كنند و در هر
صورت بر همة مسلمين واجب است از ايشان به خاطر ولي امر بودنشان
اطاعت كنند.
. 1. شيخ محمود الغريفي، شعائر الحسينيه بين الوعي والخراف ، ه ص 145
186 / قمه زني سنت يا بدعت؟
حضرت آيت الله العظمي سيستاني
بايد از كارهايي كه عزاداري را خدش هدار م يكند اجتناب شود. 1
حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني
در موردي كه موجب وهن مذهب شود از آن خودداري گردد. 1
. 1. سيد محسن محمودي، مسائل جديد از ديدگاه علما و مراجع تقلي ، د جلد 3، ص 34
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 187
حكم حكومتي رهبري در ممنوعيت قمه زني
بايد توجه داشت كه مقام معظم رهبري حكم به ممنوعيت قمه زني نموده ان د.
و در مواردي كه ولي فقيه به موردي حكم كند براي كلية مكلّفين حتي كساني
كه از ايشان تقليد نمي كنند واجب است كه آن را اطاعت كنند و در صورتي
هم كه فتواي مرجع تقليد فرد و حكم ولي فقيه خلاف يكديگر باشد، به يقي ن
حكم ولي فقيه مقدم و مخالفت با آن حرام مي باشد. آيت الله سيد محمد كاظم
حكم الحاكم الجامع للشرائط لا » : مي نويسد « عروة الوثقي » يزدي در كتاب
2؛ يعني اگر حاكم با فرض دارا بودن شر ائط «... يجوز نقضه و لو لمجتهد آخر
شرعي حكمي صادر كند هيچ كس حق نقض و مخالفت با آن را ندارد، حتي
اگر مجتهد ديگري باشد. اين مسأله فتواي جميع فقها است.
مقام معظم رهبري در قسمتي از جواب نامه امام جمعه اردبيل مبنى بر اعلام
تبعيت مردم اردبيل از نصايح و رهنمودهاى رهبر انقلاب در مسأل ة عزادارى
فرمودند:
امروز اين ضرر بسيار بزرگ و شكننده است؛ و لذا قمه زدن
علنى و همراه با تظاهر، حرام و ممنوع است. 3
1. همان
2. عروة الوثق ، ي ج 1، مسأله 57 ، باب اجتهاد وتقليد.
3. متن كامل اين نامه در ادامه خواهد آمد.
188 / قمه زني سنت يا بدعت؟
لحن و محتواي ساير بيانات ايشان دربارة قمه زني، نيز همگي حاكي از حكم
بودن دستور ايشان دارد و از اين جهت ديگر هيچ گونه عذري براي انجام
اين گونه اعمال باقي نم يگذارد.
بيانات مقام معظم رهبري دربارة قمه زدن
من واقعاً م يترسم از اين كه خداي ناكرده، در اين دوران كه دوران ظهور
اسلام، بروز اسلام، تجلّي اسلام و تجلّي فكر اهل بيت ، عليهم الصلا ةوالسلام ،
است، نتوانيم وظيفه مان را انجام دهيم. برخي كارهاست كه پرداختن به آنها،
مردم را به خدا و دين نزديك مي كند. يكي از آن كارها، همين عزاداري ها ي
سنّتي است كه باعث تقرّب بيشتر مردم به دين مي شود. اين كه امام فرمودند
به خاطر همين تقريب است . در مجالس ع زاداري « عزاداري سنّتي بكنيد »
نشستن، روضه خواندن، گريه كردن، به سر و س ينه زدن و مواكب عزا و
دسته هاي عزاداري به راه انداختن، از اموري است كه عواطف عمومي را
نسبت به خاندان پيغمبر، پرجوش مي كند و بسيار خوب است . در مقابل،
برخي كارها هم هست كه پرداختن به آنها، كساني را از دين برمي گرداند.
بنده خيلي متأسفم كه بگويم در اين سه، چهار سال اخير، برخي كارها
در ارتباط با مراسم عزاداري ماه محرّم ديده شده است كه دست ها يي به
غلط، آن را در جامعه ما ترويج كرده اند. كارهايي را باب مي كنند و رواج
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 189
مي دهند كه هركس ناظر آن باشد، برايش سؤال به وجود مي آيد . به عنوال
مثال، در قديم الايام بين طبقه عوام النّاس معمول بود كه در روزهاي عزاداري،
به بدن خودشان قفل مي زدند! البته، پس از مدتي، بزرگان و علما آن را منع
كردند و اين رسم غلط برافتاد. اما باز مجدداً شروع به ترويج اين رسم
كرده اند و شنيدم كه بعضي افراد، در گوشه و كنار اين كشور، به بدن
خودشان قفل م يزنند! اين چه كار غلطي است كه بعضي افراد انجام م يدهند!؟
قمه زدن نيز همين طور است. قمه زدن هم از كارهاي خلاف است. مي دانم
«. حق اين بود كه فلاني اسم قمه را نمي آورد » : عده اي خواهند گفت
شما به قمه زدن چه كار داشتيد؟ عده اي مي زنند؛ بگذاريد » : خواهند گفت
نه؛ نمي شود در مقابل اين كار غلط سكوت كرد. اگر به گون  ه اي «! بزنند
كه طي چهار، پنج سال اخير بعد از جنگ، قمه زدن را ترويج كردند و
هنوز هم مي كنند، در زمان حيات مبارك امام ، رضوان اللّه علي ه ، ترويج
مي كردند، قطعاً ايشان در مقابل اين قضيه م يايستادند. كار غلطي است كه
عده اي قمه به دست بگيرند و به سر خودشان بزنند و خون بريزن د . اين
كار را مي كنند كه چه بشود؟! كجاي اين حركت، عزاداري است ؟ ! البته،
دست بر سر زدن، به نوعي نشانة عزاداري است. شما بارها ديد هايد، كساني كه
مصيبتي برايشان پيش مي آيد، بر سر و سينه خود م يكوبند. اين نشانه عزاداري
معمولي است. اما شما تا به حال كجا ديده ايد كه فردي به خاطر رويكرد
190 / قمه زني سنت يا بدعت؟
مصيبت عزيزترين عزيزانش، با شمشير بر مغز خود بكوبد و از سر خود خون
جاري كند؟! كجاي اين كار، عزاداري است؟! قمه زدن، سنّتي جعلي اس ت . از
اموري است كه مربوط به دين نيست و بلا شك، خدا هم از انجام آن
اين كار، » راضي نيست. علماي سلَف دستشان بسته بود و نمي توانستند بگويند
امروز روز حاكميت اسلام و روز جلوه اسلام است . «. غلط و خلاف است
نبايد كاري كنيم كه آحاد جامعه اسلامي برتر، يعني جامعه محب اهل بيت ،
عليهم السلام، كه به نام مقدس ولي عصر، ارواحنافداه ، به نام حسين بن علي ،
عليهما السلام، و به نام اميرالمؤمنين ، عليه الصلا ة والسلام ، مفتخرند، در نظر
مسلمانان و غيرمسلمانان عالم، به عنوان يك گروه آد مهاي خرافي ب ي منطق
معرفي شوند. من حقيقتاً هر چه فكر كردم، ديدم نمي ت وانم اين مطلب -
قمه زدن - را كه قطعاً يك خلاف و يك بدعت است، به اطّلاع مردم
عزيزمان نرسانم. اين كار را نكنند. بنده راضي نيستم. اگر كسي تظاهر به
اين معنا كند كه بخواهد قمه بزند، من قلباً از او ناراضي ام. اين را من جداً
عرض مي كنم. يك وقت بود در گوشه و كنار، چند نفر دور هم جمع
مي شدند و دور از انظار عمومي مبادرت به قمه زني مي كردند و كارشان،
تظاهر - به اين معنا كه امروز هست- نبود. كسي هم به خوب و بد عملشان
كار نداشت؛ چرا كه در دايره محدودي انجام م يشد. اما يك وقت بناست
كه چند هزار نفر، ناگهان در خياباني از خيابان هاي تهران يا قم يا شهرهاي
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 191
آذربايجان و يا شهرهاي خراسان ظاهر شوند و با قمه و شمشير بر سر
به ، خودشان ضربه وارد كنند. اين كار، قطعاً خلاف است. امام حسي ن
اين معنا راضي نيس ت . من نمي دانم كدام سليق ه ها يي و از كجا اين
بدعت هاي عجيب و خلاف را وارد جوامع اسلامي و جامعه انقلاب ي ما
مي كنند؟!
اخيراً يك بدعت عجيب و غريب و نامأنوس ديگر هم در باب زيارت
درست كرد ه ان د! بدين ترتيب كه وقتي مي خواهند قبور مطهر ائمه ،
عليهم السلام ، را زيارت كنند، از در صحن كه وارد مي ش وند، روي زمين
مي خوابند و سينه خيز خود را به حرم مي رسانند! شما مي دانيد كه قبر مطهر
پيغمبر، صلواة اللّه عليه، و قبور مطهر امام حسين، امام صادق، موسي بن جعفر،
امام رضا و بقيه ائمه، عليهم السلام، را همة مردم، ايضاً علما و فقهاي بزرگ، در
مدينه و عراق و ايران، زيارت مي كردند. آيا هرگز شنيده ايد كه يك نفر از
ائمه، عليهم السلام، و يا علما، وقتي مي خواستند زيارت كنند، خود را از در
صحن، به طور سينه خيز به حرم برسانند؟ ! اگر اين كار، مستحسن و
مستحب بود و مقبول و خوب مي نمود، بزرگان ما به انجامش مبادرت
مي كردند، اما نكردند. حتي نقل شد كه مرحوم آيت اللّه العظمي آقاي
بروجردي، رضوان اللّه تعالي عليه ، آن عالم بزرگ و مجتهد قوي و عميق و
روشنفكر، عتبه بوسي را با اين كه شايد مستحب باشد، منع م ي كرد . احتمالاً
192 / قمه زني سنت يا بدعت؟
استحباب بوسيدن عتبه، در روايت وارد شده است. در كتب دعا كه هست. به
ذهنم اين است كه براي عتبه بوسي، روايت هم وجود دارد. با اين كه اين كا ر
انجامش ندهيد، تا مبادا دشمنان خيال كنند » مستحب است، ايشان مي گفتند
اما امروز، وقتي عد ه اي «. سجده م يكنيم؛ و عليه شيعه، تشنيعي درست نكنند
وارد صحن مطهر علي بن موسي الرّضا، عليه الصلاة والسلام، مي شوند، خود را به
زمين مي اندازند و دويست متر راه را به طور سينه خيز مي پيماند تا خود را به
حرم برسانند! آيا اين كار درستي است؟ نه؛ اين كار، غلط است. اصلاً اهانت
به دين و زيارت است. چه كسي چنين بدعت هايي را بين مردم رواج مي دهد؟
نكند اين هم كار دشمن باشد؟! اينها را به مردم بگوييد و ذهن ها را روشن
كنيد.
دين، منطقي است. اسلام، منطقي است و منطق يترين بخش اسلام، تفسيري
است كه شيعه از اسلام دارد؛ تفسيري قوي. متكلّمين شيعه، هر يك در زمان
خود، مثل خورشيد تابناكي مي درخشيدند و كسي نمي توانست به آنها بگويد
اين متكلّمين، چه از زمان ائمه، عليهم السلام- مثل «. شما منطقتان ضعيف است »
بني » چه بعد از ائمه، عليهم السلام ، - مثل - « هشام بن حكم » و « مؤمن طاق »
علامه » و چه در زمان ها ي بعد - مثل مرحوم - « شيخ مفيد » و « نوبخت
فراوان بوده اند. ما اهل منطق و استدلاليم. شما ببينيد دربارة مباحث - « حلّي
مربوط به شيعه، چه كتب استدلالي قوي اي نوشته شده است ! كتاب ها ي
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 193
در زمان ما، « علاّمه اميني » مرحوم « الغدير » و نيز « شرف الدين » مرحوم
سرتاپا استدلال، بتُون آرمه و مستحكم است . تشيع اين است يا مطالب و
است؟! چرا « اشبه شيء بالخرافه » موضوعاتي كه نه فقط استدلال ندارد، بلكه
اينها را وارد مي كنند؟! اين خطر بزرگي است كه در عالم دين و معارف ديني،
مرزداران عقيده بايد متوجهش باشند.
عرض كردم: عده اي وقتي اين حرف را بشنوند، مطمئناً از روي دلسوزي
نه؛ من بايستي «. خوب بود فلاني اين حرف را امروز نم يزد » خواهند گفت
اين حرف را مي زدم. من بايد اين حرف را بزنم. بنده مسؤوليتم بيشتر از
ديگران است. البته آقايان هم بايد اين حرف را بزنند. شما آقايان هم بايد
بگوييد. امام بزرگوار، خ طشكني بود كه هرجا انحرافي در نكت ه اي مشاهده
مي كرد، با كمال قدرت و بدون هيچ ملاحظ ه اي، بيان مي فرمود . اگر اين
بدعت ها و خلاف ها در زمان آن بزرگوار مي بود يا به اين رواج مي رسيد،
بلاشك مي گفت. البته عده اي هم كه به اين مسائل دل بست ه اند، مت  أذّي
خواهند شد كه چرا فلاني به موضوع مورد علاقه ما اين طور ب ي محبتي
كرد و با اين لحن از آن ياد نمود. آنها هم البت ه ، اغلب، مردمان مؤمن و
صادق و بي غرضي هستند؛ اما اشتباه مي كنند.
اميدواريم كه خداوند متعال، شما را موفّق بدارد. آنچه را كه موجب رضاي
پروردگار است، با قدرت، با شجاعت، با تلاش و با جد و ج هد، پيگيري و
194 / قمه زني سنت يا بدعت؟
بيان كنيد و ان شاءاللّه وظيفه خودتان را به انجام برسانيد . والسلام عليكم
ورحمةاللّه وبركاته. 1
پاسخ رهبر معظم انقلاب اسلامى به نامه
امام جمعه اردبيل
در پى نامه حجت الاسلام و المسلمين مروج، امام جمعه اردبيل، مبنى بر
اعلام تبعيت مردم اردبيل از نصايح و رهنمودهاى رهبر انقلاب در مسأله
عزادارى سالار شهيدان حسين بن عل ى ، عليهما السلام ، حضرت آيت الله
خامنه اى رهبر معظم انقلاب اسلامى و ولى امر مسلمين، خطاب به امام
جمعه اردبيل پاسخى به اين شرح صادر فرمودند:
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاى مروج، امام جمعه مكرم اردبيل -
دامت بركاته- بعد السلام و التحيه
مرقوم جناب عالى كه حاكى از موض عگيرى تحسين برانگيز مردم عزيز اردبيل
پيرامون نصايح اينجانب در مسأله عزادارى سالار شهيدان ، عليه آلاف التحيه و
الثناء، بود دريافت شد.
در آستانه « كهكيلويه و بوير احمد » 1. بيانات مقام معظم رهبري در جمع روحانيون استان
.1373/03/ ماه محرّم 17
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 195
از آن مردم مؤمن و غيور و فداكار كه همواره در صفوف مقدم صالحات قرار
دارند، همين انتظار نيز هست. اينجانب هم در صحنة خونين جنگ و هم در
عرصه حضور عقيدتى و انقلابى و سياسى، رشادت و جوان مردى و غيرت دينى
و روشن بينى و عشق به اهل بيت، عليهم السلام، را در مردم عزيز اردبيل و خط ة
آذربايجان ديدم و  انشاء الله  در نزد حضرت حق تعالى مأجور و سرافراز
خواهند بود.
عرايض اينجانب به مردم متدين و عاشق خاندان نبوت و ولايت، عليهم السلام ،
از روى دلسوزى است، اينجانب م ىبينم كه چگونه اخلاص و محبت مردم
مورد جفا و قضاوت ها ى  به سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين
جهانى واقع م ىشود؛ چگونه درك روشن بينان ة آنان در اعتقاد به مقام
والاى اهل بيت، عليهم السلام، به خاطر بعضى اعمال جاهلانه حمل بر امو رى
مى شود كه از ساحت شيعه و ائمة بزرگوارشان بسى دور است؛ مى بينم كه
چگونه عزادارى بر جگر گوش هگان زهراى اطهر، عليهم السلام، مورد تبليغ سوء
دشمنان متعصب و تبليغات چى هاى شيطان استعمار قرار م ىگيرد؛ م ىبينم كه
بعض اعمالى كه هيچ ريشه دينى هم ندارد بهانه به دست دشمن مغرض
مى دهد كه بدان وسيله، هم اسلام و تشيع را  العياذ بالله  به عنوان آيين
خرافه معرفى كنند و هم بغض و عداوت خود را نسبت به نظام مقدس
جمهورى اسلامى در تبليغات خود آشكار سازند. شيعه محب و مخلصى كه
196 / قمه زني سنت يا بدعت؟
در روز عاشورا با قمه سر و روى خود و حتى كودكان خردسال خود را
خونين م ىكند، آيا راضى است كه با اين عمل خود در روزگارى كه هزاران
چشم عي بجو و هزاران زبان بدگو در پى بد معرفى كردن اسلام و تشيع
است عمل او را مستمسك دشمنى خود قرار بدهد؟ آيا راضى است كه با
تظاهر به اين عمل، خون دهها هزار جوان بسيجى صفت عاشق را كه براى
آبرو دادن به اسلام و تشيع و نظام جمهورى اسلامى بر زمين ريخته شده
است ضايع سازد؟
آنچه از قول مراجع سلف، رحمت الله عليهم، نقل شده است، بيش از اين
نيست كه اگر اين كار ضرر معتنى به ندارد، جايز است. آيا سبك كردن
شيعه در افكار جهانيان ضرر معتنى به نيست؟ آيا مخدوش كردن محبت
و عشق شيعيان به خاندان مظلوم پيامبر، صلي الله عليه و آله ، و به خصو ص
را بد جلوه دادن ضرر  شيفتگى بى حد و حصر آنان به سالار شهيدان
نيست؟ كدام ضرر از اين بالاتر است. اگر قمه زدن به صورت عملى انفرادى
در خانه هاى در بسته انجام م ىگرفت، ضررى كه ملاك حرمت است فقط
ضرر جسمى بود؛ وقتى اين كار على رؤس الاشهاد و در مقابل دوربين ها و
چشم هاى دشمنان و بيگانگان بلكه در مقابل چشم جوانان خودمان انجام
مى گيرد، آن وقت ديگر ضررى كه بايد معيار حرمت باشد فقط ضرر جسمى
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 197
و فردى نيست، بلكه مضرات بزرگ تبليغى كه با آبروى اسلام و شيعه سر و
كار دارد نيز بايد مورد توجه باشد.
امروز اين ضرر بسيار بزرگ و شكننده است؛ و لذا قمه زدن علنى و همراه
با تظاهر، حرام و ممنوع است.
البته كسانى كه در سال ها ى گذشته از روى عشق و اخلاص قمه زد ه اند،
مأجورند و به خاطر نيتشان مستوجب ثواب اله ىاند  انشاء الله.
ولى اكنون بايد به نحو متعارف كه در طول قرون و اعصار عزادارى
مى كرده اند و متدينين و علماء هم خود در آن شركت مى جسته اند عزادارى
كنند؛ يعنى، تشكيل مجالس روض هخوانى و راه اندازى دستجات و مواكب
عزادارى كه داراى حال و حزن و شور محبت اهل بيت، عليهم الصلو ة و السلام ،
است سعى كنند كه نوح هها و شعرها و روضه خوانى ها پر مغز و داراى
مضامين صحيح و متكى به آثار وارده معتبره از ائمه، عليهم السلام ، يا علماى
بزرگ باشد.
سلامتى و توفيقات جنابعالى و همه مردم آذربايجان و اردبيل و ساير مناطق
كشور اسلامى را مسئلت م ىنمايم.
سيد على خامن هاى
هفتم محرم الحرام 1415 مطابق 27 خرداد 1373
198 / قمه زني سنت يا بدعت؟
تحريف در مواضع رهبري
در چند سال اخير همزمان با انبوه تبليغات گروه هاي خاص براي گسترش
قمه زني، شاهد تحريفاتي نيز بوديم كه از جانب آنها در مواضع بزرگان دين
صورت مي گرفت. كه تحريف در مواضع رهبري را نيز مي توان يكي از اين
تحريفات برشمرد. بايد گفت كه با وجود صراحت كلام رهبري در اين مورد،
باز نيز بعضي افراد مغرض به تشكيك در مواضع ايشان پرداخته و گفتند
رهبري حكم خويش را نسخ و باطل نموده اند. اما براي روشن شدن پوچي اين
مطلب، كافي است به قسمتي از سخنان ايشان كه در سال هاي 1383 و 1384
در جمع اعضاي مجلس خبرگان رهبري ايراد شده است توجه فرمائيد:
قسمتي از سخنان مقام معظم رهبري در جمع
خبرگان رهبري سال 1383
مسألة عزاداري ها هم بسيار مهم است . شكي نيست كه در موارد ي در
عزاداري ها حرف هاي غيرواقعي و غلط و خرافي گفته مي شود؛ ليكن اگر
فرض مي كرديم هيچ حرف غلطي هم به آن معنا بيان نشود، اما وقتي حرف
صحيح ولي سست و بدون استناد به يك مدرك درست گفته شود، يا حرفي
كه ايمان مردم را متزلزل كند و در باور مخاطبان نگنجد، گفته شود، اين هم
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 199
مضر است. شنيده ايم و در مواردي ديده ايم كه كساني به اين عيب، بلكه به اين
خطر توجه كرده و آن را بيان كرده اند. طبعاً ذهن هاي بعضي كشش ندارد اين
معني را درك كند؛ در مقام عمل هم به اين كار عادت كرده اند؛ اين خيلي
مهم نيست؛ اين قابل اثرگذاري است؛ اما ناگهان از نقطه يي از دل روحانيت و
از مراكز معتبر روحانيت نداي تأييدي از آن كارِ غلط ب لند شده؛ اين بايد
علاج شود؛ و الّا بيان كردن، توجيه كردن و تشر زدن دشوار نيست.
اين طور نباشد كه وقتي مطلب حقي در مركزي گفته مي شود و مسؤول و
روحانيِ روش نفكر و آگاهي آن را بيان مي كند، ناگهان با اين توهم يا با اين
زير سؤال برده شد، جرياني درست  وسوسه كه اصل عزاداري امام حسين
شود؛ كما اين كه ما ديديم در قضية قمه زني همين طور شد. به نظر ما قمه زني
يك خلاف شرع قطعي بود و هست؛ اين را ما اعلام كرديم و بزرگاني هم
حمايت كردند؛ اما بعد ديديم از گوشه و كنار كساني در جهت عكس اين
عمل مي كنند! اگر قمه زني اشكال هم نداشته باشد و حرام هم نباشد، واجب
كه نيست؛ چرا در جاهايي براي اين چيزهاي بعضاً خرافي انگيزه وجود دارد؟
آنهايي هم كه جنبه خرافي محض ندارند، لااقل اين مقدار هست كه در دنياي
امروز، در فرهنگ رايج جهاني امروز، در عقلان ياتي كه امروز در داخل
خانه هاي ما و بين جوانان و دختران و پسران ما رايج است، عكس العمل
نامناسب ايجاد خواهد كرد. اينها از بينات شرع نيست كه ما بگوييم چه دنيا
200 / قمه زني سنت يا بدعت؟
بپسندد، چه نپسندد، ما بايد اينها را بگوييم؛ حداقل اينها مشكوك فيه است .
مجلس خبرگان يك مجلس معتبر و باعظمت است؛ دربارة موضوعي كه به
نظرتان مهم مي آيد، قطعنامه صادر كنيد تا پخش شود؛ لااقل مردم ايران بدانند
كه نظر شما نسبت به فلان مسأله اين است؛ گيرم بعضي عمل بكنند يا نكنند. 1
قسمتي از سخنان مقام معظم رهبري در جمع
خبرگان رهبري سال 1384
است - « ب ين الغَ ي » ما چند سال پيش اين جا راجع به قمه زني - امري كه
مطالبي گفتيم؛ بزرگاني صحبت كردند، نجابت كردند، قبول كردند و مردم
زيادي هم پذيرفتند؛ يك وقت ديديم از گوشه هايي سر و صدا بلند شد كه آقا
اين است « سفينة النجاة و مصباح الهدي » شما با امام حسين مخالفيد! معناي
كه ما عملي را كه بلاشك شرعاً محل اشكال است و به عنوان ثانوي هم
حرام مسلم و بين است، انجام دهيم! بايد اين روشنگري ها را بكنيم تا نسل
جوانِ ما به اسلام بيشتر علاقه مند شود. گرايش جوان ها را به اسلام مي بينيد .
1383 ؛ رك: اشك بايد /12/ 1. بيانات رهبري در ديدار اعضاي مجلس خبرگان رهبري: 27
رازدار باش ، د مؤسسه پژوهشي فرهنگي انقلاب اسلامي(حفظ و نشر آثار آيت الله العظمي
. خامنه اي)، چاپ اول پائيز 1385 ، ص 73
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 201
اين گرايش، گرايش عاطفي است. اين گرايش، بسيار ارزشمند است؛ اما مثل
موجي است كه ممكن است بيايد و برگردد . ما اگر بخواهيم اين موج
همچنان استمرار داشته باشد، بايد پايه هاي فكري جوان ها را محكم كنيم .
دعاي ابوحمزه ثمالي، دعاي امام حسين در روز عرفه، اينها را جوان ها ي ما
؛« الهي هب لي قلبا يدنيه منك شوق ه » . مي خوانند؛ اما معنايش را نمي فهمند
چقدر از اين گونه مناجات ها و از اين گونه مباني و از اين حرف هاي عميق در
دعاهايي مثل مناجات شعبانيه و صحيف هي سجاديه وجود دارد كه احتياج
هست ما اينها را براي جوان ها بيان و تبيين و روشن كنيم تا بفهمند و با علاقه
و عاطفه و شوقي كه دارند، بخوانند. 1
دل هاي بيمار
متأسفانه بيشتر افرادي كه هم اكنون به ترويج قمه زني مي پرداخته و از
مدافعان اصلي آن به شمار مي روند، كساني هستند كه مشكل اصلي آنها با
ولايت فقيه بوده و آنچه موجب لجاجت آنها در مورد اين موضوع گرديده
است دشمني و كينه هاي شخصي آنان با ولايت فقيه مي باشد و از اين كار خود
1. بيانات حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار منتخبان ملّ ت در
2005 م، مكان : /9/ 1426 ه. ق  8 /8/ 1384 ه. ش  3 /6/ مجلس خبرگان، زمان : 17
تهران.
202 / قمه زني سنت يا بدعت؟
نيز هدفي جز تضعيف ولايت فقيه دنبال نمي كنند؛ و اين مشكلي نيست كه
بتوان با دليل آوردن آن را حل كرد و مشكل آنها از جاي دگر است!
قمه زني در ملاء عام جرم قضايي است
دادستاني كل كشور در اطلاعيه اي با بيان اين مطلب كه قمه زني يكي از
باروهاي نادرست ديني است كه علاوه بر آسيب رساندن به جسم، ايجاد
وحشت و تشويش اذهان عمومي را نيز به همراه دارد اعلام نموده است كه در
متخلفين دستگير و  صورت مشاهده قمه زني در ايام سوگواري امام حسين
به موجب قانون جزايي كشور به سه ماه تا يك سال حب س و ت ا 74 ضربه
شلاق محكوم م يشوند.
وزارت كشور نيز با غيرقانوني اعلام نمودن قمه زني تأكيد كرده است كه
خود را مؤظف به اطاعت از دستورات رهبري م يداند و با متظاهران به اين
عمل غيرمتعارف به شدت برخورد م يكند.
از طرفي قمه زنان نيز بايد توجه داشته باشند رعايت قوانين حكومتي كشور
بنابر فتواي تمامي مراجع تقليد بر همة مكلّفين واجب است و شخص متخلف
از آن، علاوه بر مجازات دنيوي در آخرت نيز مجرم و معاقب خواهد بود.
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 203
اعلام نظر اعضاي حضرات آيات و مدرسين حوزه
علميه قُم دامت بركاتهم
بسم الله الرحمن الرحيم
محضر مبار ك حضرات آيات و حج ج اسلام
همان گونه كه مستحضريد در مراسم عزاداري و سوگواري كارهايي از قبيل
قمه زدن ، قف ل بستن به بدن ، خراشيد ن و خون آلود كردن سر و صورت ،
سينه خيز برا ي زيارت رفتن و امثال اينها انجام مي شود كه قطعاً و قهراً موجب
وهن اسلام و تضعي ف مذهب است . به خصوص كه در شراي ط فعلي جهان
اعمال و رفتار مسلمين مورد تحقيق و بررسي دقيق قرار گرفته و از همين راه
دربارة اسلام قضاوت مي شود، فلذا مقام معظم رهبري ، دامت بركاته ، با ارش اد
امت اسلامي ضمن تبيين مسائل ، حكم فرمودند كه اين قبيل كارهايي كه
موجب وهن مذهب است بايد تر ك شود، چون ايام تاسوعا و عاشورا نزديك
است مستدعي است نظر مباركتا ن را بيا ن فرماييد.
عده اي از طلاب و فضلا ي حوزه علميه قم
204 / قمه زني سنت يا بدعت؟
آيت الله علي مشكيني :
بعدالتسليم والتحيه امور مذكوره فوق
بنفسه در شر ع اسلام مورد اشكال و بلكه
بعضي از آنها ذاتاً محر م است مسلمين بايد از
وارد كردن آنها در مراس م تعزيه حضرت
حسين ، عليه الصلاة و السلام ، كه يكي از
عبادات است جداً خودداري نمايند علاو ه
آن كه عزاداري آن حضرت عمل عبادي سياسي است پس بايد از مخلوط شدن
كارهايي كه جنبه سياسي آن را مخدوش و يا عنوا ن خرافيت و وهن اسلام
مي بخشد اجتناب نمود؛ گذشته از اينها اعمال فوق مورد نهي مقام معظم ولايت
امر مسلمين قرار گرفته و حكم معظم له واجب الاتباع است خداوند بر ملّ ت
معتقد و هوشيار و سياس ت فهم ايران توفيق تبعيت از احكام الهي و عزاداري
مورد رضايت حضرت بقية اللهي عنايت فرمايد.
علي مشكيني
8 محرم الحرام
سنة 1415 هجري قمري
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 205
آيت الله جوادي آملي :
چيزي كه ماية وهن اسلام و پاية هتك حرمت عزاداري است جايز نيست ،
انتظار م يرود از قمه زني و مانند آ ن پرهيز شود.
4 محرم الحرام 1415
جوادي آملي
206 / قمه زني سنت يا بدعت؟
آيت الله سيد محمود شاهرودي
بسمه تعالي
بدون شك برپايي مراسم عزاداري و س وگواري
نسبت به ائمة اطهار و اهل بيت عصمت و
طهارت، عليهم السلام، خصوصاً در مصيبت
امري  جانسوز حضرت ابي عبدالله الحسين
مهم و بلكه يكي از فرائض و واجبات كفائي
است. ليكن در كيفيت برگزاري مراسم و
شيوه هاي آن بايستي سه شرط را مد نظر قرار داد.
1. آن كه موجب ضرر به شخص برگزار كننده و يا ديگران نشود و اين شرط را
هر مكلّفي مي تواند تشخيص دهد.
2. آن كه موجب وهن دين و مكتب تشيع و يا جامعه اسلامي و يا نظام مقدس
جمهوري اسلامي نباشد زيرا كه وهن هر يك از آنها از اعظم محرمات و كبائر
است. و تشخيص اين امر از اختيارات ولي امر مسلمين است بدان معني كه اگر در
شرائط خاصي ولي امر مسلمين چنين تشخيص بدهد كه شيوة به خصوص
برخلاف مصلحت جامعة اسلامي و يا موجب وهن و ضربه زدن به دين و يا نظام
مقدس جمهوري اسلامي است و بر اساس آن از برگزاري آن منع نمايد تبعيت از
ايشان بر همگان واجب است و در اين رابطه آحاد مك لّفين نمي توانند از نظر
شخصي خود تبعيت كنند.
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 207
3. آن كه متناسب با روح اسلام و ارز شهاي متعالي مكتب اهل بيت عصمت و
طهارت، عليهم السلام، باشد و با احكام و تعاليم حقة آنان منافات نداشته باشد.
سيد محمود شاهرودي
قم 4/ محرم الحرام 1415
آيت الله سيد محسن خرازي :
در موارد فوق الذكر اطاعت و پيروي از ولي
فقيه و حاكم اسلامي لازم و واجب است .
سيد محسن خرازي
7 محرم الحرام 1415
208 / قمه زني سنت يا بدعت؟
آيت الله ابوالقاسم خزعلي
آنچه رئيس مسلمين بفرمايد، لازم الاتباع
است چون هم از فقه و هم از اوضاع جهاني
اطلاع دارد. و سليقه هاي شخصي را بايد كنار
گذاشت. توفيق همه مسلمين را از خداوند
متعال خواستارم.
1374/3/ ابوالقاسم خزعلي 8
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 209
آيت الله محمد مؤمن :
اطاعت احكام ولي فقيه واجب است .
73/3/ محمد مؤمن 27
آيت الله علي اكبر مسعودي
اوامر ولي فقيه لازم الاتباع و احكام صادره
واجب الاطاعه مي باشد لذا بر مؤمنين
واجب است از امور مذكوره جداً
خودداري كنند.
علي اكبر مسعودي خميني
27 ذيحجه 1415
210 / قمه زني سنت يا بدعت؟
آيت الله احمد جنتي
برما است كه عزّت شيعه را حفظ كنيم
آنچه بهانه به دست دشمن دهد و ماي ة
گردد گناه است؛  وهن پيروان علي
اطاعت از مقام ولايت نيز واجب است
قدرت ولّي امر مسلمين بايد حفظ شود تا
اسلام عزيز بماند.
احمد جنتي
74/3/8
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 211
آيت الله اسماعيل صالحي مازندراني
بِسمه العليم
از منابع فقه چه لُبِيه و چه لفظيه بالخصوص
او بالاطلاق او العموم جواز و اباحه قمه زني-
فَضلاً از رجحان آن- در مراسم عزاداري
مستفاد  سالار شهيدان امام حسين
نمي گردد بلكه مقتضاي ادلّه و عناوين ثانويه
حرمت و عدم جوازست لذا اجتناب از آن
واجب و لازم است.
براداران ايماني م يدانند كه قمه را بايد بر فرق قم ه كشان خائن و قداره
بندان جاني زد.
قم المقدسه، اسماعيل الصالحي المازندراني
محرم الحرام 1415 - خرداد 1373
212 / قمه زني سنت يا بدعت؟
آيت الله ابراهيم اميني :
با اين كه عزاداري براي سرور شهيدان حضرت
يك عبادت و موجب  اباعبدالله الحسين
تقرب به خداي سبحان است و ائمة
معصومين، عليهم السلام، در اين باره تأكيد دارند
لكن بر علاقه مندان به اهل بيت واجب است از انجام امور فوق اجتناب نمايند
زيرا اولاً امور مذكور در بين عرف مردم به عنوان عزاداري مرسوم نيست و
حكم به استحباب و مشروعيت آنها بدون وجه است ثانيا در اوضاع و شرايط
كنوني جهان امور مذكور از خرافات به شمار مي رود و موجب وهن شيعه
مي باشد و ثالثا مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي، دامت براكاته ، از
انجام اين قبيل امور نهي شديد فرموده اند و اطاعت از معظم له بر همه شيعيان و
پيروان ولايت فقيه لازم و مخالفت با آن حرام است بدين جهات از عموم شيعيان
انتظار مي رودكه در انجام مراسم عزاداري از اين قبيل امور اجتناب نمايند خدا ما
قرار دهد.  را از شيعيان راستين امام حسين
ابراهيم اميني
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 213
آيت الله سيدجعفر كريمي:
(السلام علي ابي عبدالله الحسين و علي
الارواح التي حلت بفنائه )
و  اقامه عزاي حضرت سيدالشهداء
اصحاب باوفايش از اعظ م قربات الي الله تعالي
است ، ولي انجام امور فوق الاشاره ب ه نام
عزاداري كه هيچ گونه اشاره و تأييدي دربار ة
آن از ائمه معصومين، عليهم السلام ، و اصحا ب و حواريو ن آنان نرسيده است و
هيچ گونه سابقه اي در ميان قدماء فقهاء عظام اماميه ندارند و در زمان حاضر
موجب وهن مذهب در انظار عموم و اتهام فرقه ناجيه اثنا عشري ه به جماعت
خرافي است ، به هيچ وجه صورت شرعي ندارد. به علاوه با توجه به اظهار نظر
فقيهانه مقام معظم رهبري ، حضرت آيت الله خامنه اي مدظله العالي در اين رابطه
پرداختن بدين گونه امور به بهانه عزاداري شرعاً حرام است و مخالفت حكم ولي
است .  امر مسلمين در اين باره مخالفت با امام زمان
سيد جعفر كريمي
7 محرم الحرام 1415
214 / قمه زني سنت يا بدعت؟
آيت الله سيد محمد ابطحي :
اقامه عزاداري سيد مظلوما ن از افضل طاعات است
و از كارهايي كه موجب وهن مذهب است بايد
اجتناب شود و آنچه كه ولي فقيه دستور دادند
واجب الاتباع مي باشد.
سيد محمد ابطحي
آيت الله محسن حرم پناهي :
اطاعت از احكا م ولي فقيه واجب است .
الاحقر محسن حرم پناهي
7 محرم الحرام 1415
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 215
آيت الله مهدي روحاني و آيت الله علي احمدي
چون اعمال شيعه و پيروا ن اهل بيت ، عليهم السلام ، مورد توجه و مداقه است بايد
از امور ياد شده كه باعث وهن مذهب است ، جداً اجتناب كرد علاو ه بر اين كه
ولي امر مسلمين از اين امر نهي فرموده و اطاع ت معظم له واجب است .
علي احمدي
مهدي الحسيني الروحاني
7 محرم 1415
آيت الله حسن تهراني:
در وضع كنوني اموري كه از مذكورات
موجب وهن مذهب شيعه است جايز نيست ،
مضافاً به اين كه اطاعت از حكم مقام معظم
رهبري لازم الامتثال است .
حسن تهراني
73/3/27
7 محرم 1415
216 / قمه زني سنت يا بدعت؟
آيت الله محمد يزد ي:
بدون ترديد مذكورات در سؤال و امثال آن
جزء بدع و موجب وهن مذهب است و
اطاعت از حكم ولي امر مسلمين بر همه
لازم است و تخلف آن معصيت و گناه است
و متخلف معاقب خواهد بود.
محمد يزد ي
7 محرم الحرام 1415
آيت الله احمد آذر ي قمي :
آنچه را كه معظم له موجب وهن به مذهب
تشخيص داده اند و در سؤال به آن تصريح شده
است به عنوان حكم ولي فقيه حرام و سرپيچي
از اطاعت مقام معظم رهبري ، گناه كبيره و
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 217
موجب ضعف حكومت مقدس اسلامي است و به نذرهايي كه قبلاً انجام
گرفته وفا واج ب نيست بلكه حرام است .
احمد آذري قمي
73/3/27
آيت الله محمدي گيلاني
هر آنچه كه ماية وهن شر يعت اسلام است
طبعاً حرام و خصوصاً اگر مورد نه ي ول ي امر
مسلمين است بر عموم اطاعت از آن واجب
است.
محمد محمدي گيلاني
30 ذي الحجه 1415 هجري
218 / قمه زني سنت يا بدعت؟
آيت الله حسين راستي كاشاني :
اقامه عزاي حضرت ابي عبدالله الحسين
از افضل قربات الي الله تعالي و  سيدالشهداء
موجب تجديد حيات اسلام و ايمان است و بر
مؤمنين لازم است هرچه باشكوه تر آن را
برگزار نمايند و از هر امري كه موجب وهن
اسلام و دست آويز دشمنا ن اسلام است اجتناب
كنند و امروز كه روز حاكمي ت اسلام است و رهبر عظيم الشان انقلاب ولي
امر مسلمين حضرت آيت الله خامنه اي ، دام ظله العالي ، از قمه زدن و قف ل به
بدن زدن نهي فرموده اند بر همه مومنين واجب است از اين گونه امور اجتناب
نمايند و با پيروي از رهبر ي و وح دت كلمه دشمنان اسلام را از آسي ب
رساندن به اسلام و مسلمي ن مأيوس گردانند خداوند متعا ل همه را از
عزاداران اهل بيت، عليهم السلام ، و در سايه اطاعت از مقا م ولايت قرار دهد.
حسين راستي كاشاني
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 219
آيت الله سيد حسن طاهري:
اقامه عزاي حضرت سيدالشهداء سرور و سالار
از اعظم قربات الي الله است و از ، شهيدان
شعائر بزرگ مذهب و موجب بقاء مرام و مكتب
اهل بيت است ولي در وضع كنوني با توج ه به
تبليغات استكبار جهان ي عليه اسلام و بالخصوص
مذهب تشيع امور فوق الذكر باعث وهن مذه ب
است و بايد از انجا م آنها خودداري شود. علاوه بر آن كه اطاعت از ولي فقيه
و رهبر معظ م انقلاب در موارد ي كه حكم مي فرمايند واجب است و موارد
فوق را معظم له نهي فرموده اند بنابراين بايد اجتنا ب شود.
سيد حس ن طاهري
7 محرم الحرام 1415
220 / قمه زني سنت يا بدعت؟
آيت الله عباس محفوظي
اقامه عزاداري حسين بن علي، عليهما السلام ، از افضل
طاعات است و از آنچه كه موجب وهن است بايد
پرهيز شود و اطاع ت ولي امر مسلمين لازم مي باشد.
الآثم عباس محفوظي
هفتم محرم 1415
آيت الله شرعي
مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي،
مدظله العالي، حماسه عاشوراي حسيني را يكي
از شاخص هاي قوي و توانمند مبارزات اصيل
شيعي مي دانند و به استناد تاريخ ثبت شده و
متقن كربلا و روايات رسيده از معصومين ،
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 221
صلوات الله عليهم اجمعين ، اقامه عزاي سالار شهيدان را افضل قر بات دانسته و
تأكيد شديد بر آن دارند ايشان مي فرمايند حركت هاي سنتي عاشورا مي بايست
بيانگر و تقويت كنند پيام جهاد، ايثار، شهادت و ترجمان اسلام و مكتب
باشد. قمه زني و قفل زني و... يك فرآيند ناموزون و ناهماهنگ با آن اهداف
اصيل و ارزش هاي عظمي است كه موجب وهن مكتب عاشورايي است در اين
ارتباط بر آحاد عزاداران و عاشوراييان واجب است فرمان و حكم ولي امر
مسلمين جهان را اطاعت نمايند بديهي است سهل انگاري و عدم اطاعت
مبغوض حضرت حق متعال است.
محمدعلي شرعي
74/4/11
222 / قمه زني سنت يا بدعت؟
آيت الله رضا استادي :
با توجه به بيانات مقام معظم
رهبري ، دامت بركاته ، لازم است
ارادتمندان به حضرت ابي عبدالله
در مراس م عزاداري از  الحسين
شيوه هايي استفاده كنند كه تعظيم
شعائرالله باشد و از كارهاي ي كه ب ه
فرموده معظم له موجب وهن مذهب
است جداً خودداري نمايند. اميد است همگي مورد لطف و عناي ت حضرت
باشيم .  سيدالشهداء
رضا استادي - 8 محرم 1415
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 223
آيت الله ملكوتي
عزاداري حضرت سيد الشهداء سبط رسول
اكرم، صلي الله عليه وآله، بايد لايق و شايسته به
آن امام بزرگوار باشد و موجب وهن و
تضعيف اسلام و مذهب تشيع نباشد بلكه مثل
قيام آن حضرت باعث بقاء و عزت اسلام و
مسلمانان بوده و عاري و منزه از هرگونه
بدعت و خرافات باشد.
مسلم ملكوتي
2محرم الحرام
آيت الله موسوي تبريزي
عزاداري روزهاي محرم و صفر و زنده نگه داشتن
قيام مقدس حسين بن عل ي، عليهما السلام ، از بهتر ين
عبادات و قربات است و هر عملي كه موجب وهن
224 / قمه زني سنت يا بدعت؟
باشد حرام است و اطاعت ا ز  اسلام و قيام مقدس حضرت اباعبدالله
حكم ولي امر مسلمين واجب و لازم است.
آيت الله احمدي ميانجي
عملي كه موجب وهن مذهب شود جايز
نيست همان طور كه فرموده اند اگر فقهاء
عظام، رحمه الله عليهم اجمعين ، گاهي در فتاوي
بشرط عدم ضرر به نفس تجويز نموده اند قطع
نظر از عنوان وهن مذهب بوده است و
همچنين كارهايي كه به نحوي عقيده شيعه در
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 225
دنيا معرفي مي شود و لو اينكه عامل چنين قصدي ندارد باز به عنوان بدعت
حرام مي شود به علاوه، بعد از حكم ولي امر مسلمين ديگر جاي اين س ؤال
نيست و اطاعت معظ مله واجب است.
آيت الله مقتدايي
با اسقرار جمهوري اسلامي اي ران و تشك يل
حكومت اسلامي بر اساس قرآن و وح ي
توجه همه ملّت ها و دولت ها به اسلام
جلب و احكام نوراني و مترقي اسلام مورد
مداقه صاحب نظران قرار گرفته و م ي رود
تا همانند خورشيدي تابان در سطح جهان
بسط پيدا كند لذا دشمنان اسلام كه حقيقت و موجودي خود را در خطر م ي
226 / قمه زني سنت يا بدعت؟
بينند در مقام هستند به هر وس يله و بهانه اسلام را م لك وك و خدشه دار
نمايند از اين جهت اموري كه امروز موجب وهن به اسلام و تضعيف عقاي د
مسلمين مي گردد شرعا حرام و مسلمين بايد از آنها خودداري نمايند علاوه بر
اين با تشخيص موضوع و اعلام حكم بر حرمت قمه زدن و نظاير آن از طرف
رهبر معظم انقلاب ولي امر مسلمين حضرت آيت الله خامنه اي، دامت بركاته ،
اطاعت از معظ مله بر آحاد مسلمين لازم و تخلف از آن حرام است.
مرتضي مقتدائي
74/3/7
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 227
آيت الله جناتي
باسمه تعالي
اين جانب پيش از آن كه نظر خود را
دربارة كارهاي ناشايست، س بك و
موهن در مراسم عزاداري سالار شهيدان
ابراز كنم مناسب  حضرت اباعبدالله
مي بينم مطلبي را كه با موضوع مناسبت
دارد بطور گذرا بيان كنم و آن مطلب
اين است كه:
ترديدي نيست كه سوگواري و اقامه
از اعظم شعائرالله است كه بر همة مسلمانان  مراسم عزاداري سيدالشهداء
لازم است و بايد آن را هميشه و هرچه باشكو هتر زنده نگه دارند. زيرا اقامه
اين مراسم گذشته از اين كه داراي فوائد فردي، اخلاقي، اجتماعي، ديني و
مذهبي است، داراي ويژگي خاصي است كه در مراسم ديگر وجود ندار د. آن
خصوصيت ويژه عبارت از نماياندن حق از باطل و ستيز حق بر ضد باطل
است.
همه مي دانيم در جهان هستي و در همة ازمنه ميان حق و باطل، نور و
ظلمت و علم و جهل جنگ و ستيز بوده و هست اما بهترين جرياني كه
228 / قمه زني سنت يا بدعت؟
مي تواند در راستاي تاريخ حق را از باطل بطور معين و مشخص بنمايد، جريان
كربلاست و از اين رو ما مؤظفيم حق را تشخيص و از آن جانب داري كنيم،
شعائر آن را تقويت كرده تا براي مسلمانان بلكه همه جهانيان حق از باطل
جدا شده و با يكديگر مشتبه نشود.
بنابراين بايد هرچه باشكو هتر و بگونة معقول و پسنديده مراسم عزا برگزار
شود و از انجام كارهاي ناشايست، وهن آور، نسنجيده و خرافي كه در مباني
فقهي و پايه هاي شناخت احكام شرعي ريشه ندارند و موجب لكه دار شدن
چهرة برجسته و درخشان دين و تشيع است، پرهيز شود.
اساساً در حكومت اسلامي همة مسائل و امور آن بايد بگون ة موجه باشد تا
مسلمانان جهان آن را به عنوان الگو تلقي كنند و از اين رو در مراسم عزاداري
بايد دقت بيشتري به عمل آيد و از كارهاي ناشايست و  امام حسين
موجب وهن مانند قم هزني و امثال آن اجتناب كرد.
لذا بر همه عالمان و انديشمندان است كه هريك به تناسب تخصص خود،
افراد ناآگاه را از نتايج كارهايشان آگاه سازند.
بايد افزود دشمنان اسلام به خصوص دشمنان تشيع و عوامل مزدور بنگاه هاي
استكباري و صهيونيستي، همواره هوشيار بوده و تك تك كارهاي ما زير
ذره بين خود قرار داده تا در صورت ناپسند بودن آن، آن را هرچه ب يشتر
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 229
بزرگ جلوه دهند و از اين طريق بر پيكر دين و مذهب ضربه هايي وارد
ساخته و چهرة آن را در رسان هها مشوه سازند.
مسلمانان بايد توجه داشته باشند كه زمان و شرايط آن، در همة مسائل و
رويدادهاي فردي، اخلاقي، اجتماعي، ديني و مذهبي داراي نقش مي باشد و بايد
دانست كه امروزه زمان و شرايط آن با زمان هاي پيشين متفاوت است . زيرا
كه امروزه دشمنان اسلام به ويژه استكبار جهاني رخدادهاي بحران زا و
پيدايش جريان هاي جديدي را در صحنه بين المللي براي مقابله با دين مبين
اسلام و حكومت اسلامي مي بينيم كه در زمان ها ي پيشين بدين وسعت و
گستردگي نبوده است.
اين واقعيت ما را بر آن مي دارد تا حساسيت بيشتري با مسائل خرافي و ناپسند
كه از طرف شرع دليلي(نه قولي و نه فعلي) بر مباح بودن آن وجود ندارد،
داشته و با آن برخورد كنيم تا دشمنان نتوانند با تلا ش هاي شيطاني، چهرة
نوراني تشيع را لكّ هدار نمايند.
اميد است سوگواران عزيز با كارهاي خلاف و ناپسند خاطر رهبر آگاه و
دورانديش را آزرده و مكدر نسازند.
از خداوند مسئلت دارم.  توفيق همگان را در پيشبرد اهداف سيدالشهدا
محمد ابراهيم جناتي
محرم 1415
230 / قمه زني سنت يا بدعت؟
آيت الله بني فضل
آيت الله بني فضل در پي بيانات مقام معظم
رهبري مبني بر زودن خرافات از مراسم
در اطلاعيه اي با اشاره  عزاداري امام حسين
به اين كه گاهي مصلحت اسلام و مسلمين
ايجاب مي كند كه اهم فرايض الهي مثل حج
تعطيل شود- كما اين كه در دوران مرجعيت
مرحوم آيت الله العظمي آقاي سيد ابوالحسن اصفهاني(ره) يك نفر شيعه را در
حجاز بدون جهت كشته بودند، آقاي اصفهاني در آن سال حج را تحريم كرد-
خاطرنشان ساخت: بعد از حادثه جمعه سياه و خونين مكّه ، به دستور
حضرت امام(ره)، حج تعطيل شد و نماز جماعت با آن اهميت و ثوابي كه
دارد در دوران نهضت حضرت امام(ره) قبل از انقلاب مدت ها تعطيل و باعث
پيروزي انقلاب شد و اما تي غزدن به سر در روز عاشورا، اولاً در شرع مقدس
اسلام دليلي حتي يك روايت ضعيف بر مشروعيت آن نداريم و ثانياً در
دوران نظام جمهوري اسلام تمامي دشمنان اسلام كمر همت بسته اند تا
نگذارند ارزش ها و نقاط قوت اين نظام به دنيا معرفي شو د و شب و روز
تلاش مي كنند به تشنگان علم و معرفت مخصوصاً در دانشگاه هاي دنيا، نظام
اسلامي را با دسته جات تيغ به سرها معرفي كرده و در اذهان آنان كه
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 231
مي خواهند از آثار، پي به حقيقت ببرند، جلوه دهند كه اينها پيروان قيام
عاشورا هستند، روي همين اصل رهبر معظم انقلا ب حضرت آيت الله
خامنه اي، مدظله العالي، با كمال قاطعيت موضع خود را دربارة آن اعلام و
را در حد عالي بيان فرمودند. اينجانب  عظمت قداست قيام آقا امام حسين
به مخلصين و اراتمندان حضرت اباعبدالله الحسين، عليه الصلوة والسلام ، كه در
روز عاشورا تيغ به سر مي زدند پيشنهاد مي دهم كه شما عزيزان و همچنين
ساير علاقه مندان به آن حضرت، از بانك خون دعوت كنيد تا در مجامع
عمومي همان خون را از رگ دست در كيسه گرفته و در راه حضرت
احسان و اهدا كنند...  اباعبدالله الحسين
232 / قمه زني سنت يا بدعت؟
اعلام حمايت احزاب و گروه هاي مختلف از
حكم رهبري
علامه سيد محمد فضل الله
علامه فضل الله از روحانيون برجستة لبنان در حمايت از مواضع رهبري
فرمودند:
بيانات ولي امر مسلمين در مورد شيوة درست عزاداري حضرت حسين بن
به منزلة فرياد رساي اسلام در مبارزه با سن تهاي نادرستي است كه  علي
چهرة اسلام ناب محمدي، صلي الله عليه وآله، را مخدوش م يسازد.
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 233
علامه فضل الله افزود: آنچه در بيانات رهنمودهاي آيت الله خامنه اي بود،
دقيقاً متناسب با معاني و مفاهيم آسماني سوگواري بوده و روش هاي بيان اندوه
متناسب با تكامل ذهني جامعه تغيير پيدا مي كند و بر همين اساس ولي امر
مسلمين نظريات اصولي و پوياي خويش را در اين مورد عنوان كردند.
اين روحاني لبناني تأكيد كرد: برخي سنت ها كه مردم در ارتباط با عزاداري
حسيني به مورد اجرا مي گذارند، بي محتوا و بي مورد است و شايسته است
به جاي قمه زني، با الهام از فلسفه عاشورا و قيام اما م  رهروان راه حسين
آماده نثار خون خود در مبارزه با ظلم يزيديان زمان باشند.  حسين
علامه فضل الله، نظرات ولي امر مسلمين را شجاعانه و منطبق با تعاليم دين
مبين اسلام دانست و خطاب به رهبر انقلاب گفت: مطمئن باشيد كه ما و
ديگر مسلمانان در پي رهنمودهاي حضرتعالي در اصلاح و تعديل سن ت ها ي
نادرست از هيچ كوششي دريغ نخواهيم كرد. 1
1. پيرامون عزاداري عاشور،ا دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، ص 59
234 / قمه زني سنت يا بدعت؟
اعلام حمايت حزب الله و مجلس اعلاي شيعيان
لبنان از حكم رهبري
سيد حسن نصرالله دبير كل حزب الله لبنان با پشتيباني كامل از حكم تاريخي
رهبر انقلاب اسلامي آن را گامي مهم در خرافه زدايي از مراسم سوگواري و
توصيف كرد و از  حفظ محتواي واقعي و ارزشمند انقلاب امام حسين
همة علما دعوت كرد تا در تحقق اين حكم تاريخي در مجالس وعظ و
سخنراني شركت كنند.
شيخ محمد مهدي شمس الدين رئيس مجلس اعلاي شيعيان لبنان نيز حمايت
قاطع خود را از بيانات اخير حضرت آيت الله خامنه اي ولي امر مسلمين
جهان در تحريم خرافات و بدعت در دين مبين اسلام اعلام كرد.
در حومة جنوبي بيروت ضمن  وي در يك مجلس عزاداري امام حسين
اعلام جانبداري از فرمايشات آيت الله خامنه اي در تحريم قمه زني در مراسم
عاشورا گفت: اينجانب ضمن جانبداري و حمايت از دعوت خيرخواهانة ولي
امر مسلمين جهان از علما و ائمة مساجد مي خواهم كه در اين ضمينه
همكاري كنند.
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 235
شيخ شمس الدين قمه زني را عملي خلاف شرع دانست و گفت: سوگواراني كه
به  خون خود را از اين طريق مي ريزند بهتر است آن را به نام سيدالشهداء
فقراء و بيماراني كه به خون نياز دارند اهدا كنند.
اعلام حمايت مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق از
بيانات رهبري
مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق نيز با ارسال تلگرافي به محضر رهبر
معظم انقلاب، حمايت خود را از بيانات معظم له دربارة خرافه زدائي از
مراسم حسيني اعلام كرد.
مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق در تلگرام خود تبعيت قاطعانه خود را از
ولايت فقيه و همچنين انجام صحيح مراسم عزاي حسيني ابراز داشته است.
اطلاعيه مجلس خبرگان رهبري
دبيرخانة مجلس خبرگان با انتشار اطلاعي ه اي به مناسبت محرم، از
رهنمودهاي حكيمانه و خيرخواهانة رهبر عظي مالشان انقلاب اسلامي
حضرت آيت الله خامنه اي، مد ظله العالي، كه در آستانة فرا رسيدن ماه محرم
در ياسوج ايراد فرمودند حمايت كامل نموده و تصريح نموده، سزاوار است
236 / قمه زني سنت يا بدعت؟
علماء اعلام بلاد، روحانيون بزرگوار، ائمه جمعه و جماعات، سخنرانان و
وعاظ در مورد هرچه بهتر برگزار نمودن مراسم سوگواري و عزاداري براي
با توجه به اهداف مقدس آن  سالار شهيدان حضرت حسين بن علي
حضرت و پرهيز از كارهاي بدعت آلود و نامشروع از قبيل قمه زدن و مسائلي
كه قابل پذيرش نيست و خداي ناكرده موجب وهن به مذهب اهل بيت ،
عليهم السلام، و دوري از اسلام عزيز مي شود را بيان، و رهنمودهاي حكيمانه و
حركت آفرين مقام معظم رهبري را پيگيري و مردم را ارشاد و راهنمائي
نمايند.
بيانيه مجمع تقريب مذاهب اسلامي
مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي با صدور بيانيه اي كارهاي جاهلانه در
مراسم عزاداري سرور شهيدان را مردود دانست و تأكيد كرد پيرو بيانات
رهبر معظم انقلاب اين مجمع پ اكسازي مراسم از بدع ت ها و كارهاي
جاهلانه را آرزوي ديرينه همه مصلحان جهان اسلام و روحانيت متعهد
مي داند.
در بخشي از بيانيه مجمع جهاني تقريب مذاهب آمده است: حادثه بي سابقة
كربلا ضامن بقاي اسلامي و احياء دين بوده و بزرگداشت اين حادثه موجب
استمرار اسلام ناب محمدي است.
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 237
در اين بيانيه همچنين آمده است. مراسم عزاداري سالار شهيدان در طول تاريخ
جاي خود را در اغلب جوامع اسلامي اعم از شيعه و اهل سنت باز كرده است
و رشته مستحكم پيوند وحدت اسلامي است.
از نظر مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي مصيبت كربلا، مصيبت اسلام
است و همه بايد در بزرگداشت آن بكوشند و با كيفيت جالب و عاقلانه و
الهام دهنده آن را برگزار كنند تا درسي از مبارزه و فداكاري و شهادت در راه
حق و نمونة درست امر به معروف و نهي از منكر باشد.
علامه محمد تقي بهلول
قمه زني امر مجهولي است، واجب كه
نيست در اين وضع كنوني موجب سوء
استفادة دشمنان اسلام و شيعه مي شود و
چهرة دين را خراب م يكند. 1
1. پرس شها و پاس خها در محضر علامه بهلول
238 / قمه زني سنت يا بدعت؟
: اسامي تعدادي ديگر از علماء كه قم هزني را غيرشرعي و حرام دانست هاند 1
آيت الله شيخ محمد تقي مصباح يزدي(دام ظله)
آيت الله سيد مرتضى عسكري(قدس سره)
آيت الله شيخ محمد هادي معرفت(قدس سره)
آيت الله شيخ محمد علي تسخيري(دام ظله)
آيت الله شيخ محسن أراكي(دام ظله)
آيت الله سيد مجتبى حسيني(دام ظله)
آيت الله سيد أحمد فهري(دام ظله)
آيت الله شيخ عبد هادي فضلي(دام ظله)
آيت الله سيد يوسف طباطبائي(دام ظله)
آيت الله سيد ابوالحسن مهدوي(دام ظله)
آيت الله شيخ محمد مهدي آصفي(دام ظله)
آيت الله شيخ عيسى قاسم(دام ظله)
آيت الله شيخ حسين نجاتي(دام ظله)
آيت الله سيد أحمد خاتمي(دام ظله)
1. براي مشاهده متن سخنان اين بزرگواران نگاه شود به : شعائرالحسينيه بين الوعي و
الخراف ، ه شيخ محمود الغريفي، چاپ منامه، و كتاب پيرامون عزاداري عاشور،ا دفتر تبليغات
حوزه علميه قم.
قمه زني سنت يا بدعت؟ / 239
آيت الله هاشمي(دام ظله)
آيت الله غروي(دام ظله)
آيت الله شيخ حميد مبارك(دام ظله)
آيت الله مروج إمام جمعه اردبيل(دام ظله)
آيت الله حسين أختري(دام ظله)
آيت الله سيد كمال حيدري(دام ظله)
آيت الله سيد محمد أبطحي كاشاني(دام ظله)
آيت الله شيخ أبو الفضل تجليل(دام ظله)
آيت الله سيد أبو الفضل مير محمدي(دام ظله)
آيت الله سيد علي محقق داماد(دام ظله)
آيت الله شيخ محسن دوز دوزاني(دام ظله)
آيت الله شيخ جلال طاهر شمس(دام ظله)
آيت الله اكبر هاشمي رفسنجاني(دام ظله)
حجت الإسلام والمسلمين شيخ محمد باقر ناصري (دام ظله)(رهبر علماء مجاهد عراق)
حجت الاسلام والمسلمين سيد علي أكبر حسيني(دام ظله)
حجت الإسلام والمسلمين علي أكبر ناطق نوري(دام ظله)
روحاني مجاهد شيخ عبد الأمير الجمري(دام ظله)
علامه سيد جواد وداعي(دام ظله)
240 / قمه زني سنت يا بدعت؟
روحاني مجاهد شيخ محمد يزبك(دام ظله)
روحاني مجاهد شيخ نعيم قاسم(دام ظله)
و جمع كثيري ديگر از آيات عظام و روحانيون گرامي كه با تأييد و
تقدير از حكم مقام معظم رهبري، مبني بر حرمت قمه زني، آن را از
امور وهن آميز دانسته و بر لزوم خودداري از آن تأكيد نمود هاند



:: برچسب‌ها: قمه زنی سنت یا بدعت,

نوشته شده توسط محمود سهرابی در ساعت 11:37



جامعه پذیری

سه شنبه 7 مهر 1394


جامعه پذيری انسان

 برای شناخت چگونه گی جامعه پذيری انسان از لحظه يی که چون ديگر موجودات به صورت ساده زندگیميکرده تا انسان متمدن امروزی، ابتدا بايد به علت جدايی انسان از محيط طبيعی اشاره کرد و گفت انسان برای رفع نيازهای ديگر خود از آن محيط بيرون آمد و زندگیجمعی را در غارها، کوهها و سپس دشتها و مراتع شروع کرد. چون انسان قادر نبود مانند ديگر حيوانها به راحتی از محصولها به طور طبيعی تغذيه کند، به همين دليل چنان محيطی برای ادامهء حياتش محيط مساعد و مناسبی نبود. از طرف ديگر قدرت سازگاری انسان با محيط طبيعی در حد ديگر حيوانها نبود به همين دليل برای رهايی از اين ناسازگاریها و نارساييهای غذايی به زندگیجمعی در کوهها و دشتها راه يافت.

انسانهای اوليه ابزاری نداشتند چون توليد را نميشناختند هم چنين تکلم، شرم و حيا، اخلاق و علم هم نداشتند چون برای آن گونه زندگیبه اين پديده های اجتماعی نيازی نداشتند. در حقيقت شيوهء زندگیاو در آغاز بسيار ساده و ابتدايی بود و انديشه و تفکر او را از موجودات ديگر متمايز نمود و همين امر موجب شد با شيوهء زندگیاز حالت ابتدايی و ساده زيستن به تنوع و پيچيده گی بيشتری مبدل گردد.

تغيير محيط زندگیدر دگرگونی رفتار و کردار به انسان کمک زيادی کرده است چون يکی از خصوصيتهای ويژهء انسان داشتن قدرت سازگاری با محيط طبيعی و بعد محيط اجتماعی و پرورشی اوست. به همين دليل است که مردم جهان قادر اند در شرايط جغرافيايی کاملاً متفاوت زندگیکنند مثلاً انسان قطبزی بعد از مدتی قادر خواهد بود در منطقهء استوايی هم زندگینمايد. خصوصيت سازگاری با محيط طبيعی از يک طرف و امکان سازش با محيط اجتماعی از طرف ديگر به انسان کمک کرد که نی تنها خود را با شرايط محيط جديد يعنی غار سازگار نمايد بل که نياز وادارش کرد تا برای شکار به ابداع وسايل و ابزار سنگی بپردازد و بتواند از آن ها در کشتن حيوانها استفاده نمايد. مشکل شکار حيوانها او را به همکاری و کمک گرفتن از همنوع وادار کرد و برای اين همکاری وسيله يی برای ارتباط مورد نياز بود و به همين دليل انسان اوليه ابتدا زبان حرکتی را برای خود ابداع کرد و بعد به ابداع زبان تصويری و سپس به زبان تک صوتی و بعد به چندصوتی پرداخت. تحول و رشد زندگیاجتماعی انسان طی مليونها سال صورت پذيرفت و هنوز هم انسان در راه تحول و رشد بيشتر در حرکت است چون پيشرفت، ضرورت اجتماعی و قانون زنده گيست و برای دوام اجتماع امری اجتناب ناپذير و ضروريست. در مورد چگونه گی جامعه پذيری انسان از لحاظ خصوصيتهای ارثی و يا اجتماعی بين محققان اتفاق نظر نيست برخی آن را ناشی از عوامل طبيعی و عده يی ديگر آن را ناشی از عوامل اجتماعی ميدانند.

اگر به قوانين تحول و رشد جامعه و چگونه گی پرورش اجتماعی انسان خوب توجه کنيم خواهيم ديد که در انسان دو جنبهء کاملاً متفاوت قابل مطالعه است. يکی، خصوصيتهای جسمی و بدنی انسان؛ ديگر، خصوصيتهای اجتماعی او.

ترديدی نيست که تمام خصوصيتهای جسمی انسان از عوامل محيط طبيعی و خصوصيتهای ارثی او ناشی ميشود، چون ميبينيم که فرزندان از لحاظ شکل ظاهری مثلاً رنگ پوست و مو و مردمک چشم و يا اندازهء قد به والدين شان شباهت دارند در حالی که از لحاظ خصوصيتهای رفتاری و اجتماعی شباهت چندانی ندارند و به همين دليل است که ميگوييم چگونه گی رفتار کودک به شرايط پرورشی و چگونه گی محيط اجتماعی او بسته گی دارد و حتی بايد قبول کرد که مشابهت رفتار کودکان با دوستان، همسالان و همبازيهاشان خيلی بيشتر از مشابهت رفتار آنان با والدين شان است. يعنی بايد پذيرفت که انسان از لحاظ زيستی مخلق محيط طبيعی و از لحاظ اجتماعی پروردهء شرايط محيط اجتماعی خود ميباشد. بهترين دليلش هم اين است که هر قومی خصوصيتهای رفتاری خاص خود را دارد که وسيلهء شناخت آن قوم از ديگر اقوام است. مثلا رفتار انگليسی خونسرد و مقرراتی و يا ايتاليايی بذله گو و بی قيد و بند از يک ديگر متفاوت و قابل شناخت است. برای شناخت چگونه گی جامعه پذيری انسان بهتر است ابتدا به تأثير عوامل طبيعی و بعد اجتماعی در خصوصيتها، رفتار و کردار انسان اشاره نمود.

 تأثير عوامل طبيعی و ارثی در جامعه پذيری،

 قبلاً توضيح داديم که انسان طی مليونها سال تغييرهای بيولوژيکی، فرهنگی و اجتماعی يافته تا به صورت انسان امروزی درآمده است. در اين جا اين سوال مطرح است که آيا خصوصيتهای خلقی و رفتاری والدين هم به صورت خصوصيتهای ارثی قابل انتقال است يا تحت تأثير عوامل اجتماعی ديگری قرار ميگيرد؟ انتقال خصوصيتهای جسمی و ظاهری انسان از طريق توارث به صورت کامل صورت ميپذيرد البته اگر انتقال به صورت ژن بارز باشد نی مستور (1) در اين صورت شکل ظاهری بدن ما به والدين مان شباهت پيدا خواهد کرد، در حالی که رفتار اجتماعی ما به شرايط فرهنگی، پرورشی و اجتماعی بسته گی دارد و در انسان ابتدايی و ناآگاه تا حدودی به غرايز آن ها مربوط ميشده، هرقدر از گذشته به عصر حاضر نزديکتر شويم تفاوت در رفتار و معيارهای ارزش والدين و فرزندان بيشتر ميشود چون مسؤوليت آموزش و پرورش به مؤسسه هايی غير از خانواده سپرده ميشود، در حالی که در گذشته خصوصيتهای پرورشی انسان در خانواده شکل ميگرفت و انجام ميپذيرفت. شباهت رفتار والدين و فرزندان به نسبت و ميزان ارتباط و تماس مستقيم آن ها بسته گی دارد. چون در عصر حاضر تماس بين آن ها بعد از پنجساله گی کمتر است شباهت رفتاری آن ها نيز کمتر خواهد بود. بعضی غريزه را در نوع رفتار انسان مؤثر دانسته اند و گفته اند، غريزه عامل يا ميکانيزم ثابت و تغييرناپذيريست که در زندگیاجتماعی انسان و حيوانهايی چون زنبورعسل، مورچه گان و گوزنهای قطبی و اسبهای وحشی به آسانی ديده ميشود؛ مثلاً، شکل لانه سازی زنبورعسل هزاران سال است که ثابت بوده و تغييری نکرده است در حالی که در انسان غريزه يا انگيزش، طی مليونها سال ضعيف شده و تغيير کرده است.

نسبت اين تغيير با گسترش نظام تربيتی در جوامع بسته گی دارد. بدين معنی که هرقدر تربيت پيشرفت کرده از اهميت غريزه در انسان کاسته شده است و ما اين تغيير را در دگرگونی انديشه و تفکر انسان، نوع سازگاری او با محيط طبيعی و اجتماعی، وضع خانه سازی و سکونت او و حتی روابط زناشويی ملاحظه ميکنيم. بنابراين غريزه به عنوان عامل ثابت و قابل آموزش در تشکيل اجتماع انسانی و هم چنين عاملی برای بيان چگونه گی رفتار اجتماعی انسان نميباشد چون انسان از لحظهء تولد تا دم مرگ در رفتار و کردارش تغيير حاصل ميشود و نوع تغيير به نوع جامعه و تحول پذيری آن بسته دارد. هرقدر جامعه پوياتر باشد نسبت تغييرپذيری در انسان بيشتر است و هرقدر ايستاتر باشد نسبت تغييرپذيريش کمتر است.

انسان در لحظهء تولد فرد است، ولی بعد از تولد با گذشت زمان در اثر برخورد با اعضای خانواده و افراد خارج از خانواده برای خود در اجتماع موقعيتی کسب ميکند و امکانهايی به دست می آورد که نوع اين موقعيت و امکانها در خانواده و اجتماع يک سان نيست و اين تأثيرپذيری از خانواده و محيط اجتماعی در تشکيل شخصيت اجتماعی فرد تأثير مستقيم دارد. بنابراين ميتوان چنين نتيجه گرفت که تشکيل شخصيت اجتماعی انسان به خصوصيتهای فردی، غريزی و زيستی او بسته گی ندارد و تنها خصوصيتهای جسمی او چون (اندازهء قد، رنگ پوست و مو و چشمان، نوع صدا و امثال آن است) که از طريق ژنها از والدين به کودکان منتقل ميشود. در حالی که خصوصيتهای اجتماعی چون اکتسابيست مانند خصوصيتهای جسمی از طريق غرايز و يا ژن قابل انتقال نميباشد پس بايد گفت خصوصيتهای اجتماعی هر فرد نتيجهء محيط پرورشی و سازمانهای اجتماعيست که فرد به آن وابسته ميباشد.

کودکان و نوزادان سالم در آغاز تولد هيچ گونه تفاوت رفتاری باهم ندارند و اگر از نظر تغذيه در دوران جنينی مشابه هم باشند باز هم اگر در جامعه های متفاوت پرورش يابند تغيير رفتار خواهند داد. محيط پرورشی کودکان در ميزان به کاربُردن هوس آن ها يعنی قدرت و توانايی سازگاری شان با محيط مؤثر خواهند بود، پس عامل ژن و يا غرايز گويای دگرگونی رفتارها نيست و علت تفاوت رفتار افراد در اين است که بچه ها در شرايط اجتماعی متفاوت و پايگاههای اقتصادی مختلف به دنيا آمده اند و عوامل پرورشی نامساعد مثل مؤسسات آموزشی متفاوت و برخوردها و سيره های والدين با يک ديگر و با فرزندان و هم چنين شرايط اقتصادی و اجتماعی زندگیآن ها بسته گی دارد.

 تأثير خصوصيتهای نژادی و محيط طبيعی در چگونه گی رفتار انسان،

 عامل نژادی تأثير مستقيم در رفتار افراد ندارد و اختلاف نژادی نميتواند دليلی برای پيشرفتهای يک گروه، يا اختلاف و تفاوتهای اجتماعی و تجاوز به حقوق گروه ديگر باشد. البته محيط طبيعی در خصوصيتهای جسمی مؤثر است زيرا انسانها و جانوران برای ادامهء زندگیناچار اند با طبيعت سازگار باشند. تيره گی رنگ و تنگ بودن منافذ بدن در انسانهای استوايی و تفاوتی که خرسهای قطبی و استوايی دارند بر اثر سازگاری با محيط طبيعیست، هرقدر جامعه ابتدايی تر باشد تسلط طبيعت بر اين جوامع بيشتر است ولی در جوامع متمدن، جامعه با وجود همبسته گی با محيط طبيعی تقريباً از آن مستقل است زيرا افراد بشر قادر اند خود را دور از تأثير مستقيم شرايط محيط طبيعی نگهدارند. در عصر حاضر تسلط انسان مجهز به سلاح علم بر طبيعت روز به روز بيشتر ميگردد. تحقيقات علمی ثابت کرده است که ميتوان خصوصيتهای جسمی را بر اثر ترکيب نژادی تغيير داد. مثلاً، خصوصيتهای جسمی فرزند نسل چهارم که از ازدواج با افرادی غير از نژاد خودشان در طی چهار نسل به وجود می آيد با نسل اول کاملاً تفاوت دارد در حالی که ميتوان خصوصيتهای جسمی را تغيير داد. پس چگونه ميتوان گفت، نميتوان رفتارهای اجتماعی را عوض کرد؟ بديهيست که شرايط محيط اجتماعی، فرهنگی و از همه مهمتر اخلاقی در تغيير رفتار اثر دارد اگر برخی از جامعه شناسان بورژوا معتقد اند رفتار سرخپوستان و يا سياه پوستان خوب نيست اين گونه نابه هنجاری در رفتار آن ها به شرايط زيستی بسته گی ندارد. بل که به علل و شرايط اجتماعی زندگیآن ها بسته گی دارد زيرا افراد اين گروهها از حقوق اجتماعی و آموزش يک سان برخوردار نميشوند. امکانهای تربيتی و پرورشی آن ها در مقام مقايسه با ديگر طبقات اجتماعی مساعد و مطلوب نيست.

اختلاف نژادی نميتواند دليلی برای اختلافهای فکری، ذهنی، رفتاری و حتی پيشرفتهای اجتماعی مردم باشد تعصب نژادی در مورد برخی گروهها درست نبوده و هيچ گونه بنياد علمی ندارد زيرا چگونه گی سازمان بدنی افراد گويای چگونه گی رفتار آن ها نيست. پيشرفت و يا عدم پيشرفت مردم به شرايط اجتماعی، اقتصادی و آموزشی آن ها بسته گی دارد و خصوصيتهای جسمانی دليلی بر پيشرفت و يا عدم پيشرفت نيست. چون در عصر حاضر شاهد پيشرفت مردم سرزمينهای آسيايی و افريقايی بوده و خواهيم بود. مگر نه اين است که اين گونه مردمان در حال حاضر توانسته اند با آموزشهای صحيح، عاليترين مراحل علمی را طی نموده و حتی کُرسیهای دانشگاهی و مراکز تحقيقی را حتی در جوامع نژادگرا بر عهده گيرند و به نحوی عالی اداره نمايند. بنابراين عوامل اجتماعی، اخلاقی، فرهنگی و اقتصادی هستند که نوع زندگیمردم و رفتار آن ها را تعيين ميکنند نی خصوصيتهای جسمی و نژادی آنان.

 واژه نامه،

جامعه پذيری: يعنی پذيرشی که در انسان نسبت به زندگی جمعی و اجتماعی وجود دارد و او فطرتاً گرايش به تشکيل زندگیجمعی دارد.

مراتع: چراگاهها، جاهای سبز و خُرم.

مساعد: آماده.

تکلم: سخن گفتن.

متمايز: چيزی که از ديگری جدا و مشخص باشد، چيزی که دارای تمايز باشد.

زيستن: زندگیکردن.

قطب زی: يعنی انسانی که در قطب شمال يا جنوب زندگیميکند.

ابداع: نوآوری، چيز تازه آوردن، کار تازه کردن.

زبان حرکتی: يعنی به وسيلهء حرکتهای گوناگون با يک ديگر گفتگو ميکردند و مطالب خود را به ديگران تفهيم مينمودند.

زبان تصويری: يعنی مطالب خود را با تصويرها به يک ديگر تفهيم مينمودند.

والدين شان: پدر و مادرشان.

بيولوژيکی: علم الحيات، زيُت شناسی، علمی که دربارهء موجودات زنده بحث ميکند. آن قسمت که راجع به طرز زندگیجانوران و ساختمان بدن آن ها گفتگو ميکند، بيولوژی جانوری نام دارد و آن قسمت که دربارهء گياهان گفتگو ميکند بيولوژی گياهی.

توارث: از يک ديگر ارث بُردن، به هم ارث دادن.

ژن: آنچه بدن و خلقت يک انسان يا موجود زنده را تشکيل ميدهد.

بارز: آشکار، ظاهر، روشن، هويدا.

مستور: پنهان، نامعلوم.

ميکانيزم: طرز ساختمان چيزی، ترکيب چيزی.

دوران جنينی: يعنی دورانی که طفل در رحم و شکم مادر به سر ميبرد.

منافذ: جمع منفذ است، منفذ يعنی، محل گذشتن، سوراخ.

بورژوا: شخص ثروتمند، ارباب دارا و احتمالاً صاحب وسيلهء توليد و . . .

 

 اصول و مبانی

جامعه شناسی

 نوشتهء دُکتر محمدحسين فرجاد

 چگونه گی اجتماعی شدن

معمولاً از وقتی که نوزاد در درون خانواده به عنوان يک نهاد اجتماعی متولد ميشود و کم کم رشد مييابد در حدی که والدين و ديگر فرزندان با او در تماس هستند و به طور مستقيم و غيرمستقيم در يادگيری او را ياری ميدهند، بر اساس فرهنگ رايج بر خانواده، قوم و قبيله معمولاً کارهای معينی را از کودک انتظار دارند. مثلاً وقتی کودک کاری را انجام ميدهد که والدين و يا ديگرانی که با وی زندگیميکنند و در ارتباط با او هستند آن را ناپسند و نامطلوب ميپندارند، به وی خواهند گفت: «نکن» «نه» و اين کلمه ها را با اخم يا تکاندادن سرشان به اين طرف و آن طرف و حتی با زدن روی دستهای کودک همراه ميکنند تا کودک آنچه را که والدين در موقع به کاربُردن کلمه های «نه» «نکن» يا هرگونه اشارهء تنبيهی و تنبهی معمول در خانواده که هنگام ارتباط و سخن گفتن با کودک انجام ميدهند و از او انتظار دارند، فرا ميگيرد. در بعضی مراحل کودک ميتواند، با انتظارهايی که بشخصه با خودداری از انجام کارهايی که ميداند عکس العملهای منفی همراه دارند، پاسخ گويد. در اين صورت کودک خود را جای والدين قرار داده و برای خود وجود خارجی توأم با شناخت شرايط محيط زندگیاجتماعی تصور کرده است به همان گونه که برای والدينش تصور ميکند. يعنی سعی ميکند خود را با شرايط مطلوب پيرامون خود سازگار کند که معمولاً اين گونه سازگاريهای اجتماعی با پاداشهای گوناگونی توأم است. او وجود خود را همان گونه که ديگران ميبينند حس ميکند. رفتار و کردار خود را همان طور که فکر ميکند ديگران آن را ارزيابی ميکنند، ارزيابی مينمايد. 

او کم کم خود را توسط حالتهای ديگران درست مانند اين که در آيينه نگاه ميکند، ميشناسد و حالت اجتماعی شدنش شروع ميشود و پس از مدتی از سالهای اوليهء زندگیدر حد مورد انتظار و جامعه ميشود. معمولاً پوشش اجتماعی شدن از دو ساله گی شروع ميشود در اين هنگام انتظارهايی که بچه را به خود متوجه ميکند چيزهايی متناسب با سن اوست و اين انتظارها در خانواده های متفاوت با فرهنگهای متفاوت، نيز تفاوت دارد. البته در اين زمان قادر است تنها قسمت کوچکی از جامعه يی را که بدان تعلق دارد- يعنی «خانواده» را درک کند. 

در حالی که هنوز با همسايه گان يا همشاگردان مدرسه يی که مطمئناً بعدها به آن جا خواهد رفت، تماسی ندارد. همچنين وی انتظارهايی را که خانوده اش در سنين ديگر از او خواهند داشت درک مينمايد و کم کم نوع رفتاری را که همسالان، همسايه گان، معلمان و همکلاسانش از او دارند، تشخيص خواهد داد و رفتارش بيشتر رنگ اجتماعی شدن به خود ميگيرد. بدين سان اگر هرکس در طی دوران زندگیبه گروه جديدی وارد شود و انتظارهای ساير اعضای گروه و جامعه را در حد متعارف بپذيرد، گوييم حالت اجتماعی شدن رُخ داده است. زيرا اگر کسی نتواند خود را با شرايط پيرامون زندگیخود سازگار کند رفتار اجتماعی ندارد، به عبارت ديگر اجتماعی نبودن نشانی از نقص رفتاری و يا غيرعادی بودن رفتار است.

 کودکانی که در سالهای اوليهء زندگیتا دوران نوجوانی را در خارج از محيط خانواده پرورش مييابند، از لحاظ پرورش فکری، حالتهای عاطفی و رفتاری احتمالاً دچار اختلالهای رفتاری خواهند شد ولی قطعی نيست و کُليت هم ندارد. اگر به پرستاران گفته شود چنانچه کودکان را درست مانند مادران شان مراقبت و نوازش کنند و در حد والدين آن ها را ورد ملاطفت و توجه قرار دهند، رشد طبيعی خواهند داشت. اگر اين توقعها انجام پذيرد، اين گونه کودکان نيز تا حدی از لحاظ اجتماعی دارای خصوصيتهای کودکان ديگر خواهند شد. البته هيچ محبت و توجهی کاملاً در حد دقت و توجه والدين حقيقی نخواهد بود. نوع روابط اجتماعی ولو اين که هرقدر ساده باشند در رشد فکری و اجتماعی کودک تأثير خواهد گذاشت. والدين يا مربيان اطفال بر اساس نوع رفتاری که با کودکان دارند بايد از آن ها متوقع باشند. به عبارت ديگر هرچه را که از کودکان انتظار دارند بايد به آن ها ياد دهند، زيرا چگون گی برخوردهای اجتماعی کودک در خانواده و اجتماع به نوع تربيت و رفتاری بسته گی دارد که کودک از آن برخوردار بوده است. درست مانند اين که انسان تصوير خود را به همان گونه که هست در آيينه ميبيند و اگر آيينه شکسته باشد تصوير حقيقی خود را آن گونه که هست نخواهد ديد.

 نا به هنجاری رفتاری و بدسازگاری اجتماعی نشانه هايی از اجتماعی نبودن افراد است، زيرا هرانسان متعادل بايد خود را با شرايط طبيعی، معقول، منطقی و انسانی محيط پطرامون خويش، سازگار نمايد. يعنی رفتارش برای ديگران قابل قبول باشد. کسانی که مدتی از عسمر خود را در زندانهای جنايی و يا در شرايط محيطی دور از محيط اجتماعی متعادل گذرانده اند بايد مدتی بگذرد تا بتوانند خود را با محيط جديد سازگار نمايند.

جامعه از هرکس برای اجتماعی شدن انتظارهايی دارد؛ اين توقعها بايد منطقی و مطلوب باشد نی اتفاقی و نامنظم، نامطلوب و غيرمعقول. زيرا هر اجتماعی برای خود معيارهای ارزشی خاصی را به هنجار تلقی ميکند که افراد آن اجتماع بايد به آن معيارهای ارزشی توجه داشته و رفتار خود را با آن سازگار نمايند و بدان عمل کنند. البته اين گونه سازگاريهای اجتماعی بايد با عقل و ادراک توأم باشد نه به او تحميل گردد، يعنی فرد بايد از لحاظ عقلی بپذيرد که اين گونه رفتار منطقی و به هنجار، ضرورت اجتماعيست که در آن زندگیميکند و اگر آن را درست دريابد همواره بدان عمل خواهد کرد.

 هر اجتماع به مرور به افراد خود نقشهايی را محول ميکند که برای زندگیاجتماعی وی ضروريست، مثلاً به وی می آموزد که هرکس در برابر، خانواده و جامعه مسؤوليت دارد و بايد به حال خود و اعضای خانواده و جامعه اش مفيد باشد تا زندگیروزانهء طبيعی و اجتماعی خود را طی کند.

 اگر والدين در خانواده يی از فرزند خود بخواهند در زندگیخانواده گی نقشهايی را بر عهده بگيرد، هنگامی که نقشی در کودک جاگزين شود او ميتواند رفتار خود را با آن وفق دهد برای نمونه عبارتهای «دستهايت را بشوی» يا «راست بنشين» «خواهرت را نزن» يا «در کار ديگران دخالت نکن» يا « به بزرگترها احترام بگذار» نمونه هايی از انتظارهای بيشماريست که از يک کودک نيک کردار دارند و هريک از آن ها ارزشهای معينی دارند که برای رسيده گی خانواده گی و اجتماعی ضروريست.

هر فرد بهروز درمييابد که نقشهای او کدام اند. نقشهای افراد در جوامع متفاوت و با فرهنگهای متفاوت تغيير ميکند و هرکس بر اساس مسؤوليتی که در جامعه دارد نقش خاصی را ايفا مينمايد. مثلاً نقش مادر در فرهنگ جامعهء شهری با نقش مادر در فرهنگ جامعهء روستايی متفاوت است، نقش مادری که علاوه بر مسؤوليت خانواده گی مسؤوليتهای شغلی و اجتماعی نيز در خارج از خانه دارد با مادری که صرفاً خانه داری ميکند متفاوت است.

 در مرحلهء اجتماعی شدن مردم با يک ديگر ارتباط دارند، يعنی هرکس «ناگزير از زندگیاجتماعيست» زيرا اين گونه زندگینتيجهء روابط و کنشهای متقابل است، در هر جامعه مردم ناگزير اند با يک ديگر مناسبتهای اجتماعی متقابلی داشته باشند، هيچ کس پس از خوگرفتن به زندگیاجتماعی قادر نيست به تنهايی زندگیکند با وجودی که بعضی وقتها بين افراد برخوردهايی به وجود می آيد، باز علاقه مند اند که پس از مدتی با يک ديگر روابط صميمانه يی داشته باشند زيرا انسان ياد گرفته و سپس خو کرده است به اين که در زندگیاجتماعی دارای روابط متقابل اجتماعی بوده و در برابر هر عمل، عکس العمل متناسبی از خود نشان دهد. چون از کودکی در خانواده ياد گرفته است که انتظار والدين وی را وادار ميکند تا عکس العملی متناسب با خواست آنان از خود نشان دهد. اين بسته گی و ارتباط به صورت عمل و عکس العمل از ديدگاه جامعه شناسی مرحله يی از پويشهای اجتماعيست که در اجتماعی شدن نقش دارد.

 همين طور است شاگردان در مدرسه در مقابل هم و در برابر معلمان و ساير اوليای دبستان و يا و يا کارگاهها و کارخانه ها اين گونه روابط متقابل اجتماعی ادامه مييابد که از اجتماعی شدن او ناشی ميگردد و پس از مدتی به صورت رفتارهای اجتماعی در می آيد.

 اکثر مردم از رفتار و اعمال جامعهء که خود يکی از اعضا و عوامل تشکيلدهندهء آن هستند، واقف اند.

 هر حرکت اجتماعی خواه به صورت عادی و به هنجار و يا اعمال غيرعادی و نا به هنجار يا به صورت رفتارهای ستيزه جويانه و پرخاشگرانه و يا در حالت پريشانی و اضطراب و يا در حالت عادی چون زندگیروزمره و يا شادی و تفريح همهء اين گونه اعمال بازتابهای واکنشی متناسب به شمار می آيند. به همين دليل است که جامعه شناسان مي گويند، هرقدر زندگیاجتماعی آرامتر و طبيعی تر برگزار گردد و مردم از آرامش و امنيت اجتماعی بيشتری برخوردار گردند، رفتارهای اجتماعی آن ها سالم تر و از سلامت جسمی و روحی بيشتری برخوردار خواهند شد.

 از طرف ديگر چون رفتار افراد جامعه همراه با تحول جامعه پيوسته در حال دگرگونی و پيشرفت است، لذا از لحاظ حالتها، تصورها و نوع حرکتهای مقتضی، وجه مشترکی وجود دارد و آن پيشرفت عمومی رفتار است.

 با توجه به اين که ميدانيم اين گونه موارد همه گی به تجارب و حالتهای گذشتهء افراد جامعه مربوط ميگردد، معذلک در مواقع به خصوصی ممکن است واکنشهای تازه يی هم ايجاد گردد که زياد مربوط به تجارب گذشته نباشد.

 حالتها، تصورها و چگونه گی رفتار در خصوص حرکتهای مناسب و يا نامناسب، نی تنها با زندگیاجتماعی مردم در ارتباط بوده و جزيی از زندگیآن ها محسوب ميگردد. زيرا هرگون رفتاری در هر گروهی خاص عادی و قابل پذيرش است، که ممکن است همان رفتار در گروه ديگر قابل پذيرش نباشد. در جامعه يی که از قشرها و طبقه های اجتماعی متفاوتی تشکيل گرديده علاوه بر اين که رفتارهای اجتماعی متفاوتی قابل پذيرش است، عوامل و پديده های فرهنگی که ابراز بعضی از حالتها را در مقابل گروهی ديگر نهی و يا محدود ساخته است با گذشت زمان ممکن است به صورت واقعيتهای فرهنگی به برخی از آن ها تحميل گردد و يا مورد قبول شان واقع شود، زيرا انسان ناگزير از زندگیاجتماعی و رفتار با ديگر مردم جامعهء خويش است. اين حالت مجدداً با گذشت زمان و همراه با تغييرهای اجتماعی ديگر نيز تغيير ميکند و نسلهای بعد از اين گونه رفتارها پيروی خواهند کرد. بدين جهت است که ميگوييم، اجتماعی شدن که امری ضروريست ثابت نيست و در جوامع متفاوت، نيز متفاوت است و حتی در جامعه يی واحد با گذشت زمان و در نسلهای ديگر نيز تغيير ميکند و اين حالت يکی از ويژه گيهای فرهنگ پذيريست که در زندگیاجتماعی و اجتماعی شدن نقش عمده يی دارد.

 

 

روشهای تحقيق

در جامعه شناسی و مشکلهای آن

 

برای شناخت جامعه شناسی کسی که خود در اين علم صاحب نظر باشد و بينشهای متفاوت را در مورد جامعه شناسی خوب بداند بايد در هر گروه و يا جامعه يی که ميخواهد تحقيق کند شرکت فعال داشته و با آن ها زندگیکند يا تماس مستقيم و متوالی داشته باشد در غير اين صورت تحقيق و پژوهش او ارزش علمی نخواهد داشت چون مشاهده و بررسی و به دنبالش آزمايش و تجربه صحيحترين راه نزديک شدن به حقيقت علميست. بنابراين روش تحقيق در علوم اجتماعی و علوم طبيعی تقريباً مشابه است با اين تفاوت که موضوع مطالعهء آن ها فرق ميکند.

 چگونه گی عوامل مورد مطالعهء دانشمندان علوم اجتماعی مسايلی ايجاد ميکند که دانشمندان علوم طبيعی نيز با آن ها مواجه هستند اگر چه دانشمندان علوم اجتماعی تفکر و دقت خود را در مشاهدهء تمام جنبه های رفتار انسانی محدود ميکنند ولی نميتوانند ادعا کنند هميشه موفق ميشوند چون انسان موجود متفکر و متغيريست، مثلاً، زندگیزناشويی يک امر خصوصيست و بسياری از مردم به آشکارکردن و بيان مسايل آن و يا ساير مسايلی که آن ها را شرمگين و پريشان ميکند، تمايلی ندارند. حتی اگر محققی فکر کند به پرسشنامهء او صادقانه جواب ميدهند، اشتباه ميکند. انسان استعداد شگرفی در گولزدن خود و ديگران دارد. به همين دليل تحقيق در مورد انسان کارِ آسانی نيست. در اجتماع، جامعه شناس تنها ميتواند آزمايشهای خود را روی انسان به طور محدود و با اجازهء خود او انجام دهد. استفاده از دوربينها و لوازم ضبط صوت بدون اطلاع يا رضايت مردمی که مورد مطالعه قرار ميگيرند ممکن است به تهاجم آن ها منجر شود. به همين دليل اخيراً جامعه شناسان سعی ميکنند با رعايت قوانين اخلاقی مردم را بدون اطلاع و اجازهء قبلی مورد مطالعه قرار ندهند. در هر حال با در نظر گرفتن موازين اخلاقی وقتی مردم بدانند مورد مطالعه اند احتمالاً مانند مواقع عادی رفتار نميکنند. برای نمونه وقتی جامعه شناسی ميخواست در اتاق هيئت منصفه ضبط صوت را نصب کند تا از چگونه گی تصاميم مطلع گردد دادگاه اين کار را منع کرد. دانشمند اجتماعی مخلوقهای مانند خود را مطالعه ميکند بنابراين ممکن است طرز تلقی خود را در تحقيقش اثر داده و تا حدودی پيشداوری کند. به همين دليل در عصر حاضر دانشمندان علوم اجتماعی اغلب تحقيقهای خود را به صورت گروهی انجام ميدهند تا پيشداوری فرد در تحقيق کمتر اثر کند و چون تحقيق گروهيست پس نتيجهء صحيحتر و قطعيتر خواهد بود.

 چگونه يک جامعه شناس کارِ خود را شروع ميکند،

 اين عقيده که يک دانشمند کار خود را با مشاهدهء حقايق شروع ميکند با قدری تأمل نشان خواهد داد که اين امر امکان ناپذير است. کدام حقايق؟

 مليونها حقايق در جهان وجود دارد که هرگز کسی نميتواند تمام آن هارا مورد مطالعه قرار دهد.

 اولين کاری که يک دانشمند بايد انجام دهد اين است که در مورد آنچه ميخواهد مطالعه کند تصميم بگيرد و خود را به موضوع تحقيق محدود کند. يک جامعه شناس معمولاً نبايد تمايلی در پی بردن به علت از بين رفتن ستاره گان داشته باشد. او علاقه مند است به مطالعهء نوعی از رفتارهای اجتماعی انسان بپردازد. به احتمال زياد مايل خواهد بود که تنها در زمينهء محدودی از رفتار انسانی به پژوهش بپردازد. زيرا کمتر افرادی هستند که ميتوانند تمام جنبه های رفتار انسانی را مطالعه کنند. جامعه شناسان مانند ساير دانشمندان از اين امر مطلع اند. عده يی از جامعه شناسان شايسته گی آن را دارند که در بيش از يک رشته از علوم انسانی و اجتماعی به مطالعه بپردازند.

 يک جامعه شناس ممکن است خود را يک روانشناس اجتماعی يا يک متخصص در روابط گروههای اجتماعی و يا يک جامعه شناس روستايی فرض کند و يا ممکن است هرگز در زمينهء جامعه شناسی صنعتی يا روستايی کار نکند بل که در زمينهء ديگری از شاخه های جامعه شناسی به تحقيق بپردازد. تخصص، ميزان کارآيی يک جامعه شناس را افزايش ميدهد ولی باعث محدودشدنِ ديد او هم خواهد شد.

 

 

فنون پژوهش در زمينهء جامعه شناسی،

 فنون پژوهشی که جامعه شناسان به کار ميبرند معمولاً متفاوت و تا حدی پيچيده است. با اين حال در مواقع ضروری اغلب فنون رياضی و آماری مشکل و پيچيده به کار برده ميشوند. پژوهنده ممکن است اطلاعات خود را به وسيلهء پرسشنامه يا مصاحبه جمع آوری کند. پرسشنامه ها ميتوانند برای پی بردن به طرز تلقی و محرکهای ناخودآگاه افراد از طريق آزمونهای (برون افکن) برای شناخت عکس العملها به کار برده شوند.

 مصاحبه ها ممکن است کوتاه باشد و جزيِی و يا امکان دارد بلند باشد و عمقی. گاهی جامعه شناسان تنها به تجزيه و تحليل محتوای پرسشنامه و مصاحبه ميپردازند. يعنی آن ها فقط به شمارش تعداد کلمه ها و بررسی نظريه ها يا رفتارهای قالبی يا طرز تلقيهايی که در يک زمينهء معين ظاهر ميشوند، ميپردازند. اين روش بيشتر برای تجزيه و تحليل اثرهای ناشی از وسايل ارتباطهای جمعی (روزنامه ها، تلويزيون، برنامه های راديو و مجله ها) به کار ميرود. هم چنين ممکن است برای تجزيه و تحليل افسانه ها، شعرها يا کتابهای درسی مدارس به کار برده ميشوند ولی اين روش به تنهايی ارزش علمی ندارد. بهترين روش تحقيق عينی از طريق ارتباط مستقيم با افراد است.

 يک روش تحقيق عمدهء ديگر در جامعه شناسی (تجزيه و تحليل تاريخی) است. جامعه شناسی برای تأييد درستی تيوريش به مؤرخ مراجعه ميکند. مطالعه های تطبيقی گروههای بزرگ مانند اتحاديه ها يا ملتها بر اساس روشهای جدد تحقيق به خوبی صورت ميگيرد. گاهی وقتها جامعه شناسان گروههايی را به آزمايشگاهی برده و آزمايشهايی تحت کنترول خود روی آن ها انجام ميدهند ولی هيچ کس مطمين نيست که گروههای آزمايشگاهی نمايندهء تمام گروههای اجتماعی خارج از آزمايشگاه باشند. که روش تحقيق راه حل اين مشکل را هم ارايه داده است. تا آن جا که ممکن باشد جامعه شناسان ترجيح ميدهند به مطالعه پيرامون گروههای اجتماعی خارج از آزمايشگاه مانند دسته هايی از پسران ورزشکار و يا ستيزه جو يا افراد يک اتحاديهء محلی، کارگران يک کارخانه يا کلاس مدرسهء دولتی بپردازند و رفتار آن ها را آن طور که هست مورد مطالعه قرار دهند. گاهی وقتها يک جامعه شناس يادداشتهای دقيقی را از آنچه که در گروه خود اتفاق می اُفتد و امکان دارد که بعداً آن ها را مطالعه کند تهيه ميکند. چون جامعه شناسی بايد هدفها و ارزشهای گروهی را که به آن تعلق دارد تفکيک کند امکان دارد که در تجزيه و تحليل به نتايجی برسد که اصلاً دارای وجود خارجی نباشد به عبارت ديگر چون او فقط دسترسی به احساسهای اعضای گروه دارد ممکن است ليگانه گان در پی بردن به آن ها دچار اشکلهايی گردند. مطالعهء پاره يی از گروهها مانند دسته هايی از تبهکاران اغلب مشکل است زيرا فعاليتهای آن ها به طور محرمانه صورت مطگطرد. بعضی موقع پژوهنده گان برای آنچه که در گروه اتفاق می افتد به عضويت يک گروه درآمده اند. برای نمونه جامعه شناسان به درون زندانها رفته و به تبهکار بودن تظاهر ميکرده اند. اين فنِ مطالعهء گروهها را مشاهده مشترک و عينی مينامند.

 روشهای مستند تحقيق در جامعه شناسی،

 اگر آينده نگری هدف علم باشد، جای تعجب نيست که مطالعات مبنی بر آينده نگری يکی از علايق بزرگ جامعه شناسان باشد.وقتی که "شورای پژوهش علوم اجتماعی" ارزيابی جامعی از مطالعات مبنی بر آينده نگری را انجام داد؛ مطالعه يی توسط "بورگس" تحت عنوان «پيشبينی موفقيت يا شکست در ازدواج» که بالاترين ميزان قدرت پيشگويی درست را دارا بود، صورت پذيرفت. "بورگس" برای پی بردن به ميزان خوشبختی افرادی که تحت مطالعه بودند پرسشنامه يی را به کاربُرد و سپس به راههای متعددی پاسخهای داده شده را برای تعيين درستی وضعيت آن ها آزمايش کرد. سپس توانست قسمتهايی از پرسشنامه را که پيشگويی شکست يا موفقيت در زندگیزناشويی را نشان ميداد جدا کند. قسمتهايی که خوب پيشگويی شده بود اساس يک تست طبقه بندی شده را تشکيل ميداد. مثلاً تمايل شديد به همسری- حدود سن در هنگام ازدواج- رضايت والدين و ساير فعاليتهای گروهی و طرز تلقی نسبت به جنس مخالف و عواملی که به طور غيرمستقيم در خوشبختی زندگیزناشويی مؤثر ميباشند.

 تکوين سريع آزمون غيرمستقيم دارای ارزش علمی زياديست، آزمونهايی که در زناشويی توسط مشاوران ازدواج، مددکاران اجتماعی و سايران به عنوان زمينه يی برای راهنمايی مراجعان و کمکی در تشخيص علت مشکلهای زناشويی به کار ميروند. روش غيرمستقيمی که "بورگس" ابداع کرد به مرور گسترش يافته و ساير رشته ها هم به کار برده ميشوند در جنگ جهانی دوم برای ارتش آزمونی جهت روشن شدن علل بيماريهای روانی و عصبی تهيه شد. آزمونهايی نيز وجود دارند که موفقيت يا شکست انجام تعهدها را پيشگويی ميکنند. هم چنين خلافکاری يا حالتهای عصبی بين مردم نيز ميتوانند پيشبينی شوند.

فصل اول

 تبيين جامعه شناسی

 جامعه شناسی علميست که واکُنشهای زندگیاجتماعی و پديده های محيط اجتماعی را با روشهای علمی مشاهده، آزمايش و تجربه مورد پژوهش قرار داده و سعی ميکند آن ها را ابتدا توصيف و سپس طبقه بندی کند تا بتواند با روشی علمی به رابطه بين آن پديده ها پی ببرد و عواملی که باعث پيدايی آن پديده هاست شناخته و اثرهای آن ها را در پديده های اجتماعی ديگر بشناسد. 

و يا جامعه شناسی علميست که رفتارهای اجتماعی انسان را در جامعه يی که زندگیميکند با توجه به فرهنگ يعنی «مجموعه يی از ميراثهای اجتماعی چون آداب و رسوم و سنن، اخلاق و رسوم اخلاقی، ميثاقها و قراردادهای اجتماعی مورد بررسی و مطالعه قرار ميدهد». جامعه شناسی به مطالعهء پديده های اجتماعی در رابطه با پديده های اقتصادی و سياسی نيز توجه مينمايد و اثرها و عوارضی که اين پديده ها در يک ديگر دارند به منظور خير و صلاح عمومی و رفاه اجتماعی مورد توجه قرار ميدهد. 

جامعه شناسی از مقايسهء جوامع مختلف، عوامل مؤثر در پيشرفتهای اجتماعی برخی از جوامع را مورد مطالعهء تطبيقی قرار ميدهد و عواملی را که باعث عقبنگهداشته شده گی برخی جوامع ديگر است، تبيين مينمايد و شيوه هايی را هم که برای دگرگونی و از بين بردن اين گونه عوامل است بيان ميکند و در اين راه از علوم اجتماعی ديگر چون علوم تاريخی، اقتصادی، سياسی، حقوقی و مردمشناسی کمک ميگيرد. شناخت، تجزيه و تحليل پديده ها و واقعيتهای اجتماعی و عوامل به وجود آورندهء آن ها و اثرها و تأثير و تأثرهای اين پديده ها در يک ديگر، بدان گونه که هستند و به گونه يی که بايد باشد، کار ديگرِ جامعه شناسيست.

 با توجه به عبارتهایِ که در بيان جامعه شناسی مطرح شد بد نيست که نظريه های برخی جامعه شناسان را در اين مورد نيز بيان کنيم.

 يکی از جامعه شناسان، علم جامعه شناسی را، «شناخت پديده های اجتماعی ميداند» و ديگری آن را «علم نهادهای اجتماعی تعريف ميکند» و نهادها را نيز پايه های اساس زندگیاجتماعی ميداند.

 جامعه شناسی ميگويد، تنها «جامعه شناسی قادر است واقعيتهای اجتماعی را بهتر شناخته و آن ها را تبيين کند»؛ جامعه شناس ديگری آن را «علم سازمانهای اجتماعی دانسته»، ميگويد: کار اصلی اين علم «مطالعه در تغييرهای اجتماعيست که در جوامع روی ميدهد و تأثيرهايی که واقعيتهای اجتماعی در تحولهای محيط اجتماعی دارند» به کمک جامعه شناسی قابل شناخت است.

 يکی از جامعه شناسان، جامعه شناسی را علمی که «به مطالعهء رفتارهای اجتماعی ميپردازد، تعريف ميکند» و جامعه شناس ديگری آن را علمی که «به مطالعهء عوارض اجتماعی ميپردازد، تعريف ميکند» و يا جامعه شناس ديگری آن را علمی که «به مطالعهء واکنشهای اجتماعی در جامعه ميپردازد، تعريف ميکند».

 با توجه به تعاريف جامعه شناسی که تا اين جا مطرح شد و يا نظريه های گروهی از جامعه شناسان که تاکنون بيان گرديد، ميتوان چنين نتيجه گرفت: «جامعه شناسی علميست که زندگیاجتماعی مردمان جوامع مختلف را عموماً و با توجه به نهادهای اجتماعی موجود در آن گونه جوامع و روابط اجتماعی حاکم بر آن ها را مورد مطالعه و تحقيق قرار داده و برای آينده نگری در آن جوامع به مقايسه، تجزيه و تحليل دگرگونی و تحول پذيری آن ها پرداخته، از نتايج ديگر علوم اجتماعی چگونه گی روابط افراد را با هم و با محيط اجتماعی آن ها برای کشف قوانين عمومی حاکم بر جامعه و زندگیاجتماعی مشخص و معين ميکند». زيرا دانش جامعه شناسی همواره در پی کشف و شناخت مطالعهء زندگیاجتماعيست. پس موضوع اصلی جامعه شناسی مطالعهء زندگیاجتماعی يعنی واکنشهای اجتماعی متقابليست که افراد انسانی را به هم ديگر پيوند ميدهد. برخی از اين واکنشها بر اثر تکرار تثبيت شده و دارای سازمان ميگردند و بيشترين افراد هر جامعه رفتارهای اجتماعی خود را با اين گونه سازمانهای اجتماعی هماهنگ ميسازند. زيرا همهء جنبه های زندگیاجتماعی، اقتصادی، سياسی، آموزشی، هنری و فرهنگی هر يک از نوعی سازمان اجتماعی بهره ور گرديده اند.

 بنابراين هرکس از زمانی که متولد ميشود تا وقتی که ميميرد در درون اين گونه سازمانهای اجتماعی به سر ميبرد و همين سازمانهای اجتماعيست که شخصيت اجتماعی او را تشکيل داده و رفتارهايش را شکل ميدهند، از طرف ديگر به واسطهء اين سازمانهاست که راه و رسم زندگیاجتماعی از نسلی به نسل ديگر با مختصر تغييری منتقل ميشود.

 هدف اصلی و نهايی عُلمای جامعه شناسی از طريق روش تحليلی، نشاندادن شيوه های زندگیاجتماعی در جوامع مختلف و مقايسهء آن ها با يک ديگر، به منظور بهترکردن اوضاع اجتماعی جوامع و خير و صلاح عموميست.

 چون علوم اجتماعی عام يعنی مردمشناسی، تاريخ و جامعه شناسی در بيان قوانين اجتماعی مربوط به هرجامعه از قوانين و پديده های علوم اجتماعی خاص يعنی علم روانشناسی، علم اقتصاد، علم سياست و علم حقوق کمک ميگيرند، بنابراين نميتوان علم جامعه شناسی را نيز در بيان قوانين علمی مربوط به خود از علوم اجتماعی ديگر کاملاً بی نياز دانست. از طرف ديگر چون هر دگرگونی، تغيير و تحول در زندگیاجتماعی مردم از طريق قوانين علوم اجتماعی قابل بررسی و تحقيق است، توجه جهانيان به علم نوپای جامعه شناسی روز به روز بيشتر ميشود.

  تقسيم بندی جامعه شناسی

جامعه شناسی را ميتوان از لحاظ موضوع کُلی تحقيقی، بر دوگونه تقسيم نمود.

جامعه شناسی انسانی،

 که در مقالهء گذشته شرح آن از ديدگاههای متفاوت گذشت. چون موضوع اصلی آن انسان و خصوصيتهای رفتاری او و تأثير و تأثريست که در روابط متقابل اجتماعی ميپذيرد، بنابراين ويژه گی انسانی نيز در اين مقاله از جنبه های متفاوت مورد بررسی و تبيين واقع ميگردد.

 جامعه شناسی حيوانی،

 چنانچه در طول تاريخ گروهی از جامعه شناسان علاقه مند به مطالعات عميقی در زندگیاجتماعی انسان بوده اند، گروهِ ديگری نيز از جامعه شناسان به مطالعه در زندگیگروههای اجتماعی حيوانهايی چون: زنبورعسل، مورچه ها، گوزنها، اسبان وحشی و حشره ها پرداخته اند و در اين راه سعی داشته اند چگونه گی روابط اجتماعی را در زندگیاين گونه حيوانها بررسی و تبيين کنند تا دريابند که چرا در زندگیاجتماعی زنبورعسل مقررات خاصی از جهت تابعيت وجود دارد و يا چه دلايلی وجود دارد که زنبورعسل لانهء خود را درست مثل زنبورهای عسل در مليونها سال پيش ميسازد در حالی که در حيوانهای ديگر نی تابعيت مانند آن هاست و نی لانه سازی و يا بررسی اين که چرا زندگیگروهی در گوزنها مانند زندگیگروهی اسبان وحشی نيست. چون جامعه شناسانی که علاقه مند به مطالعه در زندگیاجتماعی حيوانها باشند بسيار اندک بوده اند و مطالعه در زندگیگروهی آن ها در زندگیانسان اهميت و کاربُرد آن چنانی نداشته است، بنابراين مطالعه در جامعه شناسی حيوانی پيشرفت چندانی نکرده است.

 درست برعکس آنچه که مطالعه در جامعه شناسی انسانی اهميت داشته و در مدت کوتاه عمرش پيشرفت چشمگيری نموده است.

 چون جامعه شناسی انسانی را در مقالهء گذشته بيان نموديم، اينک زمينه های متفاوت مطالعهء آن را بيان ميکنيم.

 جامعه شناسی نظری،

 وقتی بدون ارتباط و تماس مستقيم و بودن در محيط زندگیمردم و ندانستن روابط متقابل اجتماعی با آن ها، به مطالعهء رفتارهای اجتماعی مردم جامعه يی صِرفاً از طريق کتابها و مقاله ها، بپردازيم روش مطالعهء ما جنبهء نظری دارد و علمی را که از اين طريق در زمينه های اجتماعی کسب نموده ايم جامعه شناسی نظری گوييم.

 اين روش مطالعه مقدمه و آغازی برای مطالعهء عينی و عمليست، ولی کافی نيست، زيرا اگر راجع به جامعه يی، در زمينهء رفتارهای اجتماعی مردم آن، کتابهای گوناگونی را مورد مطالعه قرار دهيم و بعد از آن با روشهای علمی تحقيق و مشاهدهء مستقيم و عينی در آن زمينه ها، پژوهشی انجام دهيم، ملاحظه خواهيم کرد که اغلب موارد با مواردی که به طور ذهنی دريافته ايم تفاوت دارد. زيرا شناخت عينی- بررسی وضع رفتاری مردم است بدان گونه که هست، نی بدان گونه که بايد باشد و يا در گذشته بوده است. علت عمده اش نيز در اين است که اولاً، در طول تاريخ و در هر نسل با توجه به تغييرپذيری فرهنگی و اجتماعی رفتارهای اجتماعی انسان نيز ثابت و يکسان باقی نميماند و در هر نسل در تغيير است، البته شدت و ضعف اين تغيير به شدت و ضعف تغييرپذيری فرهنگی و اجتماعی بسته گی دارد.

 ثانياً، برداشت افراد از جوامع در شرايط مختلف متفاوت است، بدين جهت که در شرايط موجود از لحاظ علمی برای جامعه شناسی نظری اعتباری در حد جامعه شناسی عملی نميتوان قايل شد.

 جامعه شناسی عملی،

 اگر جامعه شناسان بعد از مطالعه های نظری در مورد جامعه يی، به عضويت فعال به حالت ديناميک گروه درآيند و در آن اجتماع به عنوان عضو فعالی پذيرفته شوند و با ايجاد رابطهء مستقيم با گروه تن به کُنش و واکُنش متقابل دهند و قادر شوند تا واقعيتهای زندگیاجتماعی مردم آن جامعه را درک نموده و توجيه و تحليل نمايند، گوييم به مطالعهء عملی جامعه شناسی پرداخته اند. البته اين واقعيتها ممکن است برای هرکس از لحاظ نوع استدلال و استنتاج تفاوت کند ولی تفاوت آن چندان بارز و چشمگير نيست. اين نکته را نبايد فراموش کرد که جامعه شناسی نظری و عملی مکمل و لازم و ملزوم يک ديگر اند، زيرا هر شناخت ذهنی ميتواند مقدمه و آغازی برای هر تحقيق عينی باشد.

 جامعه شناسی عملی در طول قرن «19 تا 20» بيشتر مورد توجه واقع شد و پيشرفت نمود و تاکنون در شاخه های متعددی مورد تحقيق، توجيه و تحليل واقع گرديده است.

 جامعه شناسی خانواده،

 کارِ عمده اش بررسی منشأ خانواده، تحول و تغيير نظام خانواده از ابتدای زندگیاجتماعی انسان تاکنون، اقسام خانواده، چون خانواده های پدرسالاری و يا مادرسالاری- خانواده های پدرتباری و يا مادرتباری. خانواده های پدربومی و يا مادربومی- خانواده های پدرنامی و يا مادرنامی، که شرح هر يک از انواع خانواده های فوق الذکر در بخش جامعه شناسی خانواده به تفصيل خواهد آمد.

 

 

 جامعه شناسی روستايی،

 روش اصلی مطالعه در اين زمينه عبارت است از پژوهشهايی در چگونه گی پيدايش روستاها، رشد روستا و سيستم اقتصادی حاکم بر روستا و نظام اجتماعی آن و مطالعه در زمينهء وجود روابط انسانی بين مردم روستا و معيارهای ارزش اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر روستاها و قشربنديهای اجتماعی روستاهاست.

 جامعه شناسی شهری،

 که به چگونه گی پيدايش شهرها، رشد شهرها، از لحاظ افقی و عمودی و اثرهای اين رشد بر روابط اجتماعی، انسانی مردم و عوامل جذب و يا دفع جميعت را نيز مورد مطالعه قرار ميدهد. هم چنين مطالعهء اينکه، آيا وجود کارخانه ها و مؤسسه های اجتماعی و سازمانهای فرهنگی و علمی چون دانشگاهها و مراکز تحقيقاتی و يا وزارتخانه ها و وجود خدمتهای رفاهی که از عوامل جذب جميعت هستند، اگر هر يک در شهرهای مختلف و کم توسعه يافته تأسيس گردند، بيشترين جميعت يک کشور در يک شهر بزرگ متمرکز نخواهد شد. در جامعه شناسی شهری نيز علل و عوامل پيدايش شهرها در کنار رودخانه و دره های حاصلخيز در گذشته و در زمان حال در کنار مراکز صنعتی و تجارتی مورد بحث و تحقيق قرار ميگيرد. هم چنين به مطالعهء شهرها و نوع مناسبات اجتماعی مردم قبل و بعد از صنعتی شدن ميپردازد.

 جامعه شناسی اقتصادی،

 به مطالعهء عوامل اجتماعی مؤثر در رشد اقتصادی و يا عقبنگهداشته شده گی اقتصادی ميپردازد و اثرهای اين رشد و يا عقبنگهداشته شده گی را در توليد، توزيع و از اين دو مهمتر در روابط انسانی و اجتماعی مردم مورد پژوهش قرار ميدهد. هم چنين به چگونه گی و ميزان تأثير عوامل اجتماعی مؤثر در رشد اقتصادی که عبارت اند از: آموزش و پرورش، فرهنگ، دين و خانواده که نهادهای اجتماعی سازنده يی هستند، ميپردازد. همچنين به عوامل اجتماعی، اقتصادی، سياسی و حقوقی مؤثر در توليدات اقتصادی و چگونه گی توزيع و نوع مصرف و توزيع عادلانه يا غيرعادلانه سود ناشی از توليدات اقتصادی، کارِ ديگر جامعه شناسی اقتصاديست.

 جامعه شناسی سياسی،

 کارِ جامعه شناسی سياسی بررسی عوامل اجتماعی مؤثر در انديشه های سياسی و تحولهای آن است. هم چنين به بررسی اثرهای آزادی و يا ديکتاتوری در تحول انديشه های سياسی و حرکتهای اجتماعی ميپردازد، بررسی پيدايش احزاب و نقش آن ها در تربيت سياسی مردم، حکومت و دولت رابطهء دولت و ملت نقش و مسؤوليت دولت در برابر ملت و وظيفهء ملت در برابر دولت، منشأ قدرت و حاکميت نيز کار جامعه شناسی سياسيست.

 جامعه شناسی صنعتی،

 به مطالعهء عوامل اجتماعی مؤثر در رشد يا عدم رشد صنعت و انواع جوامع صنعتی و غيرصنعتی پرداخته، روابط کارگر و کارفرما و کارکنان خدمتها در رابطه با توليد و کار روزانه، آموزش و صنعت، صنعت و خانواده، مديريت صنعتی، نوع و روش عرضهء توليدات صنعتی به بازارهای داخلی و خارجی، هم چنين بررسی عوارض جوامع صنعتی مانند، {اعتياد، الکهوليزم، ازدياد جرم و خيانت، بيکاری و کار} و بررسی رابطه بين صنعت و ضعف اخلاق و افزايش انحرافهای اجتماعی و پيةدايش مسايل اجتماعی ناشی از آن را مورد مطالعه قرار ميدهد. هم چنين بررسی اينکه هرکشوری با توجه به امکانهای اقتصادی، سياسی و اجتماعی ميتواند در صنايع به خصوصی چون {صنايع سنگين يا سُبُک} سرمايه گذاری کند و اينکه آيا سرمايه گذاری در صنايع سنگين و سُبُک ميتواند هم زمان در کشوری داير و رشد يابد، کار جامعه شناسی صنعتيست. کدام يک از لحاظ اقتصادی يا اجتماعی به صرفه تر است؛ از کدام يک، جامعه يی ميتواند بيشتر استفاده کند، يا از آن آسيب پذير گردد؛ که همهء اين موارد نيز کار جامعه شناسی صنعتيست.

 جامعه شناسی حقوقی،

 هدف عمدهء جامعه شناسی حقوقی بررسی وضع قوانين و چگونه گی اجرای آن است، مقايسهء قوانين در جوامع مختلف و احتياج به تغيير قوانين و نوع تغيير آن ها در زمانها و مکانهای متفاوت هدف ديگر جامعه شناسی حقوقيست. بررسی ضرورت تغيير قوانين به علت تغيير معيارهای ارزش اجتماعی، زيرا برخی از قوانين که هم اکنون مورد قبول مردم است، چندسال ديگر ممکن است با توجه به تغيير شرايط فرهنگی اجتماعی مورد قبول آن ها نباشد، بنابراين جامعه شناسی حقوقی نيز در جوامع در حال تحول بيشتر مورد توجه قرار ميگيرد.

 جامعه شناسی آموزش و پرورش،

 به مطالعهء عوامل اجتماعی مؤثر در پيشرفت و عقبمانده گی آموزشی ميپردازد. چون آموزش و پرورشِ ايجاد دگرگونيهای مطلوب با توجه به تحولهای همان جامعه است و هدف عمده اش برآوردن احتياجهای اجتماعی آن جامعه بايد باشد. در جامعه شناسی آموزش و پرورش تأثير آموزش در خصوصيتهای اخلاقی، اجتماعی و رفتاری انسان بررسی ميگردد، هم چنين به رابطهء محيط طبيعی و اجتماعی و فرهنگی با آموزش توجه ميگردد و اين نکته را که روش آموزش شهری و روستايی بايد با يک ديگر تفاوت داشته باشد، مورد بررسی قرار ميدهد. هم چنين مسألهء سياست را که در هدفهای آموزشی تأثير بسيار دارد و اين مطلب را که کشورهايی که برنامهء آموزشی آن ها را کشورهای بيگانه تعيين ميکنند، در فقر آموزشی به سر خواهند بُرد، مورد مطالعه قرار ميدهد.

 زيرا خوب ميدانيم که اگر مسايل آموزش و پرورش جامعه يی از جنبه های اجتماعی مورد بررسی و تحقيق قرار گيرد و با جنبه های اجتماعی جوامع ديگر مقايسه گردد تا تعيين گردد که در چه درجه يی از پيشرفت قرار دارد اين گونه بررسی را مطالعهء تطبيقی در جامعه شناسی آموزش و پرورش ميگويند و يا اگر بخواهيم بدانيم که از چه راه و به چه طريق بايد اجتماع موجود را اصلاح کرد تا به پيشرفت و رفاه اجتماعی رسيد و در نهايت عدالت اجتماعی را تأمين کرد، برای اين منظور جامعه شناسی مجبور است به نهاد آموزش و پرورش از جنبه های مختلف توجه داشته باشد. بديهيست که برنامه ريزی در هر يک از زمينه ها موقعی صحيح تحقق خواهد پذيرفت که بر پايهء آموزش و پرورش صحيح متکی باشد. بديهيست که مطالعه در اين مورد و اخذ تصاميمِ مناسب در هر جامعه بر عُهدهء جامعه شناسی آموزش و پرورش است.

 جامعه شناسی اديان،

 جامعه شناسی اديان به مطالعه و بررسی مبدأ و منشای اديان در جهان، از آغاز تاکنون ميپردازد. مطالعهء تطبيقی در اديان مختلف در طول تاريخ بر عُهدهء جامعه شناسی اديان است. هم چنين به بررسی و مطالعه در زمينهء نياز انسان و جامعه به دين، تأثير دين در جامعه و تحولهای اجتماعی، تأثير دين در اخلاق و خصوصيتهای اخلاقی و معنويت در جوامع انسانی ميپردازد. هم چنين مطالعه در انواع اديان و شناخت اديان رسمی از غيررسمی در طول تاريخ، کار عمدهء تاريخ اديان و جامعه شناسی اديان است.

 جامعه شناسی معرفتی،

 جامعه شناسی معرفتی در زمينهء آگاهی و شناخت انسان در طول تاريخ و مقايسهء پيشرفتهای فکری و ايديالوژيکی مردم جامعه و سير تحول انديشه های اجتماعی و متفکران اجتماعی و به مطالعه و بررسی ميپردازد. هم چنين نقش متفکران اجتماعی را در تحول و ساخت جامعه و آگاهی مردم نسبت به تحولهای اجتماعی را مورد مطالعه قرار ميدهد.

 جامعه شناسی هنر،

 تأثير عوامل اجتماعی در پيشرفت هنر، سير تحول هنر از ديدگاههای مختلف و در زمينه های متفاوت، کار جامعه شناسی هنر است. هم چنين تأثير هنر در اجتماع و تحقيق در زمينهء ارايهء هنرهای خاص در جوامع خاص و نياز جامعه به هنرهای مطلوب انسان، کارهای هنری و انواع هنر نيز بر عُهدهء جامعه شناسی هنر است.

 جامعه شناسی انحرافهای اجتماعی (جُرم شناسی)،

 به مطالعه و بررسی علل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و تربيتی در کجرويهای اجتماعی و ارتکاب جرايم و بی بند و باريهای اجتماعی ميپردازد. هم چنين در اين شاخه از جامعه شناسی سعی ميشود که دريابند ريشه ها و منشای جرايم در کدام يک از جنبه های زندگیاجتماعی انسان وجود دارد و يا دريابد که جرم چيست و مجرم کيست. ضمن شناخت علل و عوامل انحرافهای اجتماعی به اثرها و عوارض روانی و اجتماعی ناشی از انحرافها توجه ميکند و در نهايت سعی دارد ضمن شناخت علل، عوارض و اثرهای کجروی راه حلهای مناسب جهت کاهش و از بين بُردن کجرويهای اجتماعی را به منظور بهبود اوضاع اجتماعی بيان کند. هم چنين رابطهء فقر و بيسوادی و تأثير هر يک در انحرافهای اجتماعی و سرايت بيماريهای اجتماعی را مورد مطالعه و تحقيق قرار ميدهد.



:: برچسب‌ها: جامعه پذیری ,

نوشته شده توسط محمود سهرابی در ساعت 16:57



آشنایی با ساختارهای فرهنکی

سه شنبه 7 مهر 1394

ﺑﻨﺎﻡ ﺧﺪﺍ

ﭘﻮﺩﻣﺎﻥ ﺁﻣﻮﺯﺷﻲ

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ

ﺁﺷﻨﺎﻳﻲ ﺑﺎ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﻓﺮﻫﻨﮓ

ﮔﺮﺩ ﺁﻭﺭﻱ ﻭ ﺗﻨﻈﻴﻢ : ﻓﻼﺣﻲ

ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻛﻞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭﺍﺭﺷﺎﺩ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﮔﻴﻼﻥ

ﺁﺑﺎﻥ 1391۲

ﺗﻌﺎﺭﻳﻒ:

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ:

ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻋﻠﻤﻲ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﻭ ﻋﻠﻞ، ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻭ ﺁﺛﺎﺭ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ.

ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻋﻠﻤﻲ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ .

ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ .

ﻓﺮﻫﻨﮓ: ﺗﺎﻳﻠﺮ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺍﺑﺘﺪﺍﻳﻲ (1871ﻡ) ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﭼﻨﻴﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲﻛﻨﺪ:

«ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩﺍﻱ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ: ﻣﻌﺎﺭﻑ، ﻣﻌﺘﻘﺪﺍﺕ، ﻫﻨﺮﻫﺎ، ﺻﻨﺎﻳﻊ، ﺗﻜﻨﻴﻚﻫﺎ، ﺍﺧﻼﻕ، ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ، ﺳﻨﻦ ﻭ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺗﻤﺎﻡ

ﻋﺎﺩﺕﻫﺎ، ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻭ ﺿﻮﺍﺑﻄﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻋﻀﻮ ﻳﻚ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺧـﻮﺩ ﻓـﺮﺍ ﻣـﻲ   ﮔﻴـﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻗﺒـﺎﻝ ﺁﻥ  

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻌﻬﺪﺍﺗﻲ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺭﺩ.

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ: ﻋﻠﻤﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﻭ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻋﻠﻤﻲ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫ ـ ﺎ  ﻭ 

ﻋﻠﻞ، ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻭ ﺁﺛﺎﺭ ﺭﻓﺘﺎﺭﺧﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺑﺎ ﺗﺄﻛﻴﺪ ﺑﺮ «ﻓﺮﻫﻨﮓ» ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻭ ﻣﺸﺨﺼﺔ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺳﺎﻳﺮ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ

ﻣﻲﭘﺮﺩﺍﺯﺩ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻋﻠﻢ ﺑﺎ ﻧﮕﺮﺷﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎﻧﻪ، ﺷﻴﻮﺓ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﻧﻴﺎﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲﮔﻴﺮﺩ.

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺑﻪ ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﻣﻔﺎﻫﻴﻤﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﻣـﻲ ﮔﻴﺮﻧـﺪ، ﭘﺮﺩﺍﺧﺘـﻪ ﻣـﻲ   ﺷ ـ ﻮ ﺩ .

ﺳﭙﺲ ﭘﺪﻳﺪﻩﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﺎ ﻣﺤﻮﺭﻳﺖ ﭘﺪﻳﺪﻩﻫﺎ ﻭ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺍﻳـﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺯﺍﻭﻳـﻪ   «ﺟﺎﻣﻌـﻪ ﺷﻨﺎﺳـﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕـﻲ   » ﻣ ـ ﻮ ﺭ ﺩ 

ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﮔﺮﻓﺖ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺁﺭﻣﺎﻧﻲ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻮﺟﻮﺩ: ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺁﺭﻣﺎﻧﻲ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﻱ ﺭﻓﺘﺎﺭﻱ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﻭ ﺭﺳﻤﺎً ﺗﺄﻳﻴﺪ ﺷﺪﻩ ﺟﺎﻣﻌـﻪ، 

ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻳﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭﺍﻗﻌﻲ، ﺁﻥ ﭼﻴﺰﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻋﻤﻼً ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺣﺎﻛﻢ ﺍﺳﺖ.

ﺧﺮﺩﻩ ﻓﺮﻫﻨﮓ: ﺷﺒﻜﻪﺍﻱ ﺍﺯ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﻱ ﺭﻓﺘﺎﺭﻱ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺭﻏﻢ ﺑﺮﺧﻲ ﻭﺟﻮﻩ ﺗﻤﺎﻳﺰ ﻭ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻭﻳﮋﮔـﻲ ﻫـﺎﻱ ﺧـﺎﺹ ﮔـﺮﻭﻩ ﺳـﻨﻲ،    

ﺟﻨﺴﻲ، ﻃﺒﻘﻪﺍﻱ، ﺷﻐﻠﻲ ﻭ ... ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ، ﺩﺭ ﻛﻠﻴﺖ ﺧﻮﺩ، ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻏﺎﻟﺐ ﺍﺳﺖ.

ﺿﺪ ﻓﺮﻫﻨﮓ: ﺑﻪ ﮔﺮﻭﻩﻫﺎﻳﻲ ﺍﻃﻼﻕ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎ، ﺍﺭﺯﺵﻫﺎ ﻭ ﻣﻮﺍﺯﻳﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻏﺎﻟﺐ ﺩﺭ ﺗﻀﺎﺩ ﻭ ﺟﺪﺍﻝ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻥ

ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﻃﺮﺩ ﻣﻲﻛﻨﺪ.

ﻗﻮﻡ ﻣﺪﺍﺭﻱ: ﻗﻮﻡ ﻣﺪﺍﺭﻱ ﻳﺎ ﻗﻮﻡ ﻣﺮﻛﺰﻱ، ﮔﺮﺍﻳﺸﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ ﺁﻥ، ﺍﻓـﺮﺍﺩ ﺟﺎﻣﻌـﻪ، ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﺧـﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺗـﺮ ﺍﺯ ﺳـﺎﻳﺮ      

ﻓﺮﻫﻨﮓﻫﺎ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻭ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺭﻭﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓﻫﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﺮﺍﺯﻭ ﻭ ﻣﻌﻴﺎﺭ ﺳﻨﺠﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﺩﻫﻨﺪ.

ﻣﺰﺍﻳﺎ ﻭ ﻣﻌﺎﻳﺐ ﻗﻮﻡ ﻣﺪﺍﺭﻱ:

ﻣﺰﺍﻳﺎ: ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﺸﺮﻭﻋﻴﺖ ﮔﺮﻭﻩ، ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﻱ، ﻣﻴﻬﻦ ﺩﻭﺳﺘﻲ، ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻠﻴﺖ، ﺣﻔﻆ ﻭﺿﻊ۳

ﻣﻌﺎﻳﺐ:  ﻣﺎﻧﻊ ﻧﻮﺁﻭﺭﻱﻫﺎﻱ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻً ﺳﻮﺩﻣﻨﺪ، ﺑﺪﮔﻤﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﺳﺎﻳﺮ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﻫ ـ ﺎ ﻭ ﻋـﺪﻡ ﺍﺳـﺘﻘﺒﺎﻝ ﺍﺯ ﺩﺍﻧـﺶ ﻭﺗﺠﺮﺑﻴـﺎﺕ ﺳـﺎﻳﺮ     

ﻓﺮﻫﻨﮓﻫﺎ ﻭ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﻭ ﻃﺮﺩ ﻏﻴﺮ ﺿﺮﻭﺭﻱ ﻭ ﺑﻴﻬﻮﺩﺓ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﻳﮕﺮ ﺟﻮﺍﻣﻊ.

ﻧﺴﺒﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ: ﻧﺴﺒﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻭ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺳﺎﻳﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓﻫﺎ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺧﻮﺩ

ﺭﺍ ﻣﻌﻴﺎﺭ ﺩﺍﻭﺭﻱ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﻴﻢ ﺯﻳﺮﺍ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺮ ﺭﺳﻢ، ﺁﻳﻴﻦ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭ، ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺳﻬﻢ ﻭ ﻛﺎﺭﺑﺮﺩﻱ ﺍﺳـﺖ ﻛـﻪ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌـﻪ ﺧـﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ    .

ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ، ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺍﻭﺭﻱ ﺩﺭﺑﺎﺭﺓ ﻣﻌﻨﻲ ﻭ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺮ ﻋﻨﺼﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺁﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺁﻥ ﻋﻨﺼﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕـﻲ ﺑـﺎ  

ﺳﺎﻳﺮ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺁﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩ.

ﺿﺮﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ : ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﻓﺮﺩ ﺩﺭ ﻣﺤﻴﻄﻲ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ، ﺍﺭﺯﺵﻫﺎ ﻭ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﺍﻭ ﻭﺟﻪ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﭼﻨﺪﺍﻧﻲ ﺑﺎ

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺁﻥ ﻣﺤﻴﻂ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺪﺍﻭﻡ ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺁﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ، ﺩﭼﺎﺭ ﺿﺮﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﻲﺷﻮﺩ.

ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﻭ ﺗﺤﻮﻝ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ: ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻭﻳﮋﮔﻲﻫﺎﻱ ﻣﻬﻢ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﻭ ﺗﺤﻮﻝ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ. ﮔﺮﭼﻪ ﺗﺤـﻮﻝ ﻭ ﺩﮔﺮﮔـﻮﻧﻲ  

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻲﮔﻴﺮﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻛﻮﺗﺎﻩ ﻣﺪﺕ، ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺛﺎﺑﺖ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲﺭﺳـﺪ، ﻭﻟـﻲ ﺩﺭﺗﻤـﺎﻡ   

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﺎﻫﺪ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﺩﺭ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﺪﺕ ﻫﺴﺘﻴﻢ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﻛﻨﻮﻥ، ﺗﻜﻨﻮﻟـﻮژﻱ، ﻓﺮﺍﻳﻨـﺪ ﺗﺤـﻮﻝ ﻭ ﺩﮔﺮﮔـﻮﻧﻲ ﺭﺍ ﺳـﺮﻋﺖ     

ﺑﺨﺸﻴﺪﻩ ﻛﻪ ﻣﻲﺗﻮﺍﻥ ﺗﺤﻮﻝ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻛﻮﺗﺎﻩ ﻣﺪﺕ ﻫﻢ ﺷﺎﻫﺪ ﺑﻮﺩ. ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﺭﺥ ﻣـﻲ ﺩﻫـﺪ ﻛـﻪ  

ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺟﺪﻳﺪ ﻭ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪﻫﺎﻳﻲ ﻧﻮ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺪﻳﻦ ﻃﺮﻳﻖ، ﻣﺤﺘﻮ ﻭ ﺳـﺎﺧﺖ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﺭﺍ ﻋـﻮﺽ ﻣـﻲ    ﻛ ﻨ ـ ﺪ .

ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲﻫﺎ ﺑﺎ ﺍﻧﺤـﺮﺍﻑ ﺷـﺪﻳﺪ ﺍﺯ ﺍﺭﺯﺵ  ﻫ ـ ﺎ ﻱ 

ﺳﻨﺘﻲ ﻭ ﺭﺳﻮﻡ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎﺷﺪ.

ﺗﺄﺧﺮ ﻳﺎ ﻭﺍﭘﺴﻤﺎﻧﺪﮔﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ: ﻫﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ ﺩﻭ ﺑﺨﺶ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﺎﺩﻱ ﻭ ﻏﻴﺮ ﻣﺎﺩﻱ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻲﺷﻮﺩ. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ

ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻳﻜﻲ ﻭ ﺍﺧﺘﺮﺍﻋﺎﺕ ﻭ ﺍﺑﺪﺍﻋﺎﺕ، ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﻣـﺎﺩﻱ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﺳـﺮﻳﻊ   ﺗـﺮ ﻭ ﺁﺳـﺎﻥ ﺗـﺮ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﻣـﺮﺗﺒﻂ ﺑـﺎ ﺁﻥ      

ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﻣﺎﺩﻱ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻲﮔﻴﺮﺩ. ﺗﺄﺧﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﺯﻣﺎﻧﻲ ﺭﺥ ﻣﻲﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﻳﻚ ﻋﻨﺼﺮ ﻣﺎﺩﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭﺍﺭ ﻭ ﺟﺎﻣﻌﻪﺍﻱ ﻣﻲﺷ ـ ﻮ ﺩ 

ﻭﻟﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﻤﻲﺷﻮﺩ ﻭ ﻳﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺑﺎ ﺗﺄﺧﻴﺮ ﻭﺍﺭﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻲﺷـﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻳـﻦ ﻭﺿـﻌﻴﺖ،   

ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻏﻴﺮ ﻣﺎﺩﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﻌﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲﻫﺎﻱ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﺎﺩﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺣﻔﻆ ﻛﻨﻨﺪ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ: ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ، ﻓﺮﺍﻳﻨﺪﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻃﻲ ﺁﻥ ﻳﻚ ﻳﺎ ﭼﻨﺪ ﻋﻨﺼﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﻫـﺎ ﮔﺮﻓﺘـﻪ  

ﻣﻲﺷﻮﺩ. ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺗﻌﺎﻣﻞ، ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ، ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﻭ ﻳﺎ ﺗﻬﺎﺟﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﻴـﺮﺩ . ﺍﻟﺒﺘـﻪ ﺑـﺎﺩ  

ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺑﺎ ﺗﻮﺟـﻪ ﺑـﻪ ﻭﻳﮋﮔـﻲ   ﻫـﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﻭ ﻣﻴـﺰﺍﻥ ﻗـﻮﻡ ﻣـﺪﺍﺭﻱ ﺁﻥ     ، ﺩﺭ

ﻓﺮﻫﻨﮓﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ، ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻦ"ﻫﺎ، ﻋﻤﻴﻖ ﺗﺮ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﺗﺮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﻫ ـ ﺎ 

ﺑﺎﺷﺪ.

                                   ﺿﺮﻭﺭﺕ ﻭ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ:

ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﺗﺤﻮﻻﺕ ﻭ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖﻫﺎﻱ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻳﻜﻲ، ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﺳﺮﻳﻊ ﻭ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﻛﻨﺘﺮﻝ، ﺍﺭﺯﺵﻫﺎ ﻭ ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎﻱ

ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﻭ ﺧﻄﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﺯ ﻳﻚ ﺳﻮ، ﺟﻮﺍﻣﻊ ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ، ﺑﺮﺍﻱ ﺗﺴﻠﻂ ﺑـﺮ ﻣﻨـﺎﺑﻊ ﺟﻮﺍﻣـﻊ ﺩﺭ ﺣـﺎﻝ    

ﺗﻮﺳﻌﻪ، ﺑﺎ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻭ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻭﻳﮋﮔﻲﻫﺎﻱ ﺍﻳﻦ ﺟﻮﺍﻣﻊ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑـﺎ ﻣﻨـﺎﻓﻊ ﺧـﻮﺩ، ﺩﭼـﺎﺭ ﺗﺤـﻮﻝ ﻭ      ٤

ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﻲﺳﺎﺯﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺩﻳﮕﺮ، ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻳﺎ ﻛﻤﺘـﺮ ﺗﻮﺳـﻌﻪ ﻳﺎﻓﺘـﻪ، ﻧﻴﺎﺯﻣﻨـﺪ ﺁﻥ ﻫﺴـﺘﻨﺪ ﺗـﺎ ﻧﻘـﺎﻁ ﻗـﻮﺕ ﻭ        

ﻣﺤﻞﻫﺎﻱ ﺁﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﻨﺪ ﺗﺎ ﻫﻢ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺎ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪﺍﻱ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﺗﺤﻮﻻﺕ

ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﻫﻮﻳﺖ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻄﺮ ﻧﻴﻨﺪﺍﺯﻧﺪ ﻭ ﻧﻴﺰ ﺍﻳﻦ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺭﻳﺰﻱﻫﺎﻱ ﻛﻮﺗـﺎﻩ ﻣـﺪﺕ ﻭ ﺩﺭﺍﺯ  

ﻣﺪﺕ ﺧﻮﺩ، ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎﻧﻪ ﻭ ﻏﻴﺮ ﺟﺎﻧﺒﺪﺍﺭﺍﻧﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﻨﺪ.

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺩﺭ ﺻﺪﺩ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻋﻠﻤﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﭘﺪﻳﺪﻩﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ

ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﻪ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺩﻗﻴﻘﻲ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻭ ﭘﺪﻳﺪﻩﻫﺎ ﺑـﺎ ﻳﻜـﺪﮔﻴﺮ، ﺳـﺎﺧﺖ ﻛﻠـﻲ ﻓﺮﻫﻨـﮓ،     

ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﺗﺤﻮﻝ ﻭ ﻳﺎ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻭ ﭘﺪﻳﺪﻩﻫﺎ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ، ﺳﺎﺧﺖ ﻛﻠﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﺗﺤﻮﻝ

ﻭ ﻳﺎ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺗﻐﻴﻴﺮﻫﺎﻱ ﺳﺮﻳﻊ، ﻛﺎﺭﻛﺮﺩ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﻋﻠﻞ ﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎ ﻭ ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﺗﺤﻮﻝ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻧﺎﺋﻞ ﺷﻮﺩ.

                                            ﺣﻮﺯﻩﻫﺎﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ:

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻭ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺳﻴﺎﺳﻲ، ﻣـﺬﻫﺒﻲ، ﺍﻗﺘﺼـﺎﺩﻱ، ﻫﻨـﺮﻱ ﻭ    ... ﺟﺎﻣﻌـﻪ 

ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺭﺩ. ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﺭ ﻫﺮ ﻳﻚ ﺍﺯ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎ ﻭ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻣﺬﻛﻮﺭ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﺭ ﺳﺎﻳﺮ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻭ ﺟﻨﺒـﻪ ﻫ ـ ﺎ  ﺷ ـ ﻮ ﺩ  . ﻫﻤﭽﻨـﻴﻦ، 

ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻭ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺳﻴﺎﺳﻲ، ﻣﺬﻫﺒﻲ، ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ، ﻫﻨﺮﻱ ﻭ ... ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﻭ ﻣﺘﻮﺍﺯﻥ ﺑﺎ ﺳﺎﻳﺮ

ﺍﺑﻌﺎﺩ، ﺗﻐﻴﻴﺮ ﭘﻴﺪﺍ ﻧﻜﻨﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﺳﺎﻳﺮ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎ ﺗﻄﺒﻴﻖ ﻧﺪﻫﻨﺪ، ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﻪ ﺗﻨﻬـﺎ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺑﻌـﺪ ﺧـﺎﺹ ﻛـﻪ ﺩﺭ    

ﻛﻠﻴﺖ ﺧﻮﺩ ﺩﭼﺎﺭ ﻣﺸﻜﻞ ﻭ ﺍﺧﺘﻼﻝ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﻛﺮﺩ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﺳﻴﺎﺳﻲ، ﻣﺬﻫﺒﻲ ﻭ ... ﻣﻲﺷﻮﺩ. ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜـﺎﻝ، ﺟﺎﻣﻌـﻪ ﺍﺯ  

ﻧﻈﺮ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻳﻜﻲ ﻭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺩﭼﺎﺭ ﺗﺤﻮﻻﺕ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﺷﻮﺩ ﻭﻟﻴﻜﻦ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎﻱ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻳﺎ ﺗﻌﻠﻴﻢ ﻭ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺳﻨﺘﻲ ﺑﺎﻗﻲ

ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻭ ﻧﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﺤﻮﻻﺕ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺗﻄﺒﻴﻖ ﺩﻫﻨﺪ.

ﺍﻟﺒﺘﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲﻫﺎ ﻭ ﺗﺤﻮﻻﺕ، ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻲ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﮔﺮ ﭼﻪ ﻋﺪﻡ ﺍﻧﻄﺒﺎﻕ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎﻳﻲ ﭼﻮﻥ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻳـﺎ ﺁﻣـﻮﺯﺵ ﻭ  

ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺑﺎ ﺳﺎﻳﺮ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻭ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎ، ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻣﺸﻜﻞ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﻣﻲﺳﺎﺯﺩ ﻭﻟﻲ ﺍﻳﻦ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﻲ ﺍﻳﻦ ﻧﻬﺎﺩﻫـﺎ ﺩﺭ ﺗﻄﺒﻴـﻖ ﺑـﺎ   

ﺳﺎﻳﺮ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻘﻴﻪ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲﻫﺎﻳﻲ ﻣـﻲ ﺷـﻮﻧﺪ ﻛـﻪ ﻧـﻪ ﺗﻨﻬـﺎ ﻣﻮﺟـﺐ     

ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻧﻤﻲﺷﻮﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﺩﺭﺍﺯ ﻣﺪﺕ ﻣﻮﺟﺐ ﻓﺮﻭﭘﺎﺷﻲ ﺁﻧﻬﺎ ﺷﻮﺩ.

ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺣﻮﺯﻩﻫﺎﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ:

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺗﻮﺳﻌﻪ

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺍﻗﻮﺍﻡ ﻭ ﻣﻠﻞ

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﻧﺨﺒﮕﺎﻥ

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﺑﻪ ﻛﻼﻥ ﺷﻬﺮﻫﺎ

ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻱ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ

ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺭﻳﺰﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﺳﻴﺎﺳﻲ، ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻭ ...

ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﺗﺤﻮﻝ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ

ﻛﺎﺭﻛﺮﺩﻫﺎﻱ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻭ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﺗﺤﻮﻻﺕ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﻭ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻳﻜﻲ

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﻧﻈﺎﻡ ﺧﻮﻳﺸﺎﻭﻧﺪﻱ

ﮔﺮﻭﻩﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﻗﺸﺮ ﺑﻨﺪﻱ٥

ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﺩﺭ ﺳﻜﻮﻧﺖ ﻭ ﺟﻤﻌﻴﺖ

ﺗﻨﻮﻉ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﻲ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺟﻮﺍﻣﻊ

ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ، ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﺎﺕ ﻭ ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎ

ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﻛﺎﺭ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ

ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺷﺪﻥ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ

ﺷﻬﺮﻧﺸﻴﻨﻲ

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﺑﻬﺪﺍﺷﺖ ﻭ ﺳﻼﻣﺖ ﺟﻮﺍﻣﻊ

ﺍﻧﻘﻼﺏﻫﺎ ﻭ ﺟﻨﺒﺶﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ

ﺳﻴﺎﺳﺖ، ﺣﻜﻮﻣﺖ ﻭ ﺩﻭﻟﺖ

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﺟﻨﺴﻴﺖ ﻭ ﻧﺎﺑﺮﺍﺑﺮﻱ ﺟﻨﺴﻲ

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺍﻧﺤﺮﺍﻓﺎﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ

ﺗﺤﻮﻝ ﻧﺎﻡ

ﺩﻳﻮﺍﺭ ﻧﻮﺷﺘﻪﻫﺎ ﻭ ...

            ﭘﻴﺶ ﻓﺮﺽﻫﺎﻱ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ:

1 - ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺟﺎﻣﻌﻪ: ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺗﺎﻛﻨﻮﻥ ﺩﺭ ﺑﺤﺚ ﻣﺤﻮﺭﻱ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺑﻪ ﺭﺍﺑﻄﺔ ﺑﻴﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ

(ﺗﻮﻟﻴﺪﺍﺕ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ) ﻭ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺗﺄﻛﻴﺪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺎﻥ ﺩﻭ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ:

ﺍﻟﻒ- ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺟﺒﺮﮔﺮﺍﻳﺎﻧﺔ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻱ: ﻣﺜﻞ ﺗﻌﺒﻴﺮﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﺎﺭﻛﺴﻴﺴﻢ ﺍﻗﺘﺼـﺎﺩﻱ ﺍﺯ ﺷـﻜﻞ ﮔﻴـﺮﻱ ﻭ ﺗﻐﻴﻴـﺮ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﻭ     

ﺍﻳﺪﺋﻮﻟﻮژﻱ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ، ﺗﺤﻮﻻﺕ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻱ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ، ﻋﺎﻣﻞ ﺍﺻﻠﻲ ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﻛﺎﺭﮔﺰﺍﺭﻱ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ.

ﺏ- ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺟﺒﺮﮔﺮﺍﻳﺎﻧﺔ ﻛﺎﺭﮔﺰﺍﺭﻱ: ﺩﺭ ﺗﻘﺎﺑﻞ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ، ﻋﺎﻝ ﺍﺻﻠﻲ ﺗﺤﻮﻻﺕ ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﻛﺎﺭﮔﺰﺍﺭﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ

ﺳﺎﻳﺮ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺳﺎﺯﺩ.

ﺩﺭ ﺗﻘﺎﺑﻞ، ﺩﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﺭﺍﺩﻳﻜﺎﻝ، ﻓﺮﺽ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻳﺪﻩﻫﺎ ﺿﻤﻦ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺣﻴﺎﺕ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﺭﺍﺑﻄـﺔ ﺗﻌـﺎﻣﻠﻲ ﺑـﺎ   

ﺭﺍﺑﻄﺔ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﻛﺎﺭﮔﺰﺍﺭﺍﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪﺍﻧﺪ.

2 - ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﺎﻅ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ، ﻓﺮﺽ ﺍﻭﻝ ﻣﺤﻮﺭﻳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﻴﻦ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﻛﻨﺸﮕﺮﺍﻥ ﻭ ﻓﺮﻫﻨـﮓ، ﺟﻨﺒـﺔ  

ﺗﻌﺎﻣﻠﻲ- ﺩﻳﺎﻟﻜﺘﻴﻜﻲ ﺩﺍﺭﺩ، ﻭﻟﻲ ﻧﻮﻉ ﺗﺒﻠﻮﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﻋﻤﻼً ﺻﻮﺭﺗﻲ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺩﺍﺭﺩ . ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﻳﮕﺮ، ﻳﻚ ﻗﺎﻋﺪﺓ

ﻛﻠﻲ ﺩﺭ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻭ ﺗﺤﻘﻖ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻭ ﺍﺛﺮ ﮔﺬﺍﺭﻱ ﺍﻳﺪﻩﻫﺎ ﺑﺮ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺑﺎﻟﻌﻜﺲ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﻣﻮﻗﻌﻴﺖﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ ﮔﻮﻧـﺎﮔﻮﻧﻲ  

ﺑﻮﺩﻩ، ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺻﻮﺭﺕﻫﺎﻱ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﻋﻤﻞ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﺓ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪﻫـﺎ ﻭ ﻣﻨﺎﺳـ  ﺒﺎﺕ ﺍﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ ﺭﺍ ﺗﻮﻟﻴـﺪ  

ﻣﻲﻛﻨﺪ.

ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ، ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ، ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﻴﻦ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺗﻮﻟﻴﺪﺍﺕ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭﺿﻌﻴﺘﻲ ﺷـﻜﻨﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭﺩ، ﻳﻌﻨـﻲ ﺑـﻪ   

ﺩﻟﻴﻞ ﺿﻌﻒ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺗﻮﻟﻴﺪﺍﺕ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ (ﻫﻨﺮ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ، ﻋﻠﻢ، ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ، ﺍﺭﺯﺵﻫﺎ ﻭ ﻧﮕـﺮﺵ ﻫـﺎﻱ ﺟﺪﻳـﺪ  ) ﺩﺍﺭﺍﻱ

ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻱ ﻣﺘﺰﻟﺰﻝ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺯﻳﺮﺍ ﺍﻳﺪﻩﻫﺎ ﻭ ﻋﺎﻣﻼﻥ ﺁﻥ ﺑﺎ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﺿﻌﻴﻒ ﻭ ﻣﺘﺰﻟﺰﻝ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺑﻪ ﻫﻤـﻴﻦ ﺩﻟﻴـﻞ ﺷـﺎﻫﺪ   

ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﺗﻨﺪ ﻭ ﺳﺮﻳﻌﻲ ﺩﺭ ﻧﺤﻮﻩ ﻭ ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺗﻮﻟﻴﺪﺍﺕ ﻛﺎﻻﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﻧﻮﻉ ﻣﺼﺮﻑ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻫﺴﺘﻴﻢ.٦

ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻱ ﻏﺮﺑﻲ، ﺗﻮﻟﻴﺪﺍﺕ ﻓﺮﻫﮕﻲ ﭼﻮﻥ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﺳﻴﻨﻤﺎﻱ ﻫﺎﻟﻴﻮﻭﺩﻱ، ﻧﺎﻡﻫـﺎ ﻭ ﻧﺎﻣﮕـﺬﺍﺭﻱ  ﻫ ـ ﺎ ،  ﻣ ﻮ ﺳ ـ ﻴ ﻘ ﻲ  ﻭ ... ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣـﺔ 

ﺳﻴﺎﺳﺖﻫﺎ ﻭ ﺭﻭﺵﻫﺎﻱ ﺩﻫﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺷﻜﻞ ﻣﻲﮔﻴﺮﻧﺪ. ﺍﺳﺘﻤﺮﺍﺭ ﺍﻳﻦ ﺳﻴﺎﺳﺖﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﺗـﺎ ﻛﻤﺘـﺮ ﻛﺴـﻲ   

ﻣﻮﺗﻮﺟﻪ ﺟﻬﺖ ﺩﺍﺭﻱ ﺁﻥ ﺑﺸﻮﺩ. ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ، ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﺗﻨﺪ ﻭ ﺳﺮﻳﻊ ﻭ ﺑﻌﻀﺎً ﻣﺘﻨﺎﻗﺾ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺩﺭ

ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮﻱ ﻭ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﮔﺬﺍﺭﻱ، ﺳﻴﺎﺳﺖﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﺗﺰﺍﺣﻤﻲ ﻭ ﺍﻟﻘﺎﻳﻲ ﺟﻠﻮﻩ ﻣﻲﻛﻨـﺪ ﻭ ﺑﻴﺸـﺘﺮ ﺍﻓـﺮﺍﺩ    (ﻧ ـ ﺎ ﻇ ﺮ ،  ﻣ ﺼ ـ ﺮ ﻑ  

ﻛﻨﻨﺪﻩ ﻭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﻨﻨﺪﻩ) ﺑﻪ ﺍﻟﻘﺎﻳﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﻳﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻌﺘﺮﺽ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺍﻳﻦ ﺧﻮﺩ، ﻧﻮﻋﻲ ﺿﻌﻒ ﺩﺭ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﮔﺬﺍﺭﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺭﺍ

ﺩﺭ ﭘﻲﺩﺍﺭﺩ.

3 - ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﭘﻴﺶ ﻓﺮﺽ، «ﻣﺪﺭﻥ» ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺯﻳﺮﺍ ﻫﻤﺔ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻭ ﺯﻣﻴﻨﻪﻫﺎﻱ ﻻﺯﻡ ﻣﺪﺭﻥ

ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻪ ﻟﺤﺎﻅ ﻧﮕﺮﺵ، ﺑﻴﻨﺸﻲ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ، ﺩﺭ ﻋﻤﻞ ﻭ ﺩﺭ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ. ﺣﻀﻮﺭ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ

ﺍﻳﻦ ﻋﻮﺍﻣﻞ، ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻋﻠﻤﻲ ﻭ ﻣﺪﺭﻥ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺣﺎﺻﻞ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻣﺒﺎﺩﻟﻪ ﺑﻴﺎﺑﺪ.

ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ، ﺷﺎﻳﺪ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻛﺸﻮﺭﻱ ﺳﻨﺘﻲ ﻭ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﮔﺮﺍ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ. ﺍﮔﺮ ﺟﺎﻣﻌـﻪ ﻭ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﺳـﺎﺯ ﻭ ﻛﺎﺭﻛﻬـﺎﻱ ﺳـﻨﺘﻲ     

ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ، ﺩﻳﮕﺮ ﺳﺨﻦ ﺍﺯ ﻣﺪﺭﻥ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻲ ﺍﺳﺖ، ﺯﻳﺮﺍ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﻨﺘﻲ ﺑﺎ ﺛﺎﺑﺖ ﻭ ﺑﻲﺣﺮﻛﺖ ﺍﺳـﺖ ﻭ 

ﺩﺭ ﺁﻥ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﺎ ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﺎﻧﺪﮔﺎﺭ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺿﺮﻭﺭﺗﻲ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﺭﺕ، ﻛﻨﺘﺮﻝ، ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻭ ﺳـﺎﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ﻭ ﺳﻴ ﺎﺳـﺖ 

ﮔﺬﺍﺭﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﺁﺳﻴﺐﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻫﻢ ﺍﻛﻨﻮﻥ، ﺍﺻﻠﻲﺗﺮﻳﻦ ﺗﻼﺵ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺧﺎﻧﻪﻫﺎﻳﻲ

ﭼﻮﻥ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﺭﺷﺎﺩ ﺍﺳﻼﻣﻲ، ﻭﺯﺍﺭﺕ ﻋﻠﻮﻡ، ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ ﻭ ﻓﻨﺎﻭﺭﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺻﺪﺍ ﻭ ﺳﻴﻤﺎ ﻭ ... ﺳـﺎﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ﻭ ﺳﻴﺎﺳـﺖ  

ﮔﺬﺍﺭﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺍﺳﺖ.

4 - ﻣﺪﺭﻧﻴﺖ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺗﻌﺎﺭﺽ ﺑﺎ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﺪﺭﻧﻴﺖﻫﺎ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﭘﻴﻮﻧﺪﻱ ﻭ ﺗﻌﺎﻣﻠﻲ ﺩﺍﺭﺩ. ﺗﻌﺎﻣﻠﻲ ﻭ ﭘﻴﻮﻧﺪﻱ ﺑﻮﺩﻥ

ﺁﻥ، ﺿﻤﻦ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺭﻳﺸﻪ ﺩﺭ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﻣﺘﺄﺧﺮ ﺁﻥ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﺛﺮ ﮔﺬﺍﺭ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻴﺰ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. ﻣﻨﺎﻗﺸﻪﻫﺎﻱ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻓﺮﻫﻨـﮓ، 

ﺯﻣﻴﻨﺔ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﻀﺎﻳﻲ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ ﻭ ﻧﻈﺮﻱ ﺩﺭ ﺩﻳﮕﺮ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻣﻌﻨﻲ ﺭﺍ ﻣﻲﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﺛﺮﮔﺬﺍﺭﻱ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﻭ

ﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎﻱ ﺁﻥ ﺑﺮ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺩﻳﺪ.

5 - ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻭﻗﻮﻉ ﺍﺳﺖ، ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﻭ ﻧﺎﺑﺴﺎﻣﺎﻧﻲﻫﺎﻱ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﺩﺍﺭﺩ، ﻣﺎﻫﻴﺘﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ

ﻭ ﻧﻴﺰ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻭ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺩﺍﺭﺩ. ﺍﮔﺮ ﻭﺿﻮﻉ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻭ ﺗﺠﺮﺑﺔ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪﻩ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺭﺍ ﺑﺘـﻮﺍﻥ  «ﻣﺪﺭﻧﻴﺘـﻪ » ﻧﺎﻣﻴـﺪ، ﻣﺪﺭﻧﻴﺘـﻪ  

ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ، ﻣﺎﻫﻴﺘﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺩﺍﺭﺩ ﺗﺎ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻭ ﺳﻴﺎﺳﻲ. ﺍﻳﻦ ﻣﺪﺭﻧﻴﺘﻪ، ﻋﻤﺪﺗﺎ" ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩ ﻫﺎﻳﻲ ﭼﻮﻥ ﻓﺮﻫﻨـﮓ، ﺍﺧـﻼﻕ،  

ﺩﻳﻦ، ﻣﻨﺎﺳﺒﺎﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﺤﻘﻖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﻭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻭ ﻧﻈﺎﻡ ﺗﻮﻟﻴﺪﻱ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠـﻪ، ﻛـﺎﺭﮔﺰﺍﺭﺍﻥ ﺍﺻـﻠﻲ   

ﻣﺪﺭﻧﻴﺘﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ، ﺭﻭﺷﻨﻔﻜﺮﺍﻥ، ﺭﻭﺣﺎﻧﻴﻮﻥ، ﻫﻨﺮﻣﻨﺪﺍﻥ، ﻭﺭﺯﺷﻜﺎﺭﺍﻥ، ﻣﻨﺘﻘﺪﺍﻥ، ﻋﻠﻤﺎﻱ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﻭﺍﻟﺪﻳﻦ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ.

6 -ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﺎ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍﺳﺖ. ﺯﻳﺮﺍ ﺩﺭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﺳﻌﻲ ﺑﺮ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻋﻮﺍﻣـﻞ ﻣﻬـﻢ ﺩﺭ  

ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﺎﻅ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺑﻴﺎﻥ، ﻫﺪﻑ ﺍﺻﻠﻲ، ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ. ﺑﺪﻳﻦ ﻟﺤﺎﻅ، ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﻴﻦ

ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻭ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺍﺯ ﻗﺪﻳﻢ ﻭ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺟﺪﻳﺪ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟـﻪ ﻗـﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘـﻪ   

ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﺍﺻﻠﻲ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﻭ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﻛﻪ: ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺗﺎ ﭼﻪ ﺣﺪﻱ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺍﻗﺘﺼـﺎﺩﻱ 

ﺭﺍ ﺷﻜﻞ ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ؟ ﻭ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻴﺘﻮﺍﻥ ﻣﻮﺍﻧﻊ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺭﺍ ﺭﻓﻊ ﻛﺮﺩ ﻳﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑـﻪ ﮔﻮﻧـﻪ ﺍﻱ  

ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﺍﺩﻛﻪ ﻣﺴﻴﺮ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭ ﺷﻮﺩ.۷

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻝ ﺍﺧﺘﻼﻑ ﻧﻈﺮ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ. ﻋﺪﻩ ﺍﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﺮ ﺳﺎﺯ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻭ ﺳﻴﺎﺳـﻲ 

ﻣﻴﺪﺍﻧﻨﺪ، ﻭﻟﻲ ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﻣﺘﻔﻜﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻳﻚ ﻋﺎﻣﻞ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﻳﺎﺩ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ، ﺷﻜﻞ ﮔﻴﺮﻱ ﺣﻮﺯﻩ "ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ " ﻣﻌﻄﻮﻑ ﺑﻪ ﺳﻪ ﺍﺻﻞ ﻋﻤﺪﻩ ﺍﺳﺖ:

ﺍﻟﻒ- ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩ ﻭ ﺳﻴﺎﺳﺖ.

ﺏ- ﻧﻘﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﺩﻭﺭﻩ ﻫﺎﻱ ﮔﺬﺷﺘﻪ ( ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺍﺳﻼﻣﻲ ) ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺝ- ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﻫﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﻫﻢ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺍﺳﺖ.

7 -       ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻣﺘﻌﺎﻣﻞ ( ﺩﺭ ﺗﻌﺎﻣﻞ ) ﺑﺎ ﻣﺪﺭﻧﻴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﺑﻄﻪ، ﻣـﺎ ﺭﺍ ﺑـﻪ ﺳـﻮﻱ ﻣﻄﺎﻟﻌـﻪ    

ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎﻱ ﺁﻥ ﻣﻲ ﻛﺸﺎﻧﺪ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺳﻄﺢ ﺍﺯ ﺑﺤﺚ، ﺳﻮﺍﻝ ﺍﺻﻠﻲ ﺯﻳـﺮ ﻣﻄـﺮﺡ ﺍﺳـﺖ   : ﭼـﻪ ﻧﺘﻴﺠـﻪ ﺍﻱ ﺑـﺮﺍﻱ   

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﺩﺭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﺪﺭﻥ (ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﺪﺭﻧﻴﺘـﻪ ﻭ ﻓﺮﻫﻨـﮓ  ) ﻣﺘﺼـﻮﺭ ﺍﺳـﺖ؛ ﺗﻐﻴﻴـﺮ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﻳـﺎ ﺗﺠﺰﻳـﻪ      

ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ؟ ﻛﺪﺍﻡ ﻳﻚ ﻭ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺷﺮﺍﻳﻄﻲ ﻣﺤﻘﻖ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ؟ ﺁﻳﺎ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻛﻪ  ﺩﺭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ ﺩﺭ ﭘﺮﺗﮕﺎﻩ ﺗﺠﺰﻳﻪ ﻭ

ﺍﻧﺤﻄﺎﻁ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﻮﻝ ﻭ ﻛﺎﺭﺁﻳﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻴﺮﺳﺪ؟ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺭﻭ، ﻭﻗﺘـﻲ  ﭘﺪﻳـﺪﻩ ﻫـﺎﻳﻲ ﭼـﻮﻥ ﻓﻮﺗﺒـﺎﻝ، ﺗﻠﻮﻳﺰﻳـﻮﻥ،     

ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ، ﻣﺪ، ﻣﺮﺍﺳﻢ ﺩﻳﻨﻲ، ﻫﻮﻳﺖ ﺟﺪﻳﺪ، ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎ، ﻧﺴﻞ ﻫﺎ، ﺷﻬﺮ ﺟﺪﻳﺪ ﻭ ... ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻴﺸـﻮﻧﺪ، 

ﭼﻪ ﻧﻘﺸﻲ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﻣﻴﺸﻮﻧﺪ؟ ﺁﻳﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻳﺎ ﺗﺠﺰﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﺆﺛﺮﻧﺪ؟

8 -        ﺗﻨﺎﺳﺐ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻬﺮﻱ، ﺍﻳﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻲ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ "" ﺷﻬﺮ " ﻭ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭﻱ ﭼﻮﻥ

ﻭﺳﺎﻳﻞ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺟﻤﻌﻲ، ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻭ ﻓﻀﺎﻫﺎﻳﻲ ﭼﻮﻥ ﭘﺎﺭﻙ ﻫﺎ، ﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ ﻫﺎ ﻭ ... ﺷﻜﻞ ﮔﺮﻓﺘـﻪ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﻳـﺖ ﺑـﻪ ﺻـﻮﺭﺕ ﺍﻓﻜـﺎﺭ     

ﻋﻤﻮﻣﻲ، ﻣﺮﺍﺳﻢ ﺩﻳﻨﻲ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ، ﻣﺼﺮﻑ ﻭ ﻣﺪ ﻭ ... ﺑﺮﻭﺯ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺳﻴﻤﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺟﺪﻳﺪ ﺍﻳﺮﺍﻧـﻲ ﺩﺭ 

ﻗﺎﻟﺐ ﺍﻓﻜﺎﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ، ﻧﮕﺮﺵ ﻫﺎ، ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎ، ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﻣﻨﺎﺳﻚ ﺩﻳﻨﻲ، ﻣﺼﺮﻑ، ﻣﺪ، ﻭﺭﺯﺵ، ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ ﻭ ﺍﻣﺜﺎﻝ ﺁﻥ ﺩﺭ ﻓﻀـﺎﻫﺎﻱ 

ﺟﺪﻳﺪ ﺷﻬﺮﻱ ﭼﻮﻥ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ، ﭘﺎﺭﻙ، ﻓﺮﻭﺷﮕﺎﻩ، ﺳﻴﻨﻤﺎ، ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ، ﻛﺘﺎﺑﻔﺮﻭﺷﻲ ﻭ ﺻﻮﺭﺕ ﻫـﺎﻱ ﻣﺘﻌـﺪﺩﻱ ﺍﺯ ﭘـﺎﺗﻮﻍ ﺭﻭﺑـﻪ ﺭﻭ    

ﻫﺴﺘﻴﻢ. ﺍﻳﻦ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺗﺤﻮﻻﺕ ﺟﻬﺎﻧﻲ، ﺗﺤﻘﻖ ﻭ ﻧﻘﺶ ﺁﻓﺮﻳﻨﻲ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺟﻤﻌﻲ ﺟﺪﻳﺪ، ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻭ ﺑﺴﺘﺮ ﺗﻌﺎﻣـﻞ 

ﺑﻴﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﻭ ﻣﺪﺭﻧﻴﺘﻪ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ.

ﭼﺎﻟﺶ ﻫﺎﻱ ﻋﻤﺪﻩ ﺩﺭ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ:

-ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺳﻨﺖ ﻭ ﻣﺪﺭﻧﻴﺘﻪ، ﻣﻠﻲ ﮔﺮﺍﻳﻲ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ ﺧﻮﺍﻫﻲ، ﻏﺮﺏ ﮔﺮﺍﻳﻲ ﻭ ﻏﺮﺏ ﺳﺘﻴﺰﻱ، ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻋﺮﺻﻪ، ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﻓﺮﺍﺩ،

ﺭﻗﻴﺐ ﻳﺎ ﻃﺮﻑ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻣﻼﻙ ﻭ ﻣﻌﻴﺎﺭ، " ﺑﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ " ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﭘﻴﺎﻣـﺪ ﺁﻥ ﺑـﻪ ﻛـﺎﺭﺑﺮﺩﻥ ﻣﻔـﺎﻫﻴﻤﻲ    

ﭼﻮﻥ " ﻏﺮﺏ ﺯﺩﻩ " ، " ﻓﺮﻧﮕﻲ " ، " ﺳﻨﺘﻲ " ، " ﻣﺪﺭﻥ " ، " ﻣﺘﺤﺠﺮ " ﻭ ﻣﺘﺮﻗﻲ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

-ﻳﻜﺴﺎﻥ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺻﻮﺭﺕ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ، ﺑﺎ ﻗﺒﻮﻝ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺳﻄﻮﺡ ﻭ ﺻﻮﺭﺕ ﻫﺎﻱ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﺍﺳﺖ، ﻓﺮﻫﻨـﮓ 

ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻴﺎﻧﻪ، ﺧﺮﺩﻩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ... ﺍﺯ ﺻﻮﺭﺕ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻴﺒﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﻛﻠﻴـﺖ ﺁﻥ  . ﺑـﺪﻳﻦ 

ﻟﺤﺎﻅ ﺑﺎ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺗﻌﺮﻳﻔﻲ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﻤﻮﻣﻲ،ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﻣﺪﻋﻲ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻛﻠﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻋـﺪﻩ ﺍﻱ ﺑـﻪ ﺩﺍﻡ ﺍﻳـﻦ   

ﻣﺸﻜﻞ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﺍﻣﺮﻱ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﻭ ﻋﺎﻡ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ، ﺁﻧﭽﻪ ﻛﻪ ﺧﺎﺹ ﻭ ﻏﻴﺮ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺘﻌﻠﻖ

ﺑﻪ ﮔﺮﻭﻩ ﻭ ﺩﻭﺭﻩ ﺧﺎﺻﻲ ﺍﺯ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ، ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ.۸

- ﻳﻜﺴﺎﻥ ﺍﻧﮕﺎﺭﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﻳﺪﺋﻮﻟﻮژﻱ، ﺍﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎ ﺩﺭ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﻣﺎﺭﻛﺲ،ﻣﺮﻛﺰﻳﺖ ﺩﺍﺭﺩ. ﺯﻳﺮﺍ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺍﻳﺪﺋﻮﻟﻮژﻱ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺑﻪ

ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﻣﻮﺭ ﺭﻭﺑﻨﺎﻳﻲ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻃﺒﻘﻪ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﺳـﻠﻄﻪ ﺑـﺮ ﻃﺒﻘـﻪ ﻛـﺎﺭﮔﺮ ﺗﻌﺮﻳـﻒ ﺷـﺪﻩ ﺍﺳـﺖ       . ﺑـﻪ ﻋﺒـﺎﺭﺕ  

ﺩﻳﮕﺮ،ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻱ ﻣﺴﻠﻂ، ﻳﻌﻨﻲ ﺩﻭﻟﺖ ﻫﺎ ﺑﺮﻳﺎ ﺳﻠﻄﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﺮ ﻃﺒﻘﻪ ﻛﺎﺭﮔﺮ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺭﻭﺳﻨﻔﻜﺮﺍﻥ، ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﺑﺪﺍﻉ ﻭ

ﺧﻠﻖ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﺍﻱ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺍﻳﺪﺋﻮﻟﻮژﻱ ﻣﻴﺰﻧﻨﺪ. ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻃﺮﻳﻖ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﻱ ﻭ ﺛﺒﺎﺕ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﻴﺴﺎﺯﻧﺪ.

- ﻳﻜﺴﺎﻥ ﺩﺍﻧﺴﺘﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺩﻳﻦ، ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺩﻳﻦ ﺍﺳﺖ . ﺍﮔﺮ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧـﻪ ﺍﺳـﺖ، ﺗﻜﻠﻴـﻒ ﺳـﻨﺖ ﻫـﺎ ﻭ     

ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻱ ﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﺸﺮﻱ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﺘﻦ ﺩﻳﻦ ﻭ ﺍﺯ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺁﻥ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﭼﻪ ﻣﻴﺸﻮﺩ؟ ﻋﺪﻩ ﺍﻱ ﺑﻴﻦ ﻓﺮﻫﻨـﮓ 

ﻭ ﺩﻳﻦ ﺭﺍ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ ﺍﺯ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺩﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﻣﺘﺪﺍﺧﻞ ﺩﺭ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

- ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ، ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﺎ ﺍﺗﻜﺎء ﺑﻪ ﻛﺪﺍﻡ ﻳﻚ ﺍﺯ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ( ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ،

ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻨﺎﺳﻲ، ﻳﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ) ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻣﺤﻮﺭﻱ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ؟ ﻓﺮﻫﻨـﮓ، ﺯﺍ ﺩﻩ ﻛـﺪﺍﻡ ﻋﺮﺻـﻪ ﻋﻠﻤـﻲ ﺍﺳـﺖ؟ ﺁﻳـﺎ     

ﺍﺻﺤﺎﺏ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﻋﻠﻮﻡ ﺗﺠﺮﺑﻲ، ﺩﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ﺑﺤﺚ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻧﻘﺶ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ؟ ﻛـﺪﺍﻡ ﺣـﻮﺯﻩ  

ﻫﺎﻱ ﻋﻠﻤﻲ ﺑﻪ ﻟﺤﺎﻅ ﺟﻐﺮﺍﻓﻴﺎﻳﻲ ﻧﻘﺶ ﺁﻓﺮﻳﻦ ﺗﺮﻧﺪ؟

-ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ، ﺩﺷﻮﺍﺭﻱ ﻛﺎﺭ ﻣﻮﻗﻌﻲ ﺭﻭﻱ ﻣﻴﻨﻤﺎﻳﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺗﻤﺎﻳﺰ ﻭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺁﻥ ﺑﺎﺗﻤـﺪﻥ ﺍﺯ ﻳـﻚ  

ﻃﺮﻑ، ﻭ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻭ ﻧﻮﻉ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺷﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩ ﻫﺎﻱ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﻧﻮﻉ ﻃﺮﺡ ﻭ ﭘﻴﮕﻴﺮﻱ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺍﻳـﺮﺍﻥ 

ﺭﺍ ﻧﺘﻮﺍﻥ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺳﺎﺧﺖ. ﻫﺮ ﻳﻚ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﭼﺎﺵ ﻫﺎ، ﻫﻢ ﻣﻮﺟﺐ ﺍﺑﻬﺎﻡ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻫﻢ ﺳﺒﺐ ﺗﻮﺳـﻌﻪ ﻣﻌﻨـﺎﻱ  

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﮔﺮﺩﻳﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻣﻨﺎﻗﺸﻪ ﻫﺎ ﻭ ﭼﺎﺵ ﻫﺎ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺭﺩ.

                                    ﺗﺤﻮﻝ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ ﻟﺤﺎﻅ ﺗﺎﺭﻳﺨﻲ:

ﺩﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻓﺮﻫﻨﮓ،ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﻮﻝ ﺁﻥ ﻃﻲ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻤﻜﻦ ﻧﻴﺴﺖ. ﺑﺪﻳﻦ ﻟﺤﺎﻅ ﻻﺯﻡ ﺍﺳـﺖ ﺗـﺎ ﺗـﺎﺭﻳﺦ ﻣﻔﻬـﻮﻡ    

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﻫﺎﻱ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﺑﻴﺎﻥ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﺁﻥ ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺭﻭﺷﻦ ﮔﺮﺩﺩ. ﻣﻔﻬـﻮﻡ ﻓﺮﻫﻨـﮓ  

ﺩﺭ ﮔﺬﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﭼﺎﺭ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺩﺭ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ ﺍﺩﺑﻲ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺳﭙﺲ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﺩﻳﮕـﺮ ﻣﻔـﺎﻫﻴﻢ  

ﻋﻠﻮﻡ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﻄﺮﺡ ﻭ ﻣﻬﻢ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﻪ ﺭﺳﻤﻴﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺍﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺩﺭ ﺭﺷـﺘﻪ ﻫـﺎ ﻭ ﺣـﻮﺯﻩ ﻫـﺎﻱ ﻋﻠـﻮﻡ     

ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺩﺍﻧﺶ ﻣﺸﺨﺺ ﺑﻪ ﻧﺎﻥ « ﻋﻠﻢ ﻓﺮﻫﻨﮓ » ﻣﻄﺮﺡ ﻭ ﻃﺮﻓﺪﺍﺭﺍﻥ ﻭ ﻣﺨﺎﻟﻔﺎﻧﻲ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ.

ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺍﻳﻦ، ﺣﺮﻛﺖ ﺍﺯ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺍﺩﺑﻲ ﺗﺎ ﻋﻠﻢ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﻃﻲ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﻫﺮ ﻳﻚ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺍﺣﻞ،

ﺷﺮﺍﻳﻂ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍﺯ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺳﺖ.

ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﭘﻨﺞ ﮔﺎﻧﻪ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ:

- ﺩﻭﺭﻩ ﺍﻭﻝ ( ﺩﻭﺭﻩ ﻛﻼﺳﻴﻚ ) : ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ، ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻃﻮﻻﻧﻲ ﻭ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪﻱ ﻋﻠﻮﻡ، ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﺍﻟﻬﻴﺎﺕ ﻣﻄﺮﺡ ﺍﺳـﺖ .

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ، ﺑﺤﺚ ﺭﻭﺷﻨﻲ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﻓﺮﺩ ﻭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺎ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﺍﺩﺏ ﺷﺎﻳﺪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑـﻪ 

ﺯﺑﺎﻥ ﻛﻼﺳﻴﻚ ﺑﺎﺷﺪ. ﺯﻳﺮﺍ ﺩﺭ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﻛﻼﺳﻴﻚ ﺑﺎ ﻣﺤﻮﺭﻳﺖ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻭ ﻛﻤﺎﻝ ﺑﺸﺮﻱ، ﻣﺤﻮﺭﻳـﺖ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓـﺮﺩ ﺑـﺎ ﺍﺧـﻼﻕ    

ﺍﺳﺖ. ﺍﺯ ﺍﻭﺍﻳﻞ ﺷﺪﻩ ﺷﺎﻧﺰﺩﻫﻢ ،ﺍﻳﻦ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺍﻭﻟﻴﻪ ﺑﻪ ﺗﺪﺭﻳﺞ ﺍﺯ ﺣﻮﺯﻩ ﻛﺸﺎﻭﺭﺯﻱ ﻭ ﺩﺍﻣﭙﺮﻭﺭﻱ ﺑـﻪ ﻓﺮﺍﻳﻨـﺪ ﺗﻜـﻮﻳﻦ ﺍﻧﺴـﺎﻥ، ﻭ ﺍﺯ    

ﻛﺸﺖ ﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻴﺨﺘﮕﻲ ﺫﻫﻦ،ﺗﺴﺮﻱ ﻳﺎﻓﺖ. ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺣﺎﻝ، ﻛﺎﺭﺑﺮﺩ ﺍﺳﻢ ﻣﺴﺘﻘﻞ «ﻓﺮﻫﻨﮓ» ﻛـﻪ ﺍﺷـﺎﺭﻩ ﺑـﺮ    ۹

ﻓﺮﺍﻳﻨﺪﻱ ﻛﻠﻲ ﻳﺎ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﭼﻨﻴﻦ ﻓﺮﺍﻳﻨﺪﻱ ﺑﺎﺷﺪ، ﺗﺎ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺳﺪﻩ ﻫﺠﺪﻫﻢ ﻭ ﺍﻭﺍﻳﻞ ﺳﺪﻩ ﻧﻮﺯﺩﻫﻢ ﻣﺘـﺪﺍﻭﻝ ﻧﺒـﻮﺩ  . ﺩﺭ ﺍﻳـﻦ ﺩﻭﺭﻩ 

ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺳﺨﻦ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭﺣﺸﻲ ﻭ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺘﻔﻜﺮﺍﻥ ﺍﺭﻭﭘﺎﻳﻲ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ.

ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﻭﻝ:

ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻓﺮﻫﻨﮓ: ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﻭ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺩﺭ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ.

ﺯﻣﺎﻥ: ﺍﺯ ﺍﻭﺍﻳﻞ ﺳﺪﻩ ﺷﺎﻧﺰﺩﻫﻢ ﺗﺎ ﻋﺼﺮ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮﻱ.

ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺍﺻﻠﻲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ: ﺗﻤﺎﻳﺰ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ.

ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻣﺤﻮﺭﻱ: ﻫﺮﺩﺭ

2- ﺩﻭﺭﻩ ﺩﻭﻡ: ﺩﻭﺭﻩ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮﻱ: ﺩﻭﺭﻩ ﺩﻭﻡ ﺑﺎ ﺷﻜﻞ ﮔﻴﺮﻱ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﺳﺎﺱ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﺩﺭ ﺍﻧﺪﻳﺸـﻪ 

ﺭﻭﺷﻨﮕﺮﻱ ﺍﺳﺖ. ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺍﺻﻠﻲ ﻭ ﺗﻤﺎﻳﺰ ﺳﺎﺯ، ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻭ ﺗﻌﺒﻴﺮﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻭﺍﺳﻄﻪ ﺭﻭﺷـﻨﮕﺮﻳﺎﻥ ﺩﺭ ﻣـﻮﺭﺩ ﻓﺮﻫﻨـﮓ   

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻏﺮﺑﻲ(ﺍﺭﻭﭘﺎﻳﻲ) ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺳﻪ ﺟﻨﺒﻪ ﺯﻳﺮ ﺍﺳﺖ:

- ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﻋﺎﻡ ﻭ ﻋﻤﻴﻖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮔﺮﺍﻳﻲ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺍﺭﺯﺵ ﻭ ﺷﺎﻳﺴﺘﮕﻲ ﻫﻤﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ

- ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺗﺤﺼﻴﻞ ﻭ ﻣﺤﻴﻂ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﻪ ﺧﺼﻮﺹ ﺑﺮﺍﻱ ﺟﻮﺍﻧﺎﻥ

- ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﻧﻪ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﺍﻱ ﻣﺠﺰﺍ ﻭ ﻣﺨﺼﻮﺹ، ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺍﻳﻦ، ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﺪ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻋﻠﻮﻡ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﻗﺮﺍﺭ

ﮔﻴﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺣﻴﺚ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻭ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺷﻮﺩ.

• ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺩﻭﻡ:

- ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻓﺮﻫﻨﮓ: ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻣﺮﻱ ﻣﺘﻌﺎﻟﻲ

- ﺯﻣﺎﻥ: ﺩﻭﺭﻩ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮﻱ

- ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺍﺻﻠﻲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ: ﺗﻌﺎﻟﻲ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ

- ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻣﺤﻮﺭﻱ: ژﺍﻥ ژﺍﻙ ﺭﻭﺳﻮ

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻛﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﻓﻴﻠﺴﻮﻓﺎﻥ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻴﮕﺮﻓﺖ، ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑـﻪ ﺣـﺪ ﻋـﺎﻟﻲ ﺍﺯ ﭘـﺮﻭﺭﺵ    

ﺭﻭﺍﻧﻲ.

3- ﺩﻭﺭﻩ ﺳﻮﻡ : ﺩﻭﺭﻩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ: ﺩﻭﺭﻩ ﺳﻮﻡ ﺑﺎ ﺷﻜﻞ ﮔﻴﺮﻱ ﺩﻭﻟﺖ ﻣﻠﺖ ﻫﺎ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺗﺤﻘﻖ ﻣﻠﻴﺖ ﻫﺎﺳـﺖ 

ﻛﻪ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ ﻣﻌﻨﻲ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻳﺎ ﺍﻭﻟﻮﻳﺖ ﮔﺬﺍﺭﻱ ﺑﻴﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺗﻤـﺪﻥ ﻣﻬـﻢ ﻣﻴﺸـﻮﺩ   . ﺩﺭ ﺍﻳـﻦ ﻣﺮﺣﻠـﻪ،  

ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻳﺰ ﮔﺬﺍﺭﻱ ﻣﻠﻞ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﺍﺭﻭﭘﺎﻳﻲ ﺍﺯ ﺍﻭﺍﺋﻞ ﺳﺪﻩ ﻧﻮﺯﺩﻫﻢ ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﻫﺎﻱ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻲ، ﻓﺮﺍﻧﺴـﻮﻱ ﻭ 

ﺁﻟﻤﺎﻧﻲ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ.

ﺍﺯ ﺍﻭﺍﻳﻞ ﺳﺪﻩ ﻧﻮﺯﺩﻫﻢ ﻣﻴﻼﺩﻱ، ﻭﺍژﻩ « ﻓﺮﻫﻨﮓ » ﺭﺍ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺘﺮﺍﺩﻑ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻮﺍﺭﺩﻱ، ﺩﺭ ﺗﻀﺎﺩ ﺑﺎ ﻭﺍژﻩ « ﺗﻤـﺪﻥ  » ﺑـﻪ ﻛـﺎﺭ  

ﻣﻴﺒﺮﺩﻧﺪ. ﻭﺍژﻩ « ﺗﻤﺪﻥ » ﻛﻪ ﺍﺯ ﻭﺍژﻩ ﻻﺗﻴﻦ ﺳﻴﻮﻳﻠﻴﺲ، ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻲ ﺍﺯ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻥ ﻳﺎ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻥ، ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷـﺪﻩ ﺍﺳـﺖ،  ۱۰

ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﺍﻧﺴﻮﻱ ﻭ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﺩﺭ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺳﺪﻩ ﻫﺠﺪﻫﻢ ﻣﻴﻼﺩﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ ﭘﻴﺶ ﺭﻭﻧﺪﻩ ﺗﻜـﻮﻳﻦ ﺍﻧﺴـﺎﻥ،  

ﺣﺮﻛﺖ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺗﺮﺑﻴﺖ، ﻓﺮﻫﻴﺨﺘﮕﻲ ﻭ ﻧﻈﻢ ﻭ ﺩﻭﺭﻱ ﺍﺯ ﺑﺮﺑﺮﻳﺖ ﻭ ﻭﺣﺸﻴﮕﺮﻱ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.

ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﺯﻣﺎﻥ ( ﻗﺮﻥ ﻧﻮﺯﺩﻫﻢ ) ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ، ﻛﻠﻤﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣـﻲ ﻛﺮﺩﻧـﺪ  . ﺩﺭ ﺍﻳـﻦ 

ﺩﻭﺭﻩ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﻮﺿﻮﻋﻲ ﻣﻨﺎﻗﺸﻪ ﺑﺮﺍﻧﮕﻴﺰ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺘﻔﻜﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﻧﺪﻳﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﻋﻤﺪﻩ، ﺣﻜﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﺍﻳـﻦ ﻣﻔﻬـﻮﻡ  

ﺩﺍﺷﺖ.

ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻛﺪﺍﻡ ﻳﻚ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ، ﻣﺮﻛﺰﻱ ﻭ ﻓﺮﻋﻲ ﺑﻮﺩﻩ ﻳﺎ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮﻧﺪ، ﻋﻠﻞ ﺗﻤﺎﻳﺰ ﻣﻠﻞ ﺗﻠﻘﻲ ﺷـﺪﻩ ﺍﺳـﺖ  .

ﺩﺭ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻓﺮﺍﻧﺴﻮﻱ ﻛﻪ ﻟﻮﻱ ﺍﺷﺘﺮﺍﻭﺱ ﺑﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺮﺍﻱ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻃﺮﺍﺣﻲ

ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﻳﻦ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻥ ( ﺷﻜﻞ ﮔﻴﺮﻱ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﺪﺭﻥ ) ﺩﺭ ﻣﺘﻦ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﻭ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﻣﺪﺭﻥ ﺍﺳﺖ. ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﺩﺭ ﻓﺮﺍﻧﺴـﻪ ﺑـﻪ   

ﻣﻌﻨﺎﻱ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻓﻜﺮﻱ ﻭ ﺟﺴﻤﻲ ﻭ ﺭﻭﺍﻧﻲ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺷﺪ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

ﺩﺭ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻲ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ ﺩﺭ ﻫﻢ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺁﻥ، ﻧﻪ « ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﺯﻱ » ﻳﺎ « ﺗﻤﺪﻥ ﺳﺎﺯﻱ » ﺑﻠﻜﻪ « ﺟﺎﻣﻌﻪ

ﺳﺎﺯﻱ » ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭﻣﻴﺎﻥ ﺭﻭﺷﻨﻔﻜﺮﺍﻥ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﻭ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺎ ﺻﻔﺎﺕ ﻭ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﺗﻤﺪﻥ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

• ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﺳﻮﻡ:

- ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻓﺮﻫﻨﮓ: ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ

- ﺯﻣﺎﻥ: ﺩﻭﺭﻩ ﺷﻜﻞ ﮔﻴﺮﻱ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩﺍﺭﻱ

- ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺍﺻﻠﻲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ: ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﻴﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ

- ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻣﺤﻮﺭﻱ: ﻣﻮﺭﺧﺎﻥ

4- ﺩﻭﺭﻩ ﭼﻬﺎﺭﻡ: ﺗﻨﻈﻴﻢ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﻴﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ(ﺩﻭﺭﻩ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﻭ ﺟﺎﻣﻌـﻪ  ): ﺩﺭ ﺍﻳـﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﺯ 

ﺗﺤﻘﻖ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ ﺫﻫﻦ ﻣﺘﺒﺎﺩﺭ ﻣﻴﺸﻮﺩ،ﺍﺯ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻔﻜﻴﻚ ﻧﺎﭘﺬﻳﺮ ﺍﺳﺖ. ﺑﺪﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺪﻭﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻱ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑـﻪ 

ﻓﺮﺩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﺎﻣﻞ ﺗﺮﻛﻴﺒﻲ ﺍﺯ ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﻳﺎﻓﺖ ﻧﻤﻴﺸﻮﺩ.

ﺍﻟﺒﺘﻪ ﭼﻨﻴﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺭ ﻛﻠﻴﻪ ﺍﺟﺰﺍء ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺷﺘﺮﺍﻙ ﻧﻈﺮ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺍﻳﻦ، ﺗﺠﺰﻳـﻪ 

ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺟﺰﺍﻳﻲ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻛﻪ ﺗﺠﺰﻳﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺟﺰﺍء ﺳﺒﺐ ﺗﺠﺰﻳﻪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻫﻢ ﺑﺸﻮﺩ. ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺍﻳﻦ،

ﺍﮔﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻪ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺍﻃﻼﻕ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻣﻌﻴﻨﻲ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻭ ﻧﻮﻋﻲ ﻭﺣﺪﺕ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ

ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﻪ ﺳﺮﻣﻴﺒﺮﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﺼﺎﻟﺢ ﻣﺸﺘﺮﻛﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻫﺮ ﻋﻨﺼﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺟﺪﻳـﺪ ﻛـﻪ ﻳﻜـﻲ ﻳـﺎ    

ﻫﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﻭﺟﻮﻩ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺭﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺳﺆﺍﻝ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﺪ، ﺳﺒﺐ ﺑﺮﻭﺯ ﻣﺸﻜﻼﺕ ﺩﺭ ﺗﻌﺎﺩﻝ ﻭ ﺛﺒﺎﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺯﻣﻴﻨﻪ، ﺗﻌﺎﺑﻴﺮ ﻣﺘﻌﺪﺩﻱ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﺧﺘﺼﺎﺭ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ:

- ﻓﺮﻫﻨﮓ « ﻣﺘﻦ ﺍﺻﻠﻲ ﺣﻴﺎﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﺭﺍﻫﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﻬﻢ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﺪﺭﻥ » ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻣﺪﺭﻧﻴﺘﻪ ﺑﺎ ﻳﻜـﺪﻳﮕﺮ 

ﻣﺘﻼﺯﻡ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﻓﻬﻢ ﻣﻴﺒﺎﺷﻨﺪ.

- ﻣﻌﻨﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ، « ﺗﻌﻴﻴﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎ » ﺳﺖ. ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻭﺣﺪﺕ ﻣﻴﺎﻥ ﺟﻤﻊ ﻭﻳﮋﻩ ﺍﻱ ﺑﺎ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ ﻛﺮﺩﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﺍﺯ

ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﻘﺶ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺍﻱ ﺩﺍﺭﺩ(ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺗﺎﻳﻠﺮ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ).۱۱

- ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺯ ﻣﻌﻨﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ، « ﺷﻴﻮﻩ ﺯﻧﺪﮔﻲ » ﺍﺳﺖ . ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ، ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺁﻧﺘﻮﻧﻲ ﮔﻴﺪﻧﺰ، ﺍﻳﻦ ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺭﺍ

ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﻭﻱ، ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﺭﺍ ﻣﺠﻤﻮﻋـﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺍﺭﺯﺵ ﻫـﺎﻳﻲ ﻛـﻪ ﺍﻋﻀـﺎﻱ ﻳـﻚ ﺟﺎﻣﻌـﻪ ﻣﻌـﻴﻦ ﺩﺍﺭﻧـﺪ ﻭ         

ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ، ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻣﻴﻨﻤﺎﻳﺪ.

- ﺗﻌﺒﻴﺮ ﺩﻳﮕﺮ، « ﺍﻧﻄﺒﺎﻕ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺑﺎ ﺷﺮﺍﻳﻂ » ﺍﺳﺖ. ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﭼﻮﻥ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭﺩ ﻭﻛﺮﻭﺑﺮ ﺑﻪ ﺑﻴﺎﻥ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻣﺤﻴﻂ ﻣﻴﭙﺮﺩﺍﺯﻧﺪ.

ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺍﻳﻦ ﮔﺮﻭﻩ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺍﻧﻄﺒﺎﻕ ﻣﺤﻴﻄﻲ ﺍﺳﺖ.

• ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﭼﻬﺎﺭﻡ:

- ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻓﺮﻫﻨﮓ: ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺟﺎﻣﻌﻪ

- ﺯﻣﺎﻥ: ﺩﻭﺭﻩ ﺗﺄﺳﻴﺲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺪﻧﻲ

- ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺍﺻﻠﻲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ: ﺍﺳﺘﻘﺮﺍﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺟﺪﻳﺪ

- ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻣﺤﻮﺭﻱ: ﺍﻣﻴﻞ ﺩﻭﺭﻛﻴﻢ ﻭ ﻣﺎﻛﺲ ﻭﺑﺮ

5- ﺩﻭﺭﻩ ﭘﻨﺠﻢ: ﺩﻭﺭﻩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﻲ: ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﻛﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺩﻭﺭﻩ ﻫﺎﻱ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺭﺅﻳـﺖ ﺍﺳـﺖ، ﭘﺪﻳـﺪﻩ   

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺪﺭﻥ،ﻣﺤﻘﻖ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﻳﻲ ﺗﺮﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﺁﻥ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﺠﻠﻲ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﺍﻣـﺮﻱ ﻓـﺮﺍ   

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻱ ﻭ ﻓﺮﺍ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻲ ﻭ ﻓﺮﺍ ﺗﻤﺪﻧﻲ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺟﻬﺖ ﮔﻴﺮﻱ ﺑﺸﺮﻱ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺟﻬـﺎﻧﻲ ﺷـﺪﻥ ﻓﺮﻫﻨﮕـﻲ ﺑـﻪ ﺟـﺎﻱ     

ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺷﺪﻥ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻭ ﺳﻴﺎﺳﻲ، ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺻﺮﻓﺎ ﻏﺮﺑـﻲ ﻧﻴﺴـﺖ، ﻛـﺎﻧﻮﻥ ﻓﺮﻫﻨـﮓ    

ﺟﻬﺎﻧﻲ ﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ. ﻋﺪﻩ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ، ﺑﻪ ﻧﺎﻡ « ﭘﺴﺖ ﻣﺪﺭﻥ » ﻳﺎﺩ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺍﻳﻦ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮﻳﻦ ﺗﻌﺒﻴﺮﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻲ

ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻣﻄﺮﺡ ﻛﺮﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺷﺪﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺎ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺷﺪﻥ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﻏـﺮﺏ ﻣﺘﻔـﺎﻭﺕ ﺍﺳـﺖ    .

ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻋﻨﺼﺮﻱ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ.

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ، ﺿﻤﻦ ﻗﺒﻮﻝ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﺍﻣﺮﻱ ﻧﻤﺎﺩﻳﻦ، ﻭﺿﻌﻴﺖ ﻫﺎﻱ ﻣﺘﻌﺪﺩﻱ ﻇﻬﻮﺭ ﻭ ﺑﺮﻭﺯ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺗﺒﻊ ﺁﻥ ﺗﻌـﺎﺑﻴﺮ 

ﻣﺘﻌﺪﺩ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ:

- ﻣﻄﺮﺡ ﻛﺮﺩﻥ ﮔﻔﺘﻤﺎﻥ ﻫﺎﻱ ﺟﺎﺭﻱ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﮔﻔﺘﻤﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ

- ﺗﻨﻮﻉ ﻭ ﺗﻜﺜﻴﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ

ﺑﺪﻳﻦ ﻟﺤﺎﻅ ﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﻃﺮﺡ ﻭ ﺑﻴﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎ ﻳﺎﺩ  ﻣﻴﺸﻮﺩ.

• ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﭘﻨﺠﻢ:

- ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻓﺮﻫﻨﮓ: ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﻲ

- ﺯﻣﺎﻥ: ﺩﻭﺭﻩ ﺟﺪﻳﺪ

- ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺍﺻﻠﻲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ: ﺗﻜﺜﻴﺮﮔﺮﺍﻳﻲ

- ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻣﺤﻮﺭﻱ: ﺍﺻﺤﺎﺏ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺑﻮﺭﺩﻳﻮ

                         ۱۲

   ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ :

ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻱ : ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﻫﺎﻱ ﺳﺮﻳﻊ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻱ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﻛﺸﻮﺭﻫﺎﻱ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﭘﻴﺸﺮﻓﺘﻪ ﺭﺥ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﻫﺮﭼﻪ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﻫﺎﻱ

ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻳﻜﻲ ﺳﺮﻋﺖ ﻭﺷﺘﺎﺏ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﭘﻴﺪﺍﻛﻨﺪﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻴﻬﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻧﺎﺷﻲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺷﻮﺩ

ﻣﺤﻴﻂ ﻃﺒﻴﻌﻲ : ﺩﺭﮔﺮﮔﻮﻧﻴﻬﺎﻱ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﻲ ﻭ ﺷﺪﻳﺪ ﺩﺭ ﻣﺤﻴﻂ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﻛﻤﺘﺮ ﺭﺥ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﺭﺻﻮﺭﺗﻲ ﻛﻪ ﺭﺥ ﺩﻫﻨﺪ ﺗﺄﺛﻴﺮ

ﻋﻤﻴﻘﻲ ﺑﺮﺟﺎ ﻱ ﻣﻲ ﮔﺬﺍﺭﻧﺪ

ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﺩﺭ ﺟﻤﻌﻴﺖ : ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﻋﻤﺪﻩ ﺩﺭ ﺷﻤﺎﺭ ﻭ ﺗﻮﺯﻳﻊ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﻳﻚ ﻛﺸﻮﺭ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻴﻬﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ

ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺟﻤﻌﻴﺖ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﻣﻬﺎﺟﺮﺕ ﻳﺎ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻭﺿﻊ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﮔﺮﺩﺩﻭ ﺍﻳﻦ ﺑﻪ

ﺧﻮﺩﻱ ﺧﻮﺩ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﻴﻨﺠﺎﻣﺪ

ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻱ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ : ﺷﺮﻁ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩﺭﺍﺑﺸﻨﺎﺳﺪ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎ ﺟﻨﺒﻪ ﺭﻭﺍﻧﻲ ﻭ

ﺫﻫﻨﻲ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻫﻤﻴﻨﻜﻪ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻋﻮﺽ ﺷﻮﺩ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻱ ﺗﺎﺯﻩ ﭘﺪﻳﺪﺍﺭﻣﻲ ﮔﺮﺩﺩ

ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻱ ﻭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ

ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻱ ﻳﺎ ﻓﻨﺂﻭﺭﻱ ﻳﻌﻨﻲ ﺷﻴﻮﻩ ﺍﺳﺘﻔﺘﺪﻩ ﺍﺯ ﺍﺑﺰﺍﺭ ﺑﺮﺍﻱ ﺭﻓﻊ ﻧﻴﺎﺯ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻓﻨﺂﻭﺭﻱ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﺯﻳﺎﺩﻱ

ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺍﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻭﺟﻪ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ :

1 – ﺍﺑﺰﺍﺭ ﺩﺳﺘﻲ ﻳﺎ ﻳﺪﻱ : ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﺮﻭﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺟﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻓﺰﺍﺭ ﻓﻜﺮﻱ ﻭ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﺍﻱ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ 2 – ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﺸﺮ ﺭﻭﺯ

ﺑﻪ ﺭﻭﺯ ﺁﺳﺎﻥ ﺗﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ .

ﻓﻨﺎﻭﺭﻱ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎ ﭼﻪ ﻧﻘﺸﻲ ﺩﺍﺭﺩ

ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﻭ ﻣﺪﺭﻥ ﻳﻚ ﻧﻘﺶ ﺩﺍﺭﺩ ، ﺗﺤﻜﻴﻢ ﭘﺎﻳﻪ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺁﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺎ ﻓﻨﺎﻭﺭﻱ 2 ﻧﻘﺶ ﺩﺍﺭﺩ :

1 – ﺗﻘﻮﻳﺖ ﺑﻨﻴﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﺧﺪﻣﺎﺕ ﺭﻓﺎﻫﻲ ﺑﻪ ﺳﺎﻛﻨﺎﻥ

2 – ﺗﺨﺮﻳﺐ ﻳﺎ ﺗﻀﻌﻴﻒ ﺑﻨﻴﺎﻥ ﻫﺎ ﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﻛﺮﺩﻥ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺳﺎﻛﻨﺎﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ .

ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻓﻨﺎﻭﺭﻱ ﭼﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻜﻨﻴﻢ

ﻓﻨﺎﻭﺭﻱ ﺑﻪ ﺩﻭﺷﻜﻞ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻲ ﺁﻳﺪ :

1 – ﺩﺭﻭﻥ ﺯﺍ : ﻳﻌﻨﻲ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻧﻴﺎﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺎ ﻭﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ .

2 – ﺑﺮﻭﻥ ﺯﺍ ، ﻓﻨﺎﻭﺭﻱ ﻛﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻧﻴﺎﺯ ﻫﺎﻱ ﺑﻮﻣﻲ ﻭﺍﺭﺩ ﻳﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ .۱۳

ﺩﺭ ﻫﺮﺩﻭ ﺑﺨﺶ ﺩﺭﻭﻥ ﺯﺍ ﻭ ﺑﺮﻭﻥ ﺯﺍ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎﺭ ﺍ ﻣﺤﺎﻓﻈﺖ ﻧﻤﺎﻳﺪ ﺭﻭﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﺮﻭﻳﺞ ﺩﻫﻴﻢ ﻭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ

ﻛﻨﻴﻢ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎ ﺿﺮﺑﻪ ﻣﻲ ﺯﻧﺪ ﺭﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻠﺶ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﻛﻨﻴﻢ . ﺍﻣﺮﻱ ﻛﻪ ﻣﺘﺄﺳﻔﺎﻧﻪ ﺗﺤﻘﻖ ﺁﻥ ﺩﺭ ﻫﺎﻟﻪ

ﺍﻱ ﺍﺯ ﺍﺑﻬﺎﻡ ﺍﺳﺖ .

                                         ﮔﻔﺘﻤﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ( Cultural Discourse )

ﮔﻔﺘﻤﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺩﺭ ﺟﺎﻫﺎﻱ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺑﻴﻔﺘﺪ. ﺩﺭ ﻓﻀﺎﻫﺎﻱ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻭ ﺧﺼﻮﺻﻲ. ﺍﻳﻦ ﻓﺮﻫﻨـﮓ  « ﮔﻔـﺖ ﻭ ﮔـﻮ   »

ﺍﺳﺖ. « ﮔﻔﺖ ﻭ ﮔﻮ »ﻧﻮﻋﻲ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻤﺎﻥ ﻏﻴﺮ ﺭﺳﻤﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﺪﻓﺶ ﭼﻴﺰﻱ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﻣﺒﺎﺩﻟﻪ ﺍﻳﺪﻩ ﻫﺎ ﻭ ﺗﻔﺴﻴﺮﻫﺎ ﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﺩﺭ

ﺧﻮﺩﺵ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﻣﻴﺒﺎﺑﺪ. ﻧﻮﻋﻲ ﺍﺯ ﮔﻔﺘﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﻴﺎﺯﻱ ﺑﻪ ﺟﻤﻊ ﺑﻨﺪﻱ، ﻧﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﺎﻅ ﺍﺧﻼﻗﻲ ﻭ ﻧﻪ ﺑﻪ ﻟﺤﺎﻅ ﻋﻤﻠﻲ ﻧﺪﺍﺭﺩ.

ﺍﺯ ﻧﻈﺮ « ﻫﻠﺮ » ﮔﻔﺘﻤﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﺗﻌﺮﻳﻔﻲ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻌﻨﻲ، ﻓﺮﺩ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻛﺴﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺷﻌﺮ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ﻳـﺎ 

ﻧﻘﺎﺷﻲ ﻣﻴﻜﻨﺪ، ﺑﻠﻜﻪ ﺍﻭ ﻓﺮﺩﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭﻙ ﺷﻌﺮ ﻭ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﻛﺮﺩﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﻳﻦ ﻓﺮﺩ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﺪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺷﻌﺮ، ﺷﺎﻋﺮﻱ، ﻧﻘﺎﺷﻲ ﻭ

ﺍﻣﺜﺎﻝ ﺁﻥ ﺭﻭﺷﻨﻔﻜﺮﺍﻧﻪ ﺳﺨﻦ ﺑﮕﻮﻳﺪ ﻭ ﺁﻧﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺷﺎﻥ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ،ﮔﻮﺵ ﺩﺍﺩﻥ ﻭ ﺗﻤﺎﺷﺎﻱ ﺗﻮﻟﻴﺪﺍﺕ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺮﺗﺮ ﺍﺳـﺖ، 

ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻬﺮﻩ ﻣﻨﺪ ﻣﻴﺸﻮﻧﺪ. ﺍﻟﺒﺘﻪ، ﻓﺮﺩ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﻟﺰﻭﻣﺎ ﻛﺴﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﻨﺤﺼﺮﺍ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺘﻌـﺎﻟﻲ ﺳـﺨﻦ ﻣﻴﮕﻮﻳـﺪ   . ﺩﺭ

ﻭﺍﻗﻌﻢ، ﻛﺎﺭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﻧﻘﺪ ﺍﺩﺑﻲ ﻣﺮﺽ ﻧﻴﺴﺖ، ﻓﺮﺩ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﻛﺴﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻫﺮ ﭼﻴـﺰﻱ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧـﺪ ﺑـﺎ ﺭﻭﺵ ﻓﺮﻫﻨﮕـﻲ    

ﺳﺨﻦ ﺑﮕﻮﻳﺪ.

ﻓﺮﻕ ﮔﻔﺘﻤﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺘﻌﺎﻟﻲ:

ﻓﺮﻕ ﮔﻔﺘﻤﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺘﻌﺎﻟﻲ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﮔﻔﺖ ﻭ ﮔﻮ ﺿﺮﻭﺭﺗﺎ ﻧﻤﻴﺒﺎﻳﺴﺖ « ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺮﺗـﺮ  » ﺑﺎﺷـﺪ .

ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ، ﻫﺮ ﭼﻴﺰﻱ ﻛﻪ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺧﻮﺑﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﮔﻔﺖ ﻭ ﮔﻮ ﺑﺎﺷﺪ، ﻛﻔﺎﻳﺖ ﻣﻴﻜﻨﺪ. ﻭ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺍﺻﻠﻲ،ﺩﻭﺭ ﺷـﺪﻥ ﺍﺯ ﺗـﻚ ﺳـﺨﻨﻲ ﻭ   

ﺍﻧﺤﺼﺎﺭ ﻃﻠﺒﻲ ﺩﺭ ﮔﻔﺖ ﻭ ﮔﻮ ﺍﺳﺖ. ﺍﻳﻨﻜﻪ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺩﻭﺭ ﻣﻴﺰ ﺑﻨﺸﻴﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻫﺎﻱ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﮔـﻮﺵ ﺑﺪﻫﻨـﺪ، ﮔﻔﺘﻤـﺎﻥ ﻭ   

ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻧﻴﺴﺖ، ﮔﻔﺘﻤﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻳﻚ « ﺩﻳﺎﻟﻮگ » ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ « ﺩﻳﺎﻟﻮگ » ﻫﻤﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺎ ﺍﻳﺪﻩ ﻫـﺎ ﻭ ﻋﻘﺎﻳﺪﺷـﺎﻥ ﺣﺎﺿـﺮ   

ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺍﻣﺮﻱ ﺑﻪ ﺑﺤﺚ ﻭ ﮔﻔﺖ ﻭ ﮔﻮ ﻣﻴﭙﺮﺩﺍﺯﻧﺪ. ﺍﻳﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻟﺰﻭﻣﺎ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻣﺪﺭﻙ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻫﻲ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ. ﺍﻓـﺮﺍﺩ ﻣﻌﻤـﻮﻟﻲ ﺩﺭ  

ﺟﺮﻳﺎﻥ ﻋﺎﺩﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻫﻢ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﻨﺪ « ﮔﻔﺘﻤﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ » ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ.

ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺍﻳﻦ، ﻣﺒﺎﺩﻟﻪ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﺑﺮﺩﺍﺭﻧﺪﻩ ﺩﻳﻨﺎﻣﻴﻚ ﻫﺎﻱ ﻣﺪﺭﻧﻴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻋﻤﻴﻘﻲ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺯﻧـﺪﮔﻲ ﺭﻭﺯﻣـﺮﻩ ﻣﺠﻤﻮﻋـﻪ   

ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﻴﺮﻭﺩ.

                                                ﺗﻨﻮﻉ ﻭ ﺗﻜﺜﻴﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ:

ﻣﻌﻨﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ « ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎ » ﻣﻌﻄﻮﻑ ﺍﺳﺖ. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻔﺮﺩ ﻭ ﻳﺎ ﺩﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭼـﻮﻥ ﻓﺮﻫﻨـﮓ  

ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻭ ﻋﻠﻤﻲ ﻳﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺮﺗﺮ ﻭ ﭘﺴﺖ ﺗﺮ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺑﻠﻜﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎ ﺑـﻪ ﺻـﻮﺭﺕ ﺟﻤـﻊ ﻭ ﻭﺟـﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ    . ﺍﺳـﺎﺱ ﺗﻤـﺎﻳﺰ  

ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻭﺟﻮﺩ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﻣﺘﻌﺪﺩ ﺍﺳﺖ. ﻧﺤﻮﻩ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻫـﺎﻱ ﻣﺘﻌـﺪﺩ، ﺳـﺒﺐ ﭘﻴـﺪﺍﻳﻲ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﻫـﺎﻱ ﺧـﺎﺹ       

ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﻣﻴﮕﺮﺩﺩ. ﻫﺮ ﺷﻴﻮﻩ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻳﻚ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺳﺖ. ﻫﺮ ﻣﺮﺩﻣﻲ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻫﻤـﺎﻧﻄﻮﺭ ﻛـﻪ ﻫـﺮ ﻗﺒﻴﻠـﻪ ﺩﺍﺭﺍﻱ    

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺳﺖ. ﺍﻓﺰﻭﻥ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎ ﺑﻪ « ﺧﺮﺩﻩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎ » ، ﺧﺮﺩﻩ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﻫـﺎﻱ ﺷـﻬﺮﻱ، ﺧـﺮﺩﻩ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﻫـﺎﻱ      

ﻣﺬﻫﺒﻲ، ﺧﺮﺩﻩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎﻱ ﺟﻨﺴﻲ، ﻭ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﻥ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻴﺸﻮﻧﺪ.۱٤

                                               ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻛﺎﻧﻮﻧﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ:

ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺻﺎﺣﺐ ﻧﻈﺮﺍﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﻋﻨﺼﺮ ﻛﺎﻧﻮﻧﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺗﻮﺍﻓﻖ ﻧﻈﺮ ﻭﺟﻮﺩ ﻧـﺪﺍﺭﺩ، ﻋـﺪﻩ ﺍﻱ ﺻـﺮﻓﺎ ﺑـﻪ ﺷـﻤﺎﺭﺵ ﻋﻨﺎﺻـﺮ      

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﻭ ﺍﻭﻟﻮﻳﺖ ﺑﻨﺪﻱ ﺧﺎﺻﻲ ﻗﺎﺋﻞ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ. ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ، ﻋﺪﻩ ﺍﻱ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺗﺎ ﻛﺎﻧﻮﻥ ﻣﺸـﺨﺺ 

ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻌﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪ. ﻣﺪﻋﻴﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻛﺎﻧﻮﻥ ﻣﺸﺨﺺ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺍﺯ ﻧﻈﺎﻡ ﻓﻠﺴﻔﻲ ﺧﺎﺻﻲ ﻣﻴﺒﺎﺷﻨﺪ. ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺕ

ﺩﻳﮕﺮ، ﺗﺄﻛﻴﺪ ﺑﺮ ﻳﻚ ﻋﻨﺼﺮ ﺧﺎﺹ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺣﻜﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺭﻭﻳﻜﺮﺩ ﻓﻠﺴﻔﻲ ﺧﺎﺻﻲ ﺍﺳﺖ.

ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻛﺎﻧﻮﻧﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ:

1- ﺩﻳﻦ   2- ﺯﺑﺎﻥ   3- ﺗﻤﺪﻥ  

4- ﺳﺎﺑﻘﻪ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺫﻫﻨﻲ ﻭ ﻋﻴﻨﻲ    5- ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎ ﻭ ﻧﻈﻢ ﻧﻤﺎﺩﻳﻦ

1 -ﺩﻳﻦ: ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻭﺑﺮ، ﺍﻟﻴﻮﺕ ﻭ ﻫﺎﻧﺘﻴﮕﺘﻮﻥ، « ﻣﺬﻫﺐ »ﻋﻨﺼﺮ ﻛﺎﻧﻮﻧﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ ﺍﺳﺖ.

ﺍﻟﻴﻮﺕ ﺩﺭ ﺑﺤﺚ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﻴﻦ ﻣﺬﻫﺐ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺩﻭ ﺍﺻﻞ ﻋﻤﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺯﻳﺮ، ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻫﺎﻳﺶ ﻣﻄﺮﺡ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ:

ﺍﺻﻞ ﺍﻭﻝ: ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﻠﻞ ﻣﺬﻫﺒﻲ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﺎ ﻣﻠﺘﻲ ﻣﺬﻫﺒﻲ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﻭ ﻣﻠﺖ ﻫﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﻣـﺬﻫﺐ ﻫﺴـﺘﻨﺪ، ﻧﻈـﺮﻱ   

ﻣﺮﺩﻭﺩ ﺍﺳﺖ.

ﺍﺻﻞ ﺩﻭﻡ: ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻣﺬﻫﺐ ﺍﺯ ﻳﻚ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ، « ﻓﺮﻫﻨﮓ » ﺍﺳﺖ، ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺩﻳﮕﺮ، « ﻣﺬﻫﺐ » ﺍﺳﺖ ﻧﻴﺰ ﻏﻠﻂ ﺍﺳﺖ.

ﺍﻟﻴﻮﺕ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﻴﻦ ﻣﺬﻫﺐ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻴﺪﺍﺭﺩ:

« ﻫﻴﭻ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺟﺰ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻣﺬﻫﺐ ﭘﺪﻳﺪﺍﺭ ﺷﻮﺩ ﻳﺎ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻳﺎﺑﺪ. »

ﺍﻭ ﺍﻳﻦ ﺳﺆﺍﻻﺕ ﺭﺍ ﻣﻄﺮﺡ ﻣﻴﻜﻨﺪ:

- ﺁﻳﺎ ﻫﻴﭻ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺪﻭﻥ ﻳﻚ ﺯﻳﺮﺑﻨﺎﻱ ﻣﺬﻫﺒﻲ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻳﺪ، ﻳﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺑﻘﺎء ﻛﻨﺪ؟

- ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻣﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ ﻣﺎ ﻣﺬﻫﺐ ﻳﻚ ﻣﻠﺖ ﻣﻴﻨﺎﻣﻴﻢ، ﺁﻳﺎ ﺟﻨﺒﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻳﻚ ﭼﻴﺰ ﻭﺍﺣﺪ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ؟

- ﺁﻳﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺩﺭ ﺍﺻﻞ « ﺗﺠﺴﺪ » ﻣﺬﻫﺐ ﻳﻚ ﻣﻠﺖ ﻧﻴﺴﺖ؟

ﻭ ﻫﺎﻧﺘﻴﻨﮕﺘﻮﻥ، ﺍﺻﻠﻲ ﺗﺮﻳﻦ ﻋﻨﺼﺮ ﺗﻤﺪﻥ ﺭﺍ ﺩﻳﻦ  ﻣﻴﺪﺍﻧﺪ.

ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﮔﺮﺍﻳﺎﻥ ﻭ ﺍﺳﻼﻡ ﮔﺮﺍﻳﺎﻥ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ، ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﭼﻴﺰﻱ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ.

2- ﺯﺑﺎﻥ: ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﺩﺭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﻧﻮﺳﺎﺯﻱ ﺩﺭ ﺳﺪﻩ ﻱ ﺍﺧﻴﺮ، ﺑـﻴﺶ ﺍﺯ ﺩﻳـﻦ، ﺑـﺮ ﺯﺑـﺎﻥ ﺗﺄﻛﻴـﺪ ﻛـﺮﺩﻩ ﺍﺳـﺖ       . ﺭﺿـﺎ ﺷـﺎﻩ ﻭ  

ﺭﻭﺷﻨﻔﻜﺮﺍﻥ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﺎﺯﺷﻨﺎﺳﻲ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ، ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ، ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺩﻳﻦ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﻲ ﺿـﻤﻦ 

ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻭﺟﻪ ﺍﻓﺘﺮﺍﻕ ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎﻥ ﺑﺎ ﺗﺮﻙ ﻫﺎﻱ ﻋﺜﻤﺎﻧﻲ ﻭ ﺍﻋﺮﺍﺏ ﺧﺎﻭﺭ ﻣﻴﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺣﻠﻘﻪ ﻱ ﭘﻴﻮﻧﺪ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻳـﺮﺍﻥ ﺑﺎﺳـﺘﺎﻧﻲ  

ﻧﻴﺰ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺩﻳﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﻳﻦ ﺗﻤﺎﻳﺰ ﻭ ﭘﻴﻮﺳﺘﮕﻲ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺁﻭﺭﺩ. ﺩﺭ ﻣﻴـﺎﻥ ﻣﺘﻔﻜـﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺣـﻮﺯﻩ ﻱ   

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ، ﻋﺪﻩ ﺍﻱ ﻣﺪﻋﻲ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺯﺑﺎﻥ،ﻋﻨﺼﺮ ﻛﺎﻧﻮﻧﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺳﺖ. ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ، ﺫﺑﻴﺢ ﺍﷲ ﺻﻔﺎ ﺍﺳﺖ

ﻛﻪ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻴﺪﺍﺭﺩ:

« ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﻫﺎﻱ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺍﺳﻼﻡ ﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﺩﻭﺭﻩ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﺭﺍ ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺳـﺎﻧﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻃـﻮﻝ ﺯﻣـﺎﻥ، ﺍﺳـﺎﻃﻴﺮ ﺍﻳﺮﺍﻧـﻲ ﻭ     

ﺣﻤﺎﺳﻪ ﻱ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﺭﺍ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﻲ ﺣﻤﻞ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ.»۱٥

ﻭﻱ ﺩﺭ ﺧﺼﻮﺹ ﺗﺒﻌﺎﺕ ﻧﺎﺑﻮﺩﻱ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﻲ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ:

ﺍﮔﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﻤﻲ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﺳﺘﻴﻢ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺣﻤﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺍﺳﺎﻃﻴﺮ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﺑﺮﻭﻳﻢ، ﺍﻭﻻ؛ ﭼﻴﺰ ﺯﻳـﺎﺩﻱ ﺑـﻪ  

ﺩﺳﺖ ﻣﺎ ﻧﻤﻲ ﺭﺳﻴﺪ، ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺩﺭ ﻟﻬﺠﻪ ﻫﺎ ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺣﻴﺎﻧﺎ ﺭﺑﻄﻲ ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻧﺪﺍﺷﺖ.

ﺛﺎﻧﻴﺎ؛ ﺍﮔﺮ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﺳﺘﻴﻢ ﭼﻴﺰﻱ ﺑﺪﺍﻧﻴﻢ،ﻣﻲ ﺑﺎﻳﺴﺖ ﻛﻪ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻟﻬﺠﻪ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﺭﺍ ﻳﺎﺩ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ ﺗـﺎ ﻣﻄﻠﺒـﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﻬـﺎ ﺭﺍ ﺑﻴـﺎﻭﺭﻳﻢ، ﺩﺭ    

ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺟﻤﻌﺎ ﻭ ﻳﻜﺠﺎ ﺩﺭ ﺍﺩﺏ ﻓﺎﺭﺳﻲ ﻭ ﺩﺭ ﺁﺛﺎﺭ ﻓﺮﺩﻭﺳﻲ ﻭ ﺩﻗﻴﻘﻲ ﻭ ﺍﻣﺜﺎﻝ ﺁﻧﺎﻥ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻭ ﻣﺤﻮﺭﻳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﺯﺑﺎﻥ، ﺷﻌﺮ ﻭ ﺍﺩﺏ ﭘﺎﺭﺳﻲ ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﻠﻲ ﮔﺮﺍﻳﺎﻥ ﺳﻜﻮﻻﺭ ﻭ ﻏﻴﺮ ﺁﻥ ﻣﻄﺮﺡ ﺷـﺪﻩ ﺍﺳـﺖ،  

ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﻱ ﻗﺎﺟﺎﺭﻳﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﻱ ﭘﻬﻠﻮﻱ ﺍﻭﻝ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﺧﻮﺩ ﺭﺳﻴﺪ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﺯﺑﺎﻥ، ﻋﻨﺼﺮ ﻛﺎﻧﻮﻧﻲ ﻣﻠﺖ ﺳﺎﺯﻱ ﻭ

ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺭﻗﻴﺐ ﺩﻳﻦ ﻭ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎﻱ ﺩﻳﻨﻲ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﮔﺮﺩﻳﺪ.

3- ﺗﻤﺪﻥ: ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﺭﻭﻳﻜﺮﺩ « ﺁﻟﻤﺎﻧﻲ »، ﺗﻤﺪﻥ، ﻛﺎﻧﻮﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ، ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﻱ ﻣﻠﻲ ﮔﺮﺍﻳﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻲ ﺁﻳﺪ.

ﺩﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﻓﺮﺍﻧﺴﻮﻱ، « ﺗﻤﺪﻥ » ﻭ « ﻓﺮﻫﻨﮓ » ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺩﻭ ﻛﻞ ﻣﺘﺒﺎﻳﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

ﺩﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﻭ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ، ﻫﺮ ﺩﻭ ﻳﻜﺴﺎﻥ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ.

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻨﻈﺮ، ﻫﺎﻧﺘﻴﻨﮕﺘﻮﻥ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﻱ ﺗﻤﺪﻧﻲ ﺍﺵ، ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﺤﻮﻻﺕ ﺑﺸﺮﻱ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﺗﻤﺪﻥ ﻫﺎ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﭘﺬﻳﺮ

ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ ﻫﻤﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﺑﻌﺎﺩﻱ ﺑﺰﺭگ ﺗﺮ.

ﻭﻱ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ:

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻳﻚ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﺩﺭ ﺟﻨﻮﺏ ﺍﻳﺘﺎﻟﻴﺎ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻳﻚ ﺭﻭﺳﺘﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺩﺭ ﺷﻤﺎﻝ ﺍﻳﻦ ﻛﺸﻮﺭ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺍﻣﺎ ﻫﺮ

ﺩﻭ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺳﺘﺎﻫﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺍﻳﺘﺎﻟﻴﺎ ﺗﻌﻠﻖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻳﻚ ﺭﻭﺳﺘﺎﻱ ﺁﻟﻤﺎﻧﻲ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ.

4- ﺳﺎﺑﻘﻪ ﻱ ﻣﺸﺘﺮﻙ( ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻱ ﻭﺍﺣﺪ ): ﺳﺎﺑﻘﻪ ﻭ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻱ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﻳﻚ ﺣﻮﺯﻩ ﻱ ﺗﻤﺪﻧﻲ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕـﻲ 

ﺩﺭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺗﺤﻮﻻﺕ ﻃﻮﻻﻧﻲ ﺗﺎﺭﻳﺨﻲ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻲ ﺁﻳﺪ. ﺷﻜﺴﺖ ﻫﺎ، ﭘﻴﺮﻭﺯﻱ ﻫﺎ، ﻭﻗﻮﻉ ﺣﻮﺍﺩﺙ ﻣﻬﻢ، ﺟﻨﮓ ﻫﺎ، ﺍﻧﻘـﻼﺏ ﻫـﺎ،  

ﺣﻮﺍﺩﺙ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﭼﻮﻥ ﺳﻴﻞ ﻭ ﺯﻟﺰﻟﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻭ ﺳﺎﺑﻘﻪ ﻱ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﺆﺛﺮ ﺍﺳﺖ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﺎﻣﻞ ﻭﺟﻮﻩ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺩﻳﻨﻲ، ﺗﻤﺪﻧﻲ، ﺯﺑﺎﻧﻲ، ﻭ ... ﺍﺳﺖ.

5- ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎ ﻭ ﻧﻈﻢ ﻧﻤﺎﺩﻳﻦ: ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻣﺪﻋﻲ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﻛﺎﻧﻮﻧﻲ ﺗﺮﻳﻦ ﻋﻨﺼﺮ ﻓﺮﻫﻨـﮓ،  «

ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎ ﻭ ﻧﻈﻢ ﻧﻤﺎﺩﻳﻦ » ﺍﺳﺖ. ﺗﺄﻛﻴﺪ ﺑﺮ ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎ ﻭ ﻧﻈﻢ ﻧﻤﺎﺩﻳﻦ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻛﺎﻧﻮﻧﻲ ﺗﺮﻳﻦ ﻋﻨﺼﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺑﻪ ﻧﻮﻋﻲ، ﺗﻤـﺎﻳﺰ 

ﺑﻴﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﻲ ﺩﺍﺭﺩ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺑﻴﺎﻥ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ ﻣﻤﻌﻨﺎﻱ ﺩﺍﻣﻨﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺍﻳﺪﻩ ﺁﻝ ﻫﺎ ﻭ ﺍﻳﺪﻩ ﻫﺎ،

ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎ ﻭ ﻧﻈﻢ ﻧﻤﺎﺩﻳﻦ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻳﻚ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻠﻲ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﻤﺎﻥ ﻧﻈﻢ ﻧﻤﺎﺩﻳﻦ ﺍﺳﺖ؛ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، « ﻧﻈﻢ

ﻋﻘﻼﻧﻲ » ﺍﺳﺖ. ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻃﺮﺣﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻛﺮﺩﻥ ﻭ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﻱ ﺭﺍﻩ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﺳـﺖ، ﺩﺭ ﺣـﺎﻟﻲ ﻛـﻪ ﺳـﺎﺯﻣﺎﻥ    

ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﺍﻟﮕﻮﻱ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻓﺮﺩﻱ ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺳﺖ.

                                        ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺁﻥ:

ﺩﺭ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﺗﻌﺮﻳﻔﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺑﺎ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﻛﻪ ﺑﺎ ﭘﻴﺸﻮﻧﺪ ﻳﺎ ﭘﺴﻮﻧﺪ « ﻓﺮﻫﻨﮓ » ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪﻩ

ﺍﺳﺖ، ﺍﺧﺘﻼﻁ ﻣﻌﻨﺎﻳﻲ ﻭ ﻋﻴﻨﻲ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪ ﺗﻤﺎﻳﺰﮔﺰﺍﺭﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺎ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ

ﺁﻥ ﻫﺴﺘﻴﻢ.۱٦

ﺍﻳﻦ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ:

« ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﺨﺒﻪ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻴﺎﻧﻪ،ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ، ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻪ »

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﺨﺒﻪ:

ﺍﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺍﺯ ﺑﺪﻭ ﻃﺮﺡ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻧﺨﺒﮕﺎﻥ، ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺭﺗﻘﺎء ﻓﻜﺮ ﻭ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ، ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ

ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻣﺘﺄﺛﺮ ﺍﺯ ﻓﻀﺎﻱ ﻛﻠﻲ ﺁﻟﻤﺎﻥ ﻭ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﺎﺭﻛﺴﻲ، ﮔﺮﺍﻣﺸﻲ، ﺑﺎ ﻣﺤﻮﺭﻳـﺖ ﺭﻭﺷـﻨﻔﻜﺮﺍﻥ، ﻣﻔﻬـﻮﻡ ﻓﺮﻫﻨـﮓ    

ﻧﺨﺒﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺍﻧﺪﻳﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﻣﻜﺘﺐ ﻓﺮﺍﻧﻜﻔـﻮﺭﺕ، ﺍﺯ ﻗﺒﻴـﻞ ﺁﺩﻭﺭﻧـﻮ، ﻫﻮﺭﻛﻬـﺎﻳﻤﺮ،  

ﻫﺮﺑﺮﺕ ﻣﺎﺭﻛﻮﺯﻩ ﻭ ﻫﺎﺑﺮﻣﺎﺱ، ﺩﻭﮔﺎﻧﮕﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﺤﻮﺭﻳﺖ ﻳﺎﻓﺖ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﺨﺒﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺘﻌﺎﻟﻲ:

« ﺑﻬﻠﺮ » ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﺨﺒﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺘﻌﺎﻟﻲ ﻧﻴﺰ ﻳﺎﺩ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﻭ ﺩﺭ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﺨﺒﻪ ﻳـﺎ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﻣﺘﻌـﺎﻟﻲ،   

ﻣﺪﻋﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺍﻣﺮﻱ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺗﺎﺭﻳﺨﻲ ﻧﻴﺴﺖ، ﺯﻳﺮﺍ ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﻛﻤﺘﺮ ﺳﺨﻨﻲ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﻣﺘﻌـﺎﻟﻲ ﻭﺟـﻮﺩ   

ﺩﺍﺷﺖ.

ﻣﻌﺎﻧﻲ ﻭ ﮔﺎﻡ ﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺘﻌﺎﻟﻲ:

1 : ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺘﻌﺎﻟﻲ ﺩﺭ ﻳﻚ ﻧﻈﺎﻡ ﺩﻭﮔﺎﻧﻪ ﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺘﻌﺎﻟﻲ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺴﺖ.

ﺳﺆﺍﻻﺕ ﻣﻄﺮﻭﺣﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﮔﺎﻡ:

ﺍﻟﻒ- ﺩﺭ ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺴﺖ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻣﻌﻨﻲ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟

ﺏ- ﺁﻳﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺑﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ؟

پ- ﺁﻳﺎ ﻣﻨﻈﻮﺭ ، ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺮﺑﺮﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻳﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺁﻧﻬﺎ ﭼﻮﻥ ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒـﻮﻝ ﻧﺒـﻮﺩﻩ، ﭘﺴـﺖ ﻧﺎﻣﻴـﺪﻩ    

ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟

2 : ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺘﻌﺎﻟﻲ ﺑﺎ ﻧﻈﺎﻡ « ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮﺍﺗﺐ » ﭘﻴﻮﻧﺪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻃﺒﻘﻪ ﻱ ﺑﺎﻻ ﺗﻌﻠﻖ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ

ﻣﺘﻌﺎﻟﻲ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﻃﺒﻘﺎﺕ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺴﺖ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭﻧﺪ.

3 : ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﻛﻪ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﻫﻨﺮﻱ ﺍﺭﺍﺋﻪ ﻣﻲ ﺩﻫﻨـﺪ، ﺑـﻪ ﻋﻨـﻮﺍﻥ   «

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺴﺖ » ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻧﺰﺩ ﻧﺨﺒﮕﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ، ﻣﺼﺪﺍﻕ « ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺘﻌﺎﻟﻲ » ﺍﺳﺖ.

ﺷﺮﻭﻁ ﻻﺯﻡ ﺑﺮﺍﻱ ﭘﺬﻳﺮﺵ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺘﻌﺎﻟﻲ:

ﻭﺟﻮﺩ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﻧﺨﺒﻪ ﻛﻪ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻭ ﺩﺭﻙ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ.

ﺍﻳﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﺑﻴﻦ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻣﻲ ﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ﻭ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻟﺤﺎﻅ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻱ ﺑﺎ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻫﻮﻳﺖ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﻨﺪ.

ﺍﻳﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮﺍﺗﺐ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺷﻜﻞ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﺨﺒﻪ ﺑﻪ ﻋﻠﻢ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﻓﻨﺎﻭﺭﻱ ﻧﻴﺰ ﻣﻲ ﺍﻧﺠﺎﻣﺪ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺘﻌﺎﻟﻲ ﺩﺭ ﺯﺑﺎﻥ ﻓﺎﺭﺳﻲ:

ﺩﺭ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻣﺘﻮﻥ ﺯﺑﺎﻥ ﭘﻬﻠﻮﻱ (ﭘﻨﺪ ﻧﺎﻣﻪ ﺁﺗﻮﺭﭘﺎﺕ ﻣﻬﺮﺍﺳﻨﺘﺎﻥ، ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻱ ﺟﺎﻣﺎﺳﺐ ﺁﺳﺎ) ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺎ ﺑﺎﻗﻲ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﻛﻠﻤﻪ

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻲ « ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﺩﺍﻧﺎﻳﻲ » ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ:۱۷

« ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻛﻮﺷﺎ ﺑﺎﺷﻴﺪ. ﭼﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﺨﻢ ﺩﺍﻧﺶ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺧﺮﺩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺧﺮﺩ، ﺁﺭﺍﻳﺶ ﺩﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳـﺖ  ﻭ

ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﻱ ﺁﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ: ﺍﻧﺪﺭ ﻓﺮﺍﺧﻲ، ﭘﻴﺮﺍﻳﺪ، ﻭ ﺍﻧﺪﺭ ﺷـﮕﻔﺘﻨﻲ  ( ﺳـﺨﺘﻲ  )، ﭘﺎﻧـﻪ  ( ﻧﮕﻬﺒـﺎﻥ  ) ﻭ ﺍﻧـﺪﺭ ﺁﺳـﺘﺎﻧﻪ   (ﻣﺼـﻴﺒﺖ )،

ﺩﺳﺘﮕﻴﺮ ﻭ ﺍﻧﺪﺭ ﺗﻨﮕﻲ، ﭘﻴﺸﻪ ﺍﺳﺖ.

ﺩﺭ ﺷﺎﻫﻨﺎﻣﻪ ﻓﺮﺩﻭﺳﻲ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺎ ﻣﻌﺎﻧﻲ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻲ ﺁﻳﻴﻦ، ﺩﺍﻧﺶ، ﻋﻠﻢ، ﻧﻴﻜﻤﺮﺩﻱ ﻭ ﻣﺘﺮﺍﺩﻑ ﺑﺎ ﺧﺼﺎﻳﻞ ﺍﺧﻼﻗﻲ ﺑـﻪ 

ﻛﺎﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ.

ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺍﺯ « ﺍﻧﺪﺭﺯ ﻧﺎﻣﻪ ﻧﻮﺷﻴﺮﻭﺍﻥ » :

ﺯ ﺩﺍﻧﺎ ﺑﭙﺮﺳﻴﺪ ﭘﺲ ﺩﺍﺩﮔﺮ    ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻮﺩ ﻳﺎ ﮔﻬﺮ

ﭼﻨﻴﻦ ﺩﺍﺩ ﭘﺎﺳﺦ ﺑﺪﻭ ﺭﻫﻨﻤﻮﻥ   ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺎﺷﺪ ﺯ ﮔﻮﻫﺮ ﻓﺰﻭﻥ

ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺁﺭﺍﻳﺶ ﺟﺎﻥ ﺑﻮﺩ    ﺯ ﮔﻮﻫﺮ، ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﺁﺳﺎﻥ ﺑﻮﺩ

ﮔﻬﺮ ﺑﻲ ﻫﻨﺮ ﺯﺍﺭ ﻭ ﺧﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺳﺴﺖ  ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺎﺷﺪ ﺭﻭﺍﻥ ﺗﻨﺪﺭﺳﺖ

ﺩﺭ ﺑﺮﻫﺎﻥ ﻗﺎﻃﻊ ﻧﻴﺰ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻲ ﻋﻠﻢ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺍﺩﺏ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﻭ ﺳﻨﺠﻴﺪﮔﻲ ﻭ ﺑﺮ ﻭﺯﻥ ﻓﺮﻫﻨﺞ ﺍﺳﺖ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻛﻪ ﺗﺎ ﺍﻳﻦ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻲ ﻋﻠﻢ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﺎﻡ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻭﺯﺍﺭﺕ ﻋﻠﻮﻡ ﺗﻌﻠﻖ

ﺩﺍﺷﺖ، ﺑﺎ ﻣﻔﻬﻮﻣﻲ ﺭﻭﺷﻨﻔﻜﺮﻱ ﻭ ﻃﺒﻘﺎﺗﻲ، ﻣﺘﺮﺍﺩﻑ ﻛﻠﻤﻪ « ﻣﺒﺎﺩﻱ ﺁﺩﺍﺏ، ﺑﺎﺭﻳﻚ ﺍﻧﺪﻳﺶ، ﺑﺎ ﺳـﻮﺍﺩ، ﺍﻫـﻞ ﻣﻄﺎﻟﻌـﻪ، ﺧـﻮﺵ    

ﻣﺸﺮﺏ، ﺁﺷﻨﺎ ﺑﺎ ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﺭﺳﻮﻡ ﺧﺎﺹ ﻭ ﻣﺆﺩﺏ ﻭ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺧﺼﺎﻳﻞ ﺍﺧﻼﻗﻲ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﻲ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻛﺴﻲ ﺍﺳﺖ ﻛـﻪ ﺑـﺎ  

ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﺆﺩﺑﺎﻧﻪ ﻭ ﻫﻮﺷﻴﺎﺭﺍﻧﻪ ﺍﺵ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻲ ﺍﺣﺮﺍﺯ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻪ ﻛـﺲ ﻣﻴﺴـﺮ ﻧﻴﺴـﺖ ﻭ ﻣﺴـﺘﻠﺰﻡ    

ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﻣﺴﺎﻋﺪ ﻭ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﻣﻌﻴﻦ ﻭ ﺗﻌﻠﻴﻢ ﻭ ﺗﺮﺑﻴﺘﻲ ﺍﺷﺮﺍﻓﻲ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﺨﺒﻪ ﻳﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺘﻌﺎﻟﻲ ﺍﺳﺖ.

                                                   ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ:

ﺁﺩﻭﺭﻧﻮ ﻭ ﻣﺎﻛﺲ ﻫﻮﺭﻛﻬﺎﻳﻤﺮ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻟﻪ « ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ » ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻛـﻪ ﺑـﺎ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﺑﺮﺗـﺮ ﻳـﺎ     

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﻠﻄﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺴﺖ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﺤﺖ ﺳﻠﻄﻪ ﺳﺮﻭﻛﺎﺭ ﺩﺍﺭﻳـﻢ . ﺩﺭ ﺗﻌﺒﻴـﺮ ﺁﺩﻭﺭﻧـﻮ ﻭ ﻫﻮﺭﻛﻬـﺎﻳﻤﺮ، ﺩﺍﻋﻴـﻪ ﺍﻱ    

ﺍﺻﻠﻲ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ « ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ » ﺑﺎ ﺳﻠﻄﻪ ﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﺍﻣﻜﺎﻧﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻌﺎﻟﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕـﻲ ﻛـﻪ ﻣﺒﺘﻨـﻲ ﺑـﺮ ﺗﻌﺎﻣـﻞ     

ﻛﻨﺸﮕﺮﺍﻥ ﻭ ﺧﻼﻗﻴﺖ ﻓﺮﺩﻱ ﺍﺳﺖ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ؛ ﺯﻳﺮﺍ، ﺳﻠﻄﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺳﺮﻛﻮﺏ ﺧﻼﻗﻴﺖ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻓﺮﺩ، ﺗﻮﻫﻤﻲ ﺑﻴﺶ ﻧﻴﺴـﺖ . ﺩﺭ

ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻓﺮﺩ ﺗﺎ ﺁﻧﺠﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻳﮕﺎﻧﮕﻲ ﻛﺎﻣﻞ ﺑﺎ ﻛﻠﻴﺖ ﺗﺮﺩﻳﺪﻱ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷـﺪ . ﺩﺭ ﺍﻳـﻦ ﺩﻳـﺪﮔﺎﻩ،  

ﺁﻧﭽﻪ ﻓﺮﺩﻱ ﺍﺳﺖ، ﺻﺮﻓﺎ ﻗﺪﺭﺕ ﻛﻞ ﺩﺭ ﺗﺄﻳﻴﺪ ﻗﻄﻌﻲ ﺟﺰﻳﻴﺎﺕ ﺗﺼﺎﺩﻓﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺷﻜﻞ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﻣﻴﺸﻮﺩ. ﻭﻳﮋﮔﻲ ﺧﺎﺹ

ﻓﺮﺩ، ﻛﺎﻻﻳﻲ ﺍﻧﺤﺼﺎﺭﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﺑـﻪ ﻋﻨـﻮﺍﻥ ﻃﺒﻴﻌـﻲ ﻣﻌﺮﻓـﻲ ﻣﻴﺸـﻮﺩ     . ﺩﺭ «ﺻـﻨﻌﺖ 

ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ» ﺭﺍﺯ ﺍﺻﻠﻲ ﻓﺮﻭﭘﺎﺷﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺪﺭﻥ،ﺩﺭ « ﻓﺮﺩﻳﺖ ﺿﺪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ » ﺍﺳﺖ.

ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻭ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﺩﺭ « ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ » :

ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﺑﻮژﻭﺍﻳﻲ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺳﺖ، ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻓﺮﺩ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﻧﺎﺑﻬﻨﺠﺎﺭ ﺯﻧﺎﺷﻮﻳﻲ ﻭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺗﻠﺦ ﺗﻨﻬـﺎﻳﻲ 

ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻓﺮﺩ ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻛﺲ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻛﺮﺩﻥ ﺍﺳﺖ. ﺍﻭ ﻋﻤﻼ ﻳﻚ ﻧﺎﺯﻱ ﺍﺳﺖ ﺳﺮﺷـﺎﺭ ﺍﺯ  ۱۸

ﺗﻌﺼﺐ ﻭ ﺑﻴﺮﻫﻤﻲ. ﺑﺎ ﻳﻚ ﺷﻬﺮﻧﺸﻴﻦ ﻣﺪﺭﻥ ﻛﻪ « ﺩﻭﺳﺘﻲ » ﺭﺍ ﺻﺮﻓﺎ « ﺗﻤـﺎﺱ ﺍﺟﺘﻤـﺎﻋﻲ   » ﺗﻠﻘـﻲ ﻣﻴﻜﻨـﺪ  : ﻳﻌﻨـﻲ ﺗﻤـﺎﺱ  

ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﺎ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﻧﻮﻉ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻱ ﺩﺭﻭﻧﻲ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺪﺍﺭﺩ.

ﺩﻟﻴﻞ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ"

ﺗﻨﻬﺎ ﺩﻟﻴﻞ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ ﻓﺮﺩﻳﺖ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﺮﺩﻳﺖ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺷﻜﻨﻨﺪﮔﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﺮﺩﻩ

ﺍﺳﺖ.

ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ ﺑﺎﺯ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﻄﻴﻊ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﻴﻜﻨﺪ. ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺩﺭ ﻛﻞ، ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑـﻪ ﻋﻨـﻮﺍﻥ ﮔﻮﻧـﻪ   ﺍﻱ

ﻗﺎﻟﺐ ﺑﻨﺪﻱ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﻛﻪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻱ ﻣﺤﺼﻮﻻﺕ ﺑﺎﺯﺗﻮﻟﻴﺪ ﻣﻴﺸﻮﻧﺪ. ﻫﻤﻪ ﻛـﺎﺭﮔﺰﺍﺭﺍﻥ ﺍﻳـﻦ ﻓﺮﺍﻳﻨـﺪ، ﺍﺯ ﺗﻮﻟﻴـﺪ ﻛﻨﻨـﺪﻩ     

ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﺑﺎﺷﮕﺎﻩ ﻫﺎﻱ ﺯﻧﺎﻥ، ﻣﺮﺍﻗﺐ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺎﺯﺗﻮﻟﻴﺪ ﺳﺎﺩﻩ ﻱ ﺍﻳﻦ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﺫﻫﻨﻲ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﺟﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻧﻜﻨﺪ ﻭ ﺑﺴﻂ ﻧﻴﺎﺑﺪ.

ﺭﺍﻩ ﺭﻫﺎﻳﻲ ﺩﺭ ﻓﻀﺎﻱ ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ:

ﺩﺭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻓﻀﺎﻱ ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩﺍﺭﻱ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﻭ ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﺨﺒﻪ

ﻭﺳﻄﺢ ﺑﺎﻻ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﻴﺸﻮﺩ، ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺭﻫﺎﻳﻲ ﻣﻴﻴﺎﺑﺪ. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﻄﺢ ﺑﺎﻻ، ﺧﺼﻮﺻﺎ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻭ ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ، ﺍﺑﺰﺍﺭﻱ ﻗﻮﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻧﺘﻘـﺎﻝ 

ﺍﺭﺯﺵ ﻫﺎﻱ ﻣﺪﻧﻲ ﺍﺳﺖ.

                                          ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻴﺎﻧﻪ( ﻓﻮﻟﻜﻠﻮﺭ):

ﻭﻳﻠﻴﺎﻡ ﺟﻲ ﺗﺎﻣﺲ، ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﺷﻨﺎﺱ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻲ، ﺍﺻﻄﻼﺡ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻴﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻭﺿﻊ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﻭ ﺩﺭ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺍﻳـﻦ ﺍﺻـﻄﻼﺡ ﺑـﺮ   

ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺗﻲ ﭼﻨﺪ ﺗﺄﻛﻴﺪ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ: « ﻋﺎﺩﺍﺕ ﻭ ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﻣﺸﺎﻫﺪﺍﺕ ﻭ ﺧﺮﺍﻓﺎﺕ ﻭ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﻫﺎ ﻭ ﺍﺻﻄﻼﺣﺎﺕ ﻏﻴـﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻬـﺎ ﺑﺎﻳـﺪ ﺍﺯ   

ﺍﺩﻭﺍﺭ ﻗﺪﻳﻢ ﺗﺪﻭﻳﻦ ﺷﻮﺩ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻴﺎﻧﻪ ﻳﺎ ﻓﻮﻟﻜﻠﻮﺭ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ:

ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺴﺘﻨﻲ ﻫﺎ ﻭ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﻋﺎﻣﻪ ﻱ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺪﻭﻥ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻭ ﺣﺘﻲ ﺑـﺪﻭﻥ ﻭﺟـﻮﺩ  

ﻓﻮﺍﻳﺪ ﻋﻠﻤﻲ ﻭ ﻣﻨﻄﻘﻲ ﺁﻥ، ﺳﻴﻨﻪ ﺑﻪ ﺳﻴﻨﻪ ﻭ ﻧﺴﻞ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺑﻪ ﺍﺭﺙ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﻭﺍﺭﺍﻧﻴﺎﻙ ﺳﻪ ﺧﺼﻴﺼﻪ ﺯﻳﺮ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻴﺎﻧﻪ ( ﻓﻮﻟﻜﻠﻮﺭ) ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ:

ﺑﻨﺎ ﺷﺪﻥ ﺑﺮ ﻣﻴﺮﺍﺙ ﻭ ﺍﺻﻮﻝ ﺗﻤﺪﻧﻲ ﻗﺪﻳﻢ ﻭ ﻛﻬﻦ

ﻓﺎﻗﺪ ﺭﻭﺵ ﻋﻠﻤﻲ ﻭ ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ ﻣﻨﻄﻘﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﻋﺎﺭﻱ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﺯ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺁﺭﺍﻳﺶ ﺭﻭﺷﻨﻔﻜﺮﻱ ﻭ ﭘﻴﺮﺍﻳﺶ ﻧﻈﺮﻱ

ﺍﻳﻦ ﺑﺮﻛﻨﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺗﺤﻮﻝ ﺭﻭﺷﻨﻔﻜﺮﻱ ﺑﺎﻋﺚ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺍﺷـﺎﻋﻪ ﻱ ﺍﺻـﻮﻝ ﺗﻤـﺪﻥ ﺟﺪﻳـﺪ     «ﻛـﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﺵ ﻭ ﺗـ  ﺄﺛﻴﺮ

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺷﺮﺍﻓﻲ» ﺍﻟﻬﺎﻡ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﻓﻮﻟﻜﻠﻮﺭ ﺑﺪﻭﻥ ﺁﻧﻜﻪ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﺮﻛﻴﺐ ﺷﻮﺩ،ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭﺷﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﻴﺮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ، ﻋﻨﺎﺻـﺮﻱ 

ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻗﺪﻳﻤﻲ ﺭﺍ ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ ﺩﺳﺖ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺣﻔﻆ ﻛﻨﺪ.

ﻭﺍﻥ ژﻧﭗ، ﭘﻨﭻ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻓﻮﻟﻜﻠﻮﺭ ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻣﻴﻜﻨﺪ:

- ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺭﺍﻳﺞ ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﻋﺎﻣﻪ ﻣﺮﺩﻡ

- ﺗﻜﺮﺍﺭ ﺷﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﻭ ﺑﻨﺎﺑﺮ ﻣﻘﺘﻀﻴﺎﺕ۱۹

- ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻧﻘﺶ ﺩﺭ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻱ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ

- ﻣﺸﺨﺺ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﺍﺑﺪﺍﻉ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﻧﺪﻩ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻓﻮﻟﻜﻠﻮﺭﻱ

- ﺑﺎ ﺍﺩﺑﺎﻧﻪ ﻭ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺯ ﻧﺰﺍﻛﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﻓﻮﻟﻜﻠﻮﺭﻱ ﻭ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﻱ ﺍﺯ ﺑﻴﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﻣﺤﺎﻓـﻞ ﺭﺳـﻤﻲ  ﻭ ﺍﺷـﺮﺍﻓﻲ ﻭ 

ﺭﻭﺷﻨﻔﻜﺮﻱ

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻴﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺧﺎﺻﻲ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻃﻼﻕ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﺷﺨﺼﻲ ﻭ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﻋﺮﻑ ﻭ ﻧﻈـﺎﻡ ﺧﻮﻳﺸـﺎﻭﻧﺪﻱ  

ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺳﻨﺘﻲ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻣﻘﺪﺳﺎﺕ ﻛﻨﺘﺮﻝ ﻣﻴﺸﻮﺩ. ﺍﻳﻦ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻣﻴﺮﺍﺙ ﺷﻔﺎﻫﻲ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﺤﺪﻭﺩﻩ

ﻫﺎﻱ ﺑﻮﻣﻲ ﻭ ﻣﺤﻠﻲ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻴﺎﻧﻪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ، ﺻﻮﺭﺕ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻱ ﺳﻨﺘﻲ ﺍﺳﺖ. ﻭﻟﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗـﻮﺩﻩ 

ﺍﻱ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻪ ﺧﺎﺹ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﮔﺎﻩ « ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ » ﻧﺎﻣﻴﺪﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ.

                                                  ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ:

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻧﻲ ﻣﺘﻌﺪﺩﻱ ﺩﺭ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺑﺮﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺗﻌﺪﺩ ﺗﻌـﺎﺑﻴﺮ ﻣﻮﺟـﺐ ﺷـﺪﻩ ﺍﺳـﺖ ﻛـﻪ     

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻪ ﻭ ﺍﻳﺪﺋﻮﻟﻮژﻱ ﻫﻤﺴﺎﻥ ﺗﻠﻘﻲ ﺷﻮﺩ.

ﻭﺟﻮﻩ ﺗﻤﺎﻳﺰ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ:

- ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﻣﻼﺯﻡ ﺑﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻧﺒﻮﻩ ﺍﺳﺖ

- ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﻣﺘﻤﺪﻥ ﺷﻬﺮﻱ ﻭ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻓﺮﺩ ﺍﺗﻤﻲ ﺷﺪﻩ، ﺷﻜﻞ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ

- ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﺨﺒﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ، ﺯﻳﺮﺍ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺗﻮﺩﻩ ﻫﺎ ﻣﺼﺮﻑ ﻛﻨﻨﺪﻩ

ﻱ ﺁﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﺨﺒﻪ ﺑﻪ ﻭﺍﺳﻄﻪ ﻱ ﻧﺨﺒﻪ ﻫﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻭ ﻣﻮﺭﺩ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻭ ﻣﺼﺮﻑ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ

- ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺕ ﻭ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻭ ﺍﺟﺰﺍء ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﺍﻱ ﺟﻤﻌﻲ ﺍﺯ ﻗﺒﻴﻞ ﺭﺍﺩﻳـﻮ، ﺗﻠﻮﻳﺰﻳـﻮﻥ، ﺳـﻴﻨﻤﺎ ﻭ    ... ﺑ ـ ﻪ  ﺷ ـ ﻜ ﻞ  

ﻭﺳﻴﻌﻲ ( ﺑﺎﺯﺍﺭﻱ ﻭ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﻛﺎﻻ ) ﺍﻳﺠﺎﺩ، ﺍﺷﺎﻋﻪ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ﻣﻴﺸﻮﺩ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﺩﺭ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﻣﺎﺭﻛﻴﺴﺖ ﻫﺎ ﻭ ﻧﺌﻮﻣﺎﺭﻛﻴﺴﺖ ﻫﺎ:

ﺍﻳﻦ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﺍﺩﺑﻴﺎﺕ ﻣﺎﺭﻛﺴﻴﺴﺘﻲ ﻭ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺧﺎﺹ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﻣﻜﺘﺐ ﻓﺮﺍﻧﻜﻔﻮﺭﺕ، ﺩﺭ ﻧﻘﺪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ

ﻧﻈﺎﻡ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩﺍﺭﻱ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻭﺳﻴﻌﻲ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺑﺎ ﻃﺮﺡ ﻣﻔﻬﻮﻡ « ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ

» ﺗﻮﺳﻂ ﻫﻮﺭﻛﻬﺎﻳﻤﺮ ﻭ ﺁﺩﻭﺭﻧﻮ، ﻓﻬﻢ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻣﺒﺎﺣﺚ ﺍﺻﻠﻲ ﺩﺭ ﺍﺩﺑﻴـﺎﺕ ﺍﻧﺘﻘـﺎﺩﻱ ﻣﻬـﻢ   

ﺗﻠﻘﻲ ﮔﺮﺩﻳﺪ. ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ ﺍﺻﻠﻲ ﻫﻮﺭﻛﻬﺎﻳﻤﺮ ﻭ ﺁﺩﻭﺭﻧﻮ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ: ﻧﻈﺎﻡ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩﺍﺭﻱ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ « ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ » ﺑﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﻣﻴﭙﺮﺩﺍﺯﺩ. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻱ ﺻﻨﻌﺘﻲ ﻭ ﺷﻬﺮﻱ ﻛــﻪ ﺯﻣﻴﻨــﻪ ﻱ ﻣﻨﺎﺳــﺐ ﺑــﺮﺍﻱ ﭘﻴــﺪﺍﻳﺶ ﺗــﻮﺩﻩ ﻱ 

ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﻭ ﺑﻲ ﻧﺎﻡ ﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﭘﺬﻳﺮﺵ ﺳﻠﻄﻪ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻲ ﺁﻳﺪ. ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺩﻳﮕـﺮ، ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﺗـﻮﺩﻩ، ﺍﻳـﺪﺋﻮﻟﻮژﻱ ﻧﻈـﺎﻡ     

ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩﺍﺭﻱ ﺍﺳﺖ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﻱ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺍﺳﺘﺮﻳﻴﺎﻧﻲ:۲۰

ﺍﺯ ﻧﻈﺮ « ﺍﺳﺘﺮﻳﻴﺎﻧﻲ »، ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻱ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﻛﻪ ﻫـﻴﭻ ﻧـﻮﻉ ﺭﺍﺑﻄـﻪ ﻱ ﻣﻨﺴـﺠﻢ    

ﻣﻌﻨﺎﺩﺍﺭ ﻳﺎ ﺍﺧﻼﻗﻲ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﻴﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺻﺮﻓﺎ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩﻱ، ﺳﺮﺩ ﻭ ﻓﺎﻗﺪ ﺍﻧﺴﺠﺎﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻫـﻴﭻ ﻭﺟـﻪ، ﺍﻋﻀـﺎﻱ   

ﻳﻚ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻱ ﻳﻜﭙﺎﺭﭼﻪ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻧﻤﻴﺸﻮﻧﺪ.

ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﻳﻨﻲ ﻭ ﺣﻘﺎﻳﻖ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﻛﻮﭼﻚ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺟـﺎﻱ ﺧـﻮﺩ ﺭﺍ ﺑـﻪ ﺣﻀـﻮﺭ ﻏﻴـﺮ ﺍﺧﻼﻗـﻲ ﻭ      

ﻓﺮﺩﮔﺮﺍﻳﻲ ﻋﻘﻼﻧﻲ ﻭ ﻧﺎﻫﻨﺠﺎﺭﻱ ﺳﻜﻮﻻﺭ ﻛﻪ ﻣﻼﺯﻡ ﺑﺎ ﻇﻬﻮﺭ ﻣﺼﺮﻑ ﺍﻧﺒﻮﻩ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﻱ، ﻳﻌﻨﻲ ﺟﺎﻧﺸﻴﻦ ﻫﺎﻱ ﺍﺧﻼﻗﻲ ﺩﺭ

ﻳﻚ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻱ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﻱ ﺍﺳﺖ، ﻣﻴﺪﻫﺪ.

ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺍﺳﺘﺮﻳﻴﺎﻧﻲ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﻱ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺴﺖ، ﻛﻢ ﺍﻫﻤﻴﺖ، ﺳﻄﺤﻲ، ﺗﺼﻨﻌﻲ ﻭ ﻣﺘﺤﺪﺍﻟﺸـﻜﻞ ﺍﺳـﺖ ﻛـﻪ ﻧﻘـﺎﻁ ﻗـﻮﺕ     

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎﻱ ﻋﺎﻟﻲ ﻭ ﺑﻮﻣﻲ ﺭﺍ ﺳﺴﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﻧﻘﺶ ﺭﻭﺷﻨﻔﻜﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﺜﺒﻴﺖ ﺳﻠﻴﻘﻪ ﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﻪ ﭼﺎﺵ ﻣﻲ ﻃﻠﺒﺪ.

ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﻱ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻗﺪﻳﻤﻲ:

- ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﻱ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ « ﻗﺒﻮﻝ » ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻗﺪﻳﻤﻲ، ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ « ﺧﺮﺩﻩ ﮔﻴﺮ » ﺍﺳﺖ.

- ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﻱ « ﺧﻮﺩ ﻧﻤﺎ » ﻭ ﻣﺼﺮﻓﻲ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻗﺪﻳﻤﻲ، ﻓﺮﻭﺗﻦ  ﻭ ﻧﺎ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﺍﺳﺖ.

- ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﻱ ﺑﻲ ﻃﺒﻘﻪ ﺍﺳﺖ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻗﺪﻳﻤﻲ ﻃﺒﻘﺎﺗﻲ ﺍﺳﺖ.

ﺧﻼﺻﻪ ﺁﻧﻜﻪ، ﻭﺍژﻩ ﻱ ﺗﻮﺩﻩ، ﺻﺮﻓﺎ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ ﻧﮕﺮﺵ ﺧﺎﺹ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺳﺖ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻪ:

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻪ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻴﺎﻧﻪ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮﻱ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺘﻌﺎﻟﻲ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺴﺖ ﻣﻄﺮﺡ ﺍﺳﺖ. ﺑﺪﻳﻦ ﻟﺤﺎﻅ ﻫـﻢ 

ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻌﻨﻲ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺑﻪ ﺳﺎﺩﮔﻲ ﻣﻤﻜﻦ ﻧﻴﺴﺖ، ﺯﻳﺮﺍ، ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ، ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﻋﺎﻣﻴﺎﻧﻪ ﻳﺎ ﻓﻮﻟﻜﻠـﻮﺭ 

ﺭﺍ ﻣﻲ ﻓﻬﻤﻨﺪ. ﻳﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺩﺭ ﺑﻴﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻪ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﻣﻲ ﺍﻓﺘﻨﺪ.

« ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻪ، ﻫﻤﺎﻥ ﭼﻴﺰﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻳﻚ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﺯ ﺑﺪﺍﻳﻊ ﺳﺎﺧﺖ ﺑﺸﺮ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻋﻤـﻮﻣﻲ ﺩﺭ ﺩﺳـﺘﺮﺱ ﻫﺴـﺘﻨﺪ،   

ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ:ﻓﻴﻠﻢ، ﻛﺎﺳﺖ ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ، ﭘﻮﺷﺎﻙ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﻱ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻧﻲ، ﻭﺳﺎﻳﻞ ﺣﻤﻞ ﻭ ﻧﻘﻞ ﻭ ... »

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻪ ﺩﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻜﺘﺐ ﻓﺮﺍﻧﻜﻔﻮﺭﺕ:

ﺩﺭ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻜﺘﺐ ﻓﺮﺍﻧﻜﻔﻮﺭﺕ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﻱ ﻣﺤﺼﻮﻝ ﺻﻨﻌﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛـﻪ ﺛﺒـﺎﺕ ﻭ  

ﺩﻭﺍﻡ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩﺍﺭﻱ ﺭﺍ ﺗﺄﻣﻴﻦ ﻣﻴﻜﻨﺪ.

ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎﻱ ﻧﺨﺒﻪ، ﺗﻮﺩﻩ ﻭ ﻋﺎﻣﻪ:

- ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﺨﺒﻪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺍﻣﺮﻱ ﻣﺘﻌﺎﻟﻲ ﺍﺳﺖ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺻﺎﺣﺒﺎﻥ ﻗﺪﺭﺕ ﺳﺎﺧﺘﻪ  ﻭ ﺑـﻪ ﻭﺍﺳـﻄﻪ ﻱ ﺗـﻮﺩﻩ ﺑـﻲ    

ﺷﻜﻞ ﻣﺼﺮﻑ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻪ، ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺑﺪﺍﻳﻊ ﺳﺎﺧﺖ ﺑﺸﺮ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﻫﻤﻪ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ.

- ﻭﺿﻌﻴﺖ ﻛﻨﺸﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﺨﺒﻪ، « ﺧﻼﻕ ﻭ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﻭ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭﻟﻲ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ، ﺑـﻲ ﻧـﺎﻡ ﻭ ﻧﺸـﺎﻥ،   

ﻣﻨﻔﻌﻞ، ﺳﻠﻄﻪ ﭘﺬﻳﺮ ﻭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﻴﻦ ﺗﻮﺩﻩ ﺳﺮﺩ ﻭ ﻓﺎﻗﺪ ﺍﻧﺴﺠﺎﻡ ﻭ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﺘﻤﺮﻛﺰ ﻭ ﺍﺯ ﺑـﺎﻻ  ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ ﻭﻟـﻲ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨـﮓ  

ﻋﺎﻣﻪ، ﻛﻨﺸﮕﺮﺍﻥ، ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﮔﺮﺍ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﻲ ﺷﻜﻞ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺍﻧﺴﺠﺎﻡ ﻭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﻌﻨﻲ ﺩﺍﺭ ﻭ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺍﺳﺖ.

-ﻛﻨﺸﮕﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﺨﺒﻪ، ﻧﺨﺒﮕﺎﻥ ﻭ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﻮﺩﻩ، ﺗﻮﺩﻩ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺩﺍﺭﻱ ﻭ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣـﻪ، ﺍﻓـﺮﺍﺩ  

ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻫﺎ ﻣﻴﺒﺎﺷﻨﺪ.۲۱

- ﻧﻈﺮﻳﻪ ﭘﺮﺩﺍﺯﺍﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﺨﺒﻪ، ﻓﻴﻠﺴﻮﻓﺎﻥ ﻭ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮﻱ ( ﺭﻭﺳﻮ، ﻭﻟﺘﺮ، ﻟـﻮﺋﻴﺲ، ﺍﻟﻴـﻮﺕ   ) ﻭ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨـﮓ ﺗـﻮﺩﻩ،  

ﻣﻜﺘﺐ ﻓﺮﺍﻧﻜﻔﻮﺭﺕ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ، ﺳﺎﺧﺘﺎﺭ ﮔﺮﺍﻳﻲ ﻭ ﻓﻤﻴﻨﻴﺴﻢ ﺭﺍﺩﻳﻜﺎﻝ ( ﻫﻮﺭﻛﻬﺎﻳﻤﺮ، ﺁﺩﻭﺭﻧﻮ ﻭ ﺑﺎﺭﺕ ) ﻭ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣـﻪ، 

ﺍﺻﺤﺎﺏ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺕ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﻴﺒﺎﺷﻨﺪ.

ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﻳﻦ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻣﻄﻬﺮﻱ

ﺟﺎﻣﻌﻴﺖ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﻛﺴﻲ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺳﺪ ﻣﻌﺘﺮﻑ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷـﺪ ﻛـﻪ ﺍﺯ ﺣـﺪ ﻭ  

ﻣﺮﺯ ﻓﻜﺮ ﺑﺸﺮ ﺧﺎﺭﺝ ﺍﺳﺖ. ﻣﻌﺎﺭﻑ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﻭ ﺁﺩﺍﺏ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺍﺑﻌـﺎﺩ ﺯﻧـﺪﮔﻲ ﺍﻧﺴـﺎﻥ ﻧﻈـﺮ    

ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳــــﺖ ﻭ ﺍﻃﻤﻴﻨــــﺎﻥ ﺩﺍﺭﻳــــﻢ ﻛــــﻪ ﺍﺳــــﻼﻡ ﺩﺭ ﺑــــﺮ ﺩﺍﺭﻧــــﺪﻩ ﭘﺎﺳــــﺦ ﺑــــﻪ ﻧﻴﺎﺯﻫــــﺎﻱ ﻣــــﺮﺩﻡ ﺍﺳــــﺖ   .

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻣﻄﻬﺮﻱ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺗﻔﺴﻴﺮﻫﺎﻱ ﻧﺎ ﺻﻮﺍﺏ ﺍﺯ ﺩﻳﻦ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ: ﺩﻳﻦ ﻣﻘﺪﺱ ﺍﺳﻼﻡ، ﻳﻚ ﺩﻳﻦ ﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺍﺳﺖ.ﺣﻘـﺎﻳﻖ 

ﺍﻳﻦ ﺩﻳﻦ،ﺗﺪﺭﻳﺠﺎً ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﻭﺍژﮔﻮﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻋﻠﺖ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﮔﺮﻳﺰ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ، ﺗﻌﻠﻴﻤﺎﺕ ﻏﻠﻄﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑـﻪ ﻧـﺎﻡ  

ﺩﻳﻦ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﻫﺠﻮﻡ ﺍﺳﺘﻌﻤﺎﺭ ﻏﺮﺑﻲ، ﺑﺎ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﺮﺋﺊ ﻭ ﻧﺎ ﻣﺮﺋـﺊ ﺍﺵ، ﺍﺯ ﻳـﻚ ﻃـﺮﻑ ﻭ ﻗﺼـﻮﺭ ﻳـﺎ ﺗﻘﺼـﻴﺮ ﺑﺴـﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ       

ﻣﺪﻋﻴﺎﻥ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﺍﺯ ﺍﺳﻼﻡ، ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻋﺼﺮ،ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺩﻳﮕﺮ، ﺳﺒﺐ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﻫﺎﻱ ﺍﺳـﻼﻣﻲ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨـﻪ ﻫـﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠـﻒ، ﺍﺯ    

ﺍﺻﻮﻝ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺗﺎ ﻓﺮﻭﻉ،ﻣﻮﺭﺩ ﻫﺠﻮﻡ ﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﻴﺮﺩ. ﺑﺪﻳﻦ ﺳﺒﺐ، ﺍﻳﻦ ﺑﻨﺪﻩ،ﻭﻇﻴﻔﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﺪﻭﺩ ﺗﻮﺍﻧـﺎﻳﻲ 

ﺩﺭﻣﻴـــــــــــــــــــــــﺪﺍﻥ ﺍﻧﺠـــــــــــــــــــــــﺎﻡ ﻭﻇﻴﻔـــــــــــــــــــــــﻪ ﻧﻤﺎﻳـــــــــــــــــــــــﺪ .

ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﻋﻠﻞ ﮔﺮﺍﻳﺶ ﺑﻪ ﻣﺎﺩﻳﮕﺮﻱ، ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺭﺩﻱ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺗﺮﻳﻦ ﺩﻻﻳـﻞ ﮔـﺮﺍﻳﺶ ﺑـﻪ ﻣـﺎﺩﻳﮕﺮﻱ ﻭ ﺭﻭﻱ ﮔﺮﺩﺍﻧـﻲ ﺍﺯ     

ﻣﻌﻨﻮﻳﺖ ﻭ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﺭ ﻏﺮﺏ ﻳﺎﺩ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ: ﺍﺳﻼﻡ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﻡ ﺍﺯ ﺣﻴﺎﺕ ﻭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲ ﺯﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﻮﻉ

ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺳﺮ ﺷﺎﺭ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺎﻳﻲ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ. ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﺯ ﺧﺪﺍﻱ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺑﺎ ﻛﻠﻤـﻪ  "ﺣـﻲ " ﻧـﺎﻣﺒﺮﺩﻩ 

ﻣﻴﺸﻮﺩ،ﻣﻌﻨﺎﻳﺶ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺧﻮﻥ ﻭ ﺭگ ﻭ ﭘﻮﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﻬﺖ "ﺣﻲ" ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ

ﺩﺍﻧـــــﺎﻱ ﻣﻄﻠـــــﻖ ﺍﺳـــــﺖ.ﺑﺮﻧﺎﻣـــــﻪ ﺍﺳـــــﻼﻡ ﺩﺍﻧـــــﺎﻳﻲ ﻭ ﺗﻮﺍﻧـــــﺎﻳﻲ ﻳـــــﺎ ﺁﮔـــــﺎﻫﻲ ﻭ ﺣﺮﻛـــــﺖ ﺍﺳـــــﺖ .

ﺩﺭ ﺑﺤﺚ ﺍﺣﻴﺎﻱ ﺗﻔﻜﺮ ﺩﻳﻨﻲ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ: ﺍﻗﺒﺎﻝ، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﻳﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﺍﺳﻼﻡ ﻫﻢ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺴـﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻭﺟـﻮﺩ   ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻫـﻢ 

ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺍﺳﻼﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ، ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﻣﺎ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻴﻢ: ﺷﻌﺎﺋﺮ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻫﺴﺖ، ﺑﺎﻧﮓ ﺍﺫﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ

ﺷﻨﻴﺪﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﻣﻮﻗﻊ ﻧﻤﺎﺯ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﺟﺪ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﻧﺪ،ﻣﺮﺩﻩ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﻓـﻦ ﻣـﻲ ﻛﻨﻨـﺪ ﺑـﺮﺍﻱ    

ﻧﻮﺯﺍﺩﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﺍﺳﻼﻡ، ﺗﺸﺮﻳﻔﺎﺗﻲ ﻗﺎﺋﻞ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ، ﺍﺳﻢ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﻏﺎﻟﺒﺎً ﺍﺳﻼﻣﻲ ﺍﺳﺖ،.....ﻭﻟـﻲ ﺁﻥ ﭼـﻪ ﻛـﻪ ﺭﻭﺡ ﺍﺳـﻼﻡ    

ﺍﺳﺖ، ﺩﺭﺍﻳﻦ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ،ﺭﻭﺡ ﺍﺳﻼﻡ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺍﻳـﻦ ﺣﻴـﺎﺕ ﺍﺳـﻼﻣﻲ ﺭﺍ ﺑﺎﻳـﺪ ﺗﺠﺪﻳـﺪ ﻛـﺮﺩ ﻭ ﺍﻣﻜـﺎﻥ       

ﺗﺠﺪﻳﺪﺵ ﻫﺴﺖ، ﭼﻮﻥ ﺍﺳﻼﻡ ﻧﻤﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﺯﻳﺮﺍ ﻛﺘﺎﺏ ﺁﺳﻤﺎﻧﻲ ﺍﺵ ﻫﺴﺖ، ﺳﻨﺖ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮﺵ ﻫﺴﺖ ﻭ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺯﻧـﺪﻩ 

ﺍﻱ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻳﻌﻨﻲ ﻛﺴﻲ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻭﺭﺩ.۲۲

ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ

ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﻳﺎ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺷﺪﻥ ﻣﻌﺎﺩﻝ (Socialization)، ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻟﻐﻮﻱ ﺑﻪﻣﻌﻨﺎﻱ ﺍﻧﻄﺒﺎﻕ ﺑﺎ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﺁﺷﻨﺎﺳﺎﺯﻱ ﺑﺎ

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ.U[1]U ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﻳﻨﺪﻱ ﺍﻃﻼﻕ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺁﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻭﻳﮋﮔﻲﻫﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ

ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﻋﻀﻮﻳﺖ ﺁﻥﻫﺎ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﻛﺴﺐ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ.U[2]U ﺑﻪﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﻳﮕﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﻧﻮﻋﻲ ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ ﻛﻨﺶ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ

ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺧﻼﻝ ﺁﻥ ﻓﺮﺩ ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎ، ﺍﺭﺯﺵﻫﺎ ﻭ ﺩﻳﮕﺮ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﮔﺮﻭﻩ ﻳﺎ

ﻣﺤﻴﻂ ﭘﻴﺮﺍﻣﻮﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ، ﺩﺭﻭﻧﻲ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﺧﻮﺩ ﻳﮕﺎﻧﻪ ﻣﻲﺳﺎﺯﺩ.U[3]U ﺍﺯ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻣﻬﻢ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﻛﻪ

ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﺩﻭﻟﺖﻫﺎﺳﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺍﺳﺖ. ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺭﻭﻧﺪﻱ ﺁﻣﻮﺯﺷﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎ ﻭ

ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻨﻲ ﻧﻈﺎﻡ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻣﺴﺘﻘﺮ، ﺍﺯ ﻧﺴﻠﻲ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﺩﻳﮕﺮ ﻛﻤﻚ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻭ ﻫﺪﻑ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﻳﺎ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺍﻓﺮﺍﺩ

ﺑﻪﺻﻮﺭﺗﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﻛﺎﺭﺁﻣﺪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ.U[4]U

ﺍﮔﺮﭼﻪ ﺩﺭ ﻓﺎﺭﺳﻲ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺷﺪﻥ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺑﻪﻛﺎﺭ ﻣﻲﺭﻭﻧﺪ ﻟﻜﻦ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻫﺮﺑﺮﺕ ﺑﻠﻮﻣﺮ

ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺷﺪﻥ ﺑﻪﻣﻌﻨﻲ ﺫﻭﺏ ﺷﺪﻥ ﻭ ﻳﻜﻲ ﺷﺪﻥ ﻭ ﺟﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻛﻼﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ

ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺷﺪﻥ ﻣﻲﺗﻮﺍﻧﺪ ﺭﺥ ﺩﻫﺪ.U[5]U

ﺳﺎﺑﻘﻪ ﺗﺎﺭﻳﺨﻲ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﺑﻪ ﺳﺎﻝ 1828 ﻣﻲﺭﺳﺪ، ﻭﻟﻲ ﺩﺭ ﺍﻳﺎﻻﺕ ﻣﺘﺤﺪﻩ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦﺑﺎﺭ ﺍﻳﻦ ﻭﺍژﻩ ﺩﺭ

ﺣﺪﻭﺩ ﺳﺎﻝ 1895 ﺗﻮﺳﻂ ﺟﻮﺭﺝ ﺯﻳﻤﻞ ( :1918-1858Georg Simmel) ﺑﻪﻛﺎﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.U[6]U ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺁﻧﺘﻮﻧﻲ ﮔﻴﺪﻧﺰ

ﻭ ﺑﺮﺟﻴﺲ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﺎﻝ ﻭ ﭘﺮ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺍﻧﺘﺸﺎﺭ ﺩﻭ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺩﺭ ژﻭﺋﻴﻪ 1938 ﺩﺭ ﻣﺠﻠﻪ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﻲ ﺍﻳﻦ

ﺍﺻﻄﻼﺡ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﻲ ﺭﻭﺍﺝ ﭼﺸﻤﮕﻴﺮﻱ ﻳﺎﻓﺖ.U[7]U

ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ

ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﺩﺭ ﺩﻭ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻛﻠﻲ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻲﭘﺬﻳﺮﺩ:

ﺍﻟﻒ) ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ (Primary Socialization)؛ ﻓﺮﺍﻳﻨﺪﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﻓﺮﺩ ﻭ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻭﻱ ﺩﺭ

ﺗﻤﺎﺱ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﻭ ﺻﻤﻴﻤﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻏﺎﻟﺒﺎ ﺩﺭ ﺳﺎﻝﻫﺎﻱ ﺍﻭﻟﻴﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ، ﺭﺥ ﻣﻲﺩﻫﺪ. ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺍﺻﻠﻲ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻭ ﮔﺮﻭﻩ

ﻫﻤﺴﺎﻻﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ.۲۳

ﺏ) ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﺛﺎﻧﻮﻱ ﻳﺎ ﻣﺠﺪﺩ (Secondary Socialization)؛ ﺍﻳﻦ ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ ﺩﺭ ﻭﺿﻌﻴﺖﻫﺎﻱ ﺭﺳﻤﻲﺗﺮ ﺭﻭﻱ

ﻣﻲﺩﻫﺪ ﻭﻟﻲ ﻫﻴﭻﻳﻚ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻭﺿﻌﻴﺖﻫﺎ ﺷﺨﺼﻲ ﻧﻴﺴﺖ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﻣﺴﻮﻟﻴﺖﻫﺎﻱ

ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﻣﻲﮔﻴﺮﻧﺪ. ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺍﺻﻠﻲ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻭ ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎﻱ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺟﻤﻌﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ.U[8]U

ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻭ ﻛﺎﺭﮔﺰﺍﺭﺍﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ

ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﮔﺮﻭﻩﻫﺎ ﻳﺎ ﺯﻣﻴﻨﻪﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﻲﺑﺎﺷﻨﺪ ﻛﻪ ﻓﺮﺍﻳﻨﺪﻫﺎﻱ ﻣﻬﻢ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﺩﺭ ﺁﻥﻫﺎ ﺑﻪ ﻭﻗﻮﻉ

ﻣﻲﭘﻴﻮﻧﺪﺩ.U[9]U ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ ﺍﻳﻦ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻋﺒﺎﺭﺕﺍﻧﺪ ﺍﺯ:

1. ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ؛ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﺴﻮﻟﻴﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺳﺎﻝﻫﺎﻱ ﺍﻭﻟﻴﻪ ﻭ ﺣﻴﺎﺗﻲ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺭﺩ. ﺍﺭﺯﺵﻫﺎﻳﻲ

ﻛﻪ ﻓﺮﺩ ﻣﻲﭘﺬﻳﺮﺩ ﻭ ﻧﻘﺶﻫﺎﻱ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻧﻲ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻣﻲﺭﻭﺩ ﺍﻧﺠﺎﻣﺸﺎﻥ ﺩﻫﺪ، ﻧﺨﺴﺖ ﺩﺭ ﭼﺎﺭﭼﻮﺏ ﻣﺤﻴﻂ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ

U[10]U.ﻣﻲﺷﻮﺩ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ

2. ﮔﺮﻭﻩ ﻫﻤﺴﺎﻻﻥ (Peer Group)؛ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﻤﺴﺎﻻﻥ ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ ﻧﻔﻮﺫﺵ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﻲ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ

ﺩﻭﺭﻩ ﻣﻮﺭﺩ ﭘﺴﻨﺪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻦ، ﻣﻌﺮﻑ ﺍﺻﻠﻲ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻭ ﭘﺬﻳﺮﺵ ﻭ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺍﺭﺯﺵﻫﺎﻱ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﻤﺴﺎﻻﻥ ﺩﺭ

ﭘﺬﻳﺮﺵ ﺍﺭﺯﺵﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﻓﺮﺩ، ﻧﻘﺸﻲ ﺗﻌﻴﻴﻦﻛﻨﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭﺩ. ﻋﻀﻮﻳﺖ ﺩﺭ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﻤﺴﺎﻻﻥ، ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ

ﻧﺨﺴﺘﻴﻦﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪﺍﻱ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﻴﭻﮔﻮﻧﻪ ﻃﺮﺡ ﺳﻨﺠﻴﺪﻩﺍﻱ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺍﺗﻔﺎﻕ

U[11]U.ﻣﻲﺍﻓﺘﺪ

3. ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎﻱ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺟﻤﻌﻲ؛ ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎﻱ ﺟﻤﻌﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ، ﻓﻴﻠﻢ، ﻛﺘﺎﺏ ﻭ ... ﻧﻘﺶ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻬﻤﻲ ﺩﺭ ﺍﻟﻘﺎﻱ

ﺍﺭﺯﺵﻫﺎﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﻧﮕﺮﺵﻫﺎ ﻭ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﻱ ﺭﻓﺘﺎﺭﻱ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺷﻴﻮﻩﻫﺎﻱ ﺍﺭﺍﻳﻪ ﺷﺪﻩ ﺗﻮﺳﻂ ﺍﻳﻦ

ﺭﺳﺎﻧﻪﻫﺎ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻣﻲﭘﺬﻳﺮﺩ.

4. ﻣﺪﺭﺳﻪ؛ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﻋﺎﻣﻠﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪﻃﻮﺭ ﺭﺳﻤﻲ ﺗﻮﺳﻂ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻮﻇﻒ ﺑﻪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻛﺮﺩﻥ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪ

ﻣﻬﺎﺭﺕﻫﺎ ﻭ ﺍﺭﺯﺵﻫﺎﻱ ﺧﺎﺻﻲ ﮔﺮﺩﻳﺪﻩ ﺍﺳﺖ.U[12]U

ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱU[13]U

ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﺴﺘﻠﺰﻡ ﺳﻪ ﻋﻨﺼﺮ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﺍﺳﺖ:

ﺍﻟﻒ) ﻛﻨﺶ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ؛ ﻓﺮﺩ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﻛﻨﺶ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺑﺎ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﻱ ﺭﻓﺘﺎﺭﻱ ﺭﺍ ﻳﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ

ﺩﺭﻭﻧﻲ ﻣﻲﻛﻨﺪ.۲٤

ﺏ) ﺯﺑﺎﻥ؛ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥﻫﺎ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﻲﺩﻫﺪ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻓﺮﻳﻨﻨﺪ، ﺗﺠﺮﺑﻪﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﻧﺒﺎﺷﺘﻪ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺷﻴﻮﻩﻫﺎﻱ

ﺭﻓﺘﺎﺭﻱﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﺴﻠﻲ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺩﻫﻨﺪ.

ﺝ) ﺗﺠﺮﺑﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﻋﺎﻃﻔﻲ؛ ﻳﺎﺩﮔﻴﺮﻱ ﺷﻴﻮﻩ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﻭ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻋﻮﺍﻃﻔﻲ ﻋﻨﺼﺮﻱ ﻻﺯﻡ ﺑﺮﺍﻱ ﻳﺎﺩﮔﻴﺮﻱ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ

ﺍﺭﺯﺵﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ.

U[14]Uﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﻛﺎﺭﻛﺮﺩﻫﺎﻱ

ﻛﺎﺭﻛﺮﺩﻫﺎﻱ ﺍﺻﻠﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﻋﺒﺎﺭﺕﺍﻧﺪ ﺍﺯ:

1. ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﺍﺯ ﻳﻚ ﻧﺴﻞ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﺑﻌﺪ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺪﻳﻦ ﺷﻜﻞ ﺑﻘﺎﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﺍﺳﺘﻤﺮﺍﺭ ﺁﻥ

ﺗﻀﻤﻴﻦ ﻣﻲﮔﺮﺩﺩ.

2. ﺑﺎ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲﻫﺎﻱ ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ (ﺩﺭﻙ ﻛﺮﺩﻥ، ﺑﻪﺧﺎﻃﺮ ﺳﭙﺮﺩﻥ، ﺍﺳﺘﺪﻻﻝ ﻛﺮﺩﻥ، ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﻛﺮﺩﻥ، ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻭ ...)

ﻭ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩﻫﺎﻱ ﻋﺎﻃﻔﻲ (ﻋﺸﻖ، ﺗﻨﻔﺮ، ﻫﻤﺪﺭﺩﻱ، ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻭ ﺣﺴﺪ) ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻓﺮﺩ ﺷﻜﻞ ﻣﻲﮔﻴﺮﺩ ﻭ ﻛﻤﺎﻝ ﻣﻲﻳﺎﺑﺪ.

3. ﺭﺳﻮﻡ، ﻋﺎﺩﺍﺕ ﻭ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﻱ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺷﻜﻞ ﻣﻲﻳﺎﺑﺪ.

4. ﻓﺮﺩ ﺑﺎ ﺷﻴﻮﻩﻫﺎﻱ ﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺁﺷﻨﺎﻳﻲ ﭘﻴﺪﺍ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻭ ﻣﻲﺁﻣﻮﺯﺩ ﻛﻪ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻱ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ

ﺷﻴﻮﻩﻫﺎﻱ ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮﻝ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ.

5. ﺍﺭﺯﺵﻫﺎ ﻭ ﺑﺎﻭﺭﻫﺎﻱ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﻣﺘﻤﺮﻛﺰ ﻭ ﺁﻥﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭﻭﻧﻲ ﻣﻲﻛﻨﺪ.

6. ﻣﻬﺎﺭﺕﻫﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺿﺮﻭﺭﻱ ﺍﺳﺖ، ﻛﺴﺐ ﻣﻲﻛﻨﺪ.

7. ﺑﺎ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﻪﮔﻮﻧﻪ ﻣﻮﺛﺮﻱ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻭ ﻧﻘﺶﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﻧﮕﺮﺵﻫﺎ، ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺍﺕ ﻭ ﮔﺮﺍﻳﺶﻫﺎﻱ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ

ﺑﻪ ﺁﻥ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎ، ﺍﺭﺯﺵﻫﺎ، ﺯﺑﺎﻥﻫﺎ، ﻋﻘﺎﻳﺪ ﻭ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﻱ ﻓﻜﺮﻱ ﻭ ﻋﻤﻠﻲ ﺭﺍ ﻓﺮﺍ ﻣﻲﮔﻴﺮﺩ.

ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﻧﺎﺭﺳﺎ

ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺭﻭﻧﺪ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﻧﺎﺭﺳﺎﻳﻲﻫﺎﻳﻲ ﭘﺪﻳﺪ ﺁﻳﺪ. ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺁﻧﻜﻪ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﺑﻪﺷﻜﻠﻲ ﺗﺎﻡ ﻭ

ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺭ ﺧﺼﻮﺹ ﻳﻚ ﻓﺮﺩ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﭙﺬﻳﺮﺩ، ﻓﺮﺩ ﻧﺘﻮﺍﻧﺪ ﻫﻤﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻓﺮﺍ ﺑﮕﻴﺮﺩ ﻳﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭﻭﻧﻲ ﻛﻨﺪ

ﻭ ﻳﺎ ﺑﻪ ﻋﻤﺪ ﺍﺯ ﻣﻌﻴﺎﺭﻫﺎﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﻧﻜﻨﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺗﺼﻮﺭ ﺗﺤﻘﻖ ﻛﺎﻣﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ، ﺣﺘﻲ ﺍﮔﺮ ﻫﻤﻪ ﻋﻮﺍﻣﻞ

ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﻛﺎﻣﻞ ﻋﻤﻞ ﻛﻨﻨﺪ ﺁﺷﻜﺎﺭﺍ ﻧﺎﺩﺭﺳﺖ ﺍﺳﺖ، ﺯﻳﺮﺍ ﺍﻧﺪﻳﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺭﺷﺘﻪﻫﺎﻱ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﻪﻭﺟﻮﺩ ۲٥

ﻧﺎﺭﺳﺎﻳﻲﻫﺎﻱ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﻭ ﻋﻤﻴﻖ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮﻫﺎﻱ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﺫﻋﺎﻥ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ

ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻳﻦ ﻧﺎﺭﺳﺎﻳﻲﻫﺎ، ﺯﻣﻴﻨﻪﺳﺎﺯ ﺟﺪﻱ ﭘﻴﺪﺍﻳﺶ ﻛﺠﺮﻭﻱ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ.U[15]U

ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﻭ ﻛﻨﺘﺮﻝ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ (Social Control)

ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﻭ ﻛﻨﺘﺮﻝ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺍﺯ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﺗﺤﻘﻖ ﻧﻈﻢ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﻣﻜﻤﻞ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ

ﻣﻌﻴﺎﺭﻫﺎﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﺩﺍﺩﻩ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻛﻨﺘﺮﻝ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻧﻈﺎﺭﺕ ﺩﺍﻳﻤﻲ ﺑﺮ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ

ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ﻣﻌﻴﺎﺭﻫﺎﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ. ﻛﻨﺘﺮﻝ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺎﻟﻐﻲ ﻛﻪ

ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﺭﺍ ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻩﺍﻧﺪ ﻭﻟﻲ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﮔﺮﺍﻳﺶ ﺑﻪ ﻋﺪﻭﻝ ﺍﺯ ﺗﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ﻣﻼﻙﻫﺎﻱ ﻫﻨﺠﺎﺭﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ.U[16]U

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ

ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻣﺴﺎﻳﻞ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﻭ ﺑﻨﻴﺎﺩﻱ، ﺑﺨﺼﻮﺹ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ

ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺍﺻﺎﻟﺖ ﻭ ﻫﻮﻳﺖ ﻣﻠﺖ ﻫﺎ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﺍ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻭ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ؛ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﻪ

ﺩﻟﻴﻞ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻭ ﻧﻘﺶ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺩﺭ ﺑﻘﺎء ﻭ ﭼﮕﻮﻧﮕﻲ ﺯﻳﺴﺖ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻭ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻧﻴﺰ ﺩﺍﺭﺍﻱ

ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ.

ﺷﺎﻳﺪ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺩﻻﻳﻞ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﻛﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ، ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﻭﻱ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻫﻤﻴﻦ

ﻧﻜﺎﺕ ﺑﻮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ.

ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﻛﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﺯﺩﻩ ﻣﺎ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺷﻜﻞ ﮔﻴﺮﻱ ﺭﻭﻧﺪ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﻱ ﺍﺯ ﻫﻮﻳﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ

ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺒﺎﺣﺚ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺯ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺍﻱ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺁﻧﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺭﻭﻱ ﻛﺮﺩ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﻪ

ﻣﺴﺎﻳﻞ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ، ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﭼﺎﻟﺶ ﻫﺎﻱ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺑﮕﻮﻧﻪ ﺍﻱ ﺳﺎﻟﻢ ﻭ ﺍﻣﻴﺪﻭﺍﺭﺍﻧﻪ ﻋﺒﻮﺭ ﻧﻤﻮﺩ.

ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ:

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩ ﺍﻱ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﮔﻴﺮﻧﺪﻩ ﺩﺍﻧﺴﺘﻨﻴﻬﺎ، ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ،

ﻫﻨﺮﻫﺎ، ﺍﺧﻼﻗﻴﺎﺕ، ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ، ﻋﺎﺩﺍﺕ ﻭ ﻫﺮﮔﻮﻧﻪ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻮﺳﻴﻠﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﻋﻀﻮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻛﺴﺐ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺷﺪﻥ

ﺩﺭ ﺑﻴﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺷﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻛﻪ ﻣﻘﺪﻣﻪ ﺍﻱ ﺑﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺷﺪﻥ ﻳﻌﻨﻲ

ﻫﻤﺎﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺍﻧﻄﺒﺎﻕ ﻓﺮﺩ ﺑﺎ ﻛﻠﻴﻪ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻭ ﺧﺼﻮﺻﻴﺎﺕ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ. ﺍﻳﻦ ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺑﻪ ﺩﻭ ﺻﻮﺭﺕ ﺗﺤﻘﻖ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ: ﺍﻭﻝ

ﺑﺼﻮﺭﺕ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﻭ ﺗﺪﺭﻳﺠﻲ ﻛﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﺷﺪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺧﺎﺹ ﺍﺳﺖ .

ﺩﻭﻡ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﺗﻼﻗﻲ ﺩﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻛﻪ ﺑﻄﺮﻕ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﻴﺮﺩ . ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﺑﺮﮔﻴﺮﻧﺪﻩ ﺗﻤﺎﻡ ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ

ﻣﺎ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﻲﺁﻣﻮﺯﻳﻢ ﻭ ﺗﻘﺮﻳﺒﺎً ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﻭ ﻳﺎ ﻏﻴﺮ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﺎﺷﻲ ﻣﻲﺷﻮﺩ ﻭ ﺗﺤﺖ ﻧﻔﻮﺫ ﺁﻥ ۲٦

ﺍﺳﺖ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻳﺎﺩ ﺁﻭﺭ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻓﺮﺩﻱ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺧﺼﻮﺻﻴﺎﺗﻲ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻓﺮﺩ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻭﻳﮋﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ

ﺑﻬﺮﻩﺍﻱ ﻧﻴﺴﺖ .

ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺧﺼﻮﺻﻴﺎﺕ ﺭﺍ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺟﺰﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺸﻤﺎﺭ ﺁﻭﺭﺩ؛ ﻣﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﺑﻮﺳﻴﻠﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﻳﮕﺮ ﻳﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﺭﺳﻮﻡ

ﻭ ﻋﺎﺩﺍﺕ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺩﺭ ﺁﻳﺪ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺁﻥ ﺷﺮﻛﺖ ﻛﻨﻨﺪ. ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺎﻳﺪ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﮔﺮﺩ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺟﻤﻊ

ﺍﺳﺖ, ﺫﺧﻴﺮﻩ ﺩﺍﻧﺶ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻧﺴﻠﻬﺎﻱ ﻣﺘﻤﺎﺩﻱ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻧﺴﻠﻲ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻳﺎﻓﺘﻪ

ﺍﺳﺖ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺎﻣﻞ ﺍﻧﺴﺠﺎﻡ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﻭ ﺑﺨﺶ ﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ. ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻨﺒﻌﺚ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﻱ ﺗﺎﻓﺘﻪ ﻭ

ﺑﺎﻓﺘﻪ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺟﺪﺍﻳﻲ ﺑﻴﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺸﻜﻞ ﺍﺳﺖ. ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﻻﺯﻡ ﻭ ﻣﻠﺰﻭﻡ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮﻧﺪ. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﻮﻳﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﺷﺨﺼﻴﺖ

ﺍﺳﺎﺳﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﻚ ﺣﺎﻣﻞ ﺗﻀﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﺁﻥ، ﻫﻮﻳﺖ ﺟﺪﻳﺪ ﺷﻜﻞ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺨﺶ ﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﺘﺼﻞ ﻛﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻣﺪﻥ ﻧﮕﺮﺷﻬﺎﻱ ﺟﺪﻳﺪ ﻭ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ

ﻫﺎﻱ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﺷﻮﺩ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻴﺎﻥ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﺭﺩﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﻬﻢ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ ﺭﺳﺪ، ﻣﻮﺿﻮﻉ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ

ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ.

ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺑﺮﺧﻲ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1880 ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺟﻲ. ﺩﺑﻠﻴﻮ. ﭘﺎﻭﻝ، ﺍﻧﺴﺎﻥ

ﺷﻨﺎﺱ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻲ ﺍﺑﺪﺍﻉ ﺷﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ ؛ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﻣﺬﻛﻮﺭ ﺩﺭ ﺍﻳﺎﻻﺕ ﻣﺘﺤﺪﻩ ﺳﺨﺖ ﻣﻘﺒﻮﻝ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 1935 ﻳﻚ ﻛﻤﻴﺴﻴﻮﻥ

ﺍﺯ ﺷﻮﺭﺍﻱ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ ﻋﻠﻮﻡ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺁﻥ ﺷﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺍﻳﻦ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻓﺮﺍﻧﺴﻮﻱ

ﻧﻴﺰﭘﺬﻳﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺩﺭﻳﻚ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺑﺴﻴﻂ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ: ﭘﺪﻳﺪﻩ ﺍﻱ ﻛﻪ ﺍﺳﺎﺳﺎً ﻧﺎﻇﺮ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﺗﺤﻮﻻﺕ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ

ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﻘﺮﺍﺭ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻣﻴﺎﻥ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻲ ﺁﻳﺪ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺟﺮﻳﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﺮﺩ ﺭﺍ ﻋﻤﻴﻘﺎً ﻭ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻟﺤﺎﻅ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ، ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ

ﭘﺬﻳﺮﻱ ﻓﺮﺩ ﺭﺍ ﻛﻤﺎ ﺑﻴﺶ ﺑﺎ ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺁﺷﻨﺎ ﻭ ﺳﺎﺯﮔﺎﺭ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ.

ﻫﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺗﻮﻟﺪ، ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺁﻏﺎﺯﻳﻦ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺣﻴﺎﺕ ﺑﻲ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺩﺭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﻭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ

ﮔﻴﺮﺩ، ﺑﺎ ﺑﺰﺭگ ﺷﺪﻥ ﻭ ﺭﺷﺪﺷﺨﺼﻴﺖ ﻓﺮﺩ، ﻭﻱ ﺩﺭ ﺍﺛﺮ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻭ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﺑﺎ ﻣﺤﻴﻂ ﭘﻴﺮﺍﻣﻮﻧﻲ ﺧﻮﺩ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎﻱ

ﻧﻮﻱ ﻣﻮﺍﺟﻪ ﺷﻮﺩ، ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻭﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﺎﮔﺰﻳﺮ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ. ﺭﻭﻧﺪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﻛﻪ ﺍﺯﻓﺮﺩ ﻧﻮ ﺗﻮﻟﺪ ﺁﻏﺎﺯ

ﻣﻲ ﮔﺮﺩﺩ ﺑﺎ ﺭﺷﺪ ﻓﺮﺩ ﻭ ﭘﻴﺪﺍﻳﺶ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ ﻫﺎﻱ ﺯﻳﺴﺖ ﺟﻤﻌﻲ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩ ﺗﺮ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ، ﺩﺭ ﻳﻚ ﻣﻌﻨﻲ،

ﺧﻮﮔﻴﺮﻱ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﺩﺭ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﭘﺬﻳﺮﺵ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﻮ ﻭ ﻃﺮﺩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﻴﺸﻴﻦ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺭﺳﺎﻧﺪ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻣﻌﻴﺎﺭﻫﺎﻳﻲ ﭼﻮﻥ ﺳﻄﺢ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ، ﺗﻨﻮﻉ ﻭﺗﻌﺪﺩ ﮔﺮﻭﻫﻬﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻳﺎ

ﻣﺤﺪﻭﺩ ﺑﻮﺩﻥ ﮔﺮﻭﻫﻬﺎﻱ ﻳﺎﺩ ﺷﺪﻩ، ﻃﺮﺯ ﺗﻠﻘﻲ ﮔﺮﻭﻫﻬﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺍﺯ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺗﺤﻘﻖ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ.

ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ ﺑﺮﺧﻲ ﻭﺍژﻩ ﻭ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﺱ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺧﺎﺹ ﺑﻴﻦ ﺩﻭ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﻛﻪ ﺍﺯ ﺩﻭ ﻧﻴﺮﻭﻱ

ﻧﺎﻣﺴﺎﻭﻱ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺍﻃﻼﻕ ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ. ۲۷

ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ، ﺩﺭ ﺩﺍﻧﺶ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻨﺎﺳﻲ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ، ﺩﺭ ﺩﻭ ﻣﻌﻨﻲ ﻳﺎﺩ ﻭ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺑﻜﺎﺭ ﺑﺮﺩﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ: ﻳﻜﻲ

ﻫﻤﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ. ﺑﺮﺍﻳﻦ ﺍﺳﺎﺱ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺍﻏﻠﺐ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺭﻭﻱ

ﻣﻲ ﺁﻭﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ: ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺷﻜﻞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﻳﺎ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﺑﺎ

ﺗﻤﺪﻥ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ.

ﺍﻳﻦ ﭼﻨﻴﻦ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﻱ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﻣﺘﻀﻤﻦ ﻧﻘﻞ ﻭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺟﻨﺒﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﺎﺩﻱ ﻭ ﻏﻴﺮﻣﺎﺩﻱ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﻳﮕﺮ ﻭ

ﺣﺎﺻﻞ ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﭘﺬﻳﺮﺵ ﻳﺎ ﻃﺮﺩ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺍﺻﻮﻝ ﺩﺭ ﻳﻚ ﻳﺎ ﺩﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺍﻳﻦ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ

ﺍﺣﺘﻤﺎﻻً ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﺎ ﺍﺯ ﻫﻢ ﭘﺎﺷﻴﺪﮔﻲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭﻳﺎﻧﻮﻋﻲ ﻭﺣﺪﺕ ﻭ ﻫﻤﺴﺎﻧﻲ ﺑﻴﻦ ﺍﺟﺰﺍء ﺩﻭ ﺗﻤﺪﻥ ﻳﺎ ﺩﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﻣﻲ ﺁﻳﺪ.

ﺩﺭ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ، ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﮔﺮﻭﻩ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﮔﻴﺮﻧﺪﻩ، ﺑﺎﻳﺴﺘﻲ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻗﺎﺋﻞ ﺷﺪ. ﻃﺒﻖ

ﺍﻳﻦ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﻭﺭﻣﻌﺘﻘﺪﺑﻮﺩﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﻄﻠﻖ " ﺩﻫﻨﺪﻩ " ﺍﺳﺖ ﻭﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻄﻮﺭ ﻣﻄﻠﻖ "ﮔﻴﺮﻧﺪﻩ " ﻣﻲ

ﺑﺎﺷﺪ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﻳﻚ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﻤﻲ ﮔﻴﺮﺩ. ﻃﺒﻖ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﻧﺴﺒﻴﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺭﻭﺡ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ

ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﺑﻴﻦ ﻧﻤﻲ ﺭﻭﺩ. ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺟﺴﻢ ﺁﻥ ﻳﻌﻨﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﺩﺳﺘﺎﻭﺭﺩﻫﺎﻱ ﺁﻥ ﺩﭼﺎﺭ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﺍﺿﻤﺤﻼﻝ ﮔﺮﺩﺩ ﻭﻟﻲ ﺭﻭﺡ

ﻛﻠﻲ ﺁﻥ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺟﺎﻭﻳﺪ ﺍﺳﺖ. ﺭﻭﺡ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﺧﺎﺹ ﺳﻴﺎﺳﻲ، ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﻏﻴﺮﻩ ﺧﺪﺷﻪ ﺩﺍﺭ ﺷﻮﺩ ﻭ

ﺭﻭﺡ ﻛﻠﻲ ﺁﻥ ﻣﺴﺘﻮﺭ ﻣﺎﻧﺪ، ﻭﻟﻲ ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺷﺪﻥ ﺑﺴﺘﺮ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻇﻬﻮﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺣﺘﻲ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ

ﻧﻴﺰ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﺑﺎﺷﺪ، ﺗﻘﺮﻳﺒﺎً ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﭘﺬﻳﺮ ﺍﺳﺖ.

ﺍﺯﻫﻤﻴﻦ ﺟﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯﺗﻨﻮﻉ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎ ﺷﻜﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺭﺍ ﻣﻮﺟﺐ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﺯﻳﺮﺍ

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ ﻣﻬﻤﻲ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻳﻚ ﻫﻮﻳﺖ، ﻋﺎﻣﻞ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﺎﺕ ﻣﺤﻠﻲ ﻭ ﻓﻌﺎﻟﻴﺘﻬﺎﻱ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ

ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻫﻮﻳﺘﻲ ﻭ ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﻱ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﻲ ﺩﺭ ﺣﺪ ﺿﺮﻭﺭﺕ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻣﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ

ﺷﻜﻞ ﺩﻫﻲ ﺑﻪ ﻛﻨﺶ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﻲ ﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ. ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﻮﺛﺮﺑﺮﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺭﺍ ﭼﻨﻴﻦ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﻱ

ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ:

1- ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺗﻤﺎﺱ ﻫﺎﻱ ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺩﻳﮕﺮ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ. ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺑﻮﻣﻲ ﻳﻚ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺟﻐﺮﺍﻓﻴﺎﻳﻲ

ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﺟﻐﺮﺍﻓﻴﺎﻳﻲ ﺩﻳﮕﺮ.

2- ﭘﺬﻳﺮﺵ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﻧﻮ؛ ﻋﺎﻣﻞ ﺑﻨﻴﺎﺩﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﻗﻠﻢ ﺩﺍﺩﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻲ ﺩﻳﮕﺮﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﺧﺎﺻﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ

ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺗﻤﺎﺱ ﺩﮔﺮﮔﻮﻥ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ. ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﻳﺎﺩﺁﻭﺭﺷﺪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻱ ﻛﻪ ﻋﻤﻠﻜﺮﺩﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﺪﺭﻳﺞ ﻣﻲ ﭘﺬﻳﺮﺩ،

ﻫﻤﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭﻫﺎ ﻳﺎ ﺑﺎﻭﺭﺩﺍﺷﺘﻬﺎﻱ ﺁﻥ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﻳﮕﺮﺭﺍ ﺍﻗﺘﺒﺎﺱ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ، ﺑﺮﻋﻜﺲ ﻧﻔﻮﺫ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﺎ ﺩﺭﺟﺎﺕ ﻣﺘﻔﺎﻭﺗﻲ ﺍﺯ ﭘﺬﻳﺮﺵ ﻭ

ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻟﻴﻞ، ﻣﻴﺰﺍﻥ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎﻱ ﺗﺤﺖ ﻧﻔﻮﺫ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮ،

ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺘﻐﻴﺮ ﺍﺳﺖ.

3- ﺍﻧﻌﻄﺎﻑ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻋﺎﻣﻞ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺑﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺩﺍﺭﺩ، ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﺱ

ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﻭﻳﮋﻩ ﺍﻧﻌﻄﺎﻑ ﭘﺬﻳﺮﻱ، ﺑﺎﺯﺑﻮﺩﻥ ﻣﺮﺯﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﺧﺘﺎﺭﻫﺎﻱ ﺩﺍﺧﻠﻲ ﺷﺎﻥ.

4- ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻭﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﻭ ﻧﻈﺎﻣﻲ ﻣﺴﺄﻟﻪ ﺍﺻﻠﻲ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺮﺭﻭﻧﺪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺍﺛﺮﺟﺪﻱ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ.

ﻳﻌﻨﻲ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻱ ﻛﻪ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮﻱ ﺩﺍﺭﺩ ﻏﺎﻟﺒﺎً ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻧﻤﺎﺩ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺿﻌﻴﻒ ﺗﺮ ﺗﺤﻤﻴﻞ

ﻛﻨﺪ. ۲۸

ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﻴﻦ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﻭﺿﻌﻴﺖ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﺷﺪ، ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺗﻌﺮﻳﻔﻲ ﭘﻮﻳﺎ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ

ﻭﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﮔﺮﺩﻳﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻫﻴﭻ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻴﺸﻪ «ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﺧﺎﻟﺺ» ﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺟﺎﻱ ﺑﻤﺎﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ

ﻫﻴﭻ ﮔﻮﻧﻪ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﺧﺎﺭﺟﻲ ﺭﻭﺑﻪ ﺭﻭ ﻧﺸﻮﺩ.

ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﺍﻱ ﺍﺳﺖ ﻋﺎﻡ، ﺣﺘﻲ ﺍﮔﺮ ﺻﻮﺭﺕ ﻫﺎ ﻭ ﺩﺭﺟﺎﺗﻲ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﻳﻨﺴﺖ ﻛﻪ ﺭﻭﺡ

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﭘﻮﻳﺎ ﻭﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﻭﺑﻪ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻫﻮﻳﺖ ﻭ ﺍﺻﺎﻟﺖ ﺑﺨﺸﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ.

                                                             ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻓﺮﻫﻨﮓ

ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻛﻠﻲ ﭼﻨﺪ ﻧﻮﻉ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﻋﺮﺻﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﭼﻪ ﺳﻄﻮﺣﻲ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺑﺮﺷﻤﺮﺩ؟

ﭘﺎﺳﺦ:

ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺳﺌﻮﺍﻝ ﺻﺎﺣﺐ ﻧﻈﺮﺍﻥ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ، ﺑﺮﺍﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻳﺎ ﺳﻄﻮﺡ ﻣﺨﺘﻠﻔﻲ ﺭﺍ ﺫﻛﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﻣﺒﺎﻧﻲ

ﻣﺘﻔﺎﻭﺗﻲ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺑﻨﺪﻱ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﻧﺪ. ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺑﻨﺪﻱ ﻫﺎ ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎﻱ ﺩﺍﻣﻨﻪ ﺷﻤﻮﻟﻴﺖ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﺤﺖ

ﭘﻮﺷﺶ ﻣﺤﻴﻂ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺑﻨﺪﻱ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ:

1-ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻠﻲ 2-ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﻤﻮﻣﻲ 3-ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﺨﺼﺼﻲ 4-ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻠﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﻧﺴﻞ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻋﺎﻣﻞ ﻣﻮﺛﺮ ﺩﺭ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻫﻮﻳﺖ ﻣﻠﺖ ﻫﺎ ﻗﻠﻤﺪﺍﺩ

ﻣﻲ ﺷﻮﺩ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻭﺟﻮﻩ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻠﻲ ﺩﺍﺭﺩ ﻭﻟﻲ ﺩﺭ ﻣﻈﺎﻫﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﺎ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ

ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻭ ﻣﻘﺘﻀﻴﺎﺕ ﻣﺤﻴﻄﻲ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﺳﺖ. ﺑﻪ ﻳﻚ ﻣﻌﻨﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﻤﻮﻣﻲ، ﻇﻬﻮﺭ ﻭ ﻧﻤﻮﺩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻠﻲ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ

ﻫﺎﻱ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻮﺗﺎﻩ ﻣﺪﺕ ﻭ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ. ﻋﻤﻮﻡ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺍﻧﺪ.

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﺨﺼﺼﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻳﻚ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﺣﺮﻓﻪ ﻭ ﺗﺨﺼﺺ ﻭ ﺣﻮﺯﻩ ﺷﻐﻠﻲ ﺧﻮﻳﺶ ﺩﺭ ﺁﻥ

ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺍﻧﺪ. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎﻱ ﺗﺨﺼﺼﻲ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﻴﺎﺳﻲ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ،

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ، ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻳﻚ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺍﻧﺪ.

ﺩﺭ ﻳﻚ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺑﻨﺪﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻭ ﺳﻄﻮﺡ ﺯﻳﺮ ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪﻱ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺑﺴﺘﺮﻛﻨﺶ ﻭ ﻭﺍﻛﻨﺶ ﺍﻳﻦ

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺩﺭ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ.

1-ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ 2-ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﺨﺼﺼﻲ 3-ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﻤﻮﻣﻲ 4-ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻠﻲ 5-ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺍﻱ 6-

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺟﻬﺎﻧﻲ

ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﺳﻄﻮﺡ ﻭﺍﻧﻮﺍﻉ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﺑﺪﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ.

ﺍﻟﻒ) ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻠﻲ۲۹

«ﻋﺎﻣﻠﻲ ﻛﻪ ﻳﻚ ﻣﻠﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﻛﻮﺩ ﻭ ﺧﻤﻮﺩﻱ ﻳﺎ ﺗﺤﺮﻙ ﻭ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﮔﻲ، ﻳﺎ ﺻﺒﺮ ﻭ ﺣﻮﺻﻠﻪ، ﻳﺎ ﭘﺮﺧﺎﺷﮕﺮﻱ ﻭ ﺑﻲ ﺣﻮﺻﻠﮕﻲ، ﻳﺎ

ﺍﻇﻬﺎﺭ ﺫﻟﺖ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﻳﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻏﺮﻭﺭ ﻭ ﻋﺰﺕ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﺑﻪ ﺗﺤﺮﻙ ﻭ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﺗﻮﻟﻴﺪﻱ ﻳﺎ ﺑﻪ ﺑﻴﻜﺎﺭﮔﻲ ﻭ

ﺧﻤﻮﺩﻱ ﺗﺤﺮﻳﻚ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻠﻲ ﺍﺳﺖ. ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺎ ﻫﻤﻴﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻭﻳﮋﻩ، ﻣﺤﺼﻮﻝ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺟﻤﻌﻲ ﺍﺯ ﻳﻚ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ

ﺧﻮﺩﺵ ﻣﻮﺛﺮ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺣﺮﻛﺎﺕ ﻭ ﺗﺤﻮﻻﺕ ﻭ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻫﻮﻳﺖ ﻳﻚ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ.»1

ﺏ) ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﻤﻮﻣﻲ

«ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﻛﺸﻮﺭ، ﭼﻴﺰﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﻣﺎ ﺿﻌﻴﻒ ﺍﺳﺖ ﻳﺎ ﺟﺎﻳﺶ ﻛﻢ ﺍﺳﺖ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻧﻀﺒﺎﻁ ﺍﺳﺖ، ﺩﻳﮕﺮﻱ

ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﻣﻠﻲ ﻭ ﺍﻋﺘﺰﺍﺭ ﻣﻠﻲ ﺍﺳﺖ، ﻣﻮﺭﺩ ﺑﻌﺪﻱ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺍﺳﺖ، ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺩﻳﮕﺮ ﻏﻴﺮﺕ ﻣﻠﻲ ﺍﺳﺖ، ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺩﻳﮕﺮ،

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﻲ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻟﺒﺎﺱ ﺍﺳﺖ» ﻧﻘﻞ ﺑﻪ ﻣﻀﻤﻮﻥ2

ﺝ) ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺗﺨﺼﺼﻲ

«ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﺗﻮﻟﻴﺪ، ﺧﺪﻣﺎﺕ، ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﺳﺎﺯﻱ،ﻛﺸﺎﻭﺭﺯﻱ، ﺻﻨﻌﺖ، ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎﺭﺟﻲ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻤﺎﺕ ﺍﻣﻨﻴﺘﻲ ﺭﻋﺎﻳﺖ

ﺷﻮﺩ»3

ﺩ) ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻲ

«ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺩﺍﺭﻩ- ﺭﺷﻮﻩ ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ ﻳﺎ ﻧﮕﻴﺮﻳﻢ- ﺑﺎ ﺭﺷﻮﻩ ﮔﻴﺮ ﭼﻜﺎﺭ ﻛﻨﻴﻢ- ﻛﺎﺭ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺭﺍﻩ ﺑﻴﺎﻧﺪﺍﺯﻳﻢ4.

ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻳﻜﻲ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺯ ﺷﺎﺧﺺ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﺍﻳﻨﺪ ﻣﻬﻨﺪﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻭ ﺳﻄﻮﺡ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ

ﺯﻣﻴﻨﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺿﻤﻦ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺎ، ﻧﻮﻉ ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻭ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻭ ﺗﺎﺛﺮﻱ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺭﺍ ﻧﻴﺰ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻤﻮﺩ.

ﭘﻲ ﻧﻮﺷﺖ ﻫﺎ:

1-ﺳﺨﻨﺎﻥ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﻱ ﻣﻮﺭﺥ 1383/10/8

2-ﺳﺨﻨﺎﻥ ﻣﻘﺎﻡ ﻣﻌﻈﻢ ﺭﻫﺒﺮﻱ، ﻣﻮﺭﺥ 1381/9/26

3-ﻫﻤﺎﻥ ﻣﻨﺒﻊ

4- ﻫﻤﺎﻥ ﻣﻨﺒﻊ۳۰

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎﺩﻯ

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎﺩﻯ ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﭘﺪﻳﺪﻩﻫﺎﺋﻰ ﺍﻃﻼﻕ ﻣﻰﮔﺮﺩﺩ ﻛﻪ ﻣﺤﺴﻮﺱ ﻭ ﻣﻠﻤﻮﺱ ﻭ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩﮔﻴﺮﻯ ﺑﺎ ﻣﻮﺍﺯﻳﻦ

ﻛﻤﻰ ﻭ ﻋﻠﻤﻰ ﺍﺳﺖ. ﺷﺎﻣﻞ ﺍﺷﻴﺎء ﻗﺎﺑﻞ ﻟﻤﺲ ﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭ ﻭ ﺍﺷﻴﺎﺋﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪﺩﺳﺖ ﺍﻋﻀﺎء ﭘﻴﺸﻴﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪ

ﺷﺪﻩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﺭﺙ ﺑﻪ ﺍﻋﻀﺎء ﺣﺎﺿﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺳﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺎﻧﻨﺪ: ﺍﺑﺰﺍﺭﻫﺎﻯ ﻛﺎﺭ، ﻭﺳﺎﻳﻞ ﺻﻨﻌﺘﻰ ﻭ ﻛﺸﺎﻭﺭﺯﻱ، ﻟﺒﺎﺱ،

ﻟﻮﺍﺯﻡ ﺧﺎﻧﻪ، ﺩﺍﺭﻭﻫﺎﻯ ﺷﻴﻤﻴﺎﺋﻲ، ﻓﻨﻮﻥ ﭘﺰﺷﻜﻲ، ﻭﺳﺎﻳﻞ ﺗﻮﻟﻴﺪﻱ، ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻥ ﻭ ﺑﻨﺎ ﻭ ﺩﺳﺖ ﺳﺎﺧﺘﻪﻫﺎﻯ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﻧﺴﺎﻥ،

ﺑﻪﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﻳﮕﺮ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎﺩﻯ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻣﺸﺘﻤﻞ ﺑﺮ ﻛﻠﻴﻪ ﺩﺳﺖﺁﻭﺭﺩﻫﺎﻯ ﻣﺎﺩﻯ ﻳﺎ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ

ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ.

                                            ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻏﻴﺮﻣﺎﺩﻯ ﻳﺎ ﻣﻌﻨﻮﻯ     

ﻣﺸﺘﻤﻞ ﺑﺮ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺗﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﻨﺒﻪ◌ٴ ﻛﻴﻔﻰ ﺩﺍﺭﺩ. ﺑﺎ ﻣﻮﺍﺯﻳﻦ ﻛﻤﻰ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩﮔﻴﺮﻯ ﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺳﺎﻧﻰ

ﻧﻤﻰﺗﻮﺍﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻭ ﺍﺭﺯﻳﺎﺑﻰ ﻧﻤﻮﺩ. ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﺭﺳﻮﻡ، ﻣﻌﺘﻘﺪﺍﺕ، ﺍﺧﻼﻗﻴﺎﺕ، ﺑﺎﻭﺭﻫﺎ، ﺁﺛﺎﺭ ﺍﺩﺑﻰ ﻭ ﻫﻨﺮﻱ، ﻓﻜﺮﻯ ﻭ

ﺩﺍﻧﺴﺘﻨﻰﻫﺎﻯ ﻋﺎﻣﻪ (ﻓﻮﻟﻜﻠﻮﺭ) ﻭ ﻏﻴﺮﻩ... ﻛﻪ ﻋﻤﺪﺗﺎً ﺑﻪﻭﺳﻴﻠﻪ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﺧﻂ ﻓﺮﺍﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻰﺷﻮﻧﺪ ﺍﺯ ﺍﺟﺰﺍء ﻓﺮﻫﻨﮓ

ﻣﻌﻨﻮﻯ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ 'ﻫﻮﻳﺖ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ' ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻰﺩﻫﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﻭ ﻳﺎ ﻋﺎﺭﻳﻪ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺁﻥ، ﺿﺎﻳﻌﻪﺍﻯ

ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻗﻮﻣﻴﺖ ﻭ ﻣﻠﻴﺖ ﻳﻚ ﮔﺮﻭﻩ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﻣﻰﻛﻨﺪ. ﻓﺮﻫﻨﮓﻫﺎﻯ ﻣﺎﺩﻯ ﺭﺍ ﻣﻰﺗﻮﺍﻥ ﻋﺎﺭﻳﻪ ﮔﺮﻓﺖ،

ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻏﻨﻰ ﺳﺎﺧﺖ. ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰﻛﻪ ﻋﺎﺭﻳﻪ ﮔﺮﻓﺘﻦ 'ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻌﻨﻮﻱ ' ﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﺳﺎﻧﻰ ﺍﻣﻜﺎﻥﭘﺬﻳﺮ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ

ﺿﺮﻭﺭﻱ.

ﺩﺭ ﻫﺮ ﺣﺎﻝ ﺑﻴﻦ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎﻯ ﻣﺎﺩﻯ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﻓﺮﻫﻨﮓ، ﻛﻨﺶﻫﺎﻯ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻳﻜﻰ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﻐﻴﻴﺮ

ﺩﻳﮕﺮﻯ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ. ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻳﻌﻨﻰ ﭘﻴﺮﻭﺍﻥ ﻣﻜﺘﺐ 'ﺗﻜﻨﻮﻛﺮﺍﺳﻲ' ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ 'ﺁگ ﺑﺮﻥ'

ﻣﻌﺘﻘﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻰ ﺩﺭ ﺗﻜﻨﻴﻚ ﺍﺷﻴﺎء ﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭ ﻣﺎﺩﻯ ﺑﺎﻋﺚ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﻭ ﻃﺮﺯ ﺍﻓﻜﺎﺭ ﻭ ﻋﻘﺎﻳﺪ

ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻰﮔﺮﺩﺩ. ﺑﻪﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﻳﮕﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻧﻜﻪ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﻣﺮﺩﻡ ﺗﻐﻴﻴﺮﻯ ﺣﺎﺻﻞ ﺷﻮﺩ ﻭ

ﺑﺘﻮﺍﻥ ﻧﻈﺮﺍﺕ ﻭ ﻋﻘﺎﻳﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﺤﻤﻴﻞ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﺭ ﺗﻜﻨﻴﻚ ﻭ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻰ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻰﮔﺮﺩﺩ.

ﺑﺪﻭﻥ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺗﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺗﻜﻨﻴﻚ ﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭ ﻛﺎﺭ ﭘﺪﻳﺪ ﻣﻰﺁﻳﺪ، ﻣﺤﺼﻮﻝ ﺗﻔﻜﺮ ﻭ ﺍﻧﺪﻳﺸﻪ ﻳﺎ ﺑﻪﻋﺒﺎﺭﺕ ﺩﻳﮕﺮ ﺁﻣﻮﺯﺵ

ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﺍﺳﺖ. ﺍﻧﺪﻳﺸﻪﻫﺎﻯ ﻣﺘﺮﻗﻰ ﻭ ﺧﻼﻕ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺳﺒﺐ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﺭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎﺩﻯ ﻣﻰﮔﺮﺩﺩ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺟﻨﺒﻪﻫﺎﻯ

ﻣﺎﺩﻯ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻛﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ 'ﭘﺪﻳﺪﻩﻫﺎﻯ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ' ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺩﺭﻫﻢ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﺍﻳﻦ ﻛﻨﺶ

ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﻭﻯ ﻣﻰﺩﻫﺪ ﻭ ﻧﻤﻰﺗﻮﺍﻥ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺗﻰ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺩﺭ ﭘﺪﻳﺪﻩﻫﺎﻯ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ، ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ ﻭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ

ﺑﻪﻭﺟﻮﺩ ﻣﻰﺁﻳﺪ ﺑﺎ ﻋﺎﻣﻞ ﻭﺍﺣﺪ ﻭ ﻣﺸﺨﺼﻰ ﺗﺒﻴﻴﻦ ﻛﺮﺩ. ﺑﻠﻜﻪ ﭘﺪﻳﺪﻩﻫﺎﻯ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ 'ﺗﺎﻡ' ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻣﺨﺘﻠﻔﻰ

ﺩﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺆﺛﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﻡﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺩﺭ ﺗﻘﺴﻴﻢﺑﻨﺪﻯ ﺧﻮﺩ ﻓﻘﻂ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻏﻴﺮﻣﺎﺩﻯ ﻳﺎ

ﻣﻌﻨﻮﻯ ﺭﺍ 'ﻓﺮﻫﻨﮓ' ﻧﺎﻣﻴﺪﻩﺍﻧﺪ ﻭ 'ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎﺩﻱ' ﺭﺍ 'ﺗﻤﺪﻥ' ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﻭ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﻰ

ﻣﻰﺩﺍﻧﻨﺪ. ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﻳﻨﻬﺎ ، 'ﺁﻟﻔﺮﺩ ﻭﺑﺮ' ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺱ ﺁﻟﻤﺎﻧﻰ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎﺩﻯ ﻭ ﻏﻴﺮﻣﺎﺩﻯ ﺭﺍ ﻧﻤﻰﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ

ﺁﺳﺎﻧﻰ ﺍﺯ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﺠﺰﺍء ﺳﺎﺧﺖ. ﺯﻳﺮﺍ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﺑﺨﺶ ﺑﻪ ﻫﻢ ﭘﻴﻮﺳﺘﮕﻰ ﻭ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﻰ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﭘﻴﻮﺳﺘﮕﻰ ۳۱

ﺳﻮﺍﻻﺕ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭﻧﻈﺮﻳﻪ ﻫﺎ ﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ

1- ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﻳﻚ ﺭﺷﺘﻪ ﻋﻠﻤﻲ ﻣﺸﺨﺺ ﺩﺭ ﺟﺴﺘﺠﻮﻱ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﻳﻚ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺍﺳﺖ ﻭ

ﻣﺴﺎﺋﻠﻲ ﺍﺯ ﻗﺒﻴﻞ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﺎﺕ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻭ ﺗﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ، ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﺭﺳﻮﻡ ﻭ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎ ، ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﻱ ﺛﺎﺑﺖ ﻭ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻴﻬﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺭﺍ

ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ .

2 - ﭘﺪﻳﺪﻩ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻴﺪ ؟

ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ ﻣﻮ ﻗﻌﻴﺖ ﻫﺎ ، ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎ ﻳﺎ ﻭﺍﻗﻌﻴﺎﺗﻲ ﻛﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﻨﺤﻮﻱ ﻳﻚ ﻳﺎ ﭼﻨﺪ ﺟﻨﺒﻪ ﺍﺯ ﺟﻨﺒﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺣﻴﺎﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ

ﺭﺍ ﻋﺮﺿﻪ ﺑﺪﺍﺭﻧﺪ

3 – ﭘﺪﻳﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﭼﻪ ﻭﻳﮋﮔﻴﻬﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ؟

ﺧﺎﺭﺟﻲ ﺑﻮﺩﻥ – ﺟﺒﺮﻱ ﺑﻮﺩﻥ – ﻋﻤﻮﻣﻴﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ

4 – ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺩﻭﺭﻛﻴﻢ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺭﺍ ﺷﺮﺡ ﺩﻫﻴﺪ ؟

ﺩﻭﺭﻛﻴﻢ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻲ ﻧﻮﻳﺴﺪ : ﭘﺪﻳﺪﻩ ﺟﻤﻌﻲ ﺣﺎﻟﺘﻲ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ ﻫﻤﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺗﺤﻤﻴﻞ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺑﻨﺤﻮ

ﻣﻜﺮﺭ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﺩ . ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﻛﻞ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺟﺰء ﻧﻴﺰ ﻫﺴﺖ ﻧﻪ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﺍﺟﺰﺍء ﻫﺴﺖ ﺩﺭ ﻛﻞ ﻫﻢ ﻳﺎﻓﺖ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ

5 – ﺑﺮﺟﺴﺘﻪ ﺗﺮﻳﻦ ﺧﺼﻠﺖ ﭘﺪﻳﺪﻩ ﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﭘﻴﻮﻧﺪﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﭘﻴﭽﻴﺪﮔﻲ ، ﻭﺳﻌﺖ ﺩﺍﻣﻨﻪ ﻭ ﻏﻴﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﭘﻴﺶ ﺑﻴﻨﻲ ﺑﻮﺩﻥ ﻋﻮﺍﻗﺐ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ

6 – ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻴﺪ ؟

ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﺑﻨﻴﺎﺩﻱ ، ﻭﺳﻴﻊ ﻭ ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﺣﺎﻝ ﻣﺒﻬﻢ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻛﺎﺭﺑﺮﺩ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺣﻮﺯﻩ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﻳﻦ ﺭﺷﺘﻪ ﻧﻴﺰ

ﻓﺮﺍﺗﺮﻣﻴﺮﻭﺩ ﺩﺭ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﻛﻠﻤﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ، ﻧﺒﺎﺗﺎﺕ ﻭ ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ ﺭﺍ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ

7 - ﻧﻈﺮ ﺍﺭﺳﻄﻮ ﺩﺭ ﺧﺼﻮﺹ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﺍﺭﺳﻄﻮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺭ ﺣﻜﻢ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﻭﻻﺩﺕ ﻭ ﻣﺮگ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﺩ

8 – ﺍﺑﻦ ﺳﻴﻨﺎ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭼﻪ ﻧﻈﺮﻱ ﺩﺍﺭﺩ ؟

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎﺩﻯ ﻭ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﻣﺸﺨﺺ ﻧﺒﺎﺷﺪ. ﺍﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﭘﻴﻮﻧﺪ ﻭ ﺗﺄﺛﻴﺮﺍﺕ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺭﺍ ﺑﺎ

ﺍﻧﺪﻙ ﺩﻗﺘﻰ ﻣﻰﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭﻳﺎﻓﺖ. ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﺴﺠﺪ ﻛﻪ ﻧﻤﻮﺩﻯ ﺍﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻌﻨﻮﻯ ﺩﻳﻦ ﺍﺳﻼﻡ ﺍﺳﺖ ﻳﺎ ﻛﻠﻴﺴﺎ ﻳﺎ ﻣﻌﻤﺎﺭﻯ

ﺑﻪ ﺳﺒﻚ 'ﮔﻮﺗﻴﻚ' . 'ﻛﺎﺭﻝ ﮔﻮﺳﺘﺎ ﻭ ﻳﻮﻧﮓ' ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﻰ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ.۳۲

ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺣﻴﻮﺍﻥ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ ﺍﺳﺖ ( ﺗﻨﻮﻉ ﺍﺣﺘﻴﺎﺟﺎﺕ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻭﺣﺪﺕ

ﺍﺣﺘﻴﺎﺟﺎﺕ ﺣﻴﻮﺍﻥ ) ﻭ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻗﺎﺑﻠﻴﺘﻬﺎﻱ ﺍﻓﺮﺍﺩ ( ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻛﺎﺭ ) ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻧﺎﮔﺰﻳﺮ ﺍﺯ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﻱ ﻧﻮﻋﻲ ﺗﻌﺎﻭﻥ ﻣﻴﺎﻥ

ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ

9 – ﻭﺍﻟﺘﺮ ﺑﺎﮔﻬﻮﺕ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻫﻤﻴﺖ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻭ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﺩﺭ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﺎﺕ ﭼﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﺪ ؟

ﻭﻱ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﻣﻲ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﺭﺳﻮﻡ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ ﺍﻳﻦ ﺁﺩﺍﺏ ﻭ ﺭﺳﻮﻡ ﺑﻪ ﻋﺎﺩﺍﺕ

ﻣﺒﺪﻝ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻋﺎﺩﺍﺕ ﺳﺒﺐ ﻳﻜﺴﺎﻧﻲ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ

10 - ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺁﮔﻮﺳﺖ ﻛﻨﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﺎﻣﻞ ﭼﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ؟

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﺎﻣﻞ ﻛﻠﻴﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺯﻧﺪﻩ ﻭ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻓﻜﺮ ﻭ ﺫﻫﻦ ﻧﺴﻠﻬﺎﻱ ﺑﻌﺪﻱ ﻣﻮﺛﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ

11 – ﻧﻈﺮ ﻛﻨﺖ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺍﺳﺘﻌﺪﺍﺩ ﺗﺮﻗﻲ ﻭ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻋﻘﻴﺪﻩ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ ﻧﻬﺎﺩ ﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺩﺭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻭﻇﻴﻔﻪ

ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﻱ ﻧﻈﻢ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺭﻧﺪ

12 – ﻧﻈﺮﻳﻪ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺍﺳﭙﻨﺴﺮ ﻭ ﻓﺎﺭﺍﺑﻲ ﺩﺭ ﺧﺼﻮﺹ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺍﺳﭙﻨﺴﺮ ﺭﺍ ﻓﺎﺭﺍﺑﻲ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﺍﻭ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍﺳﺖ ﺿﺮﻭﺭﺕ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﻋﺎﻣﻞ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ

ﺑﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻱ ﺗﺸﺒﻴﻪ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻭ ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﻫﺮﻳﻚ ﺍﺯ ﺍﻋﻀﺎء ﺑﺪﻥ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻭﻇﻴﻔﻪ ﺧﺎﺻﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺍﻋﻀﺎء ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻫﻢ

ﻋﻬﺪﻩ ﺩﺍﺭ ﻧﻘﺶ ﻫﺎﻱ ﻣﺸﺨﺺ ﻫﺴﺘﻨﺪ

13 – ﺍﺩﻭﺍﺭﺩ ﻭﺳﺘﺮ ﻣﺎﺭﻙ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ؟

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻫﻤﻜﺎﺭﻱ ﻭ ﺗﻌﺎﻭﻥ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ

14 - ﻧﻈﺮ ﮔﻴﺪﻳﻨﮕﺰ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻧﻴﻞ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﻋﺎﻡ ﺍﻟﻤﻨﻔﻌﻪ ﺍﻱ ﺑﺎ ﻫﻤﻜﺎﺭﻱ ﻭ ﺗﻌﺎﻭﻥ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺯﻧﺪﮔﻲ

ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ

15 – ﻧﻈﺮ ﺭﺍﺑﺮﺕ ﻣﻚ ﺍﻳﻮﺭ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻋﺒﺎﺭﺗﺴﺖ ﺍﺯ ﻧﻈﺎﻡ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻭ ﺑﻮﺳﻴﻠﻪ ﺁﻥ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﻢ

16 – ﻧﻈﺮ ﻭﻳﻠﻔﺮﺩ ﺩﻭﭘﺎﺭﺗﻮ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺟﻤﻌﻲ ﺍﺯ ﻣﻮﺟﻮﺩﺍﺕ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺗﺤﺖ ﺗﺎﺛﻴﺮ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﺎﺕ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ

17 - ﻧﻈﺮ ﻛﻠﺮ ﻭ ﺳﻤﻨﺮ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻨﺪﻛﻪ ﺑﻪ ﺍﺷﺘﺮﺍﻙ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻛﺮﺩﻩ ﻭﻛﻮﺷﺶ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ

ﻭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻧﺴﻞ ﺩﻫﻨﺪ ۳۳

18 – ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﭼﻨﺪ ﺍﻟﮕﻮ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ؟

3 ﺍﻟﮕﻮ ﺍﻟﻒ ) ﺟﺎﻣﻌﻪ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺷﻴﻮﻩ ﺍﻱ ﻛﻢ ﻭ ﺑﻴﺶ ﻣﻨﻈﻢ ﻭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺏ ) ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ

ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﺮﺩ ﺑﻪ ﺁ ﻥ ﺗﻌﻠﻖ ﺩﺍﺭﺩ ﺝ ) ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺭ ﺣﻜﻢ ﻧﻈﺎﻣﻲ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ

19 – ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺮ ﭼﻪ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ ؟

ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪﻳﻬﺎ ﻭ ﻣﻨﺎﺳﺒﺎﺕ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ

20 – ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻛﻠﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﺎﻣﻞ ﭼﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ؟

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﺷﺎﻣﻞ ﻋﺪﻩ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻧﻬﺎ ﻭ ﺗﺎﺳﻴﺴﺎﺕ ﺧﺎﺻﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ، ﺍﻣﻮﺭ ﻭ ﻣﺴﺎﻳﻞ

ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺩﺍﺭﻧﺪﻭ ﺍﻧﻮﺍﻋﻲ ﺍﺯ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﭘﻴﻮﻧﺪ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ

21 – ﺩﺭ ﭼﻪ ﻣﻮﺍﻗﻌﻲ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﻴﻢ ﺑﮕﻮﻳﻴﻢ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ؟

ﻭﻗﺘﻲ ﻋﺪﻩ ﺍﻱ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﻭ ﻗﺼﺪ ﺧﺎﺻﻲ ﮔﺮﺩ ﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭﻣﻴﺎﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺸﺨﺺ ﺑﺎﺷﺪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ

ﺣﺎﻟﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ

22 – ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻛﻠﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﺎﻣﻞ ﭼﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ؟

ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﻫﻤﭽﻮﻥ ﻳﻚ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻋﻈﻴﻢ ﺣﻴﺎﺕ ﺩﺭ ﺑﺮ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ – ﺍﺳﺘﻤﺮﺍﺭﻱ ﻛﻪ ﺩﺭﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﻄﺮﺡ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺳﻄﺢ

ﻓﺮﺩﻱ  ﺩﺭ

ﻣﻲ ﮔﺬﺭﺩ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻱ ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺗﻄﺎﺑﻖ ﻳﺎ ﺑﻨﺪ ﺑﺪﻧﻴﺎ ﻣﻲ ﺁﻳﻨﺪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﻱ ﺍﺯ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﻲ ﺭﻭﻧﺪ ﺍﻳﻦ ﺟﺮﻳﺎﻥ

ﺩﺍﺋﻤﻲ ﺍﺳﺖ – ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻱ ﺩﺍﺭﺍﻳﺐ ﺍﺳﺘﻘﻼﻝ ﻋﻤﻠﻲ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﻛﺮﺩﻫﺎ ﻭ ﺍﻳﻔﺎﻱ ﻧﻘﺶ ﻫﺎﺳﺖ – ﺩﺭ ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺑﺮﺧﻲ ﺗﻔﺎﻭﺗﻬﺎﻱ

ﺩﺍﺧﻠﻲ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺭﻭﺍﺑﻂ ، ﻭﻇﺎﻳﻒ ﻭ ﻧﻘﺶ ﻫﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ – ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ ﻛﻢ ﻭ ﺑﻴﺶ ﻓﻌﺎﻝ ﻭ ﺍﺭﺍﺩﻱ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺳﺎﺳﺎ ﻫﻮ

ﺷﻴﺎﺭﺍﻧﻪ ﺩﺭﻙ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ

23 – ﻧﻈﺮ ﻣﻮﻟﻒ ﻗﺎﺑﻮﺱ ﻧﺎﻣﻪ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﻣﻮﻟﻒ ﻗﺎﺑﻮﺱ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﻲ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﻏﺬﺍ ﻭ ﺟﺎﻣﻪ ﻭ ﻣﻨﺰﻝ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﺑﺎﻳﺪ

24 – ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺿﺮﻭﺭﻳﺎﺕ ﻛﺎﺭﻛﺮﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﻧﻈﺎﻡ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﻲ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﺿﺮﻭﺭﻳﺎﺕ ﻛﺎﺭﻛﺮﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻫﺎﺳﺖ ﺍﻋﻢ ﺍﺯ ﺟﻮﺍﻣﻊ ﺣﻴﻮﺍﻧﻲ ﻳﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ

25 – ﺿﺮﻭﺭﻳﺎﺕ ﻛﻠﻲ ﻛﺎﺭﻛﺮﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﻧﻈﺎﻡ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﻲ – ﻧﻈﺎﻡ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻧﻈﺎﻡ ﺗﻮﺯﻳﻊ – ﻧﻈﺎﻡ ﺟﺎﻳﮕﺰﻳﻨﻲ – ﻧﻈﺎﻡ ﻧﻈﺎﺭﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ

26 – ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺯﻳﺴﺘﻲ ﻣﻮﺛﺮ ﺩﺭ ﺣﻴﺎﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺍﺯﭼﻨﺪ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺍﺳﺖ ؟

ﺍﺯ 2 ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺑﺪﻧﻲ ﻭ ﺭﻭﺍﻧﻲ – ﺑﺮﺍﻱ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻭ ﺳﺎﻟﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺑﺪﻧﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﺧﺎﺻﻲ ﺭﺍ ﺭﻋﺎﻳﺖ ﻛﻨﺪ

27 – ﺳﻪ ﻧﻴﺎﺯ ﺍﺻﻠﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺣﻴﺎﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮﻳﺪ ؟ ﺧﻮﺭﺍﻙ – ﭘﻮﺷﺎﻙ – ﻣﺴﻜﻦ ۳٤

28 – ﭼﻬﺎﺭ ﻣﻴﻞ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﺩﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺗﻮﻣﺎﺱ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺑﺮﻳﺪ ؟

ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ ﻛﺴﺐ ﺗﺠﺮﺑﻴﺎﺕ ﺟﺪﻳﺪ – ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ ﺗﺎﻣﻴﻦ – ﺟﻠﺐ ﺗﻮﺟﻪ ﻭ ﺗﺎﻳﻴﺪ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ – ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻭ ﺟﻠﺐ ﻣﺤﺒﺖ

29 – ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺍﻧﮕﻴﺰﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻭﻳﻠﻔﺮﺩ ﺩﻭﭘﺎﺭﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮﻳﺪ ؟

ﻫﻤﺰﻳﺴﺘﻲ ﻭ ﻫﻤﻜﺎﺭﻱ ﺑﺎ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ – ﺣﻔﻆ ﻣﻮﺟﻮﺩﻳﺖ ﻭ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻓﺮﺩﻱ – ﻣﺤﺮﻙ ﺟﻨﺴﻲ

30 – ﻣﺤﻴﻂ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﻋﺎﻡ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﺮ ﺯﻳﺴﺖ ﻓﺮﺩ ﻳﺎ ﮔﺮﻭﻩ ﻣﻮﺛﺮ ﻭﺍﻗﻊ ﺷﻮﺩ

31 – ﻣﺤﻴﻂ ﺩﺭ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺧﺎﺹ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﺩﺭ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺧﺎﺹ ﻛﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﻧﻈﺮ ﻣﺎ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻠﻤﻪ ﻣﺤﻴﻂ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺠﺰﺍ ﻛﺮﺩﻥ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﺍﺯ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ – ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ

ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﻲ ﺭﻭﺩ

32 – ﻧﻈﺮ ﻣﻨﺘﺴﻜﻴﻮ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﻭﻱ ﻣﻲ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻃﺒﻴﻌﻲ ﺩﺭ ﺧﺼﻮﺻﻴﺎﺕ ﺭﻭﺍﻧﻲ ، ﺟﺴﻤﻲ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﻮﺛﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﻭﻱ ﺳﺎﻛﻨﺎﻥ

ﻧﻮﺍﺣﻲ ﺳﺮﺩ ﺑﻠﻐﻤﻲ ﻣﺰﺍﺝ ، ﻛﻢ ﻋﺎﻃﻔﻪ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ، ﻛﻢ ﺷﻬﻮﺕ ﻭ ﺑﻲ ﺑﺎﻙ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺟﺴﻤﻲ ﻗﻮﻳﺘﺮ ﻭ ﺩﻟﻴﺮﺗﺮﻧﺪ ﺩﺭ

ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﻮﺍﺣﻲ ﮔﺮﻣﺴﻴﺮ ﺷﻬﻮﺕ ﺭﺍﻥ ، ﺣﺴﺎﺱ ، ﺟﺎﻩ ﻃﻠﺐ ﻭ ﺣﺮﻳﺺ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺟﺴﻤﺎﻧﻲ ﻻﻏﺮ ﺗﺮ ﻫﺴﺘﻨﺪ

33 – ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍﻗﻠﻴﻤﺎ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﻋﺎﻣﻞ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺍﻗﻠﻴﻤﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺭﺟﻪ ﺣﺮﺍﺭﺍﺕ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﺳﺖ ﻣﺮﻛﺐ ﺍﺯ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺭﻃﻮﺑﺖ ، ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﺑﺎ ﺩﻭ ﻣﺎﻫﻴﺖ

ﺧﺎﻙ

34 – ﻓﻮﺍﻳﺪ ﻭ ﻣﻀﺮﺍﺕ ﺍﺷﻌﻪ ﻣﺎﻭﺭﺍء ﺑﻨﻔﺶ ﺭﺍ ﺷﺮﺡ ﺩﻫﻴﺪ ؟

ﺍﻳﻦ ﻧﻜﺘﻪ ﺭﺍ ﺑﺸﺮ ﺍﺯ ﺧﻴﻠﻲ ﺳﺎﻝ ﭘﻴﺶ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﻧﻮﺭ ﺧﻮﺭﺷﻴﺪ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﺍﺷﻌﻪ ﻣﺎﻭﺭﺍء ﺑﻨﻔﺶ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺁﻥ ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ

ﻳﺎﺑﺪ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﺯﻣﻴﺎﻥ ﻣﻲ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺳﻮﺧﺘﮕﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﻛﻢ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﺭﮔﺎﻧﻴﺴﻢ ﺿﺮﻭﺭﻱ ﺍﺳﺖ ﭼﺮﺍ ﻛﻪ

ﺗﺮﻛﻴﺐ ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻲ ﻭﻳﺘﺎﻣﻴﻦ D ﺭﺍ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﭘﺬﻳﺮ ﻣﻲ ﺳﺎﺯﺩ ﺍﻳﻦ ﻋﻤﻞ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻣﺘﺎﺑﻮﻟﻴﺴﻢ ﻭ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻭ ﺗﺒﺪﻳﻼﺕ ﻛﻠﺴﻴﻢ ﺿﺮﻭﺭﺕ

ﺩﺍﺭﺩ

35 – ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻠﻬﺎﻱ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺑﻨﻮﻳﺴﻴﺪ ؟

ﺁﺏ ﺁﺑﺎﺩﺍﻧﻲ ﺍﺳﺖ – ﺁﺏ ﺑﻪ ﺁﺑﺎﺩﺍﻧﻲ ﻣﻲ ﺭﻭﺩ – ﺁﺏ ﺩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺁﺑﺎﺩﺍﻧﻲ ﻛﺠﺎﺳﺖ – ﺁﺏ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻳﺰﻳﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ

36 – ﺳﻮﺭﺗﻤﻪ ﭼﻴﺴﺖ ﻭ ﺍﺯ ﭼﻪ ﺟﻨﺴﻲ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻭ ﭼﻪ ﻣﺼﺎﺭﻓﻲ ﺩﺍﺭﺩ ؟

ﺍﺳﺎﺳﻲ ﺗﺮﻳﻦ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺣﻤﻞ ﻭ ﻧﻘﻞ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺍﺳﻜﻴﻤﻮ ﻫﺎ ﺑﻮﻳﮋﻩ ﺁﻥ ﮔﺮﻭﻫﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﺭ ﺍﻧﻘﻴﺎﺩ ﻃﺒﻴﻌﺖ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﺑﺎ

ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﭘﻮﺷﻴﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﺯ ﻳﺦ ﻭ ﺑﺮﻑ ﺳﻮﺭﺗﻤﻪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻧﻬﺎﻱ ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺳﮓ ﺗﻨﻮﻣﻨﺪ

ﺑﺎ ﺳﺮﻋﺘﻲ ﺣﺪﻭﺩ 40 ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺮﻛﺖ ﺩﺭ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﻧﺪ ۳٥

37 – ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻫﺎﻟﺒﻮﺍﻛﺲ ﻣﺮﻓﻮﻟﻮژﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻣﺘﻜﻲ ﺑﻪ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﻣﺮﻓﻮﻟﻮژﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺍﺳﺎﺳﺎ ﻣﺘﻜﻲ ﺑﻪ ﻣﻈﺎﻫﺮ ﺣﻴﺎﺕ ﺟﻤﻌﻲ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺗﻮﺟﻪ ﺧﺎﺻﻲ ﺑﻪ ﻣﻈﺎﻫﺮ ﻣﺎﺩﻱ ﺩﺍﺭﺩ ﻋﻠﺖ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ

ﺩﺭ ﻭﺭﺍء ﺁﻥ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﻲ ﺟﻤﻌﻲ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﺪ.

38 – ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺍﺻﻠﻲ ﻣﺮﻓﻮﻟﻮژﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﻣﺬﻫﺒﻲ ، ﺳﻴﺎﺳﻲ ، ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﻭ ﺟﻤﻌﻴﺘﻲ

39 - ﮔﻮﻧﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ ﭼﻪ ﻧﻈﺎﻡ ﻫﺎﻳﻲ ﻣﺴﻠﻂ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ؟

ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﺿﺎﺑﻄﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻥ ﻳﻚ ﻋﺎﻣﻞ ﻣﺴﻠﻂ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﺮﺧﻲ ﺑﻪ ﻋﺎﻣﻞ ﺟﻤﻌﻴﺘﻲ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ، ﺑﺮﺧﻲ ﺑﻪ ﻋﺎﻣﻞ

ﻓﻨﻲ ( ﺳﻨﮓ ، ﮔﻞ ﻓﻠﺰ ، ﻣﺎﺷﻴﻦ ﻭ ... ) ﺑﺮﺧﻲ ﺑﻪ ﻧﻈﺎﻡ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﻲ ، ﺑﺮﺧﻲ ﺑﻪ ﺭﻭﺵ ﻫﺎﻱ ﺷﻨﺎﺧﺘﻲ ﻭ ﻳﺎ ﻧﻈﺎﻡ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ

40 – ﺳﻴﺮ ﺗﺤﻮﻟﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﻣﺎﻛﺴﻴﻢ ﻛﻮﺍﻟﻮ ﻓﺴﻜﻲ ﺷﺮﺡ ﺩﻫﻴﺪ ؟

ﺍﻟﻒ – ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻧﻴﻤﻪ ﻣﺘﺸﻜﻞ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻧﻈﺎﻡ ﻣﺎﺩﺭ ﻧﺴﺒﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﺏ – ﻗﺒﻴﻠﻪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻼﻙ ﺷﻨﺎﺳﺎﺋﻲ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻣﻲ

ﻛﻨﺪ ﻭ ﭘﺪﺭ ﻧﺴﺒﻲ ﺭﻭﺍﺝ ﺩﺍﺭﺩ ﺝ – ﻣﻠﻮﻙ ﺍﻟﻄﻮﺍﻳﻔﻲ ﻛﻪ ﺍﺳﺎﺱ ﺁﻥ ﺑﺮ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺩﺳﺘﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺪﺕ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺩﺭ

ﺩﻧﻴﺎ ﺩﻭﺍﻡ ﺩﺍﺷﺖ ﺩ – ﺩﻣﻜﺮﺍﺗﻴﻚ ﻛﻪ ﻧﻈﺎﻣﻲ ﺍﺳﺖ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ ﻭ ﺁﺯﺍﺩﻱ

41 - ﺿﺎﺑﻄﻪ ﺧﻮﺍﺟﻪ ﻧﺼﻴﺮ ﺍﻟﺪﻳﻦ ﻃﻮﺳﻲ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﺸﺮﻱ ﺷﺮﺡ ﺩﻫﻴﺪ ؟

ﺩﺭ ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﺎﺕ ﺑﺸﺮﻱ ﺿﺎﺑﻄﻪ ﺍﻱ ﺍﺳﺖ ﺍﺧﻼﻗﻲ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺎﺱ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﻭ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﺻﻠﻲ ﺗﻘﻴﺴﻴﻢ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ

ﻣﺪﻳﻨﻪ ﻓﺎﺿﻠﻪ ﻭ ﻣﺪﻳﻨﻪ ﻏﻴﺮ ﻓﺎﺿﻠﻪ ﺩﺭ ﺑﺤﺚ ﺍﺯ ﻣﺪﻳﻨﻪ ﻏﻴﺮ ﻓﺎﺿﻠﻪ ﺧﻮﺍﺟﻪ ﻧﺼﻴﺮ ﺍﻟﺪﻳﻦ ﻃﻮﺳﻲ ﺍﺯ ﺳﻪ ﻧﻮﻉ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻧﺎﻡ

ﻣﻲ ﺑﺮﺩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻫﺮ ﺳﻪ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﻧﻮﺍﻋﻲ ﺍﻧﺤﺮﺍﻓﻲ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻲ ﺁﻳﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﻬﺎﻱ ﻣﺪﻳﻨﻪ ﺟﺎﻫﻠﻪ ، ﻣﺪﻳﻨﻪ ﻓﺎﺳﻘﻪ ﻭ

ﻣﺪﻳﻨﻪ ﺿﺎﻟﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﻨﻴﻢ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻓﻮﻕ ﺑﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺍﻳﻦ ﻓﻴﻠﺴﻮﻑ ﺣﺎﻟﺘﻲ ﺍﻳﺴﺘﺎ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻞ

ﮔﻮﻧﺎﮔﻮﻥ ﻣﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﻓﺎﺿﻠﻪ ﺑﻪ ﻏﻴﺮ ﻓﺎﺿﻠﻪ ﻣﺒﺪﻝ ﺷﻮﺩ

42 – ﻓﺮﻫﻨﮓ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺷﻴﻮﻩ ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﮔﺮﻭﻩ ﻳﺎ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﺋﻲ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺳﺖ

43 – ﻋﻮﺍﻣﻞ ﭘﻴﻮﻧﺪ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺯ ﻗﺒﻴﻞ ﻋﺎﺩﺍﺕ ، ﺳﻨﺖ ﻫﺎ ] ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ، ﺍﺭﺯﺷﻬﺎ ﻭ ﻧﻘﺎﻁ ﻧﻈﺮ ﻣﺸﺘﺮﻙ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﭘﻴﻮﻧﺪ ﻣﻲ ﺩﻫﻨﺪ

ﻭ ﻭﺣﺪﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺧﺎﺻﻲ ﺭﺍ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﻧﺪ

44 - ﻣﺒﺎﻧﻲ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮﻳﺪ ؟

ﻋﻨﺎﺻﺮﻱ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺯﺑﺎﻥ ، ﻣﻨﺎﺳﻚ ﻭ ﻣﺮﺍﺳﻢ ، ﺳﻨﺖ ﻫﺎﻱ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﺍﻱ ، ﭘﻮﺷﺎﻙ ، ﻣﺴﻜﻦ ، ﺻﻨﺎﻳﻊ ، ﻫﻨﺮﻫﺎ ﻭ ﻋﻠﻮﻡ ﻫﻤﻪ ﺳﺎﺯﻧﺪﻩ

ﻣﺒﺎﻧﻲ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻫﺴﺘﻨﺪ

45 – ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻛﻠﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﭘﺎﻳﻪ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﻼﺻﻪ ﻛﺮﺩ ؟ ۳٦

ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﻼﺻﻪ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺴﻞ ﺑﻪ ﻧﺴﻞ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ ، ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺁﻥ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﻫﻢ ﺍﻧﺒﺎﺷﺘﻪ ﻣﻲ

ﺷﻮﺩ

ﺍﺯ ﻣﺤﻠﻲ ﺑﻪ ﻣﺤﻞ ﺩﻳﮕﺮ ﻧﺸﺮ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ ، ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮔﺰﻳﻨﺶ ﻣﻲ ﺯﻧﺪ ، ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﺗﺨﺼﻲ ﭘﻴﺪﺍﻛﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺑﺮﺧﻲ ﭘﺎﺭﻩ ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎ

ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩﺳﺘﺨﻮﺵ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﺩ

46 – ﺣﻴﻄﻪ ﻛﺎﺭﻛﺮﺩﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﺷﺮﺡ ﺩﻫﻴﺪ ؟

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺿﺎﺑﻄﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻛﺮﺩﻥ ﻭ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﺍﺯ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ،

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﻧﺪﻩ ﻧﻈﺎﻡ ﺁﻣﻮﺯﺷﻲ ﺍﺳﺖ

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺁﻭﺭﻧﺪﻩ ﺍﺭﺯﺷﻬﺎﺳﺖ

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﻧﺪﻩ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺳﺮﻣﺸﻖ ﺳﺎﻳﺮﻳﻦ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﻧﺪ

ﻣﺸﺨﺺ ﻛﺮﺩﻥ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻱ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭﻱ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﻧﻈﺎﺭﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﻓﻮﻕ ﻃﺒﻴﻌﻲ .

47 – ﻧﻈﺮﻳﻪ ﺭﺍﻟﻒ ﻟﻴﻨﺘﻮﻥ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﺭﺍﻟﻒ ﻟﻴﻨﺘﻮﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﺑﻨﺤﻮﻱ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﭘﻴﻮﺳﺘﮕﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ ﺭﺳﺪ

ﭘﮋﻭﻫﻨﺪﮔﺎﻥ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎﻣﻲ ﻛﻪ ﺳﻌﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺟﺪﺍ ﻛﻨﻨﺪ ﺩﭼﺎﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺷﻮﻧﺪ

48 – ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺷﺪﻥ ﺭﺍ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺩﻫﻴﺪ ؟

ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻣﻲ ﺗﺠﺮﺑﻴﺎﺗﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﺟﻮﺍﻥ ﻭ ﺗﺎﺯﻩ ﻭﺍﺭﺩ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ

ﺧﻮﻳﺶ ﻣﻲ ﺁﻣﻮﺯﻧﺪ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻭﻗﺘﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻲ ﻛﻨﻴﻢ

49 – ﺭﻭﺷﻬﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻛﺮﺩﻥ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮﻳﺪ ؟

ﺳﺮﻛﻮﺏ ﮔﺮﺍﻧﻪ – ﺗﻮﺍﻡ ﺑﺎ ﻣﺸﺎﺭﻛﺖ

50 – ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺍﺕ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍ ﺯ ﻓﺮﺩ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻓﺮﺁﻳﻨﺪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺷﺪﻥ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻳﻌﻨﻲ ﭼﻪ ؟

ﺍﻟﻒ – ﺍﺻﻮﻝ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﻧﻈﻢ ﻭ ﺍﻧﻈﺒﺎﻁ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﻜﻢ ﻣﻬﺎﺭﺗﻬﺎﻱ ﺍﺻﻠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻣﺜﻞ : ﺭﻭﺷﻬﺎﻱ

ﺷﺴﺘﺸﻮ ﻳﺎ ﺧﻮﺭﺩﻥ

ﺏ – ﺁﺭﺯﻭﻫﺎ ﻛﻪ ﺍﺭﺯﺷﻬﺎ ﻭ ﻫﺪﻓﻬﺎﻱ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﺎﻛﻴﺪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺑﺮ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ ﻣﺜﻞ : ﺍﻧﮕﻴﺰﻩ ﻫﺎ ﻣﻮﻓﻖ ﺷﺪﻥ ﻳﺎ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪ ﺷﺪﻥ

ﺝ – ﻣﻬﺎﺭﺗﻬﺎ ﻛﻪ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﺯ ﺁﻣﻮﺧﺘﻨﻴﻬﺎ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻴﻞ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﻭ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﭘﺬﻳﺮ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﺩ ﻣﺜﻞ

ﻣﻌﺎﻣﻼﺕ ﺑﺰﺭگ

ﺩ – ﻧﻘﺸﻬﺎ ﻛﻪ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﻱ ﺭﻓﺘﺎﺭﻱ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻛﺴﺐ ﻭ ﺣﻔﻆ ﭘﺎﻳﮕﺎﻫﻬﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺭﻋﺎﻳﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ

51 – ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻛﺮﺩﻥ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮﻳﺪ ؟۳۷

ﺑﻄﻮﺭ ﻛﻠﻲ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﻴﺖ ﺧﻮﻳﺶ ﻋﺎﻣﻞ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻛﺮﺩﻥ ﺩﺍﻧﺴﺖ – ﻣﻴﺎﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺭ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﻭ ﻓﺮﺩ

ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﮔﺮﻭﻫﻬﺎﻱ ﻛﻮﭼﻚ ﻧﻘﺶ ﻭﺍﺳﻂ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﻱ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺍﻳﻦ ﮔﺮﻭﻫﻬﺎ ﻋﻮﺍﻣﻞ ﺍﺻﻠﻲ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻛﺮﺩﻥ

ﻫﺴﺘﻨﺪ

52 – ﺭﺍﻫﻬﺎﻱ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻛﺪﺍﻣﻨﺪ ؟

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﺳﺎﻳﺮ ﻧﻤﺎﺩ ﻫﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻣﻲ ﻳﺎﺑﺪ ﺑﺎ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ ﺻﺪﺍ ﻧﻮﻋﻲ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﻲ

ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺍﺻﻮﺍﺕ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻧﻘﺶ ﻣﻮﺛﺮﻱ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺯﺑﺎﻥ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻭ ﺣﺎﻝ ﻭ ﺁﻳﻨﺪﻩ

ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ

53 – ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﭼﻴﺴﺖ ﻭ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ؟

ﺍﺻﻄﻼﺡ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻟﻬﺎﻱ ﺍﺧﻴﺮ ﻣﺘﺪﺍﻭﻝ ﮔﺸﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻗﻴﺎﺱ ﺑﺎ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻣﺎﻟﻲ ﻣﻮﺭﺩ ﺗﻮﺟﻪ

ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺍﺯ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﻭ ﺷﻨﺎﺧﺘﻬﺎﺋﻲ ﻛﻪ ﻓﺮﺩ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺗﺠﻬﻴﺰ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﻓﺎﻉ ﻳﺎ ﻏﻠﺒﻪ ﺑﺮ

ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻬﺎ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﺁﻭﺭﺩ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ

54 – ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺩﺳﺘﻪ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻛﺮﺩ ؟

3 ﺩﺳﺘﻪ 1 - ﺣﺎﻟﺘﻬﺎﻱ ﺫﻫﻨﻲ ﻭ ﺩﺭﻭﻧﻲ 2– ﻋﻴﻨﻲ ﻭ ﺑﺮﻭﻧﻲ 3 – ﻧﻬﺎﺩﻱ ﻭ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻳﺎﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﻣﺪﺍﺭﻙ ﺭﺳﻤﻲ ﻳﺎ ﺗﺤﺼﻴﻠﻲ

55 – ﻭﻳﻠﻴﺎﻡ ﮔﺮﺍﻫﺎﻡ ﺳﻤﻨﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻨﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺩﺳﺘﻪ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ؟

3 ﺩﺳﺘﻪ : ﺷﻴﻮﻩ ﻫﺎﻱ ﻗﻮﻣﻲ – ﺭﺳﻮﻡ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ – ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﻛﻪ ﻫﻨﺠﺎﺭﻫﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﺩﻭﻟﺘﻲ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ

ﺷﻮﻧﺪ

56 – ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺮ ﭼﻨﺪ ﮔﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﺧﺘﺼﺎﺭ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺩﻫﻴﺪ ؟

ﻃﺒﻘﻪ ﺑﻨﺪﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﻪ ﺩﻭﮔﻮﻧﻪ ﻣﺎﺩﻱ ﻭ ﻏﻴﺮ ﻣﺎﺩﻱ ﻧﻴﺰ ﺣﺎﻟﺖ ﻛﻼﺳﻴﻚ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺎﺱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺎﺩﻱ ﺩﺭ ﺑﺮﮔﻴﺮﻧﺪﻩ ﺁﻥ

ﻋﻨﺎﺻﺮﻱ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺷﻴﺌﻲ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻣﻮﺍﺭﺩﻱ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﺣﻤﻞ ﻭ ﻧﻘﻞ ﻣﺴﻜﻦ ﻭ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ... ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻏﻴﺮ ﻣﺎﺩﻱ ﻳﺎ ﻣﻌﻨﻮﻱ ﻓﺎﻗﺪ ﺗﻈﺎﻫﺮ ﺧﺎﺭﺟﻲ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﻳﺪﺋﻮﻟﻮژﻱ ﻣﺬﻫﺐ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﺍﺕ ﻭ ﺍﺭﺯﺷﻬﺎﻱ

ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ

57 – ﺭﺍﺙ ﺑﻨﻪ ﺩﻳﻜﺖ ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ؟

ﺩﻭﮔﻮﻧﻪ ﻓﻠﺴﻔﻲ ﻭ ﭘﻬﻠﻮﺍﻧﻲ

58 – ﭘﺎﺭﻩ ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎ ﺑﻪ ﭼﻪ ﭼﻴﺰ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ؟

ﭘﺎﺭﻩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻋﺒﺎﺭﺗﺴﺖ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻛﻮﭼﻜﺘﺮ ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ ﻳﻚ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﻛﻪ ﻋﻠﻴﺮﻏﻢ ﻭﻳﮋﮔﻴﻬﺎﻱ ﺧﺎﺹ ﺁﻥ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﺟﺰﺋﻲ

ﺍﺯﻳﻚ ﻧﻈﺎﻡ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﻲ ﺁﻳﺪ

59 – ﺍﻧﻮﺍﻉ ﭘﺎﺭﻩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮﻳﺪ ؟۳۸

ﭘﺎﺭﻩ ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎﻱ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺍﻱ - ﭘﺎﺭﻩ ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎﻱ ﺭﻭﺳﺘﺎﻳﻲ - ﭘﺎﺭﻩ ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎﻱ ﻣﺒﺘﻨﻲ ﺑﺮ ﻃﺒﻘﺎﺕ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ – ﻋﻀﻮﻳﺖ ﺩﺭ ﭘﺎﺭﻩ

ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎﻱ ﻧﮋﺍﺩﻱ ﭘﺎﺭﻩ ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎﻱ ﻣﻠﻲ ﻳﺎ ﻗﻮﻣﻲ - ﭘﺎﺭﻩ ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎﻱ ﻣﺬﻫﺒﻲ - ﭘﺎﺭﻩ ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎﻱ ﺷﻐﻠﻲ – ﺿﺪ ﻓﺮﻫﻨﮓ

60 – ﺗﺎﺧﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺭﺍ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺩﻫﻴﺪ ؟

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺭﺍ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺍﻓﻖ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﻴﻢ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﺧﻮﺍﻫﻴﻢ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺍﺳﺖ ﺣﺘﻲ ﺩﺭ ﺟﺎﻧﻌﻪ

ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻘﻴﺴﻪ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲ ﺁﻳﺪ ﺳﺎﻛﻦ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﺍﻟﮕﻮﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻳﻚ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﻴﺖ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺷﻴﻮﻩ

ﻫﺎﻱ ﻗﻮﻣﻲ ﻭ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎ ﻭ ﺳﺎﻳﺮ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺑﻪ ﻫﻢ ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ ﻭ ﻣﻨﺴﺠﻢ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﺩﺭ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺒﺐ ﺍﻳﺠﺎﺩ

ﺗﻨﺶ ﻭ ﻓﺸﺎﺭﻫﺎﻳﻲ ﺩﺭ ﺑﺎﻓﺖ ﻳﺎ ﺳﺎﻳﺮ ﻗﺴﻤﺘﻬﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮔﺮﺩﻳﺪ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺿﺮﻭﺭﺕ ﻳﺎ ﻧﻴﺎﺯ ﺑﻪ ﺗﻄﺎﺑﻖ ﻭ ﺗﻨﻈﻴﻢ

ﻣﺠﺪﺩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺒﺐ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﺳﺎﺧﺖ ﻛﻠﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﺠﺪﺩﺍ ﺑﻪ ﺗﻌﺎﺩﻝ ﺑﺮﺳﺪ ﻛﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻻ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻴﻬﺎﻱ ﺗﻄﺎﺑﻘﻲ

ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺯﻣﺎﻥ ﻛﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﺗﺎﺧﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﻲ ﻧﺎﻣﻨﺪ

61 – ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺗﺎﺧﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺍﮔﺒﻮﺭﻥ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﻭﻱ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺍ ﺳﺖ ﻛﻠﻴﻪ ﺍﺟﺰﺍ ﻳﻚ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺗﻐﻴﻴﺮ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ ﺑﺮﺧﻲ ﺍﺯ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺳﺮﻳﻌﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮ ﺟﻨﺒﻪ ﻫﺎ ﭘﻴﺶ ﻣﻲ ﺭﻭﺩ ﻭ

ﺑﻘﻴﻪ ﺭﺷﺪ ﻛﻤﺘﺮﻱ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺍﻳﻦ ﺍﻣﺮ ﺗﺎﺧﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ

62 – ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻴﺪ ؟

ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻳﻚ ﻭﺍﺣﺪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺍﺳﺖ ﻣﺸﺘﻤﻞ ﺑﺮ ﺩﻭ ﻳﺎ ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﻛﻪ ﺑﺎﻫﻢ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺧﻮﻥ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻳﺎ ﻓﺮﺯﻧﺪ

ﭘﺬﻳﺮﻱ ﺑﻪ ﻫﻢ ﭘﻴﻮﻧﺪ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﻧﺪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ ﻣﺤﻮﺭ ﭘﻴﻮﻧﺪﻫﺎﻱ ﺧﻮﻳﺸﺎﻭﻧﺪﻱ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻲ

ﻳﺎﺑﺪ ﻭ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﻱ ﻧﻮﻋﻲ ﻧﻈﺎﻡ ﻧﻬﺎﺩﻳﻦ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭ ﻣﻲ ﺭﻭﺩ

63 – ﻧﻈﺮ ﺩﻳﻮﻳﺲ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺷﺮﺡ ﺩﻫﻴﺪ ؟

ﺍﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺑﺮ ﺍﺳﺎﺱ ﻫﻤﺨﻮﻧﻲ ﺷﻜﻞ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ ﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ

ﺧﻮﻳﺸﺎﻭﻧﺪ ﻣﺤﺴﻮﺏ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ

64 – ﻧﻈﺮ ﻣﺎﻟﻴﻨﻮﻓﺴﻜﻲ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺑﻴﺎﻥ ﻛﻨﻴﺪ ؟

ﻣﺎﻟﻴﻨﻮﻓﺴﻜﻲ ﻣﺮﺩﻡ ﺷﻨﺎﺱ ﻟﻬﺴﺘﺎﻧﻲ ﺍﻻﺻﻞ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩﻱ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﺪ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻮﺟﻮﺩ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻭ ﺣﻔﻆ ﻭ

ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻱ ﺁﻧﺎﻥ

65 – ﻛﺎﺭﻛﺮﺩﻫﺎﻱ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﮔﺮﻭﻩ ﺑﻨﺪﻱ ﻛﺮﺩ ﻳﻜﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺧﺘﺼﺎﺭ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺩﻫﻴﺪ ؟

1 - ﺗﻨﻈﻴﻢ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺟﻨﺴﻲ ﻭ ﻣﺸﺮﻭﻋﻴﺖ ﺑﺨﺸﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ : ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺟﻨﺴﻲ ﻭ ﺗﻨﻈﻴﻢ ﻭ ﻣﺸﺮﻭﻋﻴﺖ ﺑﺨﺸﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎﻱ

ﺟﻨﺴﻲ ﺗﻮﺳﻂ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ ﻭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻣﻲ ﺭﻭﺩ ﻛﻪ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺟﻨﺴﻲ ﻋﻤﻮﻣﺎ ﺑﻴﻦ ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺍﺳﺘﻤﺮﺍﺭ ﻳﺎﺑﺪ ﺷﻜﻲ

ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺎﺯﻫﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻧﻴﺰ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻧﻤﻲ ﺷﺪ 2- ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻭ ﺗﺪﺍﻭﻡ ﻣﻴﺮﺍﺙ ژﻧﺘﻴﻜﻲ 3 – ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ

ﺷﺪﻥ ﻛﻮﺩﻛﺎﻥ ﻭ ﺗﺪﺍﻭﻡ ﻣﻴﺮﺍﺙ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ

66 – ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮﻳﺪ ؟

ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ - ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﻱ ۳۹

67 – ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮﻳﺪ ؟

ﭘﺪﺭ ﻣﻜﺎﻧﻲ – ﻣﺎﺩﺭ ﻣﻜﺎﻧﻲ

68 – ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺯﻥ ﺟﺎﻳﻲ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﻫﻤﺎﻥ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﻜﺎﻧﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺍﻣﺎﺩ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﭘﺪﺭﻱ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﺪﺭ ﺯﻥ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺟﺪﻳﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﻲ

ﻛﻨﺪ

69 - ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﻱ ﺭﺍ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺩﻫﻴﺪ ؟

ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﻱ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮﻳﻦ ﺷﻜﻞ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻧﺴﺎﻧﻲ ﻭ ﺩﺭ ﺑﺮﮔﻴﺮﻧﺪﻩ ﺩﻭ ﻧﺴﻞ – ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ – ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﻫﻢ

ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺯﻥ ﻭﺷﻮﻫﺮ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻛﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ

ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻛﺎﻣﻞ ﺍﺯ ﺳﺎﻳﺮ ﺑﺴﺘﮕﺎﻥ ﺟﺪﺍ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﺍﻳﻨﺎﻥ ﮔﺎﻩ ﺑﻪ ﺩﻳﺪﺍﺭ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﻲ ﺭﻭﻧﺪ

70 - ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﻱ ﻭ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺩﺳﺘﻪ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ؟

ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺧﻮﺍﻩ ﻫﺴﺘﻪ ﺍﻱ ﺑﺎﺷﺪ ﺧﻮﺍﻩ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﺗﺎ ﺁﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻫﺮ ﻓﺮﺩ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﺎﻱ

ﺭﺍﻫﻴﺎﺑﻲ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺯﺍﻳﻲ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻛﺮﺩ

71 – ﺗﺎﺑﻮ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻴﺪ ؟

ﻗﺪﻳﻤﻲ ﺗﺮﻳﻦ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﻏﻴﺮ ﻣﺪﺭﻥ ﺑﺸﺮﻱ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮﻳﻦ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻲ ﺷﺨﺺ ﻳﺎ ﭼﻴﺰﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﺎ

ﺁﻥ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﻭ ﻻﺯﻡ ﺍﻻﺟﺘﻨﺎﺏ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﺎﻣﻞ ﺑﺮﺧﻲ ﻣﺤﺮﻣﺎﺕ ﻣﻲ ﮔﺮﺩﺩ

72 – ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﭼﻴﺴﺖ ؟

ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﭘﻴﻮﻧﺪﻱ ﺍﺳﺖ ﺑﻴﻦ ﺯﻥ ﻭﻣﺮﺩ ﻛﻪ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﭘﺎﻳﺎﭘﺎﻱ ﺟﻨﺴﻲ ﺷﻜﻞ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺯﻥ ﺑﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻣﻲ

ﺁﻭﺭﺩ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻣﺸﺮﻭﻉ ﻭﺍﻟﺪﻳﻦ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﻮﻧﺪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺭﻭﺍﺑﻂ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﺣﻘﻮﻕ ﻭ ﻭﻇﺎﻳﻒ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﻱ ﺭﺍ ﻣﻴﺎﻥ ﻫﻤﺴﺮﺍﻥ ﻭ

ﺧﻮﻳﺸﺎﻭﻧﺪﺍﻧﺸﺎﻥ ﺑﺮﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﺳﺎﺯﺩ ﻭ ﺣﻘﻮﻕ ﻭ ﭘﺎﻳﮕﺎﻩ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺗﻮﻟﺪ ﻧﻴﺰ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ

73 – ﻛﺎﺭﻛﺮﺩ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺭﺍ ﺑﻴﺎﻥ ﻛﻨﻴﺪ ؟

ﻛﺎﺭﻛﺮﺩ ﺍﺳﺎﺳﻲ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﻭ ﻃﺎﻳﻔﻪ ﻳﺎ ﺩﻭﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺑﺎﻫﻢ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﻱ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻛﻨﺪ

74 – ﻛﻠﻦ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻴﺪ ؟

ﻛﻠﻦ ﺑﻪ ﮔﺮﻭﻫﻲ ﺍﺯ ﺧﻮﻳﺸﺎﻭﻧﺪﺍﻥ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺗﻮﺗﻢ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ

75 – ﺗﻮﺗﻢ ﺭﺍ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺩﻫﻴﺪ ؟

ﺗﻮﺗﻢ ﺣﻴﻮﺍﻥ ﮔﻴﺎﻩ ﻳﺎ ﭼﻴﺰﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻳﻚ ﻛﻠﻦ ﺍﺻﻞ ﻭ ﺧﺎﺳﺘﮕﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻨﺪ ﺗﻮﺗﻢ ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﻣﺸﺨﺺ ﻛﺮﺩﻥ

ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩﻱ ﻭ ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺍﺯ ﻛﻠﻦ ﻧﻈﺮ ﺧﻮﻳﺸﺎﻭﻧﺪﻱ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﻳﮕﺮ ﻛﻠﻦ ﻫﺎ ﻣﺠﺰﺍ ﻣﻲ ﻣﻨﺪ ﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﻨﺪﻩ ﻭﺍﺣﺪ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ

ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺑﺘﺪﺍﻳﻲ ﺍﺳﺖ ٤۰

76 – ﺍﻧﻮﺍﻉ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮﻳﺪ ؟

ﻳﻚ ﻫﻤﺴﺮﻱ – ﭼﻨﺪ ﻫﻤﺴﺮﻱ – ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮔﺮﻭﻫﻲ

77 – ﺷﻴﻮﻩ ﻫﺎﻱ ﻫﻤﺴﺮ ﮔﺰﻳﻨﻲ ﺭﺍ ﻧﺎﻡ ﺑﺒﺮﻳﺪ ؟

ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺩﻭ ﺷﻴﻮﻩ ﻫﻤﺴﺮ ﮔﺰﻳﻨﻲ ﺩﺍﺭﻳﻢ : ﺑﺮﻭﻥ ﻫﻤﺴﺮﻱ ﻭ ﺩﺭﻭﻥ ﻫﻤﺴﺮﻱ

78 – ﻟﻮﻳﺮﺍﺕ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻴﺪ ؟

ﺩﺭ ﺩﻳﻦ ﻳﻬﻮﺩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮگ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﻭﻇﻴﻔﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ

ﻟﻮﻳﺮﺍﺕ ﮔﻮﻳﻨﺪ

79 – ﺳﺮ ﺭﺍﺕ ﺭﺍ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﻨﻴﺪ ؟

ﻳﻌﻨﻲ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺑﺎ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺯﻥ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮگ ﻫﻤﺴﺮ ﺑﺮﺍﺳﺎﺱ ﺍﻳﻦ ﺭﺳﻢ ﻣﺮﺩ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺍﺳﺖ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺮگ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺩﺭ ﺩﺭﺟﻪ ﺍﻭﻝ ﺑﺎ

ﺧﻮﺍﻫﺮ ﺯﻥ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﻨﺪ ﺍﻳﻦ ﺭﺳﻢ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﻭﻟﻲ ﺍﺟﺒﺎﺭﻱ ﺩﺭ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﺴﺖ

80 – ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺧﻮﻳﺸﺎﻭﻧﺪﻱ ﺩﺭ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻫﺎﻱ ﺳﻨﺘﻲ ﺩﺭ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺩﺳﺘﻪ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ؟

ﻳﻜﻲ ﺁﺷﻜﺎﺭ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺿﻤﻨﻲ ٤۱

ﻣﻨﺎﺑﻊ:

U[1]U. ﺣﻖﺷﻨﺎﺱ، ﻋﻠﻲﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﻫﻤﻜﺎﺭﺍﻥ؛ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﻫﺰﺍﺭﻩ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، 1387، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻌﺎﺻﺮ، ﭼﺎپ ﺳﻴﺰﺩﻫﻢ، ﺹ842.

U[2]U.  Scruton,  Roger;  The Dictionary of political thought,  Palgrave Macmillan,

2007 , Edition3, p: 649.

U[3]U. ﺳﻠﻴﻤﻲ، ﻋﻠﻲ ﻭ ﺩﺍﻭﺭﻱ، ﻣﺤﻤﺪ؛ ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﻲ ﻛﺠﺮﻭﻱ، ﻗﻢ، ﭘﮋﻭﻫﺸﮕﺎﻩ ﺣﻮﺯﻩ ﻭ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ، 1385، ﭼﺎپ ﺩﻭﻡ، ﺹ144.

U[4]U. ﻋﺎﻟﻢ، ﻋﺒﺪﺍﻟﺮﺣﻤﻦ؛ ﺑﻨﻴﺎﺩﻫﺎﻱ ﻋﻠﻢ ﺳﻴﺎﺳﺖ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﻧﻲ، 1373، ﺹ117.

U[5]U. ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ، ﺣﺴﻴﻦ ﺍﺑﻮﺍﻟﺤﺴﻦ؛ ﺩﺭﺁﻣﺪﻱ ﺑﺮ ﻣﻜﺎﺗﺐ ﻭ ﻧﻈﺮﻳﻪﻫﺎﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺷﻨﺎﺳﻲ، ﻣﺸﻬﺪ، ﻧﻲﻧﮕﺎﺭ، 1379، ﺹ474.

U[6]U. ﭼﻴﻜﻮﻟﺖ، ﺭﻭﻧﺎﻟﺪ؛ ﻧﻈﺮﻳﻪﻫﺎﻱ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪﺍﻱ، ﻭﺣﻴﺪ ﺑﺰﺭﮔﻲ ﻭ ﻋﻠﻲﺭﺿﺎ ﻃﻴﺐ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﺭﺳﺎ، 1378، ﺹ355.

U[7]U. ﻫﺮﻣﺰ، ﻣﻬﺮﺩﺍﺩ؛ ﺯﻣﻴﻨﻪﻫﺎﻱ ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﻲ ﺳﻴﺎﺳﻲ: ﺟﺎﻣﻌﻪﭘﺬﻳﺮﻱ ﺳﻴﺎﺳﻲ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﭘﺎژﻧﮓ، 1376، ﺹ9.

U[8]U. ﺳﺘﻮﺩﻩ، ﻫﺪﺍﻳﺖﺍﷲ ﻭ ﻫﻤﻜﺎﺭﺍﻥ؛ ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﻲ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ ﻛﻠﻴﺪﻱ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﺁﻭﺍﻱ ﻧﻮﺭ، 1376، ﭼﺎپ ﺩﻭﻡ، ﺹ102.

U[9]U. ﮔﻴﺪﻧﺰ، ﺁﻧﺘﻮﻧﻲ؛ ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﻲ، ﺣﺴﻦ ﭼﺎﻭﻭﺷﻴﺎﻥ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﻧﻲ، 1386، ﭼﺎپ ﭼﻬﺎﺭﻡ، ﺹ24.

U[10]U. ﻛﻮﻳﻦ، ﺑﺮﻭﺱ؛ ﺩﺭﺁﻣﺪﻱ ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﻲ، ﻣﺤﺴﻦ ﺛﻼﺛﻲ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻌﺎﺻﺮ، 1373، ﭼﺎپ ﭘﻨﺠﻢ، ﺹ80.

U[11]U. ﻫﻤﺎﻥ، ﺹ80.

U[12]U. ﺭﺍﺑﺮﺗﺴﻮﻥ، ﻳﺎﻥ، ﺩﺭﺁﻣﺪﻱ ﺑﺮ ﺟﺎﻣﻌﻪ، ﺣﺴﻴﻦ ﺑﻬﺮﻭﺍﻥ، ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﺁﺳﺘﺎﻥ ﻗﺪﺱ ﺭﺿﻮﻱ، 1377، ﭼﺎپ ﺳﻮﻡ، ﺹ128.

U[13]U. ﺳﺘﻮﺩﻩ، ﻫﺪﺍﻳﺖﺍﷲ ﻭ ﻫﻤﻜﺎﺭﺍﻥ؛ ﭘﻴﺸﻴﻦ، ﺹ51.

U[14]U. ﺳﻠﻴﻤﻲ، ﻋﻠﻲ ﻭ ﺩﺍﻭﺭﻱ، ﻣﺤﻤﺪ؛ ﭘﻴﺸﻴﻦ، ﺹ144.

U[15]U. ﺳﺘﻮﺩﻩ، ﻫﺪﺍﻳﺖﺍﷲ ﻭ ﻫﻤﻜﺎﺭﺍﻥ؛ ﭘﻴﺸﻴﻦ، ﺹ94.

U[16]U. ﺳﻠﻴﻤﻲ، ﻋﻠﻲ ﻭ ﺩﺍﻭﺭﻱ، ﻣﺤﻤﺪ؛ ﭘﻴﺸﻴﻦ، ﺹ456.



:: برچسب‌ها: آشنایی با ساختارهای فرهنگی,

نوشته شده توسط محمود سهرابی در ساعت 16:34



سواد هنری

سه شنبه 7 مهر 1394

سواد هنری

هنر تعریف هنر از دیدگاه تسلو : هنر ابزاری برای تسری احساس است هنر بیان زیبایی است

هنر درخدمت اجتماع باشد (عوام )

هنر درخدمت اقشار بالادستی هنر مدرنیته

نظریه ویتکن اشتاین : فیلسوف روابط فامیلی /خانوادگی

وقوف هنرمند به مبانی هنر انتقال حس به دریافت کننده پیام  هنر بیشتر انجام می دهد

عوامل و مبانی هنر تجسمی

 نقطه –کوچکترین عنصر هنر های تجسمی

 خط –از به هم پیوستن نقاط خط  وجو می آید انواع خط نازک - خط پهن – نوک تیز – نوک نرم

___________ نشانه آرامش و سکون در هنر     نشانه ایستایی و محکمی   نشانه عدم تعادل و با حرکت

               نشانه کوه و ایستادگی ومحکمی

 سطح – از به هم پیوستن خطوط سطوح به وجود می آید  که شکل های  هنری و غیر هندسی و شکل های نامشخص و شکلهای آبستره یا مجرد

ویتکن اشتاین چگونه دیدن را مد نظر دارد

دیدن – چگونه دیدن – در هنرهای تجسمی دقیق دیدن

ریتم(تکرار) / یا ضرب آهنگ

در هنر های تجسمی تکرار شکل (فرم) رنگ یا بافت تکرار می تواند یکسان و متناوب و یکنواخت باشد مثل تیکتاک ساعت 

ریتم متناوب تکرار متناوب

ریتم تصاعدی از بزرگ به کوچک یا از کوچک به بزرگ  ریتم پیوسته یا ترکیب ریتم های بالا می باشد یا ریتم ترکیبی یا تلفیقی

کمپوزسیون یا ترکیب بندی :ترکیب کردن چند جزءبرای ایجاد یک کل جدیداست ترکیب بندی یکی از مهمترین فرایندهای شکل گیری یک اثر هنری تصویری یا معماری و ....ترکیب بندی متقارن – ترکیب بندی مثلثی

تضاد- تباین یا کنتراست عامل ایجاد زیبایی است چه عواملی باعث ایجاد آثار هنری تصویری میشود از 15000تا 17000سال قبل آثار نقاشی بر روی دیوار غارها بدست آمده از هنر برای ایجاد حس جادویی یا قدرت 2- هنر برای روایت گری استفاده می شود 3- برای ترسیم چهره افراد /عکس /پرتره ساز/ مجسه سازان 4- ثبت لحظه 5- هنر برای مردگان 6- هنر برای تزئین کاربردی 7- هنر برای توتم مجسمه سازی و معماری

هنر سه بعدی از دو مصالح پایدار واقع گرائی یا رئالیسم

تفاوت مجسمه سازی در هنر مدرن و هنر قبل یونان باستان قراردادهای زیبایی شناسانه قرن 15 احیاء نورائی (رنسانس) که از آنها میکلانژ لئوناردو داوینچی رافائل

مجسمه هایی هستند از سنگ که واقعگرایی در آنها دیده می شود هنر معاصر بیان ندارد یا داستان ندارد و واقع گرایی ندارد و فقط حجم هستند هنر فرا واقعگرایی (سورئالیسم یا بیان گرایی اکسپرسیونیسم )هنر حاضر آماده که در مجسمه سازی معاصر از این حجم ها استفاده می شود سر گاو نر                 کار پیکاسو آوانگار و پیش تازی و پیش قراول ژانر های(گونه –نوع) سینمائی – مثل ژانر                   وحشت – ژانر تاریخی حماسی _  مثل فیلها گلادیاتور – بنهور – باراباس ژانر علمی – تخیلی مثل آواتار یا ماتریکس ژانر جنگی که عموماً ضد جنگ ژانر پلیسی ژانر جنائی ژانرهای کمدی ژانر دراماتیک ژانر ملودی درام ژانر موزیکال که بجای دیالوگ آواز موسیقی است ژانر مستند که شامل مستند درام شبه مستند ژانر (جاده) مثل فیلم جاده – خیلی دور – خیلی نزدیک یا فیلم پاریس تگزاس

تفاوت هنر نقاشی و گرافیک بر سه نوع است الف – گرافیک تجاری ب– گرافیک هنری فرهنگی ج- گرافیک دارای زیبایی و نوشتاری

الف- گرافیک دارای نوشتار است مستقیم صحبت می کندو قابل تکثیر است توسط کامپیوتر یا دستی که از موارد علائم راهنمائی – بیلبرد ها – بنر ها -  طراحی اسکناس و طراحی بسته بندی  رابطه هنر نقاشی و گرافیک مثل رابطه تاتر که مادر هنر سینما است  هنر گرافیک زائیده شده است از هنر نقاشی است و قدیمی تراز سینما است

تولد هنر     325(کنستانتین امپراتور روم مسیحی می شود)        سال 600            هنر بیزانس                                  سال 623 - 622

 

  

در هنر بیزانس مشخصات خود را دارد چون تحت تاثیر مذهب بوده 1- مشخصه اول هنر بیزانس ها تقدس 2- موضوع ها مذهبی 3- رنگ ها تخت و بُعد ندارند 4- هنر موزائیکی یا ویترای مخصوص خود بوده 5- از خطوط دور با رنگ مشکی استفاده شده و بخاطر اینکه از یک رنگ استفاده شده و سایه روشن ندارد تخت است

در زمان گسترش هنر اسلامی تفکر اسلامی + هنر کشورهای فتح شده = هنر اسالمی مثل هنر ایرانی که در زمان ورود اسلام به هنر ایرانی هنر ایرانی اسلامی تشکیل یافت

هنر اسلامی منع صورتگری و ساده سازی – میل به وحدت و دارای مرکزیت

هنر گوتیک : از دوره 1020به بعد هنر گوتیک بوجود آمد که در اروپا عمده ترین کاربرد گوتیک در هنر معماری بوده بخاطر نور گیری بیشتر و استحکام بنا و سبکی بنا و بحث ارتفاع بیشتر ساختمان ها بوده ولی گوتیک در بحث نقاشی و مجسمه سازی نیز وجود داشته و از بناهای معروف گوتیک بناهای جناقی چهار طاقی گوتیک دارای سه مرحله آغازین – میانه و متاخر است بعد از دوره گوتیک در قرن 16 دوره رنسانس یا نوزایی (ایتالیا) که بین سالهای 1400تا 1500 nv در آلمان علیه کلیسا مخالفتی به وجود آمد و جنگی در آلمان توسط مارتین ولتر و در دوره نوزائی آقایان میکلانژ – لئوناردو داوینچی – رافائل

مشخصات هنر رنسانس

1-انسان محور است مثل تابلوهای میکلانژ بنام خداوند روح در انسان می دمد انسان و خداوند در تابلو بشکل انسان می نمایاند

2- آشنایی با علم پرسپکتیو در دوره رنسانس سه بُعد پردازی است 3- و بُعد پردازی و سایه سازی 4- حرکت در هنر رنسانس 5- تاثیر پذیری از هنر روم و یونان قدیم

دوره روکوکو از فرانسه شروع شد ه و از معماری و تزئینات داخلی و بعدها به نقاشی هم وارد شد و سالهای بعد توسط باسمه ها (نقاشی های چاپی) به  سایر کشور های اروپایی رفت (هنر لوئی 14قبل از روکوکو هنری خشک و بی روح بود هنر لوئی 15برخلاف هنر لوئی 14 تزئینی و شاد و با روح است روکوکو در لغت به معنی سنگ ریزه است از آثار هنرمندانی مثل بوشر- فراگونارد-هوگارت

هنر نئو کلاسیک : هنری آرمانی و ایده عالی است مثل اسطوره ها توجه به اندام انسان و تناسبات آن در دوره یونان و روم باستان تناسبات طلائی خیلی اهمیت می دادن و در قرن 18بعلت کاوش های در شهر مدفون شده در زیر مواد مذاب آثاری دیده شده که همان هنر آرمانی یونان باستان احیاء می کند و از هنر مندان نئوکلاسیک داویدروانگر

هنر رومانتیک : این هنر از نئو کلاسیک بوجود آمده بعد از انقلاب صنعتی اروپا بوده برخلاف هنر نئوکلاسیک که دارای منطق و چهار چوب ریاضی بوده دارای احساس و غیر ایستا /متغیر و غیر صریح و از هنرمندان این مکتب دلاکروا – ویلیام بلیک – و ویلیام ترنر می باشد

مکتب هنر رئالیسم –واقع گرا هستند که مردم عادی براحتی وارد این هنر می شوند و اشکال کارگران و قشر پایین تر در نقاشی ها و به صورت واقع گراتر دیده می شود که دو گروه است که رئالیسم اجتماعی در فرانسه بوجود می آید مثال هنرمندان کوربه فرانسوی و دوم رئالیسم سوسیالیستی که در شوروی بوده و از هنرمندان مثل کورکی این مکتب بخاطر نگاه سوسیالیسم بوده تفکر کارگری و کمونیستی است

مکتب هنر رئالیسم به معنی طبیعت گرائی است و سعی دارد مطلق و محض تابع واقعیت باشد ولی در رئالیسم دخل و تصرف ایجاد می کند و در ناتورالیسم دخل و تصرف ایجاد نمی کند در این مکتب دوربین عکاسی اختراع شده بود و به همین خاطر معتقد بودن مثل دوربین عکاسی همه آنچه در طبیعت وجود دارد را بدون دخل وتصرف نقاشی می کردند و از هنر مندان بنام این مکتب آقای ششکین است و این مکتب بیشتر منظره کار می شود

امپرسیونیسم – پست امپر سیونیسم- سمبولیسم – فووسیسم – اکسپرسیونیسم – کوبیسم – آبستره – فوتوریسم – دادائیسم –سورئالیسم – هنر دوران – پست مدرن

***امپرسیونیسم =هنر اصالت لحظه و نور شروع از فرانسه و در سال 1890کل اروپا را گرفت در نمایشگاهی از کار های مردودان و از هنرمندان مانه – مونه – رنوا – دکا – ومشخصه آن رنگهای تیره و چرک از کارهایشان حذف کردن و رنگ سیاه و سفید مطلق وجود نداردو به خاطر وفا داربودن به رنگ (لحظه )مجبور بودن با سرعت (باقلم بزرگ و باضربه های قلم کارکنند)  این مکتب مادر اکثر مکاتب بعد از خود می باشد

پست امپرسیونیست –هنر تابناکی رنگ

فووسیسم تحت تاثیر هنر شرق وهنر بیزانس و هنر امپرسیونیست با رنگهای شاد به قفس حیوانات درنده معروف است

*** اکسپرسیونیسم از هنرمندان این مکتب کوکوشکا- ون گوک در آلمان بوجود آمد تحت تاثیر جنگهای جهانی بوجود آمد در لغت به معنی بیان احساسات درونی غم – و شادی – فقر- و بدبختی – خشم که بااستفاده از کنتراست و تضاد این احساسات نمایش داده می شود

کوبیسم توسط پیکاسو – ژرژپراک در فرانسه بوجود آمد در لغت به معنی مکعب گرایی است مدل در این مکتب ثابت است نقاشی متحرک است

آبستره یا هنر مجرد در لغت به معنی محض و مجرد یا به معنی خلاصه است هنرمندان آبستره کار عصاره و عنصری استفاده می کند که در طبیعت وجود ندارد و در نقاشی خود استفاده می کند از هنرمندان معروف کاندیسکی – موندریان

فوتوریسم به معنی آینده گم است ودر ایتالیا بوجود آمده مدل در این مکتب متحرک و نقاش ثابت است و به دنیای سرعت اهمیت می دهد زنی که از پله پایین می آید آقای دوشان

سورئالیسم به معنی فرا واقعی – خواب و رویا از هنرمندان سالوادور دالی – رنه مارگریت و بعد از نظریه خواب و رویا ی فِرَید بوجود آمده و در اسپانیا بوجود آمده است همه این دورانها راهنر مدرن می شناسند

هنر 1960یا هنر دوران یا پست مدرن از هنر معماری آغاز شده و تلفیق هنر مدرن با هنر سنت است

هنر تأتر یا نمایش (اُپرا – کابوکی هنر ژاپن –خیمه شب بازی – پانتومیم ) هنر تأتر به دوران باستان و دوره شهر نشینی می باشد (یونان باستان )هنر تأتر از آئین ها بوجود آمده است برخی معتقداند اسنان از فرم های و زندگی حیوانات دارد نشأت گرفته و برخی معتقداند که حاصل تفکر و خلاقیت می باشد هنر تأتر از یونان باستان ارسطو کتابی دارد بنام بوطیقا در کتابش درباره تأتر و نمایش نامه گفته که باید دارای سه ویژگی داشته باشد اولاً مکانی – زمانی – موضوعی – زمانی باید به ترتیب ارائه مشد در هنر تأتر و ازنظر مکانی باید در یک مکان یعنی قصه هر جا اتفاق افتاده در همان مکان قصه باید روایت بشود و از نظر موضوع باید بایک موضوع باشد

تازمان میلاد مسیح و حدود 150-120 میلادی هنر هند در تأتر پیشرو بوده در دوره بیزانس هنر تأتر وجود داشته تا جنگ مسلمانان با مسیحیان هنر نمایش سایه  بعد از پیروزی مسلمانان بوجود آمد و بعد نمایش تأتر به دو گروه شد تأتر سایه ای و تأتر و در ایران باستان وجود داشته و در ساسانیان قدرت گفت و در دوران قاجار با سفر هئیت های سیاسی بین ایران و کشورهای دیگر بوجود آمدو یکی از مهمترین آنها سفر ناصرالدین شاه به غرب و تاسیس مدرسه دارالفنون نقش مهمی بر ترجمه کتاب و نمایش نامه ها بوجود آمد انقلاب مشروط و تبعات آن برای گسترش هنر تأتر جهت نمایش نامه های سیاسی تأتر در ایران به دو گروه است تأتر مذهبی و گروه حماسی مثل نقالی و پرده خوانی بعد از هنر تأتر در دوره قاجاریه مکاتبی در تأتر در ایران بوجود آمد 1- مکتب واقع گرا مثل نمایش نامه گورکی یا نمایش نامه های آقای ساعدی 2-مکتب مدرن مثل کارهای بِکت 3-مکتب کلاسیک مثل کارهای شکسپیر 4-مکتب ملی مثل کارهای آقای  نصیریان – آقای سمندریان 5- مکاتب تأتر الیرُم 6-مکتب اکپرسیونیزم 7-مکتب اَمپرسیونیزم مثل چخوف 8- مکتب سمبولیزم 9-تأتر اَبزورد یا تأتر پوچ نما واقعی و در ظاهر پوچ است

3400 سال عمر موسیقی در جهان می باشد . موسیقی 1- صوت 2- زمانی

تعریف موسیقی : هماهنگی اصوات موزیکال (نتهای موسیقی ) در قالب زمانهای تناسب ریتم می باشد .

تناسب و هماهنگی ملودی وریتم ، موسیقی است

اصوات موزیکال (نت های موسیقی ) Do-Re-Mi-Fa-Sal-La-Si

توالی نتها : فرمهای موسیقی : 1-موسیقی محلی 2-کلاسیک 3-اصیل سنتی

دستگاه های موسیقی ایرانی : 1- شور مایه های شور– شور– ابوعطا- دشتی– بیات ترک- افشاری– ترک بیات2-سه گانه 3-ماهور4-چهار گانه 5-همایون خودبه چهار مایه:همایون – شوشتری –بیداد – اصفهانی  6-زار پنج گاه  7-نوا

معماری : فن طراحی و ساختن بناها برای پاسخی هماهنگ به نیاز های کارکردی و زیبا شناسانه است از آنجا که همه هنر ها در قالب یک فضای معماری نمود می یابند برخی معماری را مادر هنرهای زیبا بشمار می آورند موضوع معماری عبارت است از توده موجود در هوا معماری هنری است کاربردی با تلفیق مصالح و فضا های خالی جهت ساختن مکانهای مورد نیاز انسان در این هنر هم کار برد هم زیبایی و هنر

نظریه لوکورپوریه : سوئیسی در اواخر قرن 19 تا اواسط قرن20بوده نظریه مُدولار یا پیمانه سازی تناسبات طلائی با اندام انسان در معماری وارد کرده

تعریف ادبیات : عبارت است از سخنانی که از حد عادی سخنان برترو والاتر باشد و مردم آن را ضبط و نقل کنند و مردم از شنیدن و خواندن آن احساس غم و شادی لذت یا تفکر کنند ادبیات به نظم و نثر تقسیم می شود در ادبیات مکاتب زیر بوجود آمده کلاسیک – رومانتیسم – رئالیسم – ناتورالیسم – هنر برای هنر – سمبولیسم – دادایسم – سورئالیسم –فوتوریسم – کاسمو بلیسم – پوپولیسم

ادبیات کلاسیک :هنری برگرفته از ادبیات یونان و روم باستان است که در صده های 15و18میلادی در اروپا جریان داشت مثل آثار ادبی شکسپیر

ادبیات هنر برای هنر تنها معیار توجه هنرمند خلق زیبایی است مثل اسکار واید این مکتب را نمیتوان مشخصاً زائیده یک دوره خاص دانست اما آنچه مسلم است در اوایل قرن 19بیشتر خود را نشان داده هدف و معیار این هنر بیشتر خلق زیبایی است و در بند جلب اقشار جامعه نمی باشد



:: برچسب‌ها: سواد هنری,

نوشته شده توسط محمود سهرابی در ساعت 16:32



رفتار شناسی فرهنگی

سه شنبه 7 مهر 1394

رفتار شناسی فرهنگی ایرانیان  استاد سرکار خانم کرمی

1-روحیات ملل را تعریف کنید؟

شناخت رفتارهای به نسبت یکسانی است که از بیشتر مردم یک قوم یا ملت سر می زند و به عنوان صفت بارزیک ملت ظاهر می شود بطور مثال دقت ژاپنی ها –هوشمندی فرانسوی ها – سازگاری ایرانیان

2-فایده شناخت رفتار و روحیات ملت ها را توضیح دهید ؟

شناخت روحیات ملل بیش از هر چیز به ارتباطات جهانی و ارتباطات اجتماعی یاری می رساند و تاثیر و سودبخشی آن در صنعت جهانگردی و گردشگری بیش از مواد دیگر ،با شناخت ملت های گوناگون می توان میزبان خوبی برای جهانگردان باشیم و صنعت توریسم را گسترش دهیم.

3-ابزار مطالعه فرهنگ و روحیات ملل کدامند؟

علاوه بر کتابهای متعدد و منابع نوشتاری ،با حضور در میان اجتماع قوم ها و ملت ها و مشاهده رفتار آنها ،از طریق فیلم هاو رسانه های شنیداری و همچنین پژوهش های میدانی می توان به مطالعه پرداخت

4-عناصر مهم زیست بوم را نام ببرید؟

جغرافیای سیاسی – جغرافیای طبیعی – اقتصاد – ابزار و تکنولوژی – روش ،شیوه مدیریت و تعلیم و تربیت

5-ارتباطات انسان به چند دسته تقسیم می شوند ؟

ارتباطات فردی- ارتباطات میان فردی – ارتباطات همگانی ارتباطات میان فردی و همگانی به دودسته ارتباطات کلامی و غیر کلامی تقسیم می شوند ارتباطات کلامی شامل ارتباط حسی و نشانه ای(نمادها) و ارتباط فراحسی (خارج از حواس پنج گانه )

6-نظریه مبارزه طلبی محیط توین بی را توضیح دهید؟

طبق این نظریه ،آنچه که باعث می شود به وجود آید و قومی برتر شود روح مبارزه طلبی با محیط است که باعث ساخت تمدن است و عوامل موثر آن عباتند از : تحقیر یک ملت – مهاجرت – محیط سخت – فشار اجتماعی – شکست

7-برخورد پیوند دو فرهنگ به چه شکلهایی صورت می گیرد؟

جنگ(هجوم – دفاع)-سفر (بازرگانی – جهانگردی )-مهاجرت (کوچ گروهی –کوچ فردی)

8-آثار مستقیم کشاورزی بر ویژگی های رفتاری در ایرانیان کدام است ؟

بردباری نظم و بی نظمی اعتماد به نفس و وارهایی نوسانات زندگی وابستگی به زمین تک زیستی و خود بسندگی

9-آثار غیر مستقیم کشاورزی بر رفتار های ایرانیان را بنویسید؟

سازگاری – تفرقه اجتماعی – پیدایش روحیه عرفان – زورخواستن و زود خواستن

10-دلبستگی به پیشینه و میهن و نیاکان را ازدیدگاه هانری رنه دالمانی بنویسید؟

ایرانیان در ذات خود به سنت ها و آداب دیرینشان دلبستگی تام دارند و در تمامی دگرگونی هایی که بر اثر تهاجم و یورش های بیگانگان در این سرزمین روی داده است همیشه کوشیده که به سنت ها و عادت ها و رسم فاتحان اعتنایی نکند ،بلکه آنهارا با آداب و رسوم خود آشنا و بعد در جامعه خود حل کرده است

11-نظر هرودت درباره تربیت در ایران دوره هخامنشیان را بنویسید؟

او راستگویی را اساس تربیت ایرانیان در تربیت فرزندان خود سه اصل رارعایت می کننداسب سواری تیر اندازی با کمان راستگویی

12-این سخن از کیست ؟"ایرنیان زرنگ می دانند که چه موقع با باد جهت عوض کنند"جواب : ویلیام بیمن

الف-میلسپو     ب- ویلیام بیمن                    ج- فلاندن                 د-ویلیامز جکسن

13-نظر گوته در خصوص طبع شعر و ظرافت و نکته سنجی ایرانیان را بنویسید؟

این خصلت تنها در شعرای این کشور نیست تمام ملت ایران ،آدمهایی باذوق و نکته سنج و نکته دان و هوشمندند .ذوق و شوری که خلاق واقعی شعر و هنر است در روح این ملت به حد اعلا وجود دارد

14-توین بی چه عواملی راباعث سقوط تمدن می داند ؟

جنگ و طبقات

15-نظریه ابن خلدون برپایه ........است ؟

عصبیت و انگیزه قوی و محرک

16-روش مدیریت و تربیت در ایران ،دستکم تا پیش از انقلاب مشروطه .......بوده است؟

متمرکز

17-زبان فارسی در کدام یک از کشورهای جهان زبان رسمی به شمار می آید؟

تاجیکستان –ایران - افغانستان

18-کدام شهر خراسان معروف به 72 ملت و آمیخته با فرهنگ های گوناگون است ؟

مشهد

19-ویژگی های اصلی مردم یزد عباتند از :

آشتی جو  صلح جو و درستکار

20-نواحی کرد نشین دیگر کشورها از چه زمانی از ایران جدا شده اند؟

جنگ چالدران

21-سازمشهور آیینی کردان اهل حق کدام است ؟

تنبور

22-سرزمین لرستان در پیش از اسلام ،چه نامیده می شد ؟

پهله

23-امیر احمدی در سفرنامه خود برکدام یک از جنبه های رفتاری مردم لرستان تکیه می کند؟

شهامت زنان

24-سرزمین بلوچستان در قدیمی ترین سند های تاریخی چه نامیده شده است؟

زرنگ یا زرنج

25-سیستان در دوره اسلامی به چه نامی مشهور بوده است ؟

انبار غله ایران

26-از مشخصه روحی گیلانی ها .......آنهاست ؟

شادبودن

27-جشن مردگان در روستای طبرستان در چه روزی برپا می گردد؟

تیرماه

28-مهمترین ایل های ترک زبان آذربایجان کدامند؟

شاهسون –ارسباران– خلخالی طایفه ترک قزلباش توسط شاه اسماعیل اول بوجود آمد وطایفه شاهسون توسط شاه عباس صفوی

29-بانی تشکیل ایل شاهسون کسیت؟

شاه عباس صفوی

30-خاستگاه آیین سنتی تشت گذاری کجاست؟

اردبیل

31-ویژگی رفتاری بارز تبریزیان از نظر حاجی زینالعابدین مراغه ای چیست؟

غرور آنها

32-نامهای امروزین خوزستان و اهواز از چه واژه هایی گرفته شده است؟

واژه خوز و اوز

33- این جمله که"اگر بتوان شهری را دریایی نامید ،به درستی که آن شهر بندر بوشهر است"از چه کسی است؟

برادلی برت

34-زیارتگاه مشهور زرتشتیان در یزد چه نام دارد؟

پیر سبز

35-ایران پس از فلسطین چندمین جایگاه مقدس یهودیان است؟

دومین

36-صفت های بارز ایرانیان ارمنی کدامند؟

درست کاری ،انصاف،سخت کوشی

37-زرتشتیان در چه ماهی از خوردن گوشت پرهیز می کنند؟

بهمن

38-جبران خسارت مادی و معنوی یا جانی در میان عرب ها ،برای حل اختلاف میان دو طرف از دو عشیره را چه می گویند؟

فصل

39-کدام سیاح ری را بهترین سرزمین آفریده شده می داند؟

ابن خردادبه

40-کدامشهر ،مشهوربه شهر خوشنویسان و آوازخوانان است ؟

خوانسار

41-رفتار شناسی به شکل امروزین آن از چه زمانی مطرح شد و از دل کدام دانش سربرآورد؟

دهه های آغازین سده بیستم و از دل روانشناسی مطرح شده است

42-انسان در نمودار چگونگی پیدایش رفتار و روحیه اجتماعی چگونه موجودی است؟

اجتماعی و ارتباط گر

43- فرهنگ در لغت نامه برهان قاطع به چمعنایی به کار برده شده است ؟

کاریزو قنات

44-میانگین ریزش باران در ایران چقدر است؟

کمتر از نصف میانگین جهانی

45-موقعیت جغرافیای سیاسی ایران ..........

منطقه استراتژیکی پر اهمیت و محل ارتباط تمدن های گوناگون و محل تاثیر و تاثر بسیارو جاده شاهی و جاده ابریشم و شاهراه نفتی و درادبیات به آن دل جهان نامیده می شود

46-یکی از ویژگیهای مردم گلستان گوناگونی .........آن است .

خوراکی هاو شیرینی های آن

47-کدام یک از ادیبان ،گویش دزفولی را از لهجه های اصلی زبان فارسی می داند ؟

دکتر محمد معین

48-کلیسای ارمنی وانک کجا قراردارد؟

اصفهان

49-کرمانی ها را مردمی .........دانسته اند ؟

تجارت پیشه و اهل بزم

 



:: برچسب‌ها: رفتار شناسی فرهنگی,

نوشته شده توسط محمود سهرابی در ساعت 16:31



جامعه شناسی هنر

سه شنبه 7 مهر 1394

جامعه شناسی هنر (سرکار خانم شادآلویی)    

1- جامعه شناسی هنر را تعریف کنید ؟

علم شناخت پدیده های اجتماعی و رابطه بین آنها را بیان کند

هنر بیان روح و احساسات درونی با شیوه ها و ابزار های مختلف که منجر به یک زیبایی شناختی شود مثل نقاشی

جامعه شناسی هنر یعنی علم مطالعه عوامل و پدیده های اجتماعی جامعه از مجرای ناحیه هنر های همان جامعه و تاثیرات این دو بر هم دیگر

جامعه شناسی هنر یعنی هنر را انتها یک کشف و شهود بلکه اثری برای تفسیر جامعه می داند یعنی در هنر رد پای جامعه دیده می شود

دوران شکوفائی هنر به چند عامل بستگی دارد 1- نقش رسانه در هنر 2-جامعه شناسی هنر هفتگانه گزارش تهیه گردد 3-تاثیر هنر بر جامعه

2-رویکرد های سه گانه به جامعه شناسی هنر را نام ببرید؟

1-رویکرد فلسفی2-رویکرد جامعه شناختی 3- رویکرد فلسفی- رویکرد جامعه شناختی

3-در رویکردهای اول و دوم و سوم جامعه شناسان قید کنید ؟

 رویکرد اول کندرسه-هگل – آگوست کنت و در رویکرد دوم فوئر باخ – سن سیمون – مارکس آرنولد هاوزردر رویکرد سوم شلر جبریت از میان سه رویکرد  رویکرد اول که مسئله هنر برای هنر تشکیل می دهد به دلیل عدم قبول هر گونه رابطه بین آثار هنری و شرایط اجتماعی همزمان آنها فاقد بعد جامعه شناختی است کارهای جامعه شناسی بر اساس رویکرد دوم که با این توضیح کمادی و عمدتاًمارکسیستی است انجام گرفته و جامعه شناسی هنر و ادبیات بیشتر در این رویکردبسط و گسترش یافته است

4-هنر را تعریف کنید ؟

هنر مجموعه ای از آثار یا فرایندهای ساخت انسان است که در جهت اثر گذاری بر عواطف ،احساسات و هوش انسانی و یا به منظور انتقال یک معنا یا مفهوم خلق می شوند .در تاریخ فرهنگ و هنر انسانی هنر با نوعی الهام و اشراق همراه است که گاهی عقل و درک انسانی از درک سر آن عاجز است یعنی هنر بیشتر با جان پاک هنرمند و یا سبک بیان او پیوند داردگروهی هنر را منوط به تعریف زیبایی و ملازم آن دانسته اند و گروه دیگر با پیرامون زیبایی بحث کرده واز آن تعریف می کنند

5- نظریه های زیبایی شناسی بر چند نوع است نام ببرید ؟

نظریه های تعریف زیبایی :1- عینی یا بیرونی :اینان معتقدند که زیبایی از صفات عینی موجود است و ذهن انسان به کمک قواعد و اصول معینی آن را درک می کند همانطور که معلومات دیگر را هم برحسب قوانین مربوط آنها درک می کند 2- دیگر ذهنی یا درونی : از طرف دیگر صاحبان نظریه های ذهنی می گویند زیبایی چیزی نیست که در عالم خارج وجود داشته باشد و بتوان آن را با شرایط و موازین معینی تعریف کرد بلکه کیفیتی است که ذهن انسان در برابر بعضی محسوسات از خود ایجاد می کند به عبارت دیگر زیبایی یک فعالیت روحی صاحب حس است و نه صفت شیئ محسوس

6-انواع هنر کاربردی را بنویسید ؟

1- هنر های کاربردی (مفید) هنر هایی هستند که نخست کار کرد و سودمندی آنها اهمیت دارد و هدف از خلقشان کاربردشان بوده است مانند ماشین لباسشویی – معماری –صنعت خودروسازی 2- هنر های زیبا هنرهایی است که تنها به دلیل زیبا بودنشان خلق شده اند یعنی بخاطر خودشان نه چیز دیگری که خود اینها به هفت دسته تقسیم می شوند .1-موسیقی 2-هنرهای دستی مجسمه سازی 3- هنر ترسیم نقاشی –خطاطی – عکاسی 4-ادبیات :شعر - داستان – نمایشنامه –حکایت 5-معماری 6- رقس و حرکات نمایشی 7-هنر های نمایشی : تئاتر - سینما – انیمیشن

هنر در فرهنگ ایران : هنر در فرهنگ به خاطر انس با فرهنگ الهی و سنتی جلوه و نمود معنوی و انسانی یافته است این دریافت از هنر در ادبیات فارسی و عرفانی ،به ویژه در زبان حافظ و مولانا ،تجلی بارزتری از خود به نمایش گذارده است از دیدگاه حافظ و مولانا ،عرفان نوعی ذوقی وهنری است و هنر نیز نوعی الهام و اشراق است و هنر مند هم ذوق اشراقی بی بهره نیست اکثر اندیشمندان چون از حل رموز آن فرومانده اند در واقع ،غالب سخنان زیبا و دلنشین درباره هنر که گوش آدمی را نوازش می دهد به غیراز ابهام و ادراک ناپذیری آن ،از حیث اندیشه در فضای محدود سیر می کنند زیرا این تعاریف هر کدام از زاویه خاصی ، هنر را توصیف می کنند و نوع بینش خواص دارند

تعاریف هنر از زبان اندیشمندان

7- چهار تعریف از زبان اندیشمندان را ذکر کنید ؟

- هنر، انعکاس تخیل و تصور هنر مند است – هنر،آفرینش زیبایی است – هنر،گزارش و ترجمه ای است از روح هنرمند-هنر،دعوتی است به سوی سعادت

8- سه نکته اساسی در تعریف تولستوی از هنر را ذکر کنید؟

 

1-عامل خود آگاهی2- عامل انسانیت3-عامل هدفمندی

9-تعریف تولستوی از هنر بیان کنید ؟

از نظر تولستوی تعریف های هنر از ظرافت و عمق و دقت خاصی برخوردار است و طرز بیان در هنر نیز توجه نموده است همچنین وی از تجربه در وجدان هنرمند یاد می کند و شرقی ها سلوک باطنی و غربی ها تجربه درونی یاد می کند و محی الدین عربی در عرفان معتقد است عرفان نمی توانند احساسات و تجارب خویش را مستقیماً به دیگران انتقال دهند و تنها زبان راز و رمز ،تجربه ها و احساسات خویش را منتقل می نمایند .از تلفیق نظر تولستوی و محی الدین عربی چنین بر می آید که هنر و عرفان یک هم زبانی در میان آن دو مشاهده می شود و این بصورت رمز می باشد

10-تعریف بندیتو کروچه از هنر را بنویسید؟

وی معتقد است ماهیت هنر نوعی شهود است که در واقع ،تجربه دروی جهت کشف جمال الهی است .در این تعاریف رشته های هنری مانند آبی زلال و شفاف هستند که از شهود سرچشمه می گیرندعشق به حسن جمال از فطرت الهی انسان سرچشمه می گیرد که روانشناسن ،امروز از آن به نام حس زیبایی و جمال دوستی در روح انسان یاد می کنند این حس ،زیبایی ذاتی است و این نمود زیبایی که برای انسان زیبا جلوه می کند بازتاب حس درونی است

11- تعریف اقبال لاهور از هنر چیست ؟

از مهمترین تعاریف اینگونه بوده که مقصود از هنر ،اکتساب حرارت و نشاط ابدی است ملتها نمی توانند بدون معجزه قیام کنند تا انجا که مقصود از علم و فلسفه ،کشف حقیقت است و هدف از هنر ، تمثل حقیقت است در هر حال توصیف اقبال از هنر هنر دینی و سنتی است و با پژوهش های جیدی در مورد هنر دینی سازگاری داردهمچنین می گوید مقصود از فلسفه ،کشف حقیقت است و هدف از هنر تمثیل حقیقت است

12- تعریف جامعه شناسان از هنر را بنویسید ؟

شاخه ای از علم جامعه شناسی است که ساخت و کار کرد اجتماعی هنر و ادبیات و رابطه میان جامعه و هنر و قوانین حاکم بر آن ها را بررسی می کند

13-رسالت جامعه شناسی هنر را بنویسید؟

اهمیت هنر ها و رابطه آنها با زندگی ما آشکار سازد در دوره حاضر هر روز سهم وجوه نمادین و ارزش های زیباشناختی در زندگی روزمره بیشتر می شود و هر روز هنر ها بیش از هر زمانی به زندگی روز مره می پردازد و بین این دو پیوند وسیعی شکل گرفته است

14- پنج مورد از ویژگی های مشترک هنر را بنویسید ؟

 1-هنر یک فرآورده است ملموس ،شنیدنی و یا دیدنی است که میتواند شیئی ماده مانند باشد مثل کتاب مجسمه ،دیسک فشرده 2-هنر دارای هستی ارتباطی است یعنی هنر را مخاطبانی آنرا دیده و شنیده و یا تجربه کرده باشند 3- برای تجربه لذت است از جنبه زیبا شناختی و سرگرمی معاشرتی و انگیزش ذهنی یا حتی فرار میتوان از هنر بهره گرفت 4-هنر هنگامی که با زندگی واقعی مرتبط می شود قصه یا تفسیری عرضه می دارد5-هنر براساس زمینه و موقعیت یا مادی یا اجتماعی تعریف می شود .

15- سه رهیافت کلی جامعه شناسی هنر را نام ببرید؟

1-هنر و جامعه ،که درصدد ارتباط برقرار کردن میان جامعه و هنر هستند 2-هنر در جامعه جهت بررسی جایگاه هنر درجامعه است 3-هنر به مثابه جامعه یعنی مجموع کنش های متقابل کنشگران ،نهادها،اشیاءبه گونه ای با هم تحول می یابند تا آنچه را که عموماًهنر می نامند تحقق یابد .

16- ارتباط دو رویکرد دورونی و بیرونی به هنر از دیدگاه ورازولبرگ کدام است ؟

رابطه هنر با سایر علوم از دیدگاه مطالعاتی "ورارولبرگ"از دیدگاه ایشان دو رویکرد وجود دارد الو رویکرد اُدبا ،فضلا،هنرمندان ،زیباشناسان و گروهی از مورخان تشکیل می دهند که به هنر ازجنبه درونی نگاه می کنند وگروهی دیگر از دانشوران از جمله مردم شناسان ،مورخان اجتماعی هنر ،علمای اقتصاد،سیاست ،حقوق ،روانشناسی و در سرلوحه آنها جامعه شناسان به هنر نگاه از بیرون دارند

17-از دیدگاه بوردیو برای ورود به جامعه شناسی هنر به چه مسائلی باید توجه کرد؟

- هنر – وضعیت هنرمند – تحلیل جامعه شناسی اثر هنری – جامعه شناسی واسطه های هنری ،مخاطبین و غیره بوردیو همواره در پی بر قرار کردن نسبت میان هنر و جامعه شناسی و مسئله مهم دیگر بحث مخاطبین هنر می باشد در باره مسئله اول بوردیو معتقد است جامعه شناسی و هنر زوج موفقی نبوده است و تجربه زیست آنها کنار هم شکست خورده چون هنر خاص و متفاوت بوده و این تمایز در زیباشناسی او است و زیبا باقی میماند و هنر مدعی است جهانی می باشد و چون جامعه شناسی تحت تاثیر سنت است باعث مقاومت این دو دربرابر هم می باشد

18- توهم سوژه خلاق از کیست توضیح دهید ؟

از آقای بوردیو است او دیدگاه کانت را نقد کرده است و معتقد است خودِ هنرمند محصول و مخلوق یک فرآیندِ اجتماعی است .پیش از بوردیو مارسل مورس این مسئله را مورد اعتقاد به جادوگر در قبایل قدیمی مطرح می کند که قدرت جادویی را جامعه ،به جادوگر داده بوده یا خدا دادی بوده است بوردیو به تبع مورس می گوید ،هنرمندِ خالق را چه کسی خلق می کند ؟ او این توهم را توهم سوژه خلاق می نامد. توهم اینکه استعداد ،ذاتی و هوش ،خدادادی است

19- مفهوم عادت واره از دیدگاه بوردیو را شرح دهید ؟

بوردیو معتقد است که فرد سرمایه اقتصادی را یا از طریق ارث بدست می آورد یا از طریق کسب درآمد اما سرمایه فرهنگی را اینطور نیست و نمیتوان یکباره بدست آورد در اینجا مفهوم عادت واره یا خصلت را بیان می کند یعنی هر فرد محصول خصلت ها یا شیوه های اجتماعی بودن و فردی بودن است که تعینات اجتماعی بیش از همه رفتار عملی افراد نمایان است نه دراعتقاداتشان پس اگر شخصی عادت واره نداشته باشد شیوه بودن هنری و فرهنگی را چگونه باید کسب کند پاسخ همان نتیجه فرآیند اجتماعی شدن است .سرمایه فرهنگی به ارث برده می شود و اشخاصی که بطور طبیعی در نهاد خانواده شان این فرآینداجتماعی و شیوه هنری و فرهنگی بودن را به ارث نبرده اند در آینده از این حوزه محروم خواهند شد و به همین خاطر حوزه یا میدان هنر به دست وارثین و کسانی که بطور طبیعی صاحبان این سرایه اند ،می افتد.

20-واژه ذوق پرورده از کیست شرح دهید ؟

به نظر وی ذوق باید اولین نهاد اجتماعی یعنی خانواده ، سپس در مدرسه ،بعد در محیط کار و بالاخره توسط رسانه ها پرورده شود وقتی فرد این ذوق را به ارث نبرده باشد و جزء وارثین نباشد این مسئولیت به عهده دیگر نهاد اجتماعی است و اگر آنها این مسئولیت را بر عهده نگیرند ،همه حوزه ها خصوصاً حوزه هنر به دست وارثین خواهد افتاد بنابراین دموکراتیزه کردن نهادهای هنری حاصلی ندارد

21- مفهوم کنش گر اجتماعی از دیدگاه لاریه توضیح دهید ؟

لاریر در کتاب انسان متکثر در نقد بوردیو در بحث کنشگر اجتماعی متکثر را بیان میکند منظور او متعدد بودن منابع اجتماعی شدن است که گاه با هم تضاد دارند . از دیدگاه ِاو در دنیایی که زندگی می کنیم منابع اجتماعی ،متکثر شده در نتیجه ما الگورا بازتولید نمی کنیم امکان دارد خانواده ای دختر را به عنوان زن خانه دار و مادرِ خوب تربیت کرده باشد اما وقتی وارد دانشگاه می شود می آموزد که می توان هم فعال اجتماعی بود و هم مادر خوب ، می توان نقش خو را در چندین میدان ایفا کرد در نتیجه کنشگر اجتماعی متکثر می شود

 



:: برچسب‌ها: جامعه شناسی هنر,

نوشته شده توسط محمود سهرابی در ساعت 16:29



اقدام پژوهی

سه شنبه 7 مهر 1394

اقدام  پژوهی

کتاب روش تحقیق عملی اقدام پژوهی نویسنده یوسف ایرانی و ابوالفضل بختیاری انتشارات نشر لوح زرین

تعریف علم : آنچه هست را مطالعه می کند یا واقعیات را مطالعه می کند

حقیقت آنچه باید باشد تعریف شده است

در همه رشته های علمی دارای سه بخش موضوع - هدف - روش است

روش مجموعه ای از قواعد و تکنیک هایی است برای رسیدن به هدف کشف چرائی حقیقت ها (بررسی واقعیتها )

روش تحقیق بر دو دسته است :

هدف بنیادی – پایه ای – کاربردی – اقدام پژوهی عملی

شیوه گرد آوری داده ها

تحقیقات بنیادی در سطح کلان می باشد و برای تولید علم می باشد

تحقیقاتی که در جامعه کاربرد دارد و فوری باید نتیجه گیری شود و از نتایج برای حل مسائل استفاده شود

اقدام پژوهی تحقیقاتی در یک زمان مشخص در خصوص موضوع خاص و بطور سریع و عملیاتی می باشد

شیوه های گرد آوری روشهای تاریخی – توصیفی – آزمایشی

روش تاریخی مراجعه به تاریخ و بررسی و مطالعه مسائل در تاریخ مشخص

روش توصیفی پنج روش است

روش آزمایشی : روشی که به صورت آزمایشی و در آزمایشگاه می باشد و به دوگروه گواه و گروه کنترل می باشد

حوزه مطالعه علم  مطالعه جهت رسیدن از واقعیت ها (هرآنچه هست )  به حقایق (هرآنچه باید باشد)

چون علم دائم در حال تغییر و مطالعه در مورد آنها توسعه یافته و گسترده شده و شاخه های آن زیاد گردیده

همیشه حقیقت با واقعیت بر هم منطبق نمی باشد

روش گرد آوری توصیفی بر پنج دسته است پیمایشی – همبستگی – عِلّی یا پس رویدادی - موردی اقدام پژوهی

هر علمی استوار است بر پژوهش های خودش می باشد

نظریه : معمولاً در علوم انسانی به خاطر اینکه با انسان و پیچیدهگی های خاص خود در ارتباط است تمامی متکی بر نظریه می باشد و با روشهای علمی قابل تبدیل به قانون و اصل نیست

قانون :معمولاً علوم طبیعی بیشتریا روش تحقیق علمی به قانون تبدیل می گیرد .

در کل کلیه مطالعات بر اساس پژوهش است

تفاوت مساله با مشکل هر گاه موردی بر خورد کنیم که علت را نمی دانیم و مشکل علت را می دانیم و برای رفع آن اقدام  می کنیم و در علم دنبال مائل هستیم و علم مساله محور است برای شروع تحقیق با یک مساله است و بعد از شناسایی علت به مشکل تبدیل می شود

 

 

گرد آوری اطلاعات و داده ها بر سه نوع است تاریخی – آزمایشی – توصیفی

تاریخی آندسته از اطلاعات است که داده ها موجود است در اسناد و مدارک و منابع و پژوهشگر به جستجوی آن داده ها از منابع می پردازد و تحقیقات خود درا بر روی آنها انجام  می دهد

تحقیقات آزمایشی محقق از طریق پژوهش تولید داده برای تحقیق می کند

تحقیقات توصیفی نیز مانند آزمایشی است

مثل اثر اسباب بازی در ارتباط در روابط کودکان بررسی کنیم

اثر چایزه در فراگیری و تلاش دانش آموزان

اسباب بازی در ارتباط در روابط کودکان

متغیر مستقل علت(x)     متغیر وابسته – معلول (y)

جایزه                       در فراگیری و تلاش دانش آموزان

روش پیمایشی از طریق پرسش نامه و در میدان تحقیق انجام می شود در این نوع تحقیق بر اساس هدف تحقیق پرسشنانه تهیه می گردد.

معمولاً بخاطر استاندارد بودن و پردازش از اعداد و رقم در روش  پرسشنامه ای بیشتر استفاده می شود و این روش کمی است و جهت  جمع آوری داده ها دقیق تر است

تحقیقات پس رویدادی (عِلّی) با مقایسه ای تحقیقات هستند که پس از وقوع حادثه محقق دنبال علت حادثه تحقیق می کنند مثل تحقیقات درباره علت آتش سوزی پس از وقوع حادثه باشد

تحقیقات همبستگی تحقیقاتی است که محقق به رابطه بین علت ومعلول میزان تعغییرات آنها را نشان بدهیم مثل رابطه فیلم های کارتونی خشن بر پرخاشگری کودکان

تحقیقات موردی (کیفی) : محقق به ذهنیات و روحیات آدمی سر وکار دارد و کیفی می باشد در تحقیقات موردی یک مورد یا یک کیس را از جهات مختلف مورد مطالعه و بررسی قرار می دهیم  از محققان مورد پژوهی می توان آقای جلال آل احمد را نام برد

اقدام پژوهی : تحقیقاتی است که محقق خود از داده ها و اطلاعات بدست آمده برای کاربرد و استفاده می کند و عملیاتی می کند نتایج دارای سه ویژگی است مشارکتی - دموکراتیک (انعطاف پذیر )- عملیاتی

تحقیقاتی که توسط محقق برای بهبود انجام شده در موقعیتهای معینی و تاثیر آن در همان زمان بررسی و ارزیابی نماید

اقدام پژوهی یا تحقیق در عمل شیوه ای از پژوهش است که محقق بصورت علمی مسائل مورد بررسی خود را تحقیق کرده و از نتایج آن برای بهبود فرایند مسائل و موضوع استفاده می کنند

ارکان با اصولی که در هر تحقیق علمی باید رعایت کرد

 1- کسب روح علمی (روحیه علمی ) فارغ از هر گونه تعصب و خرافه و تصورات قالبی و دارابودن روحیه کاملاً بیطرفانه

2- کاربرد شیوه های قابل اطمینان در تحقیق و مطالعه برای هر موضوع تحقیق باید روش صحیح انتخاب شود که بتوان بر اساس آن روش بتوانیم نتیجه گیری کرد و بطور مثال برای بحث اعتیاد در جامعه نمی توان از اسناد تاریخی و یا مصاحبه استفاده کرد

3- حرکت تدریجی و منظم،(Step by step) در راه مطالعه و کسب نتیجه است یعنی در مراحل تحقیق باید زمانبندی وجود داشته باشد و هر مرحله در زمان خود و منظم انجام شود مثل تحقیقف در علت افت تحصیل دانش آموزان منطقه 7 در سال تحصیلی 93-92انجام می شود ( نباید وقفه بین مراحل تحقیق وجود داشته باشد

4- سعی در دستیابی روابط بین پدیده ها( بررسی علل پیشرفت تحصیلی  دانش آموزان متوسطه سال 91منطقه 7آموزش و پرورش) ویژگی های موضوع تحقیق

الف – باید از لحاظ زمان و مکان محدود باشد ب- موضوع تحقیق باید قابل تحقیق یا قابل اجرا باشد 3-موضوع تحقیق باید جامع باشد 4- موضوع تحقیق نباید کلی باشد و شفاف نیز باشد 5-موضوع تحقیق از لحاظ نگارش مختصر و در یک سطر باشد 6- موضوع دارای اهمیت و ضرورت باشد

بعد از دستیابی روابط باید فرضیه را مطرح کرد که از طریق سوالاتی که درخود ایجاد می کند فرضیه کند مثلاً فرض اینکه بین امکانات تحصیلی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رابطع وجود دارد یا تحصیلات والدین تاثیر بر پیشرفت دانش آموزان دارد.

بعد از طرح فرضیه باید متغیر ها را که دو گونه است تعریف کرد که اول متغیر مستقل یا علت یا χ و متغیر ابسته یا معلومل یا y و در فرضیه ها چندین χ وجود دارد ولی یک متغیر yمشترک دارد

فرایند تحقیق علمی 1- انتخاب تحلیل و تبیین مساله 2- انتخاب طراحی و تشریح روشهای کار 3- گرد آوری اطلاعات و داده ها 4- تجزیه و تحلیل و طیقه بندی داده ها و اطلاعات 5- نتیجه گیری و تدوین گزارش تحقیق

 

مساله از نیازها و مشکلات بدست می آید هر چیزی که فکر انسان را به خود مشغول می دارد مساله گویند .

بعد از بیان مساله اهداف تحقیق را مشخص می کنیم که معمولاً در بخش اصلی و اهداف فرعی تقسیم بندی دارد مثل بررسی علل پیشرفت تحصیلی دانش آموزانپسر مقطع راهنمایی منطقه 10تهران در سال 1391 که هدف آن بشرح زیر است

1-شناسایی دلیل پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پسر مقطع راهنمایی منطقه 10تهران درسال 1391

بعد از سئوال تحقیق فرضیه های تحقیق می آید که همان حدس های علمی محقق که بر حسب مطالعات اولیه (اکتشافی ) بدست می آید برای بیان فرضیه همیشه رابطه ای اعلام می شود (مثل بین امکانات تحصیلی و پیشرفت تحصیلیس رابطه وجود دارد که دارای دو متغیر علت و معلول است (XوY)امکانات تحصیلی علت یا مشکل یا xو پیشرفت تحصیلی معلول یا وابسته یا yاست

برای تعریف علت یا مشکل تعریف نظری و تعریف علمی (عملیاتی)که بر اساس منطقه تحقیق و محیط توضیح داده می شود فصل اول تحقیق دارای شش مرحله است 1-موضوع2-بیان مسئله 3-اهداف 4- سئوال اصلی تحقیق 5- بیان فرضیه های تحقیق 6-متغیر های تحقیق

انتخاب و تشریح روشهای کار

روش پیمایشی (زمینه ای )

تکنیک پرسشنامه که به دو دسته باز و بسته تقسیم می شود در سوالات بسته چند گزینه داده می شود که یکی را مصاحبه شونده انتخاب می کند و در سوالات باز توضیح های مفصل از مصاحبه شونده درخواست می شود

جامعه آماری یا جامعه هدف در انتخاب موضوع نوع جامعه آماری را انتخاب می کنیم و به خاطر محدودیت های موجود از جمله وقت و تعداد جامعه آماری نمونه تحقیق که به روشهای زیر انتخاب می شوند:نمونه گیری ساده و نمونه گیری تصادفی

در فصل دوم موارد زیر را مطرح می کنیم الف - یافته های پیشین :در واقع در تحقیق از نتایج  محققان قبل از ما  نیز استفاده می کنیم  ب- مبانی نظری تحقیق : از نظریه نظریه پردازان معروف در آن ضمینه کار کردن را در تحقیق ذکر کرده و توضیح می دهیم و این نظریه ها را به عنوان منابع در ذیل می نویسیم

فصل سوم : انتخاب و تشریح روشهای کار تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری در فصل سوم است گرد آوری داده ها و جمع آوری اطلاعات و در نهایت داده ها و اطلاعات را تجزیه تحلیل و نتیجه گیری انجام می دهیم در این مرحله با کار آماری جداول ما در جداول یک بعدی و براساس جداول یک  بعدی جداول دوبعدی تهیه می گردد .

ویژگی های اقدام پژوهی – مراحل اقدام پژوهی – مزایای اقدام پژوهی – محدودیت های اقدام پژوهی

اقدام پژوهی : شیوه ای از تحقیق عِلمی است که محقق به منظور اقدام پژوهی  بهبود عمل آن را انجام داده و در جریان تحقیق و یا در پایان آن بر روی جامعه مورد تحقیق پیاده می کند

 

 

 

 

انواع روش تحقیق بر اساس گرد آوری اطلاعات – آزمایشی – توصیفی – تاریخی

توصیفی انواع را نام ببرید شیمایشی – همبستگی – عِلی – موردی

تعریف اقدام پژوهی : شیوه ای از پژوهش که در آن محقق در حوزه عمل نیز وارد می شود و از نتایج برای بهبود عمل استفاده می کند

ویژگی های اقدام پژوهی 1- مشارکتی 2-عمل گرا است 3- انعطاف پذیر است 4- دمکراتیک است 5- تحول گرا است یعنی دنبال ایجاد تغییر و بهبودی در روش است

تحقیقات همه دارای فرایند می باشد 1- انتخاب و تحلیل و تبعین و تشریح مسأله (فرموله کردن مسئله )

اهمیت و ضرورت مسأله را توضیح دهید 2-انتخاب و تشریح روشهای کار

متغیر های مستقل بیان کننده علت و میزان تاثیر متغیر وابسته را نشان می دهد و متغیر وابسته متغیری است که میزان تاثیر پذیری را نشان می دهد مثل بین میزان در آمد در افزایش آمار طلاق رابطه وجود دارد

میزان در آمد =متغیر مستقل یاx

میزان طلاق متغیر وابسته یا y

از تشریح مسأله یک یا چند سوال اصلی بوجود می آید فرضیه تعریف می گردد (حدس های علمی )

3- گرد آوری اطلاعات و داده ها استفاده از تکنیک های مختلف جهت گرد آوری اطلاعات استفاده می شود که از جمله این تکنیک ها مشاهده – مصاحبه – پرسشنامه – اسنادی و مدارک

4- تجزیه و تحلیل داده ها و نتیجه گیری 5- تدوین گزارش تحقیق

ویژگی های موضوع را بنویسید لحاظ1- زمانی و مکانی محدود باشد 2- موضوع باید قابل اجراء باشد 3- موضوع باید جامع باشد      4- موضوع باید عِلی نباشد و شفاف باشد 5- دارای اهمیت و ضرورت باشد 6- از لحاظ نگارش مختصر و در یک سطر باشد

انواع اطلاعات در تحقیق اقدامی: شواهد یا اطلاعات نوع اول :آن دسته از اطلاعاتی هستند که در مرحله اول تحقیق اقدامی برای 1- شناسایی وضع موجود و2- تبعیین مسئله و 3- ارائه یک راه حل موقتی برای مسئله به کار می آید پس به طور خلاصه اطلاعاتی که در مرحله اول تحقیق برای سه مورد ذکر شده استفاده می شود

شواهد نوع دوم : اطلاعاتی است که پس از اجرای راه حل موقتی گرد آوری می شود برای اینکه در مورد اقدام انجام شده داروی کنیم

مزایای اقدام پژوهی : 1- تحقیق اقدامی رویکرد مثبت به مسئله داشته و سعی دارد نتیجه تحقیق مستقیماً به عمل برگردد

2- در تحقیق اقدامی منافع فردی برای مشارکت کننده گان دارد مثل توسعه حرفه ای فردی

3- تحقیق اقدامی با عث ارتقاء آگاهی و دانش مشارکت کننده گان می شود

4- تحقیق اقدامی با خصوصیت سیکلی تحقیق عملی وپیگری تغییر در محل کار به ارتقاء فعالیت ها و بهبود رفتار های سازمانی و کمک به حل مسائل سازمانی می کنند

محدودیت های تحقیق اقدامی:1- بخاطر محدودیت دامنه مطالعات قابل تعمیم نیست (عمومیت ندارد )

2- برای مشارکت کننده گان مسئولیت زیادی ایجاد می کند

3- بی طرفی در حقیق اقدامی بسیار سخت یا غیر ممکن است

 



:: برچسب‌ها: اقدام پژوهی,

نوشته شده توسط محمود سهرابی در ساعت 16:29



نظریه های فرهنگی

سه شنبه 7 مهر 1394

نظریه های فرهنگی

کتاب نظریه های فرهنگی در قرن بیستم حسین بشیری

فرهنگ شناخت آقای داریوش آشوری

1-تعریف فرهنگ کنید ؟

فَر به معنی ولاو شکوه  جلال و هنگ به معنی کشیدن وکلمه فرهنگ هم به معنی شکوه و والا کشیدن

فرهنگ ارزشها اعتقادات اخلاقی و رفتار های مبتنی برا اینها و آداب و رسوم یک جامعه و عرف جامعه را فرهنگ گویند فرهنگ به زندگی جامعه بشری معنی می بخشد

فرهنگ یک پدیده اکتسابی می باشد

تعریف فرهنگ از نظریه های غربی

ادوارد تیلور مجموعه ای از دانشها باورها و هنرها قوانین اخلاقیات عادات و هر آنچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه خویش فرا میگیرد

یا نظریه کلاکر : فرهنگ به عنوان گنجینه ای انباشته از آفرینندگی های بشر تعریف می کند

مثل صنایع دستی – موسیقی – ادبیات – نمایش نامه – معماری

2- از نظر ساپیر و مایرز فرهنگ چیست ؟

یا نظریه مایرز : فرهنگ آنچیزی که ازگذشته به جا مانده وبراکنون وآینده شما تاثیر می گذارد

نظریه ساپیر فرهنگ مجموعه ای هم بسته از کردار ها و باورها که از راه جامعه به ارث رسیده و بافت زندگی را تشکیل می دهد.

3-اجزاء فرهنگ را بنویسید ؟

اجزای فرهنگ عبارتند از 1- دانش 2- باورها 3-اخلاق4- هنر 5-سنتها و مراسم

دانش با پدیده های جهان هستی که با اصالت عقل قابل اثبات باشد

2- باورها مجموعه ای از افکار که به زندگی معنا می بخشند باورها ادراک ما از جهان هستی هستند ولو اینکه قابل اثبات نباشند

3- اخلاق شناخت مصادیق و ارزشهای اخلاقی

4-هنر بیان روح و احساسات آدمی در قالبهای بیانی مختلف مثل نقاشی – موسیقی –

5- سنتها و مراسم تفکر و باوری که بر خوردار از آدابی تکرار شونده باشد

مشخصه های فرهنگ

1-فرهنگ اکتسابی است یادگرفتنی است فرهنگ پدیده ای ذاتی نیست بلکه اکتسابی و از طریق یادگیری قابل انتقال است

2-فرهنگ پویا و متحول است فرهنگ پدیده ای ساکن نیست و همواره در حال تحول و پویایی و حرکت به سمت جلو است

3- فرهنگ تغییر پذیر است 4- فرهنگ ساختاری است 5-فرهنگ ناشی از عوامل زیست شناختی می باشد

4- اهمیت فرهنگ و هویت فرهنگی را بنویسید ؟

اهمیت فرهنگ 1- جایگاهی که فرهنگ در هویت بخشی و موجودیت فردی افراد جامعه و خود جامعه ایفاء می کند

2-نقشی که فرهنگ در بیشرفت و توسعه دارد نقش فرهنگ در رفع بسیاری از مشکلات اقتصادی – سیاسی و اجتماعی فرهنگ است فرهنگ به عنوان یکشاخص توسعه پایدار در جهان امروز شناخته می شود و در توسعه فرهنگی کی از ملاکهای پیشرفت جوامع  می باشد

هویت فرهنگی چیست ؟هر فرهنگی الگوهای رفتاری منحصر به فرد خود را دارد که برای مردمی که از زمینه های فرهنگی دیگر هستند بیگانه است تفاوت های فرهنگی که جوامع را از یک دیگر متمایز می کند و برای جوامع دیگر ناشناخته و غریب است به عنوان هویت فرهنگی یک جامعه معرفی  می شود بطور کلی مفاهیم و ارزشهای هر جامعه که خارج از ضمینه شناخت جوامع دیگر باشد و مختص همان جامعه و مردم باشد هویت فرهنگی نامیده می شود

اشاعه فرهنگی :دوفرهنگ در تماس بایکدیگر فرهنگ غالب نمادها و ارزشهای خود را به درون ظرف فرهنگی فرهنگ مغلوب میریزد مجموعه های سیاسی اقتصادی برای اجرای مقاصد خود گاهی به بنیادهای فرهنگی ملت های دیگر هجوم می برند که در این صورت پدیده تهاجم فرهنگی رخ می دهد منظور از اشاعه فرهنگی مغلوب کردن فرهنگ ضعیف و جایگزین کردن فرهنگ بیگانه و قوی به جای فرهنگ بومی است تمدن : در لغت به معنای شهر نشینی و از ریشه مدنیت گرفته شده است و معنای خوی و خصلت شهر نشینی به خود گرفتن را می دهد تمدن پدیده ای است که بشر در سایه آن به تشکیل جوامع پرداخته مورخین و باستان شناسان تمدن را میراث گذشته یک جامعه که به نسل آینده منتقل می شود می دانند

5- تفاوت فرهنگ و تمدن را بنویسید ؟

تفاوت فرهنگ و تمدن: فرهنگ به معنی تمام خلاقیت های ذهنی و گفتارو کردار و رفتار مردم یک جامعه است  فرهنگ زائیده آن بخش از تراوشهای ذهنی و فرآورده های فکری بشر است که در بر گیرنده هنر و ادبیات و آئین های قدیمی دورن جامعه می باشد ولی تمدن به تمام کوششهای جسمی و روحی که بر آورنده نیاز شهر نشینی انسانها است می باشد فرهنگ محصول تفکر انسان ها است ولی تمدن به معنای نو و جدید بودن و مدنیت است تمدن کوششی است برای پیاده کردن عملی فرهنگ تمدن اکتسابی و تقلیدی است در حلی که فرهنگ تقلیدی نیست فرهنگ سازنده و کمال دهنده است اما تمدن سازمان اجتماعی را تشکیل می دهد و آن را پیش می برد تمدن نیازمند فرهنگ است و بدون فرهنگ معنی ندارد ورود فرهنگ و تمدن اسلامی به فرهنگ و تمدن ایرانی در ضمینه های معماری – رسم الخط – روابط خانوادگی – علم – نقش زن – در ادبیات و زبان تاثیر گذار بوده و این تاثیر متقابل بر یگدیگر بوده است

6-خرده فرهنگ را توضیح دهید؟

خرده فرهنگ : در اصطلاح مردم شناسی به ارزشها و هنجارهای متفاوت با ارزشها و هنجارهای گروه اکثریت که درون جامعه بزرگ تر است خرده فرهنگ گویند علاوه بر فهنگ کل جامعه طبقات ،قشذرها و گروه های مختلف جامعه دارای فرهنگ ویژه خود هستند که به آن خرده فرهنگ یا ریز فرهنگ گویند در جامعه شناسی بیشترین کاربرد خرده فرهنگ مربوط به مطالعاتی است که در مورد گروه های نژادی و انحرافات اجتماعی انجام می شود اصولاًاعضاء خرده فرهنگها تمایل دارند گروه یا قوم خود را بالاتر و برتر بدانند

ضد فرهنگ : خرده فرهنگی است که ارزشها و هنجارهای شیوه زندگی آن اساساً با فرهنگ حاکم در تضاد است چنین گروه هایی آگاهانه برخی از مهمترین هنجارهای جامعه بزرگتر را  رد  می کنند میلتون جینجر (Milton ginjer ) خرده فرهنگ را اینگونه تعریف می کند هنجاری که یک گروه را از کل جامعه جدا می کند و با آن یگانه و هماهنگ نیست 

مثل اقلیت های مذهبی – طایفه – تیره – عشیره – قبیله ایل گروه های مکانی و محلی مثل مردم یک ده گروه های شغلی گویشهای محلی شیوه های همسر گزینی ،غذا های مخصوص مخصوص هر منطقه

7- سرمایه فرهنگی را توضیح دهید و نظریه پیر بوردیو را بنویسید ؟

سرمایه فرهنگی مجموعه ای از روابط و معلومات و امتیازات است که فرد برای حفظ یا بدست آوردن موقعیتهای اجتماعی از آن استفاده می کند انواع سرمایه فرهنگی

پیر بوردیو (Pierar bordieu ) جامعه شناس فرانسوی سرمایه فرهنگی را به سه دسته تقسیم می کند 1- سرمایه بدنی ،فردی ،حافظه 2- سرمایه عینی فرهنگی 3- سرمایه نهادی و زابطه ای

1-سرمایه بدنی فردی و حافظه ای مهارت های تجربی و رفتاری و معلومات کسب شده از سرمایه های بدنی فردی محسوب می شوند سرمایه بدنی دارایی است که به کاراکتر و خلق و خوی شخص بدل شده است یعنی تنها صاحب این خصایص دارنده این سرمایه است این سرمایه از طریق بخش وراثت و خرید و فروش قابل انتقال نیست این سرمایه فانی است چون بایگانگی بیولوژیک فرد گره خورده است

2-سرمایه عینی فرهنگی :مجموعه های میراث فرهنگی آثارادبی شاهکارهای هنری این سرمایه به لحاظ مادی قابل انتقال است

3- سرمایه نهادی و زابطه ای : مدارک تحصیلی اسناد  مربوط به مالکیت و هرنوع سند تخصصی که به دارنده آن قرار دادی تضمین شده ای ارائه می دهد بوردیو بر این اعتقاد است که سرمایه اقتصادی می تواند برای صاحبش سرمایه فرهنگی و اجتماعی بوجود بیاورد و بلعکس

8- نظریه نظریه پردازانی چون دورکیم - مارک زیمل را توضیح دهید؟

نظریه های کلاسیک غرب 1- امیل دورکیم یهودی اهل فرانسه متولد 1853تا 1917 : دورکیم از نظریه پردازان اجتماعی فرانسه بود که معتقد است که فرهنگ عامل وحدن اجتماعی یا همبستگی اجتماعی است و بر مبنای نظریه او اختلاف و کشمکش را نمی توان به حساب نقش فرهنگ گذاشت او بر این عقیده بود که همبستگی اجتماعی موجب قوام جامعه می شود و از بی نظمی جلوگیری می کند و او عامل این همبستگی را فرهنگ یک پارچه مردم یک جامعه می دانست دورکیم دونوع جامعه را در نظر می گیرد یک جامعه ساده که در آن مردم به هم شبیه ترند و وظایف یکسانی را انجام می دهند و حداقل تفاوت های فردی و جود دارد بنابراین انعطاف کمتری دارند و گرایش به سختی و خشونت در آنها بیشتر است در این جامعه گذشت وجود ندارد اما در جوامع صنعتی و پیچیده  همبستگی نه از همانندی افراد بلکه از تفاوت هایشان به وجود می آید در این جامعه تنظیم کار وجود دارد و در کیفرها گرایش به خشونت و سختی کمتری دیده می شود و انعطاف بیشتری وجود دارد

11- از نظر دورکیم دین چه نقشی در فرهنگ دارد؟

2- دورکیم فرهنگ را برخاسته از نیاز ها و شیوه های سازمان یافتگی ساختار اجتماعی و نه یک تفسیر فردی از جهان می بیند

3- دین در نظریه دورکیم : در نظریه ایشان دین به عنوان جزئی از فرهنگ به حساب می آورد (برخلاف دیدگاه اسلامی )او معتقد است که دلیل واقعی وجود دین و آداب دینی نه پرستش خدایان بلکه بازسازی پیوند های اجتماعی بوده است

انتقادد ها به جامعه شناسی دورکیم : 1- او اختلاف و کشمکش به حساب فرهنگ نمی گذارد 2-نظریات دورکیم بیشتر ایده آلیستی است او به نقش قدرت ها روز منافعه اجتماعی و نیاز ها را نادیده می گیرد او نقش فرهنگ را بسیار ساده و یک خطی می بیند و این با توجه به نظریه او نسبت به جوامعه پیچیده در تناقض است

9- از نظر زمیل مَد را تعریف کنید ؟

گئورگ زیمل 1858تا 1918متولد برلین او برخلاف دور کیم جامعه محصول کنش و واکنش های افراد با یکدیگر می دانست مشاهده تجربی فرد در نظر او مقدم بر الگوهای پیش ساخته اجتماعی است او فرهنگ را از دو بعد عینی و ذهنی بررسی می کند فرهنگ ذهنی یا روح مربوط به پرورش روح انسان ها و فرهنگ عینی نشان دهنده فراتر از روح انسان و در برگیرنده اشیائی است که توسط فرهنگ ذهنی تهیه شده است زیمل در نظریه خود راجب مُد می نویسد قوائد مَد قراردادی هستند این قوائد به نیازهای فرهنگی و اجتماعی شخص پاسخ می دهند کسانی که در گروه های اجتماعی بالاتر قرار دارند از مَد تبعیت می کنند تا شأن اجتماعی خود را نشان دهند و گروه هایی که از طبقات پایین هستند با مَد خود مدعی به ورود بهطبقات بالائی هستند و این رقابت پایانی ندارد که نشانگر ذات ناپایدار مَد است

10- از نظر مارکس زیربنای فرهنگ چیست ؟

نظریه کارل مارکس : فیلسوف و نظریه پرداز آلمانی متولد 1818تا1883: تحصیلات او در مقطع دکتری فلسفه از دانشگاه برلین بود او یک یهودی آلمانی تبار که به نشر 1-مانیفیست کمونیست 2- ارائه الگوی زیربنایی روبنایی جامعه 3- تاسیس انجمن بین المللی کارگری – از نظر مارکس مسائلی چون زیربناو روبنای جامعه شیوه تولید مالکیت خصوصی و سایل تولید و نظام روابط تولید ی و تقسیم جامعه به مالکان و کارگران مطرح هستند به نظر او اقتصاد در جامعه صنعتی و سرمایه داری زیر بنای جامعه محسوب می شود و حکم اولیه را دارد اما مارکس فرهنگ را چیزی جزء روبنا و عامل ثانویه اجتماعی نمیداند مارکس معتقد است فرهنگ محصول ایدئولوژی است طبق دیدگاه مارکسیسم روشن فکران طبقه حاکم در هر عصری اندیشه های مسلط را تولید و عرضه می کنند و همین اندیشه ابزارهای عمده طبقه حاکم بر طبقه زیر دست است از نظر مارکس انسان در جامعه سرمایه داری چیزی جزء ابزار تولید پول نیست و پول معیارو ارزش گذاری کالا ها است و ارزش انسان با پول سنجیده می شود البته مارکس بعدها دیگاه انسان گرایانه تری بدست می آورد ودر انتقاد به تئوری خود می پذیرد استفاده ابزاری از فرهنگ در جهت تامین منافع طبقه حاکم چیزی جزء کالازدگی و از خود بیگانگی هویتی خود در بر ندا

مارکس وبر (1960-1864)متولد یک خانوده مرفح آلمانی و یک پروتستان متعصب تحصیلات در رشته تاریخ – حقوق و فلسفه بود تا پایان عمر ازدواج نکرد از برجسته ترین رهبران فکری دوران خود بود مهمترین کانون نظریه فرهنگی او درک او از کنش انسانی است او دو الگو را برای کنش انسانی مورد توجه قرار می دهد 1- کنش مبتنی بر ارزش که محرک آن باورها و اعتقادات و اهداف فرهنگی مانند دستیابی به رستگاری است دوم کنش مبتنی بر هدف که همان کنش سوداگری است که فاعل آن درصدد کسب منفعت بوده و هر وسیله ای را جهت رسیدن به هدف خود موجه می داند

نقش دین در فرهنگ مارکس وبر به نقش دین درفرهنگ جوامع معتقد بود مانند دورکیم با این تفاوت که دورکیم معتقد بود که دین دست آویزی برای تحکیم پیوند های اجتماعی است ولی وِبر دین به عنوان نجات بخش انسان بخصوص در جهان  مدرن که کنش مبتنی بر هدف قالب است نگاه می کند وِبر معتقد است که با آغاز مدرنیته جهان به سمت توهی شدن پیش می رود و تنها نجات دهنده دین خواهد بود وِبر طبقه بندی دیگری دارد که به اقتدار اجتماعی معروف است از نظر او جامعه دارای سه طبقه اقتداری است 1-اقتدار سنتی این نوع اقتدار زنجیره ای از رسوم و سنت های رایج است که از رسوم و اعمال خاص یک گروه اجتماعی برگرفته شده و اتباع جامعه از این سنت ها پیروی می کنند مثل سنت اسلامی در ایران 2- اقتدار کاریزماتیک یا فرهمندانه این نوع اقتدار ناشی است از باور به برخورداری حاکم از اقتداری استثنایی و یا نوعی عطیه الهی است مثلاً گاندی – ماندلا

3-اقتدار قانونی و اخلاقی یا بورکراتیک این نوع اقتدار به اعتقاد وِبر در جوامع معاصر و صنعتی بوجود می آید و مبتنی بر هنجارهای قانونی و تکنیک وظایف است تفاوت نگاه مارکس وِبر ویژگی بارز وِبر چند بُعدی بودن او است مارکس تاکید بر انحصاری برعامل اقتصاد به عنوان تعین کننده طبقه اجتماعی دارد اما وِبر معتقد است که انسان مجموعه بزرگی از ارزشها هستند که در سه طبقه جای می گیرد 1- اقتصادی طبقه از نظراقتصادی فرد طبقه بندی می شود 2– اجتماعی از منظر اجتماعی شأن یا پرستیژ 3– سیاسی از نظر حزب سیاسی طبقه بندی می شود وِبر بر این اساس نظریات خود را ارائه می دهد

 

 



:: برچسب‌ها: نظریه های فرهنگی,

نوشته شده توسط محمود سهرابی در ساعت 16:27



اخلاق (کاردانی)

سه شنبه 7 مهر 1394

تربیت اسلامی : نقش انسان به عنوان فرد و جمع در تربیت اسلامی

1-چگونگی تحول اخلاقی در تربیت اسلامی را نام ببرید؟

چگونگی تحول اخلاقی : 1- تقویت باورهای دینی 2- اصلاح اندیشه و روان و جان

2- عوامل اصلاح رفتار در تربیت اسلامی را نام ببرید ؟

 3- اصلاح رفتار الف) در خیر خواهی مردم دارای آثار خیرخواهی است a)جلوگیری از گسستهای اجتماعی b) تقویت روح و خدمت رسانی به جامعه c)اصلاح و ترمیم غفلت ها و کاستی ها d)جلب رضایت حق تعالی

ب)رعایت گفتار محکم و با پشتوانه سوره احزاب آیه 70 یا ایها الذین آمنو اِتقو الله قولواقولاً سدیدا

بو علی سینا می گویند اگر چیز عجیبی شنیدید تا زمانی که دلیل بربر امکان قبولیا عدم قبولش ندارید رد نکنید قبول هم نکنید بگو ئید ممکن است باشد

ج) اصلاح رفتار یا پرهیز از پیروی جاهلانه د)اصلاح رفتار با دفع بدی به نیکی آثار خوبی در مقابل بدی دیگران الف)سهولت در حساب قیامت سوره شوراآیه40فمن عفی و اصلح فاجره علی الله  ب)از بین رفتن کینه ها پیغمبر فرموده همدیگررا عف کنید چون کینه ها را از بین می بردج)نزدیک شدن دلها به یکدیگر د)بدست آوردن عزت و شخصیت خ)دستیابی به پیروزی چ)قول عمر

استفاده از عمر به اشکل زیر است 1- فرصت سوزی – فرصت طلبی – فرصت یابی

3-لوازم بزرگ منشی را نام ببرید؟

تقافل (چشم پوشی )در تقابل بدی دیگران و  عفو گذشت

4- آثار خوبی و نیکی درمقابل بدی دیگران را بگوئید ؟

1-سهولت در حساب قیامت 2-از بین رفتن کینه ها 3-نزدیکی دلها 4-بدست آوردن عزت و شخصیت 5-دستیابی به پیروزی

آثار تقافل رابنویسید ؟

1-اعتلای کرامت و بزرگواری 2-رشد شخصیت 3-فرصت بخشی و اصلاح خود 4-تقویت آرامش خصوصاًدر خانواده 5-پرهیز از اشاعه بدیها و زشتیها

5-عوامل تربیت را نام ببرید؟

1- تقویت اراده اراده وابسته به عقل است و یک نیروی درونی و تسلط بر نقش و تفاوت وتمایز با میل وابسته به طبیعت است .

 2- عامل عبادت است 3- محبت است 4- تقویت حس حقیقت جوئی جزء احساس غریصی است 5- مراقبه و محاسبه نفس 6- تفکر از عامل تربیت تفکر سالم است7- معاشرت با صالحان یعنی با انسان های خوب نشست و برخواست کند 8- محبت اولیاء است 9- ازدواج است 10- جهاد چون یکی از عوامل تربیت شجاعت است

6-عبادت چه نقشی در تربیت دارد؟

دوم عامل عبادت است و اطاعتی که منشاء آن معرفت باشد از پیغمبر اکرم (ص)روایت است خوشا به حال انسانی که به عبادت عشق بورزد و آن را با قلب دوست داشته باشد و در جایی دیگر علی ابن ابوطالب (ع) نقل میکند "خدای امن تورا به خاطر ترس از آتش عبادت نمی کنم و به خاطر بهشت عبادت نمی کنم بلکه تورا اهل عبادت یافتم پس تو را عبادت می کنم "نکته چرا عبادت عامل تربیت است بخاطر اینکه از آن جهت که باعث پرورش و ایجاد حس در انسان می شود (حس انسان بودن ) سوم محبت است نقطه مقابل خشونت اثر محبت احساس احسان ونیکی و نرم خوئی است گاهی محبت مطابق با مصلحت می باشد نه مطابق میل و رفتار چون گاهی لازمه محبت خشونت می باشد .چهارم :تقویت حس حقیقت جوئی جزء احساس غریصی است که باید تقویت شود در این صورت ضمینه تربیت می شود

 7-مراقبه و محاسبه نفس به چه معناست؟

پنجم: مراقبه ومحاسبه نفس:انسان بایداول مراقب عمل خودباشدوسپس محاسبه کنداعمال نیک وبدخودرامحاسبه کند

8-مشارطه و معاطبه به چه معناست؟

قبل از مراقبه مشارطه است یعنی با نفس خود قراردادی و شرط و شروطی برای خود قرار می دهد انجام اعمال خوب و دوری از از رزایل و بعد خود را معاقبه یعنی خود را مورد عقوبت و اعتاب قرار دهد و اگر باز نفس خود را نتوانست رام کند خود را معاقبه یعنی برای انجام گناه هان خود برای خود جزای بد قرار دهد و مورد عقاب قرار دهد.

9-تفکر چه نقشی درمسائل تربیتی دارد؟

ششم:تفکرازعامل تربیت تفکر سالم است قرآن کریم مکرراً تاکید به تفکروتعقل نموده است اگر عبادت را به عبادت بدنی مثل نماز و عبادت مالی مثل انفاق وعبادت فکری تقسیم کنیم پیغمبر اکرمص)فرمودبیشترعبادت ابوذر تفکرش است تفکر دروجودخود و تفکردرتاریخ تفکردرعالم خلقت

هفتم: معاشرت با صالحان یعنی با انسان های خوب نشست وبرخواست کندروایت از حضرت عیسی(ع)سئوال شدبا کی مجالست کنیم جواب دادن1- با کسی که شمارابه یادخدا بی اندازد2-حرفهایش عمل شما رازیاد کند3-و عمل شما رابکارخیرترقیب نماید.هشتم : محبت اولیاء است دوست داشتن انسان های خوب و اولیاء و ائمه نهم ازدواج است روایت است درقرآن کریم که ازدواج باعث آرامش طرفین می شود دهم:جهادچون یکی ازعوامل تربیت شجاعت است و شجاعت مقدمه جهاداست اساس اخلاق اسلامی:یادخدا :در واقع یکی ازپایه های اساسی ومهم اخلاق اسلامی یادخداست.یادخدا سرچشمه قدرت روحی و معنوی است در مقابل آن ،غفلت ،سرچمه گرفتاری ها و رذایل  اخلاقی است .در سوره احزاب آیه 41 ،یا ایها الذین آمنوا اذکراله ذکراً کثیرا(ای کسانی که ایمان آورده اید ،خدا را یاد کنید ذکری که زیاد باشد).وصیت حضرت علی (ع) به امام مجتبی (ع): کن لله ذکرا  علی کل حال (درهمه حال یاد خدا باشید ).یکی ازنام های قیامت یوم الحسرت است (روز حسرت )یکی از موارد حسرت زمانی است که یاد خدا نبوده

10-مفهوم ذکر را بنویسید؟

مفهوم ذکر چیست؟ذکر دربرابر غفلت و گاهی دربرابر نسیان (فراموشی)است.معنی ذکرحضورمعنا درنفس است یادهمان ذکراست .توجه قلبی انسان به ساحت مقدس پروردگار می باشد.فرق بین غفلت و نسیان چیست ؟غفلت توجه نداشتن به علم است ولی نسیان عبارت است از زایل شدن معنا از ذهن است یاد که همان ذکر است

11-مراتب ذکر را نام ببرید؟

مراتب ذکر:1)ذکر لسانی و لفظی 2)ذکر معنوی :یعنی در حالی که لفظ مشغول است به معنا توجه دارد 3)ذکر و یاد خدادر هر حال(این مخصوص بندگان خاص خداست )

12-یادخدا چگونه مایه آرامش انسان است ؟

یادخداچگونه مایه آرامش انسان است؟با توجه به سه اصل،یادخدا موجب آرامش انسان وخانواده ها میشودالف)انتظارات ما باید مطابق واقعیات باشد ب)

13-سختی و مشکلات مساوی با نارضایتی نیست را توضیح دهید ؟

سختی و مشکلات مساوی با نارضایتی نیست (امام حسین (ع) در گودال قتلگاه فرمودند : خدایا را ضیم به رضایت ج)در مقابل حوادث چاره ناپذیر ،جزصبرکردن و عنان از کف ندادن

14-ذکر از منظر قرآن را بیان کنید؟

ذکر از منظر قرآن کریم در سوره اعراف آیه 205و 206 آمده (ذکر وسیله قرب خداست) 1-ذکر و یاد خداست 2-ذکر لسانی و قلبی 3-ذکر همراه تضرع و خفیه 4-استمرار ذکر

15-موانع ذکر را بیان کنید ؟

موانع ذکر:آنچه که مانع یادخدابرای انسان ها می شودعبارتند از1-توجه به خود بینی ایجاد حایل میان انسان وخداست2- توجه به اموال فرزندان و غیره3-انس به دیگری

16-آثار غفلت و فراموشی را بیان کنید ؟

آثارغفلت وفراموشی:غفلت یعنی عدم توجه درمقابل یادخداست که ازآثارشومی برخوردار است عباتنداز1- بحران هویت(خود فراموشی)2- زندگی سخت هرکسی ازیاد من روی برگرداندزندگی سختی خواهدداشت(قرآن کریم)3-همراهی شیطان با انسان خدادرسوره زخوف آیه36 می فرمایداگرانسان دست ازیاد خدابرداردشیطان همراه اوخواهدشد4-قساوت قلب5-سلب توفیق وبرکت 6-کوری درقیامت

 

17-ثمرات ذکر را بنویسید؟

ثمرات ذکر یاد خدا و آثار و ثمرات در زندگی و در فرد و اجتماع دارد که اهم آنها عبارتند از 1- آرامش قلبی و قدرت روحی2- نورانیت دل3-وارستگی از لذت مادی 4-جلب نظر الهی 5-ایجاد بصیرت در سوره اعراف آیه200 می فرمایدکسی که خدارا یاد کندخدا به اوبصیرت می دهد6-دوری از گناه7-ودیابی

18-از رذایل و فضائل چند نمونه نام ببرید ؟

فضائل اخلاقی1-خوف ازخدا 2-شرم وحیاء3-خوف رجاء4-صبر وشکیبائی5-توکل6-رضاوخشنودی7-فروتنی و تواضع 8-شجاعت 9-خیرخواهی 10-وقار 11-وفق ومدارا 12-حسن اخلاق13-حسن ذن رذایل اخلاقی 1-خود خواهی یکی از رذایل اخلاقی است دونوع خود می باشد الف – خود حقیقی و ملکوتی خود پنداری و خیالی یا ناخود آنجاکه امر به مخالفت با نفس و مجاهده با آن شده مرادغوطه ور شدن در خود خیال است و آنجا که از کرامت نفس سخن به میان آمده مقصود همان خود ملکوتی است .2-ریاء3-شهرت طلبی و نامجویی4-خشم و خشونت 5-کینه و حسد 6-دروغ7-ترسویی8-ستمکاری 9-غیبت و بدگویی10-حرص و طمع

19-اصول مبارزه با خودخواهی را نام ببرید؟

توجه به خدا 2-تعیین حریم با ایجاد تعادل در امیال (یکی دیگر از اصول مبارزه با خودخواهی تعیین حریم با ارائه احکام و دستورهای بی شمار در قالب شریعت از سوی اسلام است و اندازه لازم برای هر میل و گرائیشی تعیین شده است .اگر این اندازه رعایت شود از افراط و تفریط جلوگیری می گردد) 3-اخلاص 4- مبارزه همه جانبه 5-بصیرت و آگاهی (یکی دیگر از اصول مبارزه با خود خواهی بصیرت و آگاهی است .اسلام تاکید فراوان بر تحصیل علم و معرفت دارد اگر از محور جهل وبی خبری فاصله بگیرید به محور علم و معرفت نزدیک می شوید.آگاه بودن به قبح بدی کاملتر باشد با نقش بازدارنده آن معرفت بیشتر حاصل می شود 6-مبارزه با رزایل و پرورش فضایل



:: برچسب‌ها: اخلاق (کاردانی),

نوشته شده توسط محمود سهرابی در ساعت 16:24



اطلاع رسانی (کاردانی)

سه شنبه 7 مهر 1394

اطلاع رسانی و تبلیغات فرهنگی                                                                                                                                                                                                                                                                                                              خانم کیاسی

 

      نظام سیستماتیک

                                                                                                محتوای چیزی را می رساند

                                      اثر چیزی  بر چیز دیگر را می رساند – مثل قرص باعث جلوگیری از پیشرفت مرض می شود

اطلاع                                                                       کیفیت یا کمیت       

                                                                                                مکان یابی  چیزی کتاب روی میز است

                                                                                                حالت یا چگونگی چیزی را می رساند هوا گرم است

                                                                                                ارزیابی را می رساند مثل این رفتار مطلوب است

 

محتوای خبر          همان اطلاع است یا بر عکس محتوای هر چیزی همان خبر است پدیده های اجتماعی تا زمانی که تغییر نداشته باشد ملموس نمی شوند

                ویژگی های                                        برای بررسی نحوه کیفیت اطلاع است ابزار ها – تجهیزات تلفن – فکس – اینتر نت تلفن همراه

                اطلاع رسانی                                           برای بررسی تاکتیکهای اطلاع رسانی از چه نرم افزاری استفاده می شود

                                                                                                                برای بررسی ارزیابی اطلاعاتی که ارسال می شود

 

پدیده ها به دو حوزه مادی و غیر مادی تقسیم می شوند مثل  اطلاعات دقیقاً

                                                                                                                                اطلاعات اولیه یا ابتدایی (جهان مادی )

طبقه بندی اطلاعات                                             اطلاعات زیست محیطی  مثل پیدایش انسان و جانوران – طبیعت

اطلاعات معنایی و مفهومی به دودسته انفرادی تجربه شخص است اطلاع درونی دسته دوم اجتماعی – نهادی و غیر نهادی

اطلاع می تواند اثر بر افکار نداشته باشد   

 

اطلاع می تواند اثر بر رفتار نداشته باشد اطلاع می تواند با بی تفاوتی همراه باشد و یا دانائی متفاوت است و دانائی اثر گذاری دارد

1-      اطلاع و دانائی تجربه و کیفیت اطلاعات

2-     نظام اطلاع رسانی به صورت سیستم نگاری

تعریف اطلاع رسانی فرایند پخش علمی  مبتنی بر دانش که به تولید اطلاع دست می زند گاهی این تولید در حد شایعه در تولید اطلاع اختیار پخش را در دست دارد و اطلاع رسان

تنظیم رفتار جامعه در پدیده های اجتماعی شایعه کمک می کند به تولید اطلاعات و انتخاب اطلاعات بعد از تولید اطلاع جمع آوری اطلاع یکی دیگر از فرایند های نیز کمک می کند بعد از انتخاب به انتقال هم کمک می کند به اطلاعات در نهایت این اطلاعات باید ذخیره سازی شود که مهمترین بخش فرایند اطلاع رسانی است یکی از نمونه های ثبت اطلاع – کتاب است معلم انتقال اطلاعات کتابخانه نیز ذخیره سازی اطلاعات

شیوه های اطلاع رسانی 1- مستقیم 2- غیر مستقیم 3- ابزار های اطلاع رسانی

دانش اطلاع رسانی بصورت نظری و کاربردی معین می شود

ضرورت اطلاع رسانی وقتی هدف جمع آوری اطلاع باشسد

موانع مسیر اطلاع رسانی  -1- سرعت بیش از حد تکنو لوژی 2- اطلاع رسانی نیاز به نوبودن – جریان سریع اطلاعات قبلی حذف می شود 3- افزایش تخصص ها 4- زمان استفاده و زمان یادگیری

جهانی شدن اطلاع رسانی : همگون سازی اطلاعات یعنی یکسان سازی اطلاع در کل جهان و یا همگرائی اطلاعات

چهار ویژگی تکنولوژی 1- پیشرفت دائمی در افزایش توانمندی ها 2- در حوزه ذخیره سازی اطلاعات برای ذخیره سازی از کد گذاری استفاده می شود 3- پیشرفت سریع ماهواره ها 4-فیبرهای نوری

زمانی زمانی جریان اطلاعات بصورت عمودی دو سطوح بالا به پائیین می بود و الان جریان اطلاعات به طور همه گیر و به صورت افقی می باشد

تبلیغ : رسانیدن فعالیت آموزشی برای ارتقاء سطح آگاهی و دانش افراد جامعه (تاثیر خبر یا فعالیت بروری روح و روان انسان

ابلاغ : رساندن

مبلغ : رساننده

تبلیغ  عامل رسانیدن یک معنا به مخاطب است

ریشه لغت تبلیغ کنگره تبلیغ ایمان بود

تبلیغ در واژه نامه دهخدا : تعمیق بخشیدن به باورهای دین از طریق ابزار را تبلیغ گویند

 اعلام معنی عربی تبلیغ : تبشیر – هدایت – امر به معروف معنی اسلامی است

تبلیغ به زبان فرانسوی پروپاگاندا (تحریک قوی ذهن )مطلوب اعلام واقعیتها می گویند نامطلوب تذویر و دورغ گفتن

روشهای تبلیغ 1- نفی و اثبات 2- مکتب فرانکفورد : تبلیغ در خدمت نظام سرمایه گذاری است و این نوع تبلیغات از نوع تبلیغات بد است

تبلیغات کاربردی 1- تبلیغات بازرگانی : مثل ایرانسل – همراه اول اجناس منزل 2- تبلیغات سیاسی دست کاری می کند ادراک و ذهن مخاطب خود را 3- تبلیغات  بشر دوستانه مثل تبلیغات محک 4-تبلیغات آموزشی مثل گاج – قلم چی

روشهای تبلیغ 1- آگاهی اولیه مثل تبلیغ چند روز دیگر میگم جهت ایجاد نیاز اولیه 2- آگاهی ثانویه 3- تبلیغ زیر آستانه حسی (طرح ناگهانی )مثل تبلیغ بین فیلم های سینمائی 4- تبلیغ مستقیم مثل اینکه ویژگی های کالا مستقیم مطرح می شود 5-تبلیغ غیر مستقیم مثل تبلیغ غیر مستقیم تبلیغ محصولات کارخانه حمید که اسم حمید را می برند در تبلیغ 5- تبلیغات نامرعی است

زبان تبلیغ 1- ارتباط کلامی ارتباط غیر کلامی 2- زبان (گویش ها ) نهادها (جنبه قراردادی دارند )3- نقش فرهنگ در جامعه (آداب ،اعتقادات ،رسوم ،دین )

ابزارهای تبلیغ 1- ابزار انسانی عوامل اصلی تبلیغ را تشکیل می دهند 2- ابزار های غیر انسانی عوامل اصلی بدون حضور انسان ها است

ابزار های تبلیغاتی الکترونیکی :  1- ابزار چاپی 2- ابزارهای تبلیغات الکترونیکی 3- ابزارهای ثابت تبلیغاتی

استفاده از ابزار های تبلیغ : 1- تعداد مخاطبین تحت پوشش  نحوه پیام نتایج تبلیغ 2-وسایل ارتباط جمعی چیست 3- مجرای پیام چه چیز است 4-زمان بندی در حوزه تبلیغات

 



:: برچسب‌ها: اطلاع رسانی (کاردانی),

نوشته شده توسط محمود سهرابی در ساعت 16:22



صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد

درباره



به وبلاگ من خوش آمدید
MASF1350@gmail.com


مطالب پیشین

قمه زنی سنت یا بدعت
جامعه پذیری
آشنایی با ساختارهای فرهنکی
سواد هنری
رفتار شناسی فرهنگی
اقدام پژوهی
جامعه شناسی هنر
نظریه های فرهنگی
اخلاق (کاردانی)
اطلاع رسانی (کاردانی)
حقوق ادبی (کاردانی)
enghlab
جزوه انقلاب اسلامی
بیست سوال درس تاریخ تحلیل صدر اسلام
سوالات تستی درس انقلاب اسلامی
اخلاق (کاردانی)
اطلاع رسانی (کاردانی)
حقوق ادبی (کاردانی)
کارآفرینی (کاردانی)
مدیریت مراسم و تشریفات(کاردانی)




Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by hamkelasi8992